باشگاه خبرنگاران جوان - ۱۴ سال میگذرد از آن روزی که رهبر شهید ایران در حسینیه امام خمینی (ره)، به دولتهای اروپایی توصیه کرد که خود را در چشم ملت ایران منفور نکنند؛ «مردم ما از خیلی از کشورهای اروپایی خاطره بدی ندارند. ما از فرانسه، از ایتالیا، از اسپانیا خاطره بدی نداریم... با این کاری که اینها دارند میکنند - همراهی با آمریکا - که به نظر ما کاملاً غیرخردمندانه است، دشمنی ملت ایران را به خود جلب میکنند؛ خودشان را در چشم ملت ایران منفور میکنند.» ۱۴ سال میگذرد و حالا سفارتخانههای اروپایی به جایی رسیدهاند که نقش دستیار اطلاعاتی برای دولتهای متجاوز به ایران را بازی میکنند. دولت فرانسه از بازداشت دیپلماتهای خود در ایران در جریان جنگ تحمیلی اسرائیل و آمریکا علیه ایران گلایه دارد؛ اما آنها نه در داخل سفارت و نه در جریان انجام وظایف دیلماتیک خود، بازداشت نشدهاند. بیانیه روز گذشته وزارت اطلاعات نشان میدهد دیپلماتهای فرانسوی چگونه در پوشش کارمندان سفارت، آن کار دیگر میکنند و پروژههای امنیتی و نفوذ را پیشمیبرند.
افشای یک پروژه نفوذ
وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران با انتشار بیانیهای جزئیات جدیدی از پرونده بازداشت دو دیپلمات فرانسوی در تهران را افشا کرد. این بیانیه پاریس را در طراحی یک پروژه گسترده برای نفوذ و مداخله در امور داخلی ایران، آن هم در هنگامه یک جنگ نظامی تمام عیار نشان میدهد و ابعاد تازهای از همگرایی فرانسه با پروژههای نظامی و امنیتی آمریکا و اسرائیل علیه ایران را بیان میکند. ماجرا از آنجا آغاز شد که «سربازان گمنام امام زمان (عج)» در حین رسیدگی به یک پرونده مهم نفوذ خارجی و اجرای دستور قضایی برای بازداشت دو متهم، با حضور غیرقانونی دو دیپلمات فرانسوی در محل قرار مخفی مواجه شدند. دیپلماتهای مذکور سابقه تخلفات گستردهای داشته و پس از احراز هویت و اطلاع دادن به وزارت خارجه، با حضور پلیس دیپلماتیک به سفیر فرانسه تحویل داده شدهاند. نکته کلیدی بیانیه، افشای کشف اسنادی از محل جرم است که نشاندهنده وجود یک پروژه موذیانه با اهدافی، چون نفوذ، مداخله خارجی و شبکهسازی پنهان در داخل و خارج از کشور است. نکته مهم بیانیه، اشاره به مشاهده امضای سفیر سابق فرانسه در ایران روی قراردادهای مکشوفه است که وزارت اطلاعات را به این نتیجه میرساند که دولت فرانسه باید نسبت به اقدامات غیرقانونی خود پاسخگو باشد. از سویی در حالی که وزارت اطلاعات ایران در حال بررسی موضوع در سکوت خبری و رسانهای بود، دولت فرانسه برای سفیدشویی کار امنیتی سفارتخانه خود در تهران، هیاهوی رسانهای را آغاز کرد.
وزارت اطلاعات با استناد به تصویب قانون جلوگیری از دخالت خارجی در خود فرانسه در سال ۲۰۲۴، به پارادوکس رفتاری پاریس اشاره کرده و توصیف «مداخلهگری آشکار در زمان جنگ» را در مورد اقدام فرانسه بهکار میبرد. این بیانیه با لحنی قاطع هشدار میدهد ایران به میهمانان دیپلماتیک خود اجازه رفتارهای غیرقانونی و مداخلهآمیز را نخواهد داد و در صورت تکرار، برخوردی درخور متجاوزان با مسببان خواهد شد، یعنی فرانسویهای امنیتی در ایران، دیگر مهمان نخواهند بود و متجاوز تلقی میشوند.
فرانسه چه میکند؟
محور اصلی عملیات روانی فرانسه، بر پایه سه اصل «ناکارآمدنمایی نظام»، «ارعاب و فروپاشیسازی» و «ایجاد اخلال در وحدت حامیان نظام» استوار است. هدف نخست، القای بنبست در اداره کشور و تضعیف اعتماد عمومی به همه ارکان حاکمیت است. دومین هدف، با تمرکز بر هسته سخت نظامی و وفاداران انقلاب اسلامی، به دنبال ایجاد ترس و تردید در توان بازدارندگی است. سومین هدف نیز تلاش برای شکاف میان نیروهای حامی و ایجاد اختلاف درونی است. نکته مهم، جابهجایی راهبردی در شبکه نفوذ است؛ آمریکا بودجه خود را به سمت مسائل جنگی برده؛ اما فرانسه و انگلیس با هدایت پاریس، پرچمدار پروژه نفوذ علیه ایران شدهاند تا آن جای خالی را بتوانند پر کنند. سابقه فرانسه در این زمینه روشن است؛ پرونده خونهای آلوده، بدعهدی توتال در قراردادهای نفتی، پناهدادن به سران گروهک تروریستی منافقین و میزبانی از مریم رجوی و نقش فعال در تخلیه تلفنی مرتبط با منافع اسرائیل و آمریکا. این مجموعه نشان میدهد پاریس بازیگری فعال در جنگ شناختی علیه ایران است.
تداوم تنشها و پروندههای موازی
در سالهای گذشته، پرونده زندانیان دو کشور، از جمله زوج فرانسوی محکوم به جاسوسی و مهدیه اسفندیاری (مترجم ایرانی مقیم فرانسه) که به اتهامات دروغین و صرفاً به دلیل حمایت از مردم غزه در فرانسه بازداشت شده بود، بارها به موضوعی حساس در روابط دوجانبه تبدیل شد. همچنین سابقه رفتارهای فرانسه در قبال ایران، از جمله حمایت از گروهک منافقین و رفتار بدعهدانه شرکت توتال در قراردادهای نفتی، در بیانیه وزارت اطلاعات بازتاب یافته و به عنوان بخشی از سابقه منفی این کشور در ایران تلقی شده است.
سابقه مداخله
دخالت سفارتخانههای اروپایی، بهویژه سفارت فرانسه در امور داخلی ایران سابقهای طولانی دارد و در مقاطع حساس سیاسی، از جمله انتخابات و ناآرامیهای داخلی به اشکال گوناگون بروز یافته است. این مداخلات که عمدتاً در قالب موضعگیریهای سیاسی، حمایت رسانهای از جریانهای خاص، ارتباط با چهرههای اپوزیسیون و گاه حتی فراخوان به تجمعات خیابانی صورت میگیرد، از منظر حقوق بینالملل، نقض آشکار اصل عدم مداخله و دخالت در امور حاکمیت ملی کشورها محسوب میشود. در جریان انتخابات ریاستجمهوری ۱۳۸۸، سفارت فرانسه در تهران با اتخاذ مواضعی صریح، نتیجه انتخابات را زیرسؤال برد و از معترضان حمایت ضمنی کرد. این در حالی بود که انتخابات در چهارچوب قوانین داخلی ایران برگزار شده و نهادهای ذیصلاح، صحت آن را تأیید کرده بودند. مقامهای فرانسوی با لحنی مداخلهجویانه، خواستار بازشماری آرا و حتی تغییر نتایج شدند؛ اقدامی که فراتر از وظایف دیپلماتیک تعریفشده در کنوانسیون وین بود.
در آشوبهای آبان ۱۳۹۸ و همچنین ناآرامیهای پاییز ۱۴۰۱، ردپای رسانههای فرانسویزبان و برخی نهادهای وابسته به دولت فرانسه در بزرگنمایی اعتراضات، تولید محتوای جهتدار و تشویق به ادامه ناآرامیها دیده شد. سفارت فرانسه در تهران نیز با انتشار بیانیههایی خواستار «شفافیت» و «خویشتنداری» شد؛ اما این درخواستها یکسویه بود و هیچ اشارهای به خشونتهای خیابانی، تخریب اموال عمومی و حمله به نیروهای امنیتی و حافظ امنیت نداشت. این رویکرد دوگانه، نشاندهنده نگاه ابزاری به مقوله حقوق بشر برای پیشبرد اهداف سیاسی است. از دیگر مصادیق دخالت فرانسه، میتوان به پناه دادن به برخی عناصر ضدایرانی، حمایت از گروهکهای تروریستی مانند منافقین در خاک فرانسه و تلاش برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی از طریق شبکههای ماهوارهای فارسیزبان مستقر در پاریس اشاره کرد. این اقدامات، بهویژه در بزنگاههای سیاسی ایران، به تعمیق بیاعتمادی میان دو کشور دامنزده است. الگوی رفتاری سفارتهای اروپایی بهویژه سفارت فرانسه در قبال ایران، نشاندهنده تداوم نگاه مداخلهگرایانه برخی قدرتهای غربی است؛ نگاهی که بهجای احترام به حاکمیت ملتها، به دنبال ایجاد بحران، بیثباتی و فشار بر کشورهای مستقل است.
سفارتخانه یا مرکز عملیات؟
در دنیای سیاست بینالملل، سفارتخانهها نهادهایی برای نمایندگی رسمی یک کشور در کشور دیگر و مدیریت روابط دوجانبه تعریف میشوند؛ اما در پس پرده این وظایف دیپلماتیک، برخی از سفارتخانههای کشورهای غربی به پایگاههایی برای فعالیتهای اطلاعاتی، امنیتی و حتی جاسوسی علیه کشور میزبان تبدیل شدهاند. یکی از رایجترین روشها، استفاده از پوشش دیپلماتیک برای افسران اطلاعاتی است. بسیاری از جاسوسان، با عنوان وابسته فرهنگی، رایزن اقتصادی یا حتی منشی سفارت وارد کشور هدف میشوند و از مصونیت دیپلماتیک برای جمعآوری اطلاعات محرمانه، ایجاد شبکههای انسانی و هدایت عوامل محلی بهره میبرند. این افراد عملاً کار دیپلماتیک انجام نمیدهند، بلکه وظیفهشان رصد تحولات سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی کشور میزبان و جهت دهی به افکارعمومی و انجام کارهای امنیتی دیگر است. این سفارتخانهها همچنین از طریق حمایت مالی و لجستیکی از سازمانهای بهظاهر مدنی، رسانههای منتقد و گروههای بهاصطلاح حقوقبشری، در امور داخلی کشورها مداخله میکنند. هدف از این کار، ایجاد بیثباتی، تغییر افکار عمومی و در نهایت تأثیرگذاری بر اتفاقات سیاسی است. در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، این روشها منجر به بحرانهای اجتماعی و سیاسی شده است. در نهایت، تبدیل سفارتخانه به مرکز عملیات اطلاعاتی، نقض آشکار کنوانسیون وین درباره روابط دیپلماتیک است. ایران اسلامی، اما با تکیه بر توان داخلی و هوشیاری ملت و نهادهای امنیتی، همواره این توطئهها را خنثی کرده و نشان داده که ملتی با این پیشینه تمدنی، اجازه نخواهد داد سرنوشتش را بیگانگان رقم بزنند.
منبع: فرهیختگان