خروج ناو هواپیمابر «یواس‌اس آبراهام لینکلن» از منطقه نشان داد آسیب‌پذیری و تاب‌آوری اصلی آمریکا را نباید فقط در احتمال اصابت موشک به ناو هواپیمابر جست.

باشگاه خبرنگاران جوان - خروج ناو هواپیمابر «یواس‌اس آبراهام لینکلن» از منطقه نشان داد آسیب‌پذیری و تاب‌آوری اصلی آمریکا را نباید فقط در احتمال اصابت موشک به ناو هواپیمابر جست. زنجیره پنهان و مهم پشت پرده حملات آمریکا، شبکه‌ای است که ناو را قادر به جنگیدن نگه می‌دارد؛ شبکه‌ای بزرگ شامل پایگاه‌ها، بنادر، کشتی‌های پشتیبانی، انبار‌های مهمات، قطعات، نیرو‌های کار و خدمه. ایران در طول جنگ از ۹ اسفند تا کنون، به‌ویژه در طول حملات اخیر، این شبکه را به‌شدت هدف قرار داد و نشان داد که با فشار بر همین شبکه می‌تواند هزینه حضور بیشتر آمریکا در منطقه را افزایش دهد. این وضعیت شکست کامل نیروی دریایی آمریکا نیست؛ اما ادعای امکان ادامه نامحدود جنگ بدون فرسایش را جدی نمی‌گیرد.

سرپرست وزارت نیروی دریایی آمریکا در ۲۳ مرداد ۱۴۰۵ اعلام کرد ناو لینکلن پس از ۲۶۶ روز مأموریت، از جمله ۲۰۰ روز در منطقه جنگی، در قالب «چرخش برنامه‌ریزی‌شده» به خانه برمی‌گردد. بااین‌حال همان بیانیه اعترافات تلخی برای ارتش تروریستی آمریکا داشت: «درمان تعدادی پرونده سلامت روان»، «تغییر برنامه غذایی هنگام در دسترس نبودن تدارکات تازه» و «محدودشدن تماس با خانواده در شرایط تهدید بالا»؛ بنابراین مناقشه اصلی نه بر سر ادامه توان رزمی ناو، بلکه بر سر بهایی است که خدمه و آمادگی آینده ناوگان برای حفظ آن پرداخته‌اند.

بررسی گزارش‌ها طی بازه ابتدای سال گذشته (۱۴۰۴) تاکنون درباره ناو‌های نظامی آمریکایی، حاوی دردسر‌های مشترکی است که میان غول‌های شناور آمریکایی در نزدیکی آب‌های ایران جابه‌جا می‌شود از حذف توقف‌های بندری، اختلال تدارکاتی و انباشت تعمیرات گرفته تا فرسودگی روانی و افزایش احتمال خطا در انجام مأموریت.

آبراهام لینکلن؛ پایان کار

لینکلن ۳۰ آبان ۱۴۰۴ سن‌دیگو را ترک کرد. هدف ابتدایی او انجام مأموریتی در اقیانوس آرام اعلام شد؛ اما در دی‌ماه به خاورمیانه هدایت شد و از ۹ اسفند وارد جنگ با ایران شد. لینکلن طی حملات آمریکا از ۹ اسفند تاکنون بیش از ۱۰ هزار سورتی پرواز و پرتاب حدود ۱.۵ میلیون پوند مهمات داشته است. بااین‌حال بیش از ۲۰۰ روز مأموریت بی‌توقف این ناو را دریازده کرده است.

گره اصلی در روز‌های آغاز جنگ شکل گرفت. حملات موشکی و پهپادی ایران بخش‌های مهم مقر ناوگان پنجم در بحرین را درهم کوبید و یک هاب چندده‌ساله فرماندهی، انبارداری، تعمیر و توزیع را از مدار عادی خارج کرد. با ناامن‌شدن بحرین و قرارداشتن فجیره امارات در برد موشکی ایران، پنتاگون «دیه‌گو گارسیا» را به نقطه اصلی ارسال محموله تبدیل کرد؛ جزیره‌ای حدود ۲۲۰۰ مایل (نزدیک ۳۵۰۰ کیلومتر)، دورتر از گروه‌های ناو مستقر در دریای عمان. این منتج شد به طولانی‌ترشدن رفت‌وبرگشت کشتی‌های سوخت‌رسان و مهمات‌رسان، دشواری ارسال قطعات و خطرات از بین رفتن یا کاهش کیفیت اقلام تازه.

خانواده‌ها و شماری از ملوانان در گفت‌و‌گو‌هایی با رسانه‌های آمریکایی از کمبود میوه و محصولات بهداشتی، تأخیر یا گم‌شدن بسته‌های پستی، خرابی توالت و رخت‌شویی، کپک حمام‌ها، قطعی آب گرم و مشکلات کیفیت آب سخن گفتند.

سناتور «ریچارد بلومنتال» نیز همین موارد را در نامه درخواست تحقیق، فهرست کرد. نیروی دریایی فقط «شدت» برخی از این موارد را رد کرد؛ اما معترف شد که رویه‌های قبلی بر اثر عملیات‌های رزمی تغییر کرده است.

همچنین مواردی از تلاش برای خودکشی ملوان‌ها گزارش شده است. اوایل آگوست یک ملوان از لینکلن به آب افتاد، زنده‌گیری شد و بعد برای درمان منتقل شد. به همین ترتیب یک ملوان دیگر از ناوشکن «فرانک‌ای. پترسن جونیور» در گروه لینکلن نیز به آب افتاد و نجات یافت. خانواده‌ها از موارد دیگری سخن گفته‌اند که افراد پیش از پریدن مهار شده‌اند، اما نیروی دریایی منکر افزایش افکار خودکشی شده و گفته فقط تعدادی پرونده سلامت روان، بدون تلفات، درمان شده است. گزارش‌ها حکایت از اعزام مشاوران و مددکاران بیشتر به ناوگان‌ها دارد و جایگزینی لینکلن با «جورج واشنگتن» و بازگشت آن، حکایت از همین فرسایش در ابعاد بزرگ‌تر دارد.

جرالد آر. فورد؛ عقب‌نشینی پس از آتش‌سوزی

ناو جرالد فورد ۳ تیر ۱۴۰۴ اعزام شد و پس از مأموریت در اروپا و کارائیب، برای حمله به ایران به خاورمیانه آمد. در ۲۱ اسفند ۱۴۰۴، یک اتفاق عجیب در ناو افتاد؛ اتفاقی که شائبه اقدام عمدی را ایجاد می‌کند. آمریکایی‌ها این اتفاق را آتش‌گرفتن ناو اعلام کردند. به گفته آنها آتش از بخش رخت‌شویی عقب ناو آغاز شد و دود به فضا‌های اسکان در ناو رسید. عملیات مهار و اطفای حریق بیش از یک روز طول کشید؛ بیش از ۲۰۰ نفر در اثر استنشاق دود تحت درمان قرار گرفتند و یک ملوان برای درمان تکمیلی از ناو خارج شد و بیش از ۱۰۰ تخت از بین رفت. فورد در اثر بالاگرفتن سطح درگیری ناچار شد از دریای سرخ برگردد، از کانال سوئز عبور کند و برای بیش از یک هفته تعمیر اسکله‌ای به پایگاه «سودا بی» در جزیره «کرت» یونان برود. این واضح‌ترین عقب‌نشینی در جنگ بود. بااین‌حال طبق معمول بهانه اعلام‌شده «حادثه داخلی» و «غیررزمی» بود، نه اصابت موشک و پهپاد از طرف ایران.

فورد پس از تعمیر به عملیات بازگشت ولی در ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ و پس از ۳۲۶ روز به آمریکا رسید؛ طولانی‌ترین اعزام ناو هواپیمابر آمریکا پس از جنگ ویتنام. این پرونده هم‌زمان دو چهره تاب‌آوری آمریکا را نشان می‌دهد: توان مهار آتش، جابه‌جایی صد‌ها نفر و بازگرداندن ناو به خدمت؛ و شکنندگی برنامه‌ای که با خروج موقت یک ناو، پنتاگون را به شتاب‌دادن اعزام «جورج اچ. دبلیو. بوش» واداشت.

هری اس. ترومن طعمه چرب موشک‌های انصارالله

برخی آسیب‌های لجستیکی آمریکا که در ماه‌های اخیر به ماشین جنگی این کشور وارد شده، ریشه در تحرکات گذشته دارد. ناو «هری اس. ترومن» در بهمن ۱۴۰۳ نزدیک ورودی کانال سوئز با کشتی تجاری «بشیکتاش-ام» برخورد کرد، بدنه‌اش شکافت و برای تعمیر اضطراری به «سودا بی» عقب نشست و فرمانده ناو برکنار شد. سپس در اردیبهشت ۱۴۰۴، هنگام مانور برای گریز از موشک‌های انصارالله، یک جنگنده اف -۱۸ و یدک‌کش آن از عرشه به دریا افتاد. در همان ماه، یک اف -۱۸ دیگر پس از خرابی سامانه کابل ترمزمانند از عرشه عبور کرد و خلبانان ایجکت کردند و نجات یافتند. این ناو در جنگ با ایران مستقیماً فراخوانی نشد؛ اما واضح‌ترین نمونه از محدودیت‌های ناو‌های پیشرفته آمریکایی در برابر آفند موشکی مقاومت در منطقه بود.

یواس‌اس تریپولی؛ بحران غذایی!

تریپولی، ناو تهاجم آبی‌-خاکی حامل تفنگداران دریایی در بهار ۱۴۰۵ به غرب آسیا اعزام شد. هم‌زمان گزارش‌ها درباره لینکلن، خانواده برخی نیرو‌ها تصاویری از وعده‌های کم‌حجم غذایی و روایت‌هایی از نبود محصولات تازه، شامپو و اقلام بهداشتی منتشر کردند. نیروی دریایی و وزیر جنگ آمریکا بازهم این گزارش‌ها را رد کردند و مدعی شدند تریپولی و لینکلن بیش از ۳۰ روز «ذخیره غذایی کلاس یک دارند» و وعده‌ای حذف نشده است. این در حالی است که حتی تصاویری از این کمبود‌ها در توزیع مواد غذایی منتشر شده است.

چرا لشکر ناو‌ها شکست خورد؟

توانایی انجام عملیات را نباید با پایداری یکی گرفت. نیروی دریایی آمریکا در ماه‌های اول جنگ توانست حجم بالایی از پرواز و حمله را حفظ کند؛ اما این عملیات‌ها با تمدید چندباره مأموریت‌ها، حذف توقف‌های بندری، جابه‌جایی ناو‌ها از دیگر حوزه‌های عملیاتی و افزایش فشار بر خدمه و تجهیزات، زنگ خطر را برای نیروی دریایی آمریکا به صدا درآورد. مسئله کاهش تدریجی حاشیه اطمینان ناوگان در جنگ طولانی با ایران و محور مقاومت است.

اول. برای ضربه به ناو، نیاز نیست به خود ناو ضربه بزنید

اولین آسیب‌پذیری، در پشتیبانی خود را نشان می‌دهد. ناو هواپیمابر هسته‌ای برای حرکت به سوخت متعارف وابسته نیست؛ اما هواپیما‌های آن به سوخت، مهمات و قطعات نیاز دارند و روشن است که ناوشکن‌های اسکورت، سامانه‌های دفاعی، بیمارستان کشتی، آشپزخانه و هزاران خدمه نیز بدون شبکه تدارکاتی دوام نامحدود ندارند. آسیب‌دیدن تأسیسات آمریکا در بحرین، ناوگان پنجم را واداشت بخش مهمی از پشتیبانی را به دیه‌گو گارسیا منتقل کند؛ نقطه‌ای حدود ۳۵۰۰ کیلومتر دورتر از محل فعالیت ناو‌ها در دریای عمان. این جابه‌جایی عملیات را متوقف نکرد، اما زمان رفت‌وبرگشت کشتی‌های پشتیبانی، فشار بر ناوگان ترابری و احتمال تأخیر در تحویل غذای تازه، قطعه، پست و تجهیزات را افزایش داد.

از این منظر، ایران برای واردکردن هزینه راهبردی الزاماً به غرق‌کردن یک ناو هواپیمابر نیاز ندارد. ناامن‌کردن بندر‌ها، انبار‌ها، باند‌ها، مراکز ارتباطی و مسیر‌های تدارکاتی، نرخ عملیات و کیفیت کار خدمه را کاهش می‌دهد. دورکردن ناو‌ها از ساحل احتمال اصابت مستقیم را کم می‌کند، ولی فاصله پروازی، مصرف سوخت، نیاز به سوخت‌رسانی و پیچیدگی هر حمله را بالا می‌برد.

دوم. جغرافیای نبرد

دومین مسئله، جغرافیای نبرد است. برتری آمریکا در اقیانوس باز، جایی که ناو می‌تواند حرکت کند، فاصله بگیرد و از عمق دفاعی استفاده کند، بیشتر است. در مقابل، آمریکا ابتدا ناو‌هایش را به نزدیکی ایران کشانده بود و با وقوع تهدید‌ها از سوی ایران، مجبور شد به عقب حرکت کند. انجام عملیات از فواصل دورتر طبیعتاً چالش‌های بیشتری دارد و از سوی دیگر امکان نزدیکی به آب‌های عمان و خلیج‌فارس برای ناو‌های آمریکایی وجود ندارد؛ چرا که موشک‌های ساحل‌پایه، پهپاد‌ها، مین‌ها، قایق‌های تندرو و سامانه‌های شناسایی زمینی در چنین فضایی لازم نیست ناوگان آمریکا را شکست دهند؛ کافی است حرکت آن را محتاط‌تر، دفاع را پرهزینه‌تر و ورود به بندر را پرخطر کنند.

سوم. تقابل ناو با پهپاد

سومین چالش را ظرفیت پدافندی و آفندی طرفین مشخص می‌کند. به این صورت که حتی رهگیری موفق حملات پهپادی به چالش بزرگی برای ناو‌ها تبدیل شده است. در ابتدای نبرد، ادعای رهگیری و انهدام پرهزینه یک پهپاد ایرانی توسط جنگنده اف-۱۸ آمریکایی با تمسخر فعالان حوزه امنیت بین‌الملل روبه‌رو شد. در همین درگیری با پهپاد‌ها، آمریکا چند جنگنده را از دست داد و بعد اعلام شد آنها به دریا سقوط کرده‌اند.

چهارم. نیروی انسانی

چهارمین مؤلفه، نیروی انسانی است. کمبود غذای تازه، اختلال در آب و تأسیسات بهداشتی، محدودشدن تماس با خانواده، شیفت‌های طولانی و ماه‌ها نبود استراحت بندری مستقیماً بر احتمال خطا در عرشه پرواز یا مرکز فرماندهی اثر می‌گذارند. بحران سلامت روانی هم از سوی خانواده‌ها مطرح شده و هم نیروی دریایی آمریکا وجودش را تأیید کرده است.

غرق در جنگی که قرار بود ۴ روزه باشد

گزارش مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی (CSIS) وضعیت پایداری ناو‌های آمریکا در منطقه را «نبرد استقامت و هزینه‌پذیری» توصیف می‌کند. برآورد واقع‌بینانه آن است که تاب‌آوری آمریکا در کوتاه‌مدت بالاست، اما این تاب‌آوری نامحدود و بدون هزینه نیست. در بازه چندروزه یا چند‌هفته‌ای، ناوگان پیشرفته آمریکا می‌تواند عملیات‌ها را ادامه دهد؛ اما در بازه چندماهه وابستگی به کشتی‌های تدارکاتی، بنادر امن، قطعات، خدمه و ناو‌های جایگزین به عامل تعیین‌کننده تبدیل می‌شوند.

ناو جرالد فورد به‌علت آتش‌سوزی ناچار شد مسیر خود را معکوس و برای تعمیر از دریای سرخ خارج شود. ترومن پس از برخورد به تعمیر اضطراری رفت و سپس در فضای عملیات پرشدت با حوادثی روبه‌رو شد که تحقیقات رسمی آنها را قابل پیشگیری دانست. لینکلن بدون آنکه توان رزمی‌اش از بین برود با فرسودگی انسانی، اختلال پشتیبانی و مأموریتی طولانی به مرحله تعویض رسیده است. درباره تریپولی نیز اصل گزارش‌های مربوط به کیفیت خدمات رفاهی وجود دارد. این تجربه خوبی برای آمریکایی‌ها بود که با تجربه غلبه سریع بر ونزوئلا، وارد کارزار ایران نشوند و در جنگی که مدعی بودند «۴ روزه» تمام شود، خود را غرق نکنند.

منبع: فرهیختگان

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار