در دل آتش موشک‌های جنگ رمضان، گروهی از دانشجویان بسیجی، سمباده و شیشه را به عنوان تفنگ برای دفاع از وطن انتخاب کردند.

باشگاه خبرنگاران جوان - هفته دوم رمضان بود که آسمان ایران بوی باروت گرفت و رخت سیاه را بر تن ایرانیان نشاند. اما در گوشه‌ای از این سرزمین، گروهی از دانشجویان بسیجی از دانشگاه‌های مختلف گرد هم آمدند تا در میان آتش جنگ، پناهی برای مردم شوند.خودشان را این‌گونه معرفی می‌کنند؛ «ما گروه جهادی بسیجی دانشجویی هستیم که از دانشگاه‌های مختلف ایران آمده‌ایم که ان‌شاءالله یک کاری را دست بگیریم و بتوانیم به مردم عزیز کشورمان که در این روزهای جنگ تحمیلی رمضان، یک گرهی را از این مردم حل کنیم.»

از دانشگاه تا میدان

 دانشجویانی از رشته‌های گوناگون از علوم قضایی، مدیریت صنعتی، تربیت بدنی، روانشناسی، همه با یک هدف مشترک پشت خاکریزهای همدلی ایستادند. دانشگاه آزاد، فرهنگیان و دیگر مراکز آموزشی، فرق نمی‌کرد. آنچه مهم بود، دست‌هایی بود که برای گشودن گره‌ای از کار مردم، به هم گره خورده بود.
آن‌ها یک هفته بود که کارگاهی را راه‌اندازی کرده بودند؛ جایی که خانه معلمان شده بود پایگاه امید. بچه‌های فرهنگیان با تخصص معلمی، آموزش می‌دادند و دیگر دانشجویان با هر رشته‌ای که داشتند، در صف خدمت قرار می‌گرفتند. معلم‌ها دوباره دانش‌آموز شده بودند میزهای بزرگ شیشه‌بری جای نیمکت‌ها را گرفته بود. آن‌ها شیشه‌بری یاد می‌گرفتند تا پنجره‌های امید را دوباره در خانه هر ایرانی بگشایند.

شیشه‌های شکسته، دل‌های شکسته

جنگ زخم‌های زیادی زده بود. یکی از آن زخم‌ها، شیشه‌های شکسته خانه‌ها بود. دانشجویان جهادی، کارگاهی برای شیشه‌بری و نصب شیشه راه انداخته بودند. با شناسایی مناطق آسیب‌دیده، ساماندهی شدند تا هر جا شیشه‌ای شکسته است، دلی را ترمیم کنند.

از دل تا دل

واکنش مردم اما برایشان شیرین‌ترین بخش ماجرا بود. یکی از دانشجویان تعریف می‌کند؛ «الحمدلله واکنش‌های خوب مردم را می‌بینیم. به خاطر اینکه اکثراً ما داریم با جان و دل برایشان کار می‌کنیم، چون از دل می‌آید به دل می‌نشیند.»
البته راه هموار نبود. گاهی نگاه‌های نامهربان هم بود، اما به مرور زمان دل‌ها نرم شد و نگاه‌ها عوض گشت. حالا هر بار که دانشجویان گرهی از کار کسی باز می‌کنند، احساس می‌کنند «یک بار سختی را از روی دوش بچه‌های ما خالی می‌کند و یک خدا قوتی است برایشان.»

اینجا خانه ماست؛ درد مشترک ماست

در گوشه‌ای دیگر از ایران، استان البرز، گروهی دیگر از جهادگران بسیجی گرد هم آمده‌اند. اما این بار، مرزهای دانشگاهی در کار نیست. اینجا همه آمده‌اند؛ از نوجوان ۱۲ ساله تا مرد شصت ساله، از دانشجو تا کارخانه‌دار، از فرهنگی تا پزشک.
یکی از جهادگران با صمیمتی بی‌پیرایه صحبت می‌کند؛ «خانه شما، خانه ماست. درد شما، درد است. با هر سلیقه و اعتقاداتی برایمان تفاوتی ندارد. خانه و زندگی شما، خانه و زندگی ماست. خانه و زندگی ما هم خانه و زندگی شما است.»

۱۲ ساله‌ها سمباده به دست شده‌اند

در این کارگاه جهادی، مرزهای سنی و شغلی رنگ می‌بازد. یک نوجوان ۱۲-۱۳ ساله کنار مرد شصت و خورده‌ای کار می‌کند. خانم‌ها با تیپ‌های مختلف، هرکدام به سهم خود کمک می‌کنند. معلم هست، پزشک هست، دانشجو هست، کاسب هست.

کارخانه‌داری که اوستا بنا شد

اما شاید عجیب‌ترین حضور، مردی باشد که خودش صاحب یک کارخانه بزرگ است. دیروز آمده بود و خودش داشت بنایی می‌کرد. دست‌هایش که به کار ساختن عادت نداشت، اما دلش چرا.

گچ بر زخم‌های موشک

کار این جهادگران اما ساده نیست. به جاهایی سر می‌زنند که موشک خورده. خانه‌هایی که سقفشان فرو ریخته، دیوارهای ترک‌خورده و گچ‌هایی که بر زمین ریخته. آنها دارند آن خانه‌ها را گچ‌کاری می‌کنند. نه برای زیبایی، برای اینکه زندگی دوباره به آن خانه‌ها برگردد.
یکی از جهادگران می‌گوید؛ «من چهار روز آمدم، اما هنوز پسرها می‌آمدند. دیروز آمدم، روز اول چه روزی بود اینجا بودم. ما داریم کار گچ‌کاری جاهایی که موشک خورده را انجام می‌دهیم.»

همدلی بی‌مرز

در این کارگاه، کسی نمی‌پرسد تو چه عقیده‌ای داری، چه سلیقه‌ای، چه شغلی. تنها چیزی که مهم است، دستی است که برای ساختن بلند می‌شود. نوجوان ۱۲ ساله کنار مرد سالخورده، کارخانه‌دار کنار دانشجو، پزشک کنار کاسب همه یک صدا؛ «کاری که از دستمان برمی‌آید برای ایران انجام می‌دهیم.»
چون آن‌ها خوب می‌دانند وقتی موشک به خانه کسی می‌خورد، دیگر فرقی نمی‌کند اهل کجایی و به چه اعتقاد داری. آن خانه، خانه ماست. آن درد، درد ماست.

پایانی برای ادامه

این دانشجویان، بدون چشم‌داشت و با همان روحیه جهادی که آقا سال‌ها قبل ترسیم کرده بودند، در دل میدان ایستاده‌اند؛ برای باز کردن گره‌ای از کار مردم، برای کم کردن فشاری بر دل‌های منتظر، برای اثبات اینکه حتی در روزهای سخت جنگ، همدلی می‌تواند نور بیافریند.
 
منبع: فارس
اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
نظرات کاربران
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۲۰:۴۲ ۰۵ ارديبهشت ۱۴۰۵
همیشه ملت پای کار بودند و هستند اما پای حرف و انتقاد میشه ،حق حرف و انتقاد ندارن.پاینده ملت شریف ایران
Iran (Islamic Republic of)
علیرضا قربانزاده
۱۹:۰۳ ۰۵ ارديبهشت ۱۴۰۵
مردم این چیزارو نمیخان مردم آرامش و آسایش و آینده و اعتماد و راستگویی میخان
آخرین اخبار