مصداق یک عمل قبح‌شکن یا مبتذل چندان اهمیت ندارد؛ بلکه جریانی که نیرو‌ها و کاراکتر‌های حائز استعداد را به قبح‌شکنی می‌کشاند مهم است.

باشگاه خبرنگاران جوان - مصداق یک عمل قبح‌شکن یا مبتذل چندان اهمیت ندارد؛ بلکه جریانی که نیرو‌ها و کاراکتر‌های حائز استعداد را به قبح‌شکنی می‌کشاند مهم است. این جمله یعنی چه؟ بگذارید داستان را با یک مورد خاص پیش ببریم. مهیار حسن از معدود کمدین‌هایی بود که تا پیش از حضور در برنامه «در جام» به‌عنوان یکی از فعالان مهم اینستاگرام فارسی شناخته می‌شد، مخاطب خود را پیدا کرده بود، جایگاه منتقد فرهنگی پیدا کرده و نقدش چندان دم‌دستی نبود، خلق کاراکتر می‌کرد و مهم‌تر از همه، حریم شوخی را حفظ می‌کرد و اتفاقاً در مقابل جریان وایرال‌شدگی خودش را قرار می‌داد و سازوکار‌های مُد تولید محتوا در اینستاگرام را به چالش می‌کشید. حالا همین مهیار حسن برای رسمیت یافتن یا به بیان بهتر توسعه کارش، وارد پلتفرم‌های رسمی و تخصصی تولید محتوای داخلی می‌شود و «در جام» را اجرا می‌کند. حاصلش چه می‌شود؟ تاک‌شویی فاقد خلاقیت، زرد، با محتوایی تکرارشده در سایر پلتفرم‌ها و البته با تلاش‌هایی کلیشه‌ای برای وایرال‌شدگی. درباره تک‌تک این عبارات اشاره‌شده می‌توان مصداق آورد، مصادیقی که در این مورد به خصوص جریان اصلی به ابتذال کشاندن کاراکتر را روشن می‌کند.

۱- به خلاقیت نیازی نیست: چندان بیراه نیست بگوییم که «در جام» فاقد تحریریه تولید محتواست. درک سازنده از تاک‌شوی سرگرمی، یک دست مبل و دکور، درآوردن تعدادی سؤال درباره جزئیات روابط انسانی مهمان و البته گنجاندن فردی بامزه در این سیستم است که در نهایت بتواند یک تاک‌شوی «مناسب نسل زد» بیافریند. این عبارت تاک‌شوی نسل زد یعنی چه؟ یعنی استفاده از تغییرات زبانی در تولیدات قابل فهم برای نسل جدید. حالا این حاصلش چه می‌شود؟ نشخوار کلماتی چون «کراش»، «رد فلگ»، «گیلتی پلژر» و سایر واژگانی که به‌عنوان کلمات نسل زدی شناخته می‌شود. در حقیقت اگر مدل بلایند دیت‌ها را خاطرتان باشد، «در جام» و برنامه‌هایی از این قبیل، تکمله آنها و شرحشان است. نکته جالب اینجاست که مهیار حسن که خود با همین مفهوم بلایند دیت‌ها و عبارات برآمده ازشان بار‌ها شوخی کرده و مورد نقد قرارشان داده، حالا به مثل کوزه‌گر در کوزه افتاد دچار می‌شود و خود نشخوار آن تولیدات را استفاده می‌کند. حالا اینجا یک سؤال پیش می‌آید؛ آیا این شکل از مواجهه با مفاهیم نسل زدی باعث جذب این جامعه می‌شود یا ایجاد دافعه می‌کند؟ آمار‌های «نمافر» از بازدید‌های اینستاگرام می‌گوید، «در جام» از برنامه خداداد عزیزی و جواد خیابانی مخاطب کمتری گرفته است. این یعنی اگر قرار به جذب شدن به محتوای زرد باشد، نه بازتولید ادبیات نسل زد بلکه دعوا‌های دو مرد پنجاه و شصت ساله جذاب‌تر است. این دقیقاً همان مختصاتی ا‌ست که مهیار حسن و تیم تولید محتوایش درک نکرده‌اند. اگر بنا بر وایرال‌شدگی بدون خلاقیت و صرفاً با بازتولید عبارات جریان یافته در فضای مجازی باشد، لزوم جذب مخاطب القای حسن تازگی است، چیزی شبیه به دعوا و قهر روی آنتن و یا حتی گیس و گیس‌کشی جلوی دوربین، چیزی که برنامه «در جام» بعید نیست دستی هم به آن بیندازد.

۲- زرد رنگ محبوب نمایش‌خانگی: «در جام» تمام تلاش‌های سایر برنامه‌ها را برای زرد بودن امتحان می‌کند، سناریوی فریبا نادری و قیاسی را با المیرا دهقانی پیاده می‌کند. از سؤالات تاک‌شو‌های یوتیوبی بهره می‌برد و البته به حریم شخصی آدم‌ها ورود می‌کند. طبیعتاً اینها همه سناریو‌های تولید محتواست؛ اما به شکل دقیقی مصادق بارز زرد بودگی است، چرا؟ چون فاقد ظرافت و بداعت است. «در جام» حتی به اندازه پامپ هم چیزی را تولید نمی‌کند بلکه صرفاً کارش بازتولید است. در این بین کارکرد مهیار حسن چیست؟ او در هیچ‌جای از این مختصات حاضر نیست؛ چون عملاً دیالوگی برقرار نمی‌کند که بخشی از مکالمه باشد. خرده‌مکالماتی هم که با او برقرار می‌شود، صرفاً برای قضاوت کردن صورت و کاراکترش بر اساس همان معیار‌های اصطلاحاً نسل زدی‌ای است که بالاتر شرح داده شد. در چنین رفت و برگشتی نه کسی متوجه کمدین بودن یکی از استعداد‌های اینستاگرام چند دهه اخیر می‌شود و نه توانایی اجرا بازتاب پیدا می‌کند. صرفاً یک‌سری سؤال بیان، جواب‌هایی گرفته و قطعاتی بریده می‌شود و با تیتری شبیه به «ثروت شوهر فلانی و...» به دست حاشیه‌نیوز‌ها می‌رسد. تعداد بازدید‌های این پیج‌ها هم مشخصاً جهت را برای «در جام»‌سازان معلوم کرده و این‌طور چرخه ابتذال شکل می‌گیرد.

۳- تاک‌شو‌های تکرارشونده در کمین هستند: نمایش‌خانگی به مانند تلویزیون در طی سال‌های اخیر فهم را از برنامه پرمخاطب به برنامه وایرال‌شده تغییر داده و دلیل اصلی این مدل از رویکرد را می‌توان در آن گزاره «اگر کسی زیر ۲۰ دقیقه یک برنامه را ببیند مخاطب آن است» جست. مشخصاً در یک رفت و برگشت ۱ تا ۲ دقیقه‌ای یا نهایتاً یک تکه وایرال‌شده ۳ یا ۴ دقیقه‌ای گفت‌و‌گو شکل نمی‌گیرد و اگر برنامه‌ای صرفاً تلاش کند مجموعه‌ای از این ۱ تا ۳ دقیقه‌ها بسازد (بلکه کمتر) مشخصاً نمی‌تواند یک تاک‌شو را شکل بدهد. مگر آنکه در هر ثانیه و هر دقیقه از گفت‌و‌گو بتواند خنده بگیرد که آن هم شیوه تاک‌شوی «رست» است، شیوه‌ای که بنابر عرف جامعه ایرانی با واکنش‌های فراوانی مواجه شده و ارتباطی با فرهنگ ایرانی ندارد. «رست» مبنایش تحقیر است و در فرهنگ ایرانی تحقیر امری مذموم. پس از اساس تعارض این دو موضع با هم حل‌ناشونده است. مشخصاً برنامه پامپ چه در دوره قیاسی و چه ابوطالب حسینی تلاش می‌کرد این شیوه را پیاده کند، شیوه‌ای که توانست جریان وایرالی ایجاد کند؛ اما باز تعارضاتش را به‌وضوح نشان داد و در نهایت به تحقیر مجری ختم (ارجاع به برنامه مدیری و قیاسی) شد تا بتواند التهاب ایجادشده را کنترل کند. در این وضعیت تحقیرآمیز جای کمدی کجاست؟ آیا تولید‌کننده برای او شأنی قائل شده است؟

۴- تکرار، تکرار و تکرار: تلاش برای وایرال‌شدن در اینستاگرام توسط حلقه اصلی تولیدکنندگان و نه تیم تبلیغات که هسته‌های پسینی هستند، عموماً منتج به ابتذال می‌شود؛ اما چرا؟ دلیل واضح است، برنامه در چنین مواقعی مجبور است به کلاژ ساختن از همان چیز‌هایی که ضریب دارد، حالا می‌خواهد یک عبارت جنسی باشد یا همان گزاره‌های نسل زدی و تولید بر همین اساس جلو می‌رود. دیگر مهم نیست که مهیار حسن توانایی استندآپ کمدی داشته باشد یا اینکه عنصر خلاق است یا نیست. او وارد الگوریتم شده و بخشی از آن است، تهیه‌کننده پلتفرم که اتفاقاً چندان هم احوالات تولیداتش خوب نیست به هر حال می‌خواهد زنده‌نمایی کند و این به قیمت قربانی کردن یک کمدین نوظهور تمام می‌شود، چهره‌ای که در نمایش‌خانگی مجبور است همان ابتذالی را نمایندگی کند که در سینما دچارش شده. چهره‌هایی که چندان طولی نمی‌کشد تا به تکرار بیفتند و خیلی زود هم توسط چهره‌های جدیدتر و وایرالی‌تر حذف می‌شوند.

منبع: فرهیختگان

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار