باشگاه خبرنگاران جوان - «اگر به ایران اجازه پیروزی داده شود، مصر و تمام خاورمیانه کانال سوئز و منابعشان را ملی میکنند!»؛ این از گزارش محرمانه امانوئل شینول، وزیر دفاع وقت انگلیس، بهخوبی نشان میدهد هدف کودتای ۲۸ مرداد هرگز حل مسئله نفت نبود. واشنگتن و لندن از همان ماه اول، نقشه سرنگونی را با همراهی عوامل پهلوی طراحی کرده بودند.
«اگر صنعت نفت به جریان میافتاد اما استقلال سیاسی کشور قربانی میشد، ملت ایران درست مانند آن غلامی بود که خود را به قیمتی گزاف فروخت و ارباب جدید پس از تحویل پول به او گفت: العبد و ما فی یدکان لمولاه؛ بنده و هرچه در دست دارد، متعلق به مولای اوست!»
این جمله از دکتر محمد مصدق در پاسخ به پیشنهادهای آمریکاییها، حقیقت سناریویی است که در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با یک کودتای سیاه توسط واشنگتن، لندن و رژیم دستنشانده پهلوی به نقطه اوج رسید.
بازخوانی اسناد مرداد سال ۱۳۳۲ (۷۳ سال قبل) نشان میدهد که مسئله هرگز سرِ چند سنت تخفیف یا چانهزنیهای اقتصادی بر سر نفت نبود، بلکه صورتمسئله اصلی، خلع ید از استعمار و صیانت از حاکمیت ملی ایران بود؛ خط قرمزی که کاخ سفید و بریتانیا هرگز برنتافتند و برای حفظ سیطره خود، دیکتاتوری وابسته پهلوی را بر ملت ایران تحمیل کردند.
در تمام طول بحران نفت، ماشین تبلیغاتی غرب و تحلیلگران شبهروشنفکر کوشیدهاند رد پیشنهادهای بهظاهر میانجیگرانه را «اشتباه بزرگ مصدق» جا بزنند.
محمدعلی کاتوزیان، استاد دانشگاه آکسفورد، با اتکا به دیدگاههای حزب زحمتکشان و نیروی سوم مدعی است: «مصدق دریافته بود که میتوان از پیشنهاد بانک بهعنوان آغاز کار برای دستیابی به توافق شرافتمندانه استفاده کرد… اما ترکیب نظریات نادرست مردان با حسننیت ولی ترسو و نالایق و ترس غیرقابل توجیه مصدق در مورد از دست دادن شهرت و محبوبیتش، علت اصلی شکست مذاکرات بانک جهانی بود.»
کاتوزیان صراحتاً رد این پیشنهاد را «بزرگترین اشتباه دوره زمامداری مصدق که جنبش ملی ایران را محکوم به شکست کرد» مینامد.
اما بررسی دقیق فکتها و مفاد طرحها اثبات میکند که این پیشنهادها چیزی جز تلههایی مکارانه برای نابودی قانون ۹ مادهای ملی شدن نفت و بازگرداندن تسلط غربیها نبودند.
دکتر فؤاد روحانی، کارشناس برجسته حقوقی نفت و اولین دبیرکل اوپک، مغالطه کاتوزیان و موافقان سازش را بهروشنی فاش میسازد و مینویسد: «این تعبیر که پیشنهاد بانک جهانی بهترین وسیله تأمین شرایط ملی شدن بود، مطلقاً ناموجه و ناشی از عدمه به کیفیت شرایط پیشنهادی است.
عیب اساسی پیشنهاد بانک این بود که اظهار بیطرفی نمیکرد، چون خواستههای دولت انگلیس را در بر میگرفت بیآنکه نظریات ایران را منعکس کند… بانک قصد داشت تمام نفت ایران را به شرکت سابق تحویل دهد، ولی موافقت نمیکرد که دولت ایران بتواند خود کمترین مقدار نفت خود را آزادانه به فروش برساند.»
جزئیات پیشنهادی بانک جهانی و طرح مشترک ترومن-چرچیل نشان میدهد غرب چطور تحقیر ملت ایران را هدف گرفته بود. بانک جهانی تحت فشار انگلیس اصرار داشت ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ کارشناس خارجی که بیشترشان کارکنان سابق شرکت غارتگر نفت انگلیس بودند به آبادان بازگردند و اداره عملیات را در دست بگیرند.
در بحث قیمت نیز در حالی که نرخ نفت خلیج فارس بشکهای ۱۷۵ سنت بود، بانک جهانی تخفیف سنگین ۳۳ درصدی میخواست تا قیمت به ۸۷ سنت برسد و تازه از این مبلغ هم ۳۷ سنت را بابت غرامت شرکت سابق نگاه دارد؛ یعنی سهم ایران از هر بشکه فقط ۵۰ سنت میشد! در مرد نفت تصفیه شده هم بانک حدود ۴۰ درصد تخفیف میخواست.
علاوه بر این، در طرحهای پیشنهادی آمریکا مانند پیشنهاد هندرسن، واشنگتن پذیرش صلاحیت دیوان بینالمللی و پرداخت غرامت سنگین بابت «عدمالنفع و خسارت از دست رفتن کسبوکار» را شرط کرده بود تا ایران را تا دههها زیر بار بدهی استعماری ببرد.
دکتر مصدق با درک دقیق این توطئه، صراحتاً در خاطرات خود مینویسد: «بانک بینالمللی کارش بهرهبرداری از معادن نفت نبود… او میخواست همان وضعیت سابق را در آبادان برقرار کند و تمام فداکاریهای ملت ایران را بیاثر نماید.
آیا امضای چنین قراردادی غیر از این بود که قانون ملی شدن صنعت نفت لغو شود و بهرهبرداری از معادن کماکان در دست شرکت نفت قرار گیرد؟»
واقعیت این است که امپریالیسم آمریکا و انگلیس از همان نخستین ماههای روی کار آمدن دولت ملی، تصمیم به براندازی گرفته بودند و مذاکرات دیپلماتیک تنها پوششی برای زمانخریدن بود.
امانوئل شینول، وزیر دفاع وقت بریتانیا، در تیرماه ۱۳۳۰ در گزارشی محرمانه به نخستوزیر انگلیس هدف اصلی سرنگونی را فاش کرده و نوشته بود: «اگر به ایران اجازه داده شود که در این مبارزه پیروز شود، مصر و دیگر کشورهای خاورمیانه تشویق خواهند شد از آن پیروی کنند؛ اقدام بعدی ممکن است ملی کردن کانال سوئز باشد.»
همچنین میس لمبتون، دیپلمات و مشاور شرقی وزارت خارجه انگلیس، در مهر ۱۳۳۱ صراحتاً توصیه کرده بود: «پذیرفتن هرگونه توافقی با مصدق بیفایده است… باید موضع مصدق را با وسایل پنهانی تخریب کنیم و به آن دسته از ایرانیانی که عقایدشان درباره منافع ملی ایران با نظریات انگلیس تطبیق میکند، قوت قلب بدهیم.»
همین شبکه خیانتپیشگان و دستنشاندگان داخلی وابسته به دربار پهلوی، بازار و ارتش، با هدایت مستقیم سازمان CIA و MI6 کودتای ننگین ۲۸ مرداد را رقم زدند.
کودتای ۲۸ مرداد اثبات کرد که دموکراسی، حقوق بینالملل و حقوق بشر در ادبیات کاخ سفید و لندن، ابزارهایی فریبکارانهاند که به محض تهدید منافع استعماری، جای خود را به چکمههای نظامیان و عوامل پهلوی میدهند.
بازخوانی تاریخی این فاجعه خط بطلانی است بر تحریفهای امروزی که میکوشند آمریکا را منجی و رژیم پهلوی را خادم جا بزنند؛ ۲۸ مرداد نشان داد سلطهگران غربی هرگز یک ایران مستقل و مقتدر را برنمیتابند و اعتماد به طرحها و وعدههای آمریکایی فرجامی جز کودتا، غارت منابع و ۲۵ سال دیکتاتوری سیاه پهلوی نخواهد داشت.
منبع: فارس