ارتشی که بخش بزرگی از بودجه کشور را می‌بلعید، در داخل کشور برای سرکوب مخالفان به کار گرفته می‌شد اما در سوم شهریور ۱۳‌۲۰ در عرض چند ساعت فرو پاشید.

باشگاه خبرنگاران جوان - در کارنامه ارتش رضاشاه، یک تناقض بزرگ و پرسش‌برانگیز به چشم می‌خورد؛ ارتشی که بخش قابل‌توجهی از بودجه و امکانات کشور صرف ساخت و گسترش آن شد و به یکی از مهم‌ترین پایه‌های قدرت رضاشاه تبدیل شد، در داخل کشور کارنامه‌ای خشن در برخورد با مخالفان و اقوام ایرانی داشت. اما هنگامی که ایران در شهریور ۱۳۲۰ با تجاوز نیرو‌های خارجی روبه‌رو شد، نتوانست نقشی متناسب با هزینه و ادعا‌های مطرح‌شده درباره قدرت خود ایفا کند.

در طول حکومت رضاشاه، ارتش یک نیروی نظامی برای دفاع از مرز‌ها نبود؛ بلکه به یکی از مهم‌ترین ابزار‌های اِعمال قدرت در داخل کشور تبدیل شده بود. به‌طوری که به گفته پرفسور «محمدقلی مجد» که کتابی تحت عنوان «رضاشاه و بریتانیا» را براساس اسناد وزارت خارجه آمریکا به رشته تحریر درآورده، درباره بودجه نظامی ارتش رضاخان نوشته: «بیشترین بودجه خزانه عمومی کشور به وزارت جنگ اختصاص یافته است». (رضاشاه و بریتانیا، محمدقلی مجد، صفحه ۲۷۷.)

سرکوب مخالفان، برخورد با اقوام ایرانی و استفاده از نیروی نظامی برای زورگویی به مردم، کارِ اصلی این ارتشِ به اصطلاح ملی بود. در عین حال، بخش بزرگی از بودجه و منابع مالی کشور نیز برای همین ارتش هزینه می‌شد. همچنین، بررسی دیگر منابع تاریخی نیز نشان می‌دهد که تقویت ارتش، از اصلی‌ترین اولویت‌های حکومت رضاشاه بود و هزینه‌های نظامی، سهم چشمگیری از بودجه کشور را به خود اختصاص می‌داد.

«نیکی آرکدی» پروفسور بازنشسته تاریخ در دانشگاه کالیفرنیا و لس‌آنجلس و یان ریچارد از اساتید و محققان برجسته دانشگاه سوربون فرانسه، در کتاب «ایران مدرن؛ ریشه‌ها و نتایج انقلاب» می‌نویسند: «اصلاح و تقویت ارتش دغدغهٔ اصلی رضاشاه بود و در دوره رضاشاه، بزرگ‌ترین رقم هزینه‌های عمومی را مخارج نظامی تشکیل می‌داد که بیشتر از نصف کل بودجه مملکت را می‌بلعید». (ایران مدرن، صفحه ۸۹.).

اما اهمیت این بودجه‌های سنگین زمانی بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد که عملکرد ارتش در داخل کشور بررسی شود. ارتشی که برای آن بخش بزرگی از منابع عمومی هزینه می‌شد، در موارد متعددی به ابزاری برای برخورد با مخالفان و منتقدان حکومت تبدیل شد. در این زمینه «کریستین دلانوآ» مورخ فرانسوی، در کتاب «ساواک» می‌نویسد: «تخمین زده می‌شود، در طول ۱۵سال سلطنت رضاشاه، ۲‌۴۰‌۰۰ نفر از میان ایلات و روشن‌فکران و مخالفانِ رژیم [توسط ارتش]کشته شده باشند». (کریستین دلانوآ، ساواک، صفحه ۱۷.)

این کارنامه، پرسشی مهم را پیش روی تاریخ قرار می‌دهد؛ ارتشی که در داخل کشور چنین حضوری گسترده و سخت‌گیرانه داشت و برای تأمین آن هزینه‌های کلانی صرف شده بود، در لحظه‌ای که مأموریت اصلی یک نیروی نظامی، یعنی دفاع از کشور و تمامیت ارضی، مطرح شد چه عملکردی از خود نشان داد؟

یک ژنرال فرانسوی که آن زمان به‌عنوان مستشار نظامی در ارتش رضاخان فعالیت می‌کرده، چند روز پیش از حمله متفقین به ایران، نظر جالبی درباره این ارتش پُرخرج ارائه کرده است.

«مسعود بهنود» نویسنده و روزنامه‌نگار، می‌نویسد: «آخرین روز مرداد ۱۳‌۲۰، در مانور ارتش در همدان، رضاشاه در حضور ولیعهد و دولتمردانِ دست به سینه خود، از ژنرال ژندار، مستشار فرانسوی دانشکده افسری، پرسید: این ارتش در برابر هجوم قوای بیگانه، چقدر مقاومت می‌کند؟ ژنرال فرانسوی فوراً جواب داد: دو ساعت، قربان! شاه اخم‌هایش را در هم کشید، متملّقان دور و بر ژنرال ریختند که چرا به اعلیحضرت چنین جوابی داده است. او در پاسخ گفت: این را گفتم اعلیحضرت خوشحال شوند، وگرنه دو دقیقه هم نمی‌تواند! و دقیقاً پیش‌بینی ژنرال فرانسوی بعد از حمله متفقین به ایران، به حقیقت پیوست و ارتش رضاخان نتوانست حتی لحظه‌ای در برابر آنها مقاومت کند». (از سید ضیاء تا بختیار، مسعود بهنود، صفحه ۱۶۹.)

گفتنی است که محمدقلی مَجد نیز می‌نویسد: «در ساعات اولیه روز ۳ شهریور ۱۳‌۲۰، نیرو‌های انگلیس و شوروی از غرب و شمال به ایران حمله کردند.

ارتش ملی رضاخان که به‌مدت ۲۰ سال، هر ساله حداقل ۵۰ درصد از بودجهٔ مملکت صرف آن شده بود، همان ارتشی که ظاهراً بخش عمده‌ای از درآمد‌های نفتی ایران خرج آن شده بود، همان ارتشی که چنان رشادتی در سرکوب تظاهرکنندگان بی‌سلاح مشهد در سال ۱۳‌۱۴ نشان داده بود، به سختی توانست کوچک‌ترین مقاومتی در برابر مهاجمان از خود نشان بدهد.

رضاشاه با خفت و خواری به سفارت انگلیس درخواست پناهندگی داد. شکی نیست که مقاومت جانانه میهن‌پرستانی نظیر میرزاکوچک‌خان و صولت‌الدوله قشقایی در برابر مهاجمان انگلیسی، بسیار مقتدرانه‌تر و افتخارآمیزتر از واکنش رقت‌انگیز ارتشِ به اصطلاح ملیِ پهلوی بود». (محمدقلی مجد، رضاشاه و بریتانیا، صفحه ۳۸ و ۳۹.)

در نهایت، کارنامه ارتش رضاشاه تصویری از یک تناقض بزرگ را پیش روی ما قرار می‌دهد؛ ارتشی که با هزینه‌های سنگین از منابع کشور ساخته شد و در داخل، حضوری پررنگ در سرکوب مردم داشت. اما در شهریور ۱۳‌۲۰ و در لحظه آزمون اصلی خود، نتوانست نقشی متناسب با ادعاها، امکانات و بودجه‌ای که برای آن صرف شده بود ایفا کند.

منبع: فارس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha