اصطلاح «مگه تنبل‌خونه شاه عباسه؟» که امروز برای سرزنش افراد کم‌کار و راحت‌طلب به کار می‌رود، ریشه در حکایتی عامیانه از شاه عباس صفوی دارد.

باشگاه خبرنگاران جوان - «مگه تنبل‌خونه شاه عباسی؟» اصطلاحی است که معمولاً وقتی کسی از زیر کار در می‌رود، بیش از اندازه لم می‌دهد یا انتظار دارد بدون تلاش کاری برایش انجام شود، به کار می‌رود.

برای این ضرب‌المثل، حکایتی درباره شاه عباس صفوی نقل شده که در منابع عامه و روایت‌های شفاهی با شکل‌های مختلف بازگو شده است. البته این داستان را نمی‌توان یک روایت تاریخی قطعی دانست و بیشتر باید آن را از جمله حکایت‌های عامیانه و پندآموزی دانست که در طول زمان به زبان مردم راه پیدا کرده است.

در روایت مشهور این حکایت، روزی شاه عباس از وضعیت مردم و کسبه کشور پرس‌وجو می‌کند. پاسخ اطرافیان این است که اوضاع زندگی و کسب‌وکار مردم خوب است، اما وزیر به شاه می‌گوید گروهی از مردم هستند که وضع مناسبی ندارند؛ «تنبل‌ها».

شاه از وزیر می‌پرسد برای این گروه چه می‌توان کرد. پیشنهاد می‌شود مکانی ویژه برای آنها ساخته شود تا نیازهایشان در آنجا تأمین شود. شاه نیز با این پیشنهاد موافقت می‌کند و دستور می‌دهد محلی در اصفهان برای اسکان و نگهداری این افراد فراهم شود.

در این روایت، «تنبل‌خانه» خیلی زود به محلی مجهز تبدیل می‌شود؛ جایی که برای ساکنانش غذا و محل استراحت فراهم است و آنها قرار نیست برای تأمین معاش خود کار کنند. اما خبر وجود چنین مکانی خیلی زود میان مردم می‌پیچد و تعداد کسانی که خود را تنبل معرفی می‌کنند، روزبه‌روز بیشتر می‌شود. آن‌قدر که دیگر ظرفیت تنبل‌خانه پاسخگوی جمعیت نیست.

وقتی خبر افزایش تعداد ساکنان به شاه می‌رسد، او تصمیم می‌گیرد شخصاً وضعیت را بررسی کند. در روایت حکایت آمده است که شاه با لباس مبدل به تنبل‌خانه می‌رود و با جمعیتی روبه‌رو می‌شود که حتی بیرون از ساختمان هم منتظر ورود هستند.

شاه درمی‌یابد که همه این افراد واقعاً تنبل نیستند و گروهی برای استفاده از امکانات رایگان، خود را به تنبلی زده‌اند. اما مشکل اینجاست که چگونه می‌توان تنبل واقعی را از کسی که تنها نقش تنبل را بازی می‌کند، تشخیص داد؟

پس از مشورت با اطرافیان، سرانجام یکی از درباریان پیشنهادی عجیب مطرح می‌کند: همه افراد را به حمام ببرند و حرارت حمام را به‌تدریج افزایش دهند. استدلال این است که کسانی که خود را به تنبلی زده‌اند، با سخت شدن شرایط از حمام خارج می‌شوند، اما تنبل‌های واقعی آن‌قدر بی‌حال‌اند که حتی برای فرار هم زحمت نمی‌کشند!

در ادامه حکایت، نقشه اجرا می‌شود و با افزایش حرارت حمام، افراد یکی‌یکی از آنجا بیرون می‌روند. در نهایت فقط دو نفر باقی می‌مانند که همچنان روی زمین حمام مانده‌اند.

یکی از آن دو، در حالی که از شدت گرما به ستوه آمده، ناله می‌کند: «آخ سوختم!»

نفر دوم که حتی از او هم تنبل‌تر معرفی می‌شود، توان فریاد زدن ندارد و تنها با صدایی ضعیف می‌گوید: «به او بگو رفیقم هم سوخت!»

همین پایان طنزآمیز، هسته اصلی حکایت را شکل می‌دهد؛ داستانی که می‌خواهد با اغراق، نهایت تنبلی و بی‌تحرکی را نشان دهد.

منبع: فارس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار