تحریم‌های تکراری واشنگتن بار دیگر تجارت ۲۱ میلیارد دلاری امارات با ایران را نشانه رفته و قبض بزرگ این رویارویی به بازار دبی رسیده است.

باشگاه خبرنگاران جوان - تازه‌ترین بسته تحریمی آمریکا علیه ایران که با عنوان عملیات «انزوای اقتصادی» رونمایی شده، اگرچه ادعای قطع شریان‌های مالی و تجاری تهران را دارد، اما به اذعان رسانه‌های منطقه واقعیت میدانی نشان می‌دهد که هزینه سنگین این سیاست، بیش از همه بر دوش کشور‌های همسایه خلیج فارس خواهد بود. 

تحلیل گزارش پایگاه «العربی الجدید» نشان می‌دهد که اقتصاد‌های عربی منطقه، بیش از آنکه از این تحریم‌ها سودی ببرند، در تله فشار متقابل واشنگتن و تهران گرفتار شده‌اند و بازار‌ها و بنادر آنها قبض بزرگ این رویارویی را پرداخت خواهند کرد.

وزارت خزانه‌داری آمریکا بار دیگر پنج حوزه دارایی‌های دیجیتال، فناوری، طلا، هوانوردی و حمل‌ونقل دریایی را هدف گرفته و به شرکت‌های جهان اولتیماتوم داده که با ایران همکاری نکنند.

وزیر خزانه‌داری آمریکا، اسکات بسنت، صراحتاً اعلام کرده که هدف «قطع هرگونه شریان حیاتی اقتصادی» ایران است. اما آنچه در این میان مغفول مانده، آسیب‌پذیری شدید اقتصاد‌های همسایه در برابر این سیاست یک‌سویه است.

امارات؛ ۲۱ میلیارد دلار تجارت در معرض نابودی

«بیار الخوری»، کارشناس اقتصاد سیاسی، در گفت‌و‌گو با «العربی الجدید» تاکید کرد امارات متحده عربی به‌عنوان بزرگترین قربانی این سیاست، با معضل حادی روبروست.

این کشور به‌تنهایی حدود ۳۰ درصد از واردات ایران را به خود اختصاص داده و در سال ۲۰۲۴ این رقم به ۲۱ میلیارد دلار رسیده است.

تصمیم ابوظبی در هفته گذشته برای توقف مبادلات با تهران، نشان از اضطراری عمیق دارد؛ آنها به‌خوبی می‌دانند که ادامه تجارت با ایران، آنها را در تیررس تحریم‌های ثانویه قرار داده و شبکه بانکی‌شان را که با نهاد‌های آمریکایی و اروپایی در ارتباط است، با خطر جدی مواجه می‌کند.

وابستگی به دلار؛ اقتصاد‌های خلیج فارس در گرو تصمیم واشنگتن

به باور الخوری، هر اقتصاد خلیجی که در نظام مالی مبتنی بر دلار ادغام شده باشد، عملاً گروگان تصمیمات سیاسی آمریکاست. 

این وابستگی عمیق، کشور‌های عربی منطقه را در موقعیتی قرار داده که بدون هیچ حاشیه چانه‌زنی، ناچار به تبعیت از خواسته‌های واشنگتن هستند. 

فعال شدن مکانیسم تحریم، دامنه خود را تا تشدید قوانین انطباق بانکی در کل منطقه گسترش خواهد داد و هزینه عملیات را بالا برده و گردش سرمایه را با کندی مواجه می‌سازد. این یعنی ضرر مستقیم برای کسب‌وکار‌های خلیج فارس که سال‌ها بر پایه روابط تجاری با ایران شکل گرفته بودند

نفت؛ سود زودگذر در برابر ریسک بزرگ

در حوزه نفت، شرایط برای کشور‌های حاشیه خلیج فارس دو لبه و خطرناک است.

از یک سو، اگر صادرات نفت ایران مختل شود، قیمت جهانی نفت بالا می‌رود و در کوتاه‌مدت درآمد کشور‌های نفت‌خیز عربی مثل عربستان، امارات، کویت و قطر را افزایش می‌دهد.

از سوی دیگر، این سود زودگذر در برابر دو ریسک بزرگ قرار می‌گیرد که ضرر آن بسیار بیشتر است:

ریسک اول؛ واکنش چین است، چین روزانه بیش از ۸۰ درصد نفت ایران را می‌خرد. اگر تحریم مانع این خرید شود، پکن ممکن است خرید نفت از کشور‌های خلیج فارس را کاهش دهد یا فشار‌های سیاسی و اقتصادی به آنها وارد کند.

ریسک دوم؛ اختلال در حمل‌ونقل و بیمه است، زیرا تنش‌های نظامی و تحریم‌ها می‌تواند مسیر‌های کشتیرانی را ناامن کند، هزینه بیمه نفت‌کش‌ها را چند برابر کند و صادرات خود کشور‌های خلیج فارس را با مشکل مواجه سازد. یعنی همین کشور‌هایی که تصور می‌کنند از گرانی نفت سود می‌برند، ممکن است نتوانند نفت خود را به موقع و با هزینه مناسب به بازار برسانند.

در این حالت کشور‌های خلیج فارس از هرج‌ومرج و بحران سود نمی‌برند. آنها فقط زمانی منتفع می‌شوند که قیمت نفت بالا برود، اما همزمان منطقه امن بماند، مسیر‌های صادراتی باز باشد و چین نیز دست به اقدام تلافی‌جویانه نزند. در غیر این صورت، سود ناشی از گرانی نفت در برابر هزینه‌های سنگین ناامنی، افزایش حق بیمه و اختلال در تجارت، کاملاً بی‌ارزش می‌شود و حتی ممکن است ضرر از سود پیشی بگیرد.

تنگه هرمز؛ سلاح قدرتمند تهران در برابر همسایگان ضعیف‌شده

مهم‌ترین ورق فشار در این معادله، تنگه هرمز است. تهران به‌خوبی می‌داند که با توجه به حجم ناچیز صادرات باقی‌مانده خود، هزینه مختل کردن تردد در این آبراهه برایش ناچیز است. 

اما در مقابل، کشور‌های صادرکننده نفت خلیج فارس شامل عربستان، امارات، کویت و قطر با هزینه‌هایی کاملاً نامتناسب مواجه خواهند شد. 

این عدم توازن در موازنه هزینه‌ها، تهدید ایران را به اهرمی مؤثر تبدیل کرده که حتی اگر برای خودش هم پرهزینه باشد، اما کشور‌های عربی منطقه را بیش از هر کس دیگری تحت فشار قرار می‌دهد. 

به گفته الخوری، تا زمانی که تنش در چارچوب اقتصادی باقی بماند، کشور‌های خلیج فارس ممکن است از تغییر مسیر تجارت سود ببرند، اما هرگونه تحول به سطح امنیتی، انزوای اقتصادی را به تهدیدی مستقیم برای امنیت شاهرگ حیاتی آنها تبدیل خواهد کرد.

شل شدن سیستم مالی و لجستیک؛ بانک‌های خلیج فارس زیر ذره‌بین

«شیماء المرسی»، کارشناس مسائل ایران، نیز بر این باور است که بسته جدید تحریم‌ها از چارچوب محاصره سنتی فراتر رفته و به دنبال شل کردن کامل سیستم مالی و لجستیک تهران است.

اما او هشدار می‌دهد که این اقدام، کشور‌های شورای همکاری، به‌ویژه امارات را در یک آزمون راهبردی حساس قرار داده است؛ آنها باید میان الزامات مشارکت امنیتی با واشنگتن و ضرورت‌های ثبات اقتصادی و پیوند‌های تجاری منطقه‌ای، یکی را انتخاب کنند.

دبی و محافل تجاری خلیج فارس که به‌عنوان ریه اصلی تجارت موازی با ایران شناخته می‌شوند، با تشدید قوانین انطباق و بررسی دقیق تراکنش‌ها، ممکن است با رکود و احتیاط شدید در نهاد‌های مالی مواجه شوند. این یعنی هزینه بیشتر برای کسب‌وکار‌ها و کاهش جریان سرمایه در منطقه.

خلیج فارس در مرکز فشار متقابل؛ بازار‌ها قربانی رقابت واشنگتن و تهران

نکته مهمی که المرسی به آن اشاره می‌کند، توانایی تهران در تطبیق با این فشارهاست. 

ایران با بهره‌گیری از اقتصاد مقاومتی، شبکه‌های تجارت موازی و ابزار‌های تطبیق داخلی، می‌تواند جنگ اقتصادی را به یک خفقان درازمدت تبدیل کند که تطبیق با آن برای تهران آسان‌تر از همسایگانش خواهد بود.

در این میان، کشور‌های حاشیه خلیج فارس خود را در کانون فشار متقابل خواهند یافت و بازار‌ها و بنادر آنها، هزینه اصلی این سیاست فرسایشی ژئواکونومیک را متحمل خواهند شد.

منبع: فارس

برچسب ها: امارات ، تحریم ، ایران
اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha