باشگاه خبرنگاران جوان - آیات ۱ تا ۸ سوره جمعه، از یک سو تصویری از جایگاه رسالت و مأموریت پیامبر (ص) ارائه میکند و از سوی دیگر، سرنوشت جامعهای را به تصویر میکشد که صاحب کتاب است، اما از حقیقت آن بهره نمیگیرد.
در تفسیر المیزان، این آیات در کنار یکدیگر منظومهای منسجم میسازند، خداوند «الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ» پیامبری را برای بیرون آوردن انسان از گمراهی مبعوث میکند، اما برخورداری از کتاب و علم، بدون پذیرش و عمل، بهتنهایی موجب نجات نیست.
جهانی که در برابر خدا سر فرود میآورد
سوره با این عبارت آغاز میشود که «یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ». علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، آغاز سوره را ناظر به تنزیه خداوند میداند، یعنی همه موجودات به نحوی وجود خود را وابسته به خداوند نشان میدهند و او را از هر نقص و عیبی منزه میدانند. پس از آن چهار صفت «الملک، القدوس، العزیز، الحکیم» میآید خداوند هم مالک و فرمانرواست، هم از هر نقصی پاک است، هم شکستناپذیر است و هم کارهایش بر اساس حکمت انجام میشود. چنین خدایی وقتی برای هدایت انسان پیامبری میفرستد، این بعثت نیز بخشی از تدبیر حکیمانه اوست.
مأموریت پیامبر فقط خواندن آیات نیست
آیه دوم یکی از مهمترین بخشهای این مجموعه است «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ».
در نگاه المیزان، مأموریت پیامبر (ص) را نمیتوان به یک وظیفه محدود کرد. آیه چهار مرحله را در کنار هم قرار میدهد، تلاوت آیات، تزکیه، تعلیم کتاب و تعلیم حکمت. بنابراین، رسالت تنها انتقال مجموعهای از اطلاعات دینی نیست؛ بلکه باید انسان را تغییر دهد.
«تلاوت» مقدمه مواجهه انسان با پیام الهی است، «تعلیم کتاب» فهم دستورها و معارف الهی را دنبال میکند و «تزکیه» ناظر به پاک شدن انسان از آلودگیهای فکری و اخلاقی است. حکمت نیز به انسان قدرت تشخیص و قرار دادن امور در جای درست خود میدهد. از همین رو، اگر دانستن به اصلاح رفتار و شخصیت انسان منتهی نشود، هنوز هدف نهایی بعثت تحقق نیافته است.
از یک جامعه گرفتار گمراهی تا الگویی برای همه انسانها
قرآن درباره وضعیت پیشین مخاطبان پیامبر میگوید که «وَإِنْ کَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُبِینٍ». یعنی پیش از این تحول، در گمراهی آشکاری بودند.
نکته مهم در تفسیر این آیات آن است که بعثت پیامبر (ص) صرفاً برای اصلاح یک نسل یا یک منطقه جغرافیایی نیست. آیه سوم از «وَآخَرِینَ مِنْهُمْ لَمَّا یَلْحَقُوا بِهِمْ» سخن میگوید، یعنی گروههای دیگری که هنوز به آنان نپیوستهاند. در نگاه علامه طباطبایی، این تعبیر ظرفیت گستردهای دارد و نشان میدهد آثار این دعوت محدود به نخستین مخاطبان پیامبر نیست و نسلها و اقوام پس از آنان نیز میتوانند مخاطب این هدایت باشند.
هدایت، امتیاز انحصاری یک قوم نیست
آیه چهارم نتیجه این مأموریت را چنین بیان میکند، «ذَلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ». در اینجا قرآن بعثت و هدایت را «فضل الهی» معرفی میکند، نعمتی بزرگ که خداوند به هر کس که بخواهد عطا میکند. بنابراین، اصل هدایت الهی را نباید محصول شایستگی قومی یا امتیاز نژادی دانست. آنچه اهمیت دارد، بهرهبرداری از این فضل و پاسخ درست به آن است.
کسانی که مانند الاغ کتاب حمل میکنند
از آیه پنجم فضای سوره تغییر میکند. قرآن میفرماید که «مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهَا کَمَثَلِ الْحِمَارِ یَحْمِلُ أَسْفَارًا». این یکی از صریحترین هشدارهای قرآن درباره فاصله میان «دانستن» و «عمل کردن» است. در تفسیر المیزان، مقصود از حمل تورات، صرف در اختیار داشتن کتاب و آگاهی از معارف آن نیست بلکه مسئولیتی است که بر دوش انسان قرار میگیرد و باید در زندگی او تحقق پیدا کند. کسی که کتاب را دارد، اما به حقیقت آن ملتزم نیست، مانند الاغی است که بار کتاب را حمل میکند، بیآنکه از محتوای آن بهرهای ببرد.
این تعبیر، در حقیقت هشداری فراتر از مخاطبان تاریخی آیه است، داشتن عنوان، کتاب، علم یا سابقه دینی، زمانی ارزش دارد که به «حمل کردن» واقعی پیام الهی، یعنی پذیرش و عمل به آن، منجر شود.
ادعای نزدیکی به خدا با یک آزمون ساده
آیات ششم و هفتم، ادعای یهودیان درباره ولایت و نزدیکی به خدا را به چالش میکشد «إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّکُمْ أَوْلِیَاءُ لِلَّهِ... فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ». قرآن نمیگوید صرفاً ادعا کنید؛ بلکه ادعا را با حقیقت درونی انسان میسنجد. اگر کسی واقعاً خود را ولی خدا و برخوردار از رابطهای ویژه با او بداند، نباید از مرگ و بازگشت به سوی خدا گریزان باشد. اما آیه بلافاصله میگوید «وَلَا یَتَمَنَّوْنَهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ» آنان هرگز چنین آرزویی نمیکنند، به سبب آنچه پیش از خود فرستادهاند.
مرگ، تنها چیزی است که هیچکس نمیتواند از آن فرار کند
آیه هشتم نقطه پایانی این بخش است «قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِی تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِیکُمْ». مرگ چیزی نیست که انسان بتواند با انکار، شعار یا فرار از آن نجات پیدا کند. سرانجام همه به سوی «عَالِمِ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَةِ» بازگردانده میشوند و آنجاست که حقیقت اعمال انسان آشکار خواهد شد.
از این منظر، آیات ۱ تا ۸ سوره جمعه یک زنجیره روشن ترسیم میکنند خداوند حکیم، پیامبر را برای هدایت میفرستد؛ پیامبر آیات را میخواند، انسان را تزکیه میکند و کتاب و حکمت میآموزد، اما انسان در برابر این هدایت مسئول است.
داشتن کتاب بدون عمل، ادعای ایمان بدون صداقت و فرار از حقیقت مرگ، هیچکدام انسان را از حقیقت نهایی نجات نمیدهد. پیام اصلی این آیات را شاید بتوان در یک جمله خلاصه کرد، ارزش هدایت به آن است که انسان را از «دانستن» به «شدن» برساند.
منبع: فارس