باشگاه خبرنگاران جوان - در دهه ۱۳۵۰ شمسی، هواپیمای فوقپیشرفته کنکورد مستقیماً از پاریس به جزیره کیش مینشست؛ اما مسافران آن نه سرمایهگذاران خارجی بودند و نه گردشگران عادی، بلکه دختران سفارشی شبکه فساد «مادام کلود» بودند که با پول خزانه ملت ایران برای خوشگذرانی دربار پهلوی اجاره میشدند.» این روایت از اسنادی است که دیپلماتها، مورخان و روزنامهنگاران برجسته غربی ثبت کردهاند.
نهادهای حاکمیتی، خزانه ملی و سازمان امنیتی نه در خدمت مردم، بلکه درگیر سرویسدهی به تمایلات شخص شاه و شبکه دلالی درباریان بودند.
ماروین زونیس، تحلیلگر آمریکایی و استاد دانشگاه شیکاگو در کتاب «شکست شاهانه» سندهایی از رفتار شخصی حاکم وقت ارائه میدهد. او مینویسد شاه هیچگاه دست از ماجراجوییهای خارج از چارچوب ازدواج برنداشت؛ تا جایی که ملکه فوزیه از روابط مداوم او خشمگین بود و ملکه ثریا به دفعات او را تهدید میکرد که اگر به زنبارگیاش در محافل خصوصی ادامه دهد، از او جدا خواهد شد. اما فاجعه اصلی از زمانی آغاز شد که این رفتارهای شخصی، رسمیت یافت و به یک «مأموریت اداری» برای وزرا و دیپلماتهای کشور تبدیل شد.
فریدون هویدا، سفیر وقت ایران در سازمان ملل و برادر نخستوزیر پهلوی، در کتاب «سقوط شاه» بر این واقعیت صحه میگذارد. او افشا میکند که افرادی نظیر اسدالله علم (وزیر دربار) و اردشیر زاهدی (وزیر خارجه) رسماً مأمور ترتیب دادن مجالس خوشگذرانی و شبنشینیهای شاه بودند.
هویدا حتی به فکت خجلتآوری اشاره میکند: مواجهه یک معلم زبان انگلیسی آمریکایی در نیویورک که خاطره حضورش در تهران را نقل کرده است؛ شبی که علم او را به خانهاش دعوت کرده و پس از هدایتش به اتاقی خالی، شاه ناگهان وارد شده و با صحبتهای شرمآور قصد تسلیم کردن او را داشته، اما با پاسخ منفی آن زن روبهرو شده است. ابعاد بینالمللی این موضوع زمانی پررنگتر میشود که پای شبکه معروف «مادام کلود» در پاریس، بزرگترین شبکه دختران تلفنی اروپایی به میان میآید.
ویلیام شوکراس، نویسنده و روزنامهنگار بریتانیایی در کتاب «آخرین سفر شاه» جزئیات دقیقتری ارائه میدهد: یکی از دختران این شبکه به نام «آنژ» در سال ۱۳۴۸ با بلیت درجهیک هواپیما وارد تهران شد. یک کارمند رسمی وزارت دربار در فرودگاه به استقبال او رفت، او را با مرسدس بنز شیشهدودی به هتل هیلتون برد و طی سه روز در سوئیت مجاور، طرز همبستر شدن با شاه و نحوه ادای احترام به او را به آنژ آموزش داد و هشدار داد که اگر در ادای احترام قصور کند، «مرتکب توهین به مقام سلطنت» شده است!
شوکراس اطلاعات عجیب دیگری را نیز افشا میکند: شاه حتی در حین پرواز با هلیکوپتر بر فراز اصفهان اصرار به رابطه با دختر یکی از وزیران داشته، همچنین یک فرزند نامشروع در فرانسه داشت، صورتحساب لباسهای مد روز معشوقههایش به سفارت ایران در پاریس فرستاده میشد و در سفرهای زمستانی به «سن موریتس» سوئیس، ملکه به ویلای خصوصی «سوورتا» میرفته تا شاه در هتل سوورتا مشغول عیاشی باشد.
شوکراس حتی از قول «جولیو آندرهئوتی» نخستوزیر سابق ایتالیا نقل میکند که وقتی شاه در فستیوال فیلم ونیز از فرماندار شهر دختری برای شب درخواست کرد، فرماندار ایتالیایی شگفتزده پاسخ داد: «این کار در حوزه وظایف رئیس پلیس است، نه من!» در این میان، ساختار امنیتی کشور نیز کاملاً در خدمت این فساد بود. کریستین دلانوا، مورخ فرانسوی در کتاب «ساواک» به بررسی شخصیت ارتشبد نعمتالله نصیری، رئیس ساواک میپردازد.
او مینویسد نصیری مردی خشن، متحجر و فاقد درک روشنفکری بود که به هیچ زبان خارجی صحبت نمیکرد، اما شاه تمام معایب او را به یک علت میبخشید: وفاداری مطلقی که حتی شامل چشمپوشی نصیری از روابط ویژه و نزدیک شاه با همسر اولش (پروین، زن بلوند آلمانیتبار) میشد. روابطی که به نوشته دلانوا، حتی باعث سرافرازی و افتخار خود نصیری بود! دلانوا تأکید میکند جانشین پاکروان در ساواک مأموریت داشت داستانهای همخوابگی شاه را که سوژه داغ مجلات غربی شده بود، برای او مدیریت کند. اوج این تباین اخلاقی و اقتصادی در پروژه جزیره کیش رخ داد.
فریدون هویدا فاش میسازد که به دستور شاه و با تحریک علم، انواع کازینوها و قمارخانهها در شهرهای مختلف با مشارکت اعضای خانواده سلطنتی تأسیس شد و سپس با اختلاس و برداشتهای هنگفت از خزانه مملکت، کیش به تفریحگاهی برای میلیاردرها تبدیل شد؛ جایی که هواپیماهای کنکورد خطوط ایرفرانس بهطور مرتب دختران برچینشده شبکه پاریس را مستقیماً به آن منتقل میکردند.
بررسی این اسناد تاریخی نشان میدهد نهادهایی که باید صرف امنیت و توسعه ملی میشدند. از ساواک و وزارت خارجه گرفته تا خزانه ملی به ابزاری برای پاسخ به تمایلات ساختار سلطنت و شبکههای دلالی غربی تبدیل شده بودند.
منبع: فارس