باشگاه خبرنگاران جوان - «ایران گل زد» طی دورانهای مختلف با همین یک جمله میلیونها نفر از جا پریدهاند. فرقی نمیکرده در کدام شهر باشند، چه سلیقه سیاسی داشته باشند یا حتی پیش از آن فوتبال را دنبال کرده باشند؛ وقتی توپ به تور دروازه حریف چسبیده خیلیها ناخودآگاه فریاد کشیدند: «گل!» فریادی که صدای یک «ما»ی مشترک بوده. «ما»یی که نامش تیم ملی ایران است.
اما درست همین «ما» در سالهای اخیر به یکی از مهمترین میدانهای نبرد رسانهای تبدیل شده. نبردی که در آن خبری از توپ و دروازه نیست؛ جنگ بر سر واژههاست. اینکه این تیم «تیم ملی ایران» نامیده شود یا «تیم جمهوری اسلامی»، کنار نامش پرچم رسمی کشور قرار بگیرد یا نمادی دیگر، سرود ملی پخش شود یا نادیده گرفته شود؛ شاید در نگاه اول فقط یک انتخاب رسانهای به نظر برسد، اما هر کدام از این انتخابها تکهای از پازل بزرگتری به نام «هویت جمعی و ملّی» را جابهجا میکند. رسانهها با انتخاب یک کلمه یا یک تصویر، فقط خبر نمیدهند؛ گاهی دارند به مخاطب میگویند چه چیزی را «مال خودت» بدانی و از چه چیزی فاصله بگیری. این گزارش درباره همین نبرد آرام و بیصداست؛ نبردی که در آن، «هویت جمعی» یک ملت در یک جنگ رسانهای توسط شبکههای فارسیزبان خارجی آرام آرام گروگان گرفته میشوند.
وقتی «تیم ملی» به «تیم جمهوری اسلامی» تبدیل شد
این را همه میدانیم که رسانهها به مخاطب یاد میدهند چگونه به یک پدیده نگاه کند. گاهی این کار نه با تحلیلهای طولانی، بلکه با انتخاب یک واژه انجام میشود. تفاوت میان «تیم ملی ایران» و «تیم جمهوری اسلامی» شاید در ظاهر فقط چند کلمه باشد، اما در عمل دو روایت کاملاً متفاوت میسازد چیزی که به آن میگویند مهندسی هویت با واژهها!
بیایید کمی به عقب برگردیم در آستانه جام جهانی قطر، برخی رسانههای فارسیزبان خارج از کشور تلاش کردند میان تیم ملی فوتبال و مفهوم «ملت ایران» فاصله بیندازند. در بسیاری از محتواها، تیمی که سالها با عنوان «تیم ملی ایران» شناخته میشد، با تعابیری معرفی شد که آن را بیش از آنکه متعلق به مردم بداند، به ساختار سیاسی کشور نسبت میداد. نتیجه چنین روایتی روشن بود؛ اگر این تیم، تیم «ایران» نباشد، دیگر دلیلی هم برای همدلی با آن باقی نمیماند.
اما سمی بودن این رویکرد کثیف رسانهای از جایی به چشم میآید که از خودمان بپرسیم اگر واقعاً این تیم، نماینده ایران نبود، چرا همان رسانهها مثل اینترنشنال صهیونی که تحت هیچ عنوانی از این تیم با عنوان تیم ایران یاد نمیکرد پس از نتایج امیدوارکننده ایران در مقابل بلژیک با دیدن موج حمایت مردمی، دوباره از عنوان «تیم ایران» استفاده کرد؟ این تغییر لحن نشان میدهد که انتخاب واژهها، بیش از آنکه بر پایه یک اصل ثابت باشد، تابع اقتضائات رسانهای یا بهتر بگوییم پذیرش و پس زدن مخاطب است. اتفاقی که بعد از بازی ایران با بلژیک در اینترنشنال افتاد حکایت از شکست یک عملیات رسانهای برای از بین بردن حس تعلق مردم به «تیم ملی» کشورشان داشت.
تغییر پرچم؛ گام دوم سرقت «هویت جمعی ایران»
در جنگ روایتها، پرچم هم به اندازه واژهها اهمیت دارد. رسانه میداند که مخاطب پیش از آنکه متن را بخواند، تصویر را میبیند. به همین دلیل انتخاب اینکه کنار نام «ایران» کدام پرچم قرار بگیرد، یک تصمیم صرفاً گرافیکی نیست؛ این انتخاب، بخشی از روایت است. این دقیقاً همان نقطهای است که رسانه از اطلاعرسانی فاصله میگیرد و وارد میدان بازتعریف نمادهای هویت جمعی میشود. برای همین شبکهای مثل اینترنشنال که در جامجهانی ۲۰۲۲ این تیم را تیم ملی نمیدانست حالا در جامجهانی ۲۰۲۶ با کنار گذاشتن پرچم ایران و جایگزین کردن پرچم دیگر، پا را یک قدم فراتر گذاشت تا بعد از مفهوم تیم ملی حالا با گرفتن پرچم ایران بخش دیگری از حس «مای ملّی» و «هویت جمعی» ایرانیها را خدشهدار کند و آن را از ایرانیها بگیرید.
تلاش برای فروپاشی یک «مای ملّی»
فرض کنیم روزی برسد که دیگر با شنیدن اسم تیم ملی، چیزی در دل آدم تکان نخورد؛ پرچم فقط یک تکه پارچه باشد، سرود فقط یک موسیقی و پیراهن تیم ملی هم فرقی با لباس یک باشگاه نداشته باشد. شاید این اتفاق یکشبه نیفتد، اما اگر قرار باشد هویت یک ملت آسیب ببیند، معمولاً از همین جاها شروع میشود؛ از واژهها، از نمادها و از روایتهایی که آرامآرام معنای چیزهایی را که سالها برای مردم مشترک بوده، عوض میکنند. رسانهها این را خوب میدانند. برای همین، جنگ امروز فقط جنگ خبر نیست؛ جنگ معناست. اگر بتوانی مخاطب را قانع کنی که «تیم ملی» دیگر ملی نیست، قدم بعدی سخت نخواهد بود؛ پرچم هم دیگر پرچم او نیست، سرود هم سرود او نیست.
و حتی جغرافیای ایران و تمامیت ارضی آن هم به معنای واحد دیگر متعلق به او نیست بنابراین کمکم هر چیزی که روزی آدمها را کنار هم جمع میکرد، تبدیل میشود به موضوعی برای اختلاف و مقدمهای برای تجزیه ایران؛ یک تجزیهطلبی پنهان و خطرناک که این بار جای جنگ زمینی مسیرش را از ذهن مردم ایران آغاز کرده و حس تعلقشان را نشانه گرفته. برای همین شاید بزرگترین آسیب این باشد که «ما»ی مشترک، آرامآرام کوچک میشود. جامعهای که بر سر ابتداییترین نمادهایش توافق نداشته باشد، در روزهای سخت هم کنار هم نمیایستد. دیگر یک گل، همه را خوشحال نمیکند و یک شکست، همه را ناراحت. هر گروه، تیم خودش را دارد، پرچم خودش را و حتی روایت خودش را از «ایران».
این همان چیزی است که کارشناسان رسانه از آن با عنوان «فرسایش هویت جمعی» یاد میکنند؛ فرآیندی که با یک تیتر، یک تصویر یا یک واژه آغاز میشود، اما ممکن است سالها بعد، خودش را در کاهش همبستگی اجتماعی نشان دهد. به همین دلیل است که انتخاب میان «تیم ملی ایران» و «تیم جمهوری اسلامی» فقط انتخاب دو عبارت نیست؛ انتخاب میان دو روایت از یک ملت است. روایتی که یکی تلاش میکند بر نقاط مشترک مردم تکیه کند و دیگری، همان نقاط مشترک را به محل مناقشه تبدیل میکند. شاید به همین دلیل باشد که جنگ اصلی، نه در زمین فوتبال، که پشت رسانهها و اتاقهای خبر جریان دارد؛ جایی که گاهی سرنوشت یک واژه، میتواند سرنوشت یک روایت و در نهایت سرنوشت یک سرزمین را تغییر دهد.
منبع: مهر