باشگاه خبرنگاران جوان - قطعا همه ما یک بار این را تجربه کردهایم؛ همین که قامت میبندیم، ریز و درشت خاطرات و فکرها جلوی چشممان راه میافتند و یکییکی مینشینند کنار گوشمان به تعریف کردن! همان لحظهای که میخواهیم بگوییم «الله اکبر»، انگار کل روزمان میخواهد از دریچه ذهنمان رد شود؛ تکلیف مدرسهای که هنوز تمام نشده، حرفی که با یک دوست رد و بدل شده، بازیای که نیمهکاره مانده؛ و بعد از نماز، خیلی وقتها با خودمان فکر میکنیم: «باز هم حواسم نبود...» و کمکم به این نتیجه میرسیم که ما بلد نیستیم نماز خوب بخوانیم. اما راستش را بخواهید، ماجرا آنقدرها هم که فکر میکنیم پیچیده نیست. بعد هم با خودمان میگوییم: «خب، این که نماز نشد!».
اما واقعاً نماز خوب یعنی چه؟ آیا باید از «اللهاکبر» تا سلام نماز اشک بریزیم؟ آیا باید آنقدر حال معنوی داشته باشیم که انگار مستقیم وسط آسمان ایستادهایم و با خدا حرف میزنیم؟
نماز خوب، از همان اول قرار نیست یک تجربه عجیب و غریب باشد.
نباید با دیدن نماز اولیای خدا، از همان ابتدا از خودمان انتظار داشته باشیم مثل آنها نماز بخوانیم. قرار نیست، چون یک نفر در نماز از شدت خشوع حال دیگری پیدا میکند، ما هم اگر چنین حالی نداشتیم، فکر کنیم نمازمان خراب است. یک نقطه شروع مهم و سادهتر وجود دارد. «ادب».
اول مؤدب باش، بعد عاشق!
شاید عجیب باشد، اما برای خوب نماز خواندن، لازم نیست اول عاشق نماز باشید. لازم نیست حتماً قبل از نماز دلتان برای خدا تنگ شده باشد یا با شنیدن اذان، یکدفعه حالتان عوض شود.
گاهی وسط بازی، فیلم، درس، چت کردن یا هر کاری که حسابی سرگرکمان کرده، صدای اذان میآید و واقعاً دلمان نمیخواهد از جایی که هستیم بلند شویم.
نماز تمرینی برای همین مبارزه با خود است؛ اینکه حتی وقتی حالش را نداریم، بلند شویم و بگوییم: «چشم، خدا گفته.» همینجاست که نماز کمکم ما را تغییر میدهد؛ نه اینکه منتظر بمانیم اول تغییر کنیم و بعد نماز بخوانیم.
چند نکته کوچک، فرق بزرگ
برای اینکه نمازمان کمی رنگوبوی بهتری بگیرد، لازم نیست کار عجیبی بکنیم. چند نکته ساده کافی است:
۱- وقت بگذاریم با عجله وضو نگیریم، با عجله نماز نخوانیم. یک نفس عمیق بکشیم و بگذاریم نماز، وقت خودش را داشته باشد.
۲- بیدلیل تکان نخوریم: در نماز، سر خاراندن یا نگاه چرخاندن، حواسمان را پرت میکند. تلاش کنیم بدنمان هم آرام باشد.
۳- سجده را جدی بگیریم: سجده لحظهای است که پیشانیمان روی زمین میگذاریم؛ یعنی کوچک شدن در برابر بزرگی. همین چند ثانیه، اگر با آرامش انجام شود، اثر خودش را میگذارد.
۴- نماز اول وقت را جدی بگیریم: نمازی که سر وقتش خوانده شود، نشان میدهد نماز برایمان واقعاً مهم است، نه یک کار حاشیهای.
۵- چشمها را کنترل کنیم: وقتی سر نماز ایستادهاید چشمها به محل سجده باشد و هنگام روکوع به پاها و هنگام تشهد به زانوها
اگر وسط نماز حواس پرت شد چه؟
اینجا همان جایی است که نباید خودمان را شکستخورده بدانیم. قرار نیست مغز ما با گفتن «اللهاکبر» یکدفعه خاموش شود و دیگر هیچ فکری به سرمان نزند! ذهن ما پر از اتفاقات روزانه است و طبیعی است که گاهی حواسمان پرت شود. مهم این است که هر بار متوجه شدیم از نماز دور شدهایم، دوباره برگردیم. یک بار به مهر نگاه کنیم و دوباره یادمان بیاید کجا هستیم. یک بار معنای جملهای را که میخوانیم در ذهنمان مرور کنیم. توجه، چیزی است که باید کمکم در انسان شکل بگیرد و نماز میتواند تمرینی برای آن باشد.
اول تیک دقت را بزن
گاهی اوقات پنج دقیقه برای نماز وقت داریم، اما میخواهیم در یک دقیقه تمامش کنیم! چرا؟ چون عجله داریم. کلاس داریم، قرار داریم، بازی داریم، امتحان داریم یا یک عالمه کار دیگر. اما اگر قرار است نماز برایمان مهم باشد، باید برای آن وقت بگذاریم. نماز فقط تیک زدن یک کار در فهرست کارهای روزانه نیست. دفعه بعد که وقت نماز شد، چند دقیقه زودتر از همیشه کارمان را کنار بگذاریم. نه با عجله وضو بگیریم، نه نماز را بدویم و نه بلافاصله بعد از سلام، فرار کنیم سراغ کار بعدی.
اثر عظمت خدا در نگاه به دنیا
طبق روایتی از امام علی (ع)، نخست باید عظمت خالق در دل انسان بنشیند تا در پی آن، دلبستگی به دنیا کمرنگ شود. کسی که به این مرتبه برسد، نگاهش به بهشت و دوزخ، و حتی به مرگ خود، واقعیتر میشود. این حالت، نتیجهی مستقیم توجه به عظمت الهی در نماز است، نه چیزی که با تلاشهای پراکنده و بیارتباط با عبادت به دست آید.
نماز خوب، نمازی نیست که لزوماً با گریه و شور همراه باشد؛ بلکه نمازی است که با ادب، نظم و ثبات، هر روز تکرار میشود. همین رعایت مستمر ادب است که بهمرور عظمت خدا را در دل انسان جای میدهد، نگاه او به دنیا را واقعبینانهتر میکند و شخصیتی استوار و قابلاعتماد در او شکل میدهد. آنچه در این مسیر لازم است، نه انتظار حال خاص، که پایبندی صادقانه به یک عادت ساده و روزانه است.
منبع: فارس