در میان نام‌هایی که در تاریخ اصفهان با دانش و طبابت گره‌خورده‌اند، نام «طبیب اصفهانی» تنها در نسخه‌های پزشکی و حکایت‌های تاریخی باقی نمانده است؛ غزلی از او قرن‌ها بعد هنوز بر زبان‌ها جاری است و یادآور طبیبی است که شعر را نیز به‌اندازه طبابت جدی گرفت.

باشگاه خبرنگاران جوان - گاهی نام یک انسان از میان انبوه حوادث تاریخ عبور می‌کند و چیزی بیش از یک سنگ مزار از او باقی می‌ماند؛ یک شعر، یک بیت یا حتی یک مصراع که نسل به نسل دست‌به‌دست می‌شود و نام صاحبش را زنده نگه می‌دارد.

میرزا عبد الباقی موسوی طبیب اصفهانی از همین دست چهره‌هاست؛ پزشکی که روزگاری در جایگاه حکیم‌باشی و از نزدیکان نادرشاه بود، اما امروز بسیاری او را با غزلی می‌شناسند که مطلعش با «غمت در نهان‌خانه دل نشیند» آغاز می‌شود.

طبیب اصفهانی در سال ۱۱۲۷ هجری قمری در اصفهان متولد شد. او از خاندان شناخته‌شده «حکیم سلمان» بود؛ خاندان پزشکی که نسل‌هایی از آنان در دستگاه حکومتی صفوی به طبابت اشتغال داشتند. پدرش، میرزا محمد رحیم، از پزشکان دربار شاه سلطان حسین صفوی بود و در جریان حمله محمود افغان به اصفهان جان خود را از دست داد.

عبد الباقی نیز مسیر خانوادگی خود را ادامه داد و در طبابت به مهارت رسید. وی طبیبی حاذق بود که بعد‌ها در رکاب نادرشاه افشار به‌عنوان حکیم‌باشی و ندیم او راهی هند شد.

طبیب اصفهانی

طبیبی در کنار نادرشاه

حضور طبیب اصفهانی در دستگاه نادرشاه تنها به طبابت محدود نبود. او از نزدیکان و همراهان نادرشاه بود و در سفر او به هند نیز حضور داشت. پس از مرگ نادرشاه، مدتی در دستگاه کریم‌خان زند نیز حضور یافت و سپس از فضای قدرت فاصله گرفت و بیشتر به فعالیت‌های ادبی پرداخت.

محمود فروزبخش، نویسنده و اصفهان‌پژوه، در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس در اصفهان درباره جایگاه اجتماعی طبیب اصفهانی می‌گوید: طبیب اصفهانی در زمان خود انسانی مورداعتماد و محبوب در میان مردم بود و حتی مدتی با انتخاب معتمدان و بزرگان، مسئولیت کلانتری اصفهان را برعهده داشت؛ مسئولیتی که در آن روزگار می‌توانست نشانه‌ای از اعتماد عمومی به یک چهره اجتماعی باشد.

وی افزود: بااین‌حال، طبیب اصفهانی پس از مدتی از این جایگاه فاصله گرفت و بار دیگر به فعالیت‌های موردعلاقه خود، به‌ویژه ادبیات، پرداخت؛ مسیری که در نهایت نام او را بیش از مسئولیت‌های حکومتی‌اش ماندگار کرد.

طبیب اصفهانی

پزشکی که شاعر شد

طبیب اصفهانی از چهره‌های جریان «بازگشت ادبی» در ایران به شمار می‌رود و با شاعرانی همچون مشتاق اصفهانی معاشرت داشت. از او دیوانی شامل غزل‌ها، قصاید، قطعات و رباعیات برجای‌مانده است و منابع ادبی، شمار اشعار او را حدود دو هزار بیت دانسته‌اند.

فروزبخش بیان کرد: تاریخ معمولاً همه ابعاد زندگی یک شاعر را حفظ نمی‌کند؛ گاهی یک اثر چنان می‌درخشد که از میان مجموعه‌ای بزرگ از آثار، همان یک شعر تبدیل به نشانی برای شناخت شاعر می‌شود. برای طبیب اصفهانی نیز چنین اتفاقی افتاد.

طبیب اصفهانی

«غمت در نهان‌خانه دل»؛ شعری که ماند

غزل مشهور طبیب اصفهانی با این بیت آغاز می‌شود: «غمت در نهانخانهه دل نشیند
به نازی که لیلی به محمل نشیند»
«به دنبال محمل چنان زار گریم
که از گریه‌ام ناقه در گل نشیند»

در ادامه همین غزل، شاعر از درد و دلبستگی سخن می‌گوید و تصویری می‌سازد که هنوز برای مخاطب امروز قابل‌لمس است؛ از خاری که اگر به پا بنشیند می‌توان آن را بیرون آورد، اما خار دل به‌آسانی بیرون نمی‌آید. این شعر در منابع ادبی با نام طبیب اصفهانی ثبت شده و نسخه‌های مختلفی از آن در دسترس است.

از کلانتری اصفهان تا گوشه‌ای در تخت فولاد

فروزبخش می‌گوید: آنچه بیش از موقعیت‌های اجتماعی و سیاسی، نام طبیب اصفهانی را ماندگار کرده، شعر اوست؛ چراکه مسئولیت‌هایی مانند طبابت دربار یا کلانتری اصفهان سرانجام در گذر زمان به حاشیه می‌روند، اما یک شعر ماندگار می‌تواند همچنان در حافظه مردم زندگی کند.

میرزاعبدالباقی موسوی طبیب اصفهانی در سال ۱۱۷۱ قمری درگذشت و پیکرش در تخت فولاد اصفهان جنب لسان الارض (تکیه شهدای کنونی) به خاک سپرده شد. ماده‌تاریخ وفاتش را «صهبا» گوید:

کلک «صهبا» از پی تاریخ فوتش زد رقم «بزم جنّت منزل آن زبده سادات باد».

امروز اگرچه قرن‌ها از روزگار طبابت او در اصفهان و همراهی‌اش با نادرشاه گذشته است، نام طبیب اصفهانی هنوز در دو جهان متفاوت شنیده می‌شود؛ در تاریخ پزشکی و در ادبیات فارسی.

او پزشکی بود که روزگاری بیماران را درمان می‌کرد، اما آنچه پس از قرن‌ها از او باقی‌مانده، بیشتر از هر نسخه پزشکی، چند بیت شعر است؛ شعری که هنوز شنیده می‌شود و نام طبیب اصفهانی را در حافظه مردم زنده نگه داشته است.

منبع: فارس

برچسب ها: پزشکی ، غزل ، طبابت
اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha