حکومت جدید به رهبری «جولانی» توانسته تنها بخش‌هایی از جغرافیای سوریه را زیر پرچم دمشق قرار دهد.

باشگاه خبرنگاران جوان - سوریه در سال ۲۰۲۶ دیگر صرفاً بر اساس مرزهای رسمی و تقسیمات اداری قابل فهم نیست؛ برای درک واقعیت این کشور باید به جغرافیای قدرت، منابع، مسیرهای ارتباطی و میزان نفوذ بازیگران مختلف در هر منطقه توجه کرد. تحولات یک سال اخیر، موازنه نیروها را در بخش‌های مختلف سوریه دگرگون کرده و در کنار عوامل داخلی، مداخلات و رقابت‌های خارجی بیش از گذشته بر آرایش قدرت و آینده کشور اثر گذاشته‌اند.
 
سقوط بشار اسد در ۸ دسامبر ۲۰۲۴ پایان بحران سوریه نبود. آنچه پایان یافت یک نظام سیاسی بود، اما بحران امنیتی، سیاسی و سرزمینی سوریه نه‌تنها تمام نشد، بلکه تا اوت ۲۰۲۶ وارد مرحله‌ای پیچیده‌تر شد. حکومت جدید به رهبری «جولانی» توانسته تنها بخش‌هایی از جغرافیای سوریه را زیر پرچم دمشق قرار دهد، اما نتوانسته کنترل سرزمینی را به «حاکمیت ملی یکپارچه، امنیت پایدار و انحصار مشروع قدرت مرکزی» تبدیل کند.
 
واقعیت سوریه در سال ۲۰۲۶ را نمی‌توان فقط با رنگ‌های نقشه سنجید. پرسش اصلی این است که «چه کسی امنیت را برقرار می‌کند، چه کسی مرزها و منابع را کنترل می‌نماید و چه کسی می‌تواند تصمیمات خود را در سراسر کشور اجرا کند.»
 
از این حیث، سوریه روی کاغذ یک کشور واحد است، اما در میدان به مجموعه‌ای از حوزه‌های قدرت تبدیل شده: دمشق در مرکز، ترکیه در شمال، ساختارهای محلی در سویدا، قسد در شمال‌شرق، روسیه در ساحل و مهم‌تر از همه، اسرائیل در جنوب‌غرب.این همان جایی است که مفهوم «تجزیه بدون اعلام تجزیه» معنا پیدا می‌کند؛ تجزیه الزاماً با اعلام استقلال استان‌ها آغاز نمی‌شود، بلکه می‌تواند با از دست رفتن تدریجی کارکردهای حکومت مرکزی آغاز شود.
 

امنیت؛ نخستین شاخص شکست وعده ثبات

اگر سقوط اسد قرار بود آغاز مرحله ثبات باشد، نخستین نشانه آن باید کاهش خشونت و افزایش امنیت مردم می‌بود. اما داده‌های پنج ماه نخست ۲۰۲۶ تصویر دیگری ارائه می‌کنند.بر اساس داده‌های رسمی، در پنج‌ماه نخست سال دست‌کم ۱٬۴۶۲ نفر کشته شدند؛ ۸۳۳ نفر غیرنظامی و ۶۲۹ نفر شبه‌نظامی و تابع گروه‌های مسلح مختلف چه وابسته به جولانی و چه مخالفان جولانی؛ این یعنی، غیرنظامیان حدود ۵۷٪ کل قربانیان را تشکیل می‌دادند.توزیع ماهانه نیز روندی باثبات و رو به کاهش نشان نمی‌دهد:- ژانویه: ۲۸۹ کشته، شامل ۱۸۹ غیرنظامی؛-فوریه: ۵۸۲ کشته، شامل ۲۱۱ غیرنظامی؛- مارس: ۲۳۸ کشته، شامل ۱۸۸ غیرنظامی؛-آوریل: ۲۴۶ کشته، شامل ۱۶۸ غیرنظامی؛-مه: ۱۰۷ کشته تا زمان ثبت آمار، شامل ۷۷ غیرنظامی.وجود زنان و کودکان در میان قربانیان نیز عمق بحران را نشان می‌دهد؛ تنها در ژانویه ۳۳ زن و ۳۹ کودک کشته شدند. بنابراین مسئله فقط کاهش یا افزایش آمار خشونت نیست. مسئله این است که «ساختار تولید خشونت همچنان پابرجاست.» اگر غیرنظامیان همچنان بزرگ‌ترین گروه قربانیان باشند، نمی‌توان صرفاً با تغییر حکومت از پایان بحران سخن گفت.
 
دمشق، حمص، حماه و غرب سوریهدر این منطقه به‌ظاهر جولانی از دیگر مناطق سوریه از قدرت اعمال حاکمیت بیشتری برخوردار است و درحال حاضر محور بین‌المللی دمشق–حمص–حماه–حلب را در کنترل خود دارد. این محور اگرچه ستون فقرات سوریه محسوب می‌شود؛ اما کنترل آن به‌معنای کنترل کامل کشور نیست.
 
حلب و شمالجولانی در سال ۲۰۲۶ کنترل خود را در حلب و مناطق شرقی آن گسترش داده، اما شمال سوریه بدون در نظر گرفتن «نفوذ ترکیه» قابل فهم نیست. آنکارا طی سال‌های جنگ شبکه‌ای از روابط اقتصادی، امنیتی، نظامی و اداری در شمال ایجاد کرده است.بنابراین بازگشت جولانی به شمال سوریه به‌معنای پایان نفوذ ترکیه نیست؛ بلکه نفوذ ترکیه می‌تواند از اداره مناطق جداگانه به «اهرم‌های فشار بر خود جولانی» در صورت تعارض منافع تبدیل شود.
 
جزیره و فراتدر ژانویه ۲۰۲۶، جولانی‌ کنترل بخش‌های از رقه، دیرالزور و مناطق نفتی، گازی، سدها و گذرگاه‌ها را به‌دست گرفت و روند ادغام نیروهای «قسد» آغاز شد.این تحول به‌ظاهر اگرچه نقشه را به سود جولانی تغییر داد، اما هم‌زمان نشان داد بازگرداندن شرق به مرکز نیازمند توافق با قسد است که سال‌ها ساختار سیاسی و امنیتی مستقل خود را حفظ کرده و حاکمیت خودمختاری در شرق سوریه بنا کرده است.در نتیجه، کنترل منابع شرق هنوز کاملاً به‌دست جولانی بازنگشته، و در گرو تامین خواسته‌های کردهاست که لاینحل باقی‌مانده است.
 
ساحلساحل به‌ظاهر تحت کنترل جولانی است، اما همچنان یک منطقه حساس ژئوپلیتیکی است و سفر اخیر وزیر خارجه جولانی به مسکو نشان می‌دهد، روسیه درحال بازتعریف حضور خود در سوریه است و روابط نظامی و لجستیکی خود با ساحل را به‌شکل جدیدی دنبال می‌کند.
 
بنابراین حتی در منطقه‌ای با کنترل جولانی، «قدرت خارجی همچنان بخشی از معادله حاکمیت» باقی مانده است
 

حوران و درعا

درعا نسبت به سویدا وضعیت متفاوتی دارد و جولانی کنترل بیشتری بر آن اعمال می‌کند، اما شبکه‌های محلی و عشایری همچنان نفوذ گسترده و نقش مهمی دارند.حوران برای جولانی فقط یک منطقه مرزی نیست؛ بلکه «دروازه زمینی سوریه به اردن و جهان عرب» است. کنترل مسیر دمشق–درعا و گذرگاه نصیب برای تجارت و بازسازی اقتصاد سوریه اهمیت اساسی دارد.

سویدا

سویدا مهم‌ترین نمونه شکاف میان «جولانی و واقعیت حاکم بر میدان» است. جولانی هنوز نتوانسته کنترل امنیتی خود را بر این استان تثبیت کند و گروهای محلی بخش مهمی از کنترل منطقه را در دست دارند.درگیری‌های ژوئیه ۲۰۲۵ این شکاف را عمیق‌تر کرد. طبق داده‌ها بیش‌از ۱٬۷۰۰ نفر در این درگیری‌ها کشته شدند که بیشتر آنها غیرنظامیان دروزی بودند. خالی‌ماندن «سه کرسی اختصاص‌یافته به سویدا» در پارلمان جولانی نیز نمادی سیاسی از تعمیق فاصله‌ها و اختلافات با جولانی است.

جنوب سوریه؛ مهم‌ترین کانون چندپارگی

اگر یک منطقه بتواند حاکمیت واقعی جولانی را به‌تصویر بکشد، «جنوب سوریه» است. جنوب از سه جغرافیای متفاوت تشکیل می‌شود: «حوران، جبل‌العرب و جولان–قنیطره».حوران به دمشق و اردن متصل است؛ جبل‌العرب از انسجام اجتماعی و ساختار امنیتی محلی برخوردار است؛ و جولان و قنیطره تحت اشغال اسرائیل است. بنابراین جنوب یک منطقه یکپارچه نیست، بلکه «سه حوزه قدرت در یک فضای جغرافیایی به‌هم‌پیوسته» در آن حکومت می‌کنند.
 

اسرائیل و تغییر معادله جنوب

پس‌از سقوط اسد، اسرائیل وارد منطقه حائل شد و حضور نظامی خود را در جنوب سوریه گسترش داد و این روند را در سال ۲۰۲۶ نیز ادامه داد. لذا، مسئله صرفاً حفظ خط جولان اشغالی نیست. اسرائیل «یک عمق امنیتی در جنوب سوریه» ایجاد کرده و جولانی قدرت استقرار نظامیانش در این مناطق را ندارد.این مسئله بر سویدا نیز اثر گذاشته است. بحران داخلی سویدا، که ابتدا حول امنیت، نمایندگی و رابطه با جولانی بود، با ورود اسرائیل به یک «موضوع منطقه‌ای» تبدیل شده است.حمایت اسرائیل از دروزی‌ها اکنون به اهرم فشاری علیه جولانی تبدیل شده؛ درحالی‌که وابستگی امنیتی یک نیروی محلی به قدرت خارجی امکان هرگونه توافق مستقل با جولانی را از بین می‌برد.در این شرایط، هرچه حضور اسرائیل در جنوب گسترش یابد، توان جولانی برای حضور در جنوب کمتر می‌شود و این منطقه به مجموعه‌ای از «حوزه‌های امنیتی متداخل» تبدیل می‌شود.

مشکل اصلی حکومت جولانی

جولانی شاید بخشی از مناطق خارج از کنترل دمشق را پس گرفته‌باشد، اما بازگرداندن زمین با اعمال حاکمیت و ساختن حکومت تفاوت بسیار دارد.حکومت واقعی باید بتواند قانون واحد اعمال کند، امنیت عمومی را تضمین کند، انحصار مشروع قدرت را در دست داشته باشد، مرزها و منابع را کنترل کند و بین مناطق مختلف یک قرارداد سیاسی مورد قبول ایجاد کند؛ موضوعاتی که جولانی فاقد آنهاست.در سال ۲۰۲۶ سوریه جولانی را می‌توان به این شکل به تصویر کشید:
 
نفوذ ترکیه در شمال؛
نفوذ کردها در شرق؛
نفوذ روس‌ها در ساحل؛
نفوذ شبه‌نظامیان محلی در سویدا؛
اشغال جنوب‌غربی سوریه توسط اسرائیل؛
بنابراین شاید جولانی نقشه سوریه یک‌رنگ کرده باشد، اما نتوانسته همه آن رنگ را به حاکمیت واحد تبدیل کند.

نتیجه؛ سوریه متحد در نقشه، چندپاره در میدان

از ۸ دسامبر ۲۰۲۴ تا اوت ۲۰۲۶، مسئله سوریه فقط این نیست که چه کسی جای اسد را گرفته؛ مسئله اصلی این است که «آیا جولانی توانسته یک دولت ملی واقعی و یکپارچه ایجاد کند؟»داده‌های امنیتی و وضعیت مناطق مختلف نشان می‌دهند، مرکز سوریه اگرچه توسط جولانی اداره می‌شود، اما مناطق دیگر همچنان در دست قدرت‌های دیگر است.جنوب در این میان تعیین‌کننده است. اگر حوران تحت‌حاکمیت جولانی باقی بماند، اما سویدا خارج از کنترل آن خارج شود و اسرائیل همچنان حضورش را در قنیطره و اطراف جولان گسترش دهد، جنوب عملاً به مجموعه‌ای از «حوزه‌های امنیتی متداخل» تبدیل می‌شود.بنابراین، خطر اصلی تشکیل سه کشور جدید در جنوب نیست؛ بلکه «تجزیه کارکردی سوریه» است: مرزها واحد، اما امنیت چندپاره؛ پرچم واحد، اما مراکز قدرت متعدد؛ و حاکمیت رسمی، اما محدود و مشروط در بسیاری از بخش‌هایی کشور.
 
منبع: فارس
اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار