باشگاه خبرنگاران جوان - تصاویر ماهوارهای منتشرشده از پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه، ابعاد دیگری از حملات ایران در جنگ تحمیلی ۴۰ روزه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران را آشکار کرده است؛ تصاویری که از آسیب و انهدام چندین سایت راداری و سامانههای مراقبت هوایی حکایت دارد و در میان آنها، رادار دوربرد AN/TPS-۵۷ مستقر در پایگاه هوایی الظفره امارات نیز مورد توجه قرار گرفته است.
منابع خبری بر اساس تصاویر ماهوارهای و ویدئوهای راستیآزماییشده، از اصابت به دستکم ۱۰ سایت راداری آمریکا و متحدانش در جریان جنگ خبر داده است.
در مورد الظفره نیز تصاویر «قبل و بعد» منتشرشده، تغییرات قابل توجهی را در محل استقرار TPS-۵۷ نشان میدهد و گزارشهای منتشرشده، انهدام این رادار را تائید میکنند.
این تصاویر، اهمیت یک نکته را بیش از پیش آشکار میکند؛ ایران در این جنگ فقط مواضع رزمی را هدف نگرفت؛ بخشی از زیرساختی را هدف قرار داد که آمریکا و متحدانش برای دیدن میدان نبرد، ایجاد آگاهی هوایی و هشدار زودهنگام به آن متکی بودند.
به همین دلیل، انهدام رادار TPS-۵۷ و دیگر رادارهای آسیبدیده را نمیتوان صرفاً داستان انهدام چند آنتن دانست؛ این ماجرا بخشی از نبرد ایران و آمریکا بر سر «چشمهای میدان نبرد» است.
رادار AN/TPS-۵۷ در رده رادارهای تاکتیکی مراقبت هوایی قرار میگیرد و منابع فنی آن را یک رادار سهبعدی مراقبت هوایی معرفی کردهاند.
اطلاعات فنی منتشرشده برای این سامانه، قابلیت پوشش گسترده و استفاده از اسکن مکانیکی در سمت و اسکن الکترونیکی در ارتفاع را ذکر میکند.
یک منبع فنی، برد بیشینه این سامانه را در حدود ۳۰۰ مایل و برد آن در برابر هدف با سطح مقطع راداری یک مترمربع را حدود ۲۴۰ مایل عنوان کرده است؛ با این حال، این اعداد باید بهعنوان مشخصات منتشرشده در منابع فنی عمومی در نظر گرفته شوند و نمیتوان آنها را عددی قطعی برای تمام پیکربندیها و شرایط عملیاتی TPS-۵۷ دانست.
وظیفه اصلی چنین راداری، مراقبت و ایجاد تصویر از فضای هوایی است؛ به این معنا که سامانه با کشف اهداف، ایجاد و بهروزرسانی ردگیری آنها و ارائه اطلاعات موقعیتی، داده لازم را در اختیار شبکه فرماندهی و کنترل قرار میدهد.
در جنگ مدرن، این اطلاعات بهتنهایی یک عملیات را انجام نمیدهد، اما حلقه آغازین زنجیرهای است که میتوان آن را در یک مسیر مشخص خلاصه کرد: کشف، ردگیری، شناسایی و ارزیابی، انتقال اطلاعات، تصمیم و در نهایت واکنش.
از این منظر، اهمیت رادار صرفاً به خود تجهیزات و توانایی آن برای دیدن یک هدف در فاصله مشخص محدود نمیشود؛ ارزش اصلی در دادهای است که این سامانه از فضای نبرد تولید و وارد شبکه میکند؛ دادهای که میتواند مبنای تصمیمگیری سایر اجزای شبکه پدافندی و فرماندهی قرار گیرد.
قدرت هوایی آمریکا در منطقه به یک هواپیما یا یک پایگاه خاص محدود نمیشود، بلکه بر مجموعهای از هواگردها، رادارهای زمینی، هواپیماهای هشدار زودهنگام، سامانههای پدافندی، مراکز فرماندهی، شبکههای ارتباطی و تجهیزات اطلاعاتی استوار است.
در چنین معماریای، رادارهای زمینی یکی از منابع اصلی ایجاد «تصویر هوایی» محسوب میشوند؛ به این معنا که هواپیماهای هشدار زودهنگام میتوانند از ارتفاع بالا فضای گستردهای را زیر نظر بگیرند، اما رادارهای زمینی نیز در نقاط مختلف مستقر میشوند تا پوشش شبکه افزایش پیدا کند و دادههای حاصل از حسگرهای مختلف با یکدیگر ترکیب شود.
بنابراین، آمریکا برای حفظ برتری اطلاعاتی خود در منطقه به یک شبکه از چشمها نیاز دارد، نه یک چشم واحد؛ و همین وابستگی به شبکه حسگرهاست که اهمیت هدف قرار گرفتن رادارهای زمینی را دوچندان میکند.
پایگاه هوایی الظفره یکی از مراکز مهم حضور نظامی آمریکا در امارات و منطقه به شمار میرود و طی سالهای گذشته میزبان انواع هواگردها و مأموریتهای اطلاعاتی، مراقبتی، شناسایی و فرماندهی و کنترل آمریکا بوده است.
در چنین محیطی، وجود یک رادار مراقبت هوایی را نمیتوان جدا از سایر اجزای پایگاه و شبکه منطقهای آمریکا بررسی کرد؛ چراکه TPS-۵۷ یک سامانه مستقل و جداافتاده نبود، بلکه یک گره در معماری بزرگتر مراقبت هوایی محسوب میشد.
در جنگ ۴۰ روزه، آمریکا برای اجرای عملیات هوایی در منطقه نیازمند آگاهی مستمر از وضعیت فضای نبرد بود.
هواگردهای رزمی، هواپیماهای پشتیبانی، سوخترسانها، سامانههای فرماندهی و کنترل و پدافند هوایی، همگی در محیطی فعالیت میکردند که آگاهی از وضعیت هوایی برای آن اهمیت داشت. در این میان، رادارهای زمینی یکی از منابع این آگاهی بودند.
البته نباید نقش TPS-۵۷ را بیش از اندازه بزرگ کرد و گفت این رادار بهتنهایی مسئول هدایت عملیات آمریکا یا شناسایی تمام هواگردهای ایرانی بوده است. چنین شبکهای از حسگرهای متعدد تشکیل میشود. اما از سوی دیگر، حذف یک رادار نیز صرفاً حذف یک دستگاه نیست.
هر رادار، یک منبع داده است و هر منبع داده حذفشده، بخشی از بار اطلاعاتی را بر دوش سایر حسگرها میگذارد. این دقیقاً همان جایی است که ضربه ایران به رادارها اهمیت عملیاتی پیدا میکند.
نقطه مهمتر گزارش دقیقاً از همینجا آغاز میشود. اگر تنها یک دستگاه TPS-۵۷ در الظفره آسیب دیده بود، میشد این رویداد را صرفاً یک حمله موفق به یک هدف مشخص ارزیابی کرد؛ اما تحلیل تصاویر ماهوارهای و ویدئوهای منتشرشده از جنگ، از ضربه به مجموعهای از سایتهای راداری آمریکا و متحدانش حکایت دارد.
شبکه خبری ABC News نیز در تحلیل تصاویر و ویدئوهای راستیآزماییشده، دستکم ۱۰ سایت راداری را شناسایی کرده که از آغاز جنگ هدف حملات ایران قرار گرفتهاند، هرچند این گزارش تأکید میکند میزان دقیق خسارت واردشده به همه این سایتها از روی تصاویر عمومی قابل تعیین نیست.
این تفاوت اهمیت زیادی دارد؛ چراکه موضوع دیگر صرفاً یک «رادار منهدمشده» نیست، بلکه با الگویی از حمله به گرههای راداری و مراقبتی مواجه هستیم؛ الگویی که روایت را از سطح یک اقدام تاکتیکی فراتر میبرد و آن را به سطحی راهبردیتر، یعنی تلاش برای ایجاد اختلال در شبکه مراقبت و تصویر هوایی منطقه، منتقل میکند.
وقتی چند رادار در نقاط مختلف هدف قرار میگیرند، موضوع دیگر صرفاً قیمت تجهیزات نیست بلکه موضوع، تابآوری شبکه است.
یک شبکه بزرگ برای آن ساخته میشود که اطلاعات را از نقاط مختلف دریافت و ترکیب کند. اگر یکی از نقاط حذف شود، نقاط دیگر میتوانند بخشی از خلأ را جبران کنند.
اما اگر چند گره در فاصله زمانی کوتاه تحت فشار قرار گیرند، شبکه باید برای حفظ همان سطح از آگاهی موقعیتی، بیشتر به حسگرهای باقیمانده متکی شود.
در چنین شرایطی، دشمن ناچار است به سمت اقداماتی مانند جایگزینی، جابهجایی، افزایش حفاظت یا بازآرایی شبکه حرکت کند. یعنی ایران با هر حمله موفق به یک رادار، الزاماً شبکه آمریکا را نابود نمیکند؛ اما هزینه حفظ آن شبکه را افزایش میدهد؛ این یک اثر راهبردی مهم است.
رادار فقط «چشم» نیست؛ بخشی از ساعت جنگ نیز هست. هرچه تهدید زودتر کشف شود، فرصت بیشتری برای تصمیم و واکنش وجود دارد.
اگر یکی از منابع کشف و مراقبت از مدار خارج شود، شبکه همچنان میتواند از منابع دیگر استفاده کند؛ اما بسته به هندسه پوشش، کیفیت حسگرها و میزان همپوشانی، ممکن است بخشی از این فرصت کاهش پیدا کند. بنابراین؛ حمله به رادار را باید حمله به یک حلقه از زنجیره کشف تا واکنش دانست.
اینجا است که قدرت ایران در جنگ خود را نشان میدهد؛ توان ضربهزدن فقط به هدف نهایی، بلکه به زیرساختی که به دشمن امکان دیدن و واکنش دادن میدهد.
سنتکام برای عملیات در منطقه به یک تصویر مشترک از میدان نیاز دارد؛ تصویری که از منابع مختلف اطلاعاتی تولید میشود. هرچه این منابع متنوعتر و پوشش آنها گستردهتر باشد، آگاهی موقعیتی نیز افزایش مییابد.
در مقابل، حمله به زیرساختهای ثابت و حساس این شبکه، دشمن را مجبور میکند بخشی از منابع خود را به حفاظت از همین زیرساختها اختصاص دهد.
گزارشهای اخیر نیز نشان میدهد آسیبپذیری رادارهای ثابت پس از حملات ایران به موضوعی جدی تبدیل شده است و بحث حرکت به سمت معماریهای متحرکتر راداری مطرح شده است.
این تحول، خود نشانهای از یک واقعیت است، چون وقتی محل استقرار چشم دشمن قابل شناسایی و هدفگیری باشد، دشمن ناچار است شکل استقرار آن چشم را تغییر دهد.
جنگ هوایی فقط نبرد موشکها و جنگندهها نیست. پیش از هر شلیک، یک نبرد اطلاعاتی جریان دارد؛ نبردی برای اینکه چه کسی زودتر ببیند، چه کسی دقیقتر تشخیص دهد و چه کسی فرصت بیشتری برای واکنش داشته باشد؛ در این میدان، رادارها چشمهای شبکه هستند.
رادار TPS-۵۷ الظفره یکی از همین چشمها بود؛ راداری که تصاویر ماهوارهای منتشرشده، خسارت شدید به محل استقرار آن را نشان میدهند و گزارشها انهدام آن در حمله ایران را مطرح کردهاند. اما اهمیت واقعی زمانی آشکار میشود که این حادثه در کنار گزارشهای مربوط به ضربه به دستکم ۱۰ سایت راداری آمریکا و متحدانش قرار گیرد. در این صورت، دیگر نمیتوان ماجرا را فقط «انهدام یک رادار» نامید.
ایران در این جنگ بخشی از شبکهای را هدف قرار داد که قرار بود آسمان منطقه را برای آمریکا ببیند. این به معنای کور شدن کامل آمریکا نیست؛ اما به معنای آن است که بخشی از چشمهای این شبکه در تیررس ایران قرار گرفتهاند.
پیام راهبردی ماجراست اینجاست که آمریکا برای جنگ در منطقه به شبکهای از چشمها نیاز دارد؛ ایران نشان داد که میتواند این چشمها را هم هدف قرار دهد.
از الظفره و TPS-۵۷ تا دیگر سایتهای راداری که در تصاویر ماهوارهای و تحلیلهای مستقل، آثار حمله در آنها مشاهده شده است، یک واقعیت برجسته میشود، ایران در جنگ ۴۰ روزه تنها با سلاحها و تجهیزات رزمی دشمن درگیر نشد، بلکه بخشی از زیرساخت اطلاعاتی و مراقبتی آن را نیز هدف قرار داد؛ زیرساختی که به آمریکا و متحدانش امکان میداد میدان نبرد را ببینند، تحرکات را رصد کنند و برتری اطلاعاتی خود را حفظ کنند.
در جنگی که بخش مهمی از آن بر سر «دیدن» و «دیدهشدن» است، خاموش کردن حتی بخشی از چشمهای دشمن، صرفاً انهدام یک سامانه نیست؛ بلکه یک دستاورد عملیاتی و راهبردی برای ایران محسوب میشود.
منبع: فارس