باشگاه خبرنگاران جوان؛ رضوان پاک منش - خوزستان سالهاست با دو چالش درهمتنیده بحران آب و ریزگردها دستوپنجه نرم میکند. این دو، صرفاً یک مشکل محیطزیستی یا مقطعی نیستند؛ بلکه به شکل مستقیم و غیرمستقیم بر سلامت مردم، امنیت معیشتی کشاورزان، کارکرد شهرها و حتی سرمایه اجتماعی استان اثر میگذارند. تحلیل دقیق مسئله نشان میدهد که ریزگردها نتیجه یک عامل واحد نیستند، بلکه محصول همافزایی خشکسالی، مدیریت ناپایدار منابع، تخریب پوشش گیاهی و فشارهای انسانی بر زمین و تالابها هستند.
بحران ریزگردهای خوزستان یک بحران زیستمحیطی است که در استان خوزستان وجود دارد. در حال حاضر، کانون اصلی تولید این ریزگردها، ریزگردهایی است که از کشورهای همسایه از جمله عراق وارد خاک ایران میشوند که شرایط را تشدید کردهاند. بخشهای جنوبی تالاب هورالعظیم در ایران و نابودی تالابهای بینالنهرین در عراق کانونهای اصلی تولید ریزگردها هستند.
گردوغبارها و ریزگردها در چند سال اخیر در ایران افزایش یافتهاند که علت آن خشک شدن تالابهای ایران و عراق است. با انتقال آب و خشک شدن بیش از ۲ میلیون هکتار از تالابهای عراق و بیش از ۴۰ درصد تالابهای خوزستان، این تالابها تبدیل به کانون ریزگرد شده و یکی از راهِ حلها برای حلّ این معضل، احیای تالابها است. مقابله با ریزگردها راهکار کوتاه مدت ندارد و نیازمند مقابلهای چندینساله است
سازمان ملل ۲ موضوع را به عنوان بزرگترین فاجعه زیستمحیطی جهان معرفی کرد که یکی از آنها خشکی تالابهای بینالنهرین بود. در سال ۱۳۸۶ خورشیدی، خشکسالی به اوج خود رسید و سبب خشکی بخش عمدهای از تالابهای شادگان و هورالعظیم شد.
خشکسالی و افت منابع آب؛ ریشه مشترک بسیاری از پیامدها
خشکسالی در خوزستان تنها به معنای «کمشدن بارش» نیست؛ بلکه یعنی کاهش آب ورودی به حوضهها و افت توان اکوسیستم برای حفظ رطوبت خاک و پوشش گیاهی. وقتی منابع آبی محدود میشوند، تالابها و پهنههای وابسته به آب یا خشک میگردند یا کارکردشان کاهش پیدا میکند. در چنین شرایطی، زمین فرصت تثبیت پیدا نمیکند و خاک سطحی سست و مستعد گردوخاک میشود. بنابراین، بحران آب بهطور مستقیم زمینه بروز ریزگردها را فراهم میکند.
در کنار اثر زیستمحیطی، کمآبی بر کشاورزی نیز ضربهای جدی وارد میکند. محدودیت آب به کاهش سطح زیرکشت، تغییر الگوی کشت و افت عملکرد محصولات منجر میشود. هزینههای تولید بالا میرود و درآمد خانوارهای کشاورز نیز کاهش مییابد. نتیجه آن است که مشکل آب، به سرعت از یک مسئله طبیعی به یک بحران اقتصادی و اجتماعی تبدیل میشود.
ریزگردها در خوزستان غالباً از کانونهایی برمیخیزند که زمانی نمدار یا دارای پوشش گیاهی بودهاند. وقتی این کانونها خشک شوند، ذرات خاک سطحی با وزش باد از زمین جدا میشود و در مسیرهای پرجمعیت جابهجا میگردد. در این چرخه، «کمآبی» فقط آغازگر ماجراست؛ زیرا کمآبی به کاهش پوشش گیاهی، فرسایش و افزایش حساسیت خاک در برابر باد میانجامد.
نکته مهم این است که پدیده ریزگرد یک اتفاق لحظهای نیست. کانونها معمولاً در طول زمان شکل میگیرند و شدت گردوخاک هم تابع شرایط هواشناسی است، اما علت اصلی در سالهای پیاپیِ کاهش رطوبت خاک و تضعیف اکوسیستم نهفته است. از همین رو، برخوردهای صرفاً کوتاهمدت با ریزگرد (مثل اطلاعرسانی یا پوششدادن به سطوح در زمان وقوع) بدون حل ریشهها، دوام کافی ندارد.
مسئولان محیط زیست و استاندار خوزستان پیش از این ، منشأ اصلی این بحران را خشکشدن بخش بزرگی از تالاب هورالعظیم میدانند. دو سوم این تالاب در کشور عراق و یک سوم آن در ایران واقع است. علاوه بر تغییرات آبوهوایی منطقه، عوامل دیگری نیز به خشک شدن بخش بزرگی از این تالاب انجامیدهاست.
استاندار خوزستان گفت: یک عامل مهم دیگر ریزگردهای خارجی است و کشورهای همسایه باید در این زمینه همکاری کنند.
هم چنین در عراق تخلیه بخشهایی از باتلاق در ۱۹۵۰ میلادی آغاز شد و تا ۱۹۷۰، برای گرفتن زمین برای کشاورزی و اکتشاف نفت ادامه داشت. بیشتر از نود درصد این تالاب خشک شدهبود. همچنین برخی کارشناسان محیط زیست علت خشک شدن بخشی از این تالاب را حفاریهای وزارت نفت ایران میدانند.
هزینههای انسانی؛ سلامت بهداشت عمومی تحت فشار
شدیدترین ضربه ریزگردها معمولاً در «روزهای بحرانی» دیده میشود؛ روزهایی که کیفیت هوا افت میکند، دید کاهش مییابد و فعالیتهای روزمره مختل میشود. اما اثرات این مسئله فقط محدود به همان روزها نیست. ریزگردها و ذرات معلق میتوانند باعث تشدید یا ایجاد مشکلات تنفسی شوند: آسم و آلرژی، برونشیت و سایر بیماریهای مرتبط با ذرات معلق از جمله پیامدهای شایعاند.
برای کودکان، سالمندان و افراد دارای بیماریهای زمینهای، ریزگردها میتواند خطرناکتر باشد. همچنین تاثیر بر چشم و گلو، کاهش توان تمرکز دانشآموزان، افت کیفیت خواب و حتی فشار بر سیستم درمانی از دیگر هزینههای پنهان این بحران است؛ هزینههایی که معمولاً کمتر در گزارشهای عمومی دیده میشوند اما بهصورت واقعی بر جامعه تحمیل میشوند.
هزینههای اقتصادی و حکمرانی؛ بحران آب با زنجیره ناپایداری
اثر بحران آب و ریزگردها در اقتصاد استان نیز چند لایه است. اول، کشاورزی آسیب میبیند و امنیت غذایی و درآمد خانوارها متزلزل میشود. دوم، صنایع و خدمات با هزینههای ناشی از کاهش بهرهوری نیروی کار و احتمال اختلال در فعالیتها مواجه میشوند. سوم، هزینههای مدیریت بحران، بهداشت و درمان و اقدامات عمرانی افزایش پیدا میکند.
اما بخش مهمتر، چالش حکمرانی و هماهنگی است. مدیریت آب نیازمند رویکرد «جامع و بینبخشی» است؛ یعنی فقط تخصیص آب یا اجرای یک پروژه نقطهای کافی نیست. باید مشخص شود چه میزان آب برای حفظ اکوسیستم لازم است، چگونه باید برای کشاورزی، صنعت و محیطزیست اولویتبندی انجام شود و چه سازوکار اجرایی برای پایش و مسئولیتپذیری وجود دارد. در غیر این صورت، راهکارها پراکنده و اثرگذار در کوتاهمدت باقی میماند.
بحران زیستمحیطی
این بحران باعث شدهاست شهر اهواز مرکز این استان از سوی سازمان بهداشت جهانی به عنوان یکی از آلودهترین شهرهای جهان شناخته شود که باعث مشکلات تنفسی ساکنان این شهر شدهاست. احتمال آلوده بودن این ریزگرد به مواد رادیواکتیو نگرانیهای گستردهای در مورد تأثیر این پدیده بر سلامت شهروندان بهوجود آورده است. سالانه حدود ۲۲ هزار نفر در استان خوزستان به دلیل مشکلات ناشی از آلودگی هوا و ریزگردها به بیمارستان و مراکز درمانی مراجعه میکنند
تعطیلی مدارس، تعطیلی ادارات، قطعی برق، قطعی آب و اختلال در تنفس از جمله مشکلاتی است که مردم خوزستان با ریزگردها تجربه کردهاند. همچنین انواع بیماریهای آلرژی و حساسیتهای تنفسی که باعث بروز عطسه، سردرد و آبریزش میشوند.
آب و ریزگردها در خوزستان یک مسئله صرفاً طبیعی نیستند؛ بلکه نتیجه تعامل پیچیده میان شرایط اقلیمی، وضعیت زمین و حکمرانی منابعاند. تجربه سالهای گذشته نشان میدهد که تا وقتی ریشههای خشکی و تخریب پوشش گیاهی مهار نشود، ریزگردها نیز به شکلهای مختلف بازتولید خواهند شد. بنابراین، راهحل واقعی، ترکیبی از «کاهش خسارت فوری» و «اقدام پایدار برای احیای اکوسیستم و مدیریت علمی آب» است.
خوزستان نیازمند تصمیمهایی است که هم سلامت مردم را در اولویت بگذارد و هم معیشت کشاورزان و پایداری اقتصادی استان را تضمین کند؛ تصمیمهایی که زمانبندی، بودجه، مسئولیت اجرایی و شاخصهای سنجش اثر داشته باشند. تنها در این صورت است که میتوان انتظار داشت ریزگردها از یک بحران تکرارشونده، به یک مسئله قابل کنترل و رو به کاهش تبدیل شوند.
طرحها و اقدامات دولت در مهار ریزگردها چندان موفق نبوده است. راهکار مقابله با ریزگردهای خوزستان جلوگیری از انتقال آب سرشاخههای رودهای خوزستان و جلوگیری از سدسازیهای افراطی برقابی است، نه مالچ پاشی ماسه زارهایی که اصلا کانون ریزگرد نیستند. مالچ پاشی باعث از میان رفتن علوفه و گیاهان منطقه ماسه زارها و به دنبال آن نابودی تنوع زیستی منطقه میشود و فاجعه است.