مسئله اصلی تحریم‌های جدید آمریکا علیه ایران فقط یک پرونده اقتصادی نیست؛ بلکه بخشی از رقابت بزرگ‌تر بر سر آینده نظم جهانی است.

باشگاه خبرنگاران جوان - تحریم اقتصادی برای دهه‌ها یکی از مهم‌ترین ابزارهای سیاست خارجی آمریکا بوده است؛ ابزاری که واشنگتن با تکیه بر قدرت اقتصادی، جایگاه دلار و نفوذ گسترده خود در شبکه مالی جهان، از آن برای تغییر رفتار رقبا و حتی متحدان استفاده کرده است. اما مسئله امروز فقط میزان توانایی آمریکا برای اعمال تحریم نیست؛ پرسش اصلی این است که آیا جهان همچنان حاضر است برای اجرای اهداف تحریمی واشنگتن با این کشور همراه شود؟

در گذشته، قدرت تحریم آمریکا تا حد زیادی از جایگاه ویژه این کشور در اقتصاد جهانی ناشی می‌شد. بسیاری از کشورها برای حفظ دسترسی خود به بازارهای مالی، بانک‌ها و شبکه تجارت بین‌المللی تحت کنترل غرب، ناچار بودند از تحریم‌های آمریکا تبعیت کنند. اما ساختار قدرت جهانی در سال‌های اخیر دچار تغییرات مهمی شده است. ظهور قدرت‌های اقتصادی جدید، افزایش نقش چین، گسترش روابط تجاری میان کشورهای خارج از مدار غرب و کاهش تمایل برخی کشورها به پذیرش سیاست‌های یک‌جانبه آمریکا، شرایطی متفاوت را ایجاد کرده است.

استفاده از تحریم برای محدود کردن ایران

در چنین شرایطی، آمریکا تلاش می‌کند بار دیگر از ابزار فشار اقتصادی برای محدود کردن ایران استفاده کند؛ اما این بار با محیطی مواجه است که نسبت به گذشته پیچیده‌تر شده است. روزنامه تلگراف در گزارشی به قلم امبروز ایوانز بریچارد با اشاره به پروژه فشار اقتصادی علیه ایران تاکید کرده است که ایجاد یک محاصره اقتصادی جهانی علیه تهران دیگر مانند گذشته امکان‌پذیر نیست. این گزارش معتقد است آمریکا برای موفقیت در این مسیر به همکاری چین، روسیه، هند، اروپا و مراکز مالی بزرگ جهان نیاز دارد؛ در حالی که بسیاری از این بازیگران، دیگر خود را ملزم به همراهی کامل با سیاست‌های واشنگتن نمی‌دانند.

تلگراف در واقع به یک تغییر اساسی در معادلات قدرت اشاره می‌کند؛ اینکه آمریکا همچنان توانایی ایجاد فشار دارد، اما توانایی تبدیل این فشار به یک اجماع جهانی کاهش یافته است. تحریم زمانی بیشترین اثرگذاری را دارد که کشور هدف تقریباً در یک محاصره کامل اقتصادی قرار بگیرد؛ یعنی مسیرهای تجارت، انتقال پول، دسترسی به فناوری و ارتباطات مالی آن محدود شود. اما در شرایط فعلی، وجود بازیگرانی مانند چین و روسیه باعث شده چنین محاصره‌ای بسیار دشوارتر از گذشته باشد.

تکرار سیاست سال ۲۰۱۸

روزنامه فایننشال تایمز نیز در تحلیلی، سیاست جدید فشار اقتصادی دولت ترامپ علیه ایران را تکرار نسخه سال ۲۰۱۸ دانسته است؛ زمانی که آمریکا پس از خروج از توافق هسته‌ای، سیاست فشار حداکثری را با هدف وادار کردن تهران به پذیرش خواسته‌های خود دنبال کرد. با وجود اعمال صدها تحریم، این سیاست نتوانست به هدف اصلی خود یعنی تغییر رفتار ایران دست پیدا کند. فایننشال تایمز تاکید می‌کند یکی از نقاط ضعف اصلی این رویکرد، وابستگی آن به همکاری کشورهایی مانند چین، روسیه و ترکیه است؛ کشورهایی که منافع خود را الزاماً با سیاست‌های آمریکا هماهنگ نمی‌کنند.

تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که تحریم اقتصادی به تنهایی نمی‌تواند نتیجه سیاسی مورد انتظار تحریم‌کننده را تضمین کند. تحریم می‌تواند هزینه ایجاد کند، مشکلات اقتصادی به وجود آورد و روندهای توسعه‌ای را کند کند، اما تبدیل آن به ابزار وادار کردن یک کشور به تغییر مسیر سیاسی، نیازمند شرایطی فراتر از فشار اقتصادی است.

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های امروز با سال‌های گذشته، تغییر نگاه بسیاری از کشورها به سیاست تحریمی آمریکا است. استفاده گسترده واشنگتن از تحریم‌های ثانویه علیه کشورهای مختلف باعث شده برخی دولت‌ها این ابزار را نه فقط یک اقدام اقتصادی، بلکه بخشی از رقابت ژئوپلیتیک آمریکا برای حفظ برتری خود بدانند. در نتیجه، تمایل آنها برای همراهی کامل با چنین سیاست‌هایی کاهش یافته است.

نقش آفرینی چین

چین در این میان نقش ویژه‌ای دارد. پکن بزرگ‌ترین رقیب راهبردی آمریکا محسوب می‌شود و روابط اقتصادی گسترده‌ای با ایران دارد. برای چین، پذیرش کامل تحریم‌های آمریکا علیه تهران تنها یک تصمیم اقتصادی نیست؛ بلکه می‌تواند به معنای پذیرش قواعدی باشد که واشنگتن تلاش می‌کند در رقابت جهانی خود تحمیل کند. به همین دلیل، چین در بسیاری از موارد تلاش کرده میان حفظ روابط اقتصادی خود و مدیریت فشارهای آمریکا تعادل ایجاد کند.

از سوی دیگر، سیاست‌های آمریکا در سال‌های اخیر باعث شده برخی کشورها به دنبال کاهش وابستگی خود به ساختارهای مالی تحت نفوذ واشنگتن باشند. افزایش استفاده از ارزهای ملی در تجارت، ایجاد سازوکارهای مالی جایگزین و توسعه همکاری‌های اقتصادی خارج از چارچوب‌های سنتی غرب، بخشی از روندی است که قدرت انحصاری ابزارهای اقتصادی آمریکا را کاهش داده است.

البته نباید از سوی دیگر ماجرا غافل شد. تحریم‌ها همچنان یک ابزار مهم هستند و نمی‌توان تاثیرات اقتصادی آنها را نادیده گرفت. محدودیت در دسترسی به فناوری، مشکلات نقل‌وانتقال مالی و افزایش هزینه‌های تجارت خارجی از جمله پیامدهای واقعی تحریم‌ها هستند. اما تفاوت اساسی اینجاست که تحریم امروز بیشتر یک ابزار فشار است تا یک ابزار تضمین‌کننده پیروزی سیاسی.

در واقع، مشکل اصلی آمریکا این است که میان «توانایی اعمال تحریم» و «توانایی تحمیل نتیجه سیاسی» فاصله ایجاد شده است. واشنگتن می‌تواند شرکت‌ها و کشورهایی را تهدید به مجازات کند، اما دیگر مانند گذشته نمی‌تواند مطمئن باشد که همه بازیگران مهم اقتصادی جهان از این سیاست پیروی خواهند کرد.

در مورد ایران نیز تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که سیاست فشار حداکثری اگرچه هزینه‌هایی ایجاد کرده، اما نتوانسته به هدف اصلی خود یعنی تغییر محاسبات راهبردی تهران منجر شود. ایران تلاش کرده با توسعه روابط اقتصادی با کشورهای غیرغربی، ایجاد مسیرهای تجاری جدید و استفاده از ظرفیت‌های منطقه‌ای، آثار این فشارها را مدیریت کند.

جمع بندی

در نهایت، مسئله اصلی تحریم‌های جدید آمریکا علیه ایران فقط یک پرونده اقتصادی نیست؛ بلکه بخشی از رقابت بزرگ‌تر بر سر آینده نظم جهانی است. آمریکا همچنان قدرت اقتصادی بزرگی است و ابزارهای فشار قابل توجهی در اختیار دارد، اما جهان امروز دیگر مانند گذشته یک‌قطبی نیست.

به همین دلیل، پروژه محاصره کامل اقتصادی ایران با یک مانع اساسی روبه‌رو است: واشنگتن می‌تواند فشار وارد کند، اما برای تبدیل این فشار به نتیجه نهایی، به همراهی جهانی نیاز دارد؛ همراهی‌ای که در شرایط کنونی بسیار دشوارتر از گذشته به دست می‌آید.

شاید مهم‌ترین واقعیت این باشد که دوران استفاده از تحریم به عنوان یک سلاح بدون محدودیت، به پایان نزدیک شده است. در جهان جدید، قدرت اقتصادی زمانی موثر است که با مشروعیت سیاسی، همکاری بین‌المللی و پذیرش دیگر بازیگران همراه باشد؛ و آمریکا امروز بیش از هر زمان دیگری با محدودیت‌های این واقعیت جدید مواجه است.

منبع: مهر

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha