باشگاه خبرنگاران جوان - آیات ۴۲ تا ۵۰ سوره روم با دعوتی آغاز میشود که تلنگری مستقیم به دل انسان است و میفرماید «بگو در زمین بگردید و ببینید سرانجام کسانی که پیش از شما بودند چه شد.» در این نگاه قرآنی، تاریخ فقط سلسله وقایع نیست؛ آینهای است برای امروز.
علامه طباطبایی در المیزان توضیح میدهد که این آیات با زبانی هشداردهنده، انسان را وادار میکند به مشاهده عینی تمدنهایی که با غرور، قدرت و رفاه برپا شدند، اما با ظلم و طغیان سقوط کردند.
این مشاهده، نوعی تربیت است، آموزهای برای لحظهای که دشمن حمله میکند و دلها میلرزد. قرآن میگوید که از سرنوشت آنها عبرت بگیر، آن نیرویی که آنان را نابود کرد، اکنون نیز بر عالم حاکم است.
در ادامه، آیات یک نکته محوری را روشن میسازند، «خداوند سنتهای تغییرناپذیر دارد.» حتی اگر دشمن تا دندان مسلح باشد و حملاتش ترس بیافریند، خداوند همان کسی است که بر ستمگران پیروز شد و این سنت در تاریخ تکرار شده است.
اشاره آیات به «سنن» نشان میدهد که پیروزی یا شکست، همواره تابعی از سازوکارهای الهی است، نه امواج هیجانی، نه قدرت نظامی و نه ثروت. این پیوستگی سنت، مایه آرامش مؤمنان است. آنان میفهمند که شرایط سخت، هر قدر هم تیره باشد، بیقانون و بینظم نیست. پیروزی دیر و زود دارد، اما سوختوسوز ندارد.
در لحظهای که دشمن میتازد و مؤمنان چشمانتظار یاری الهیاند، این وعده آرامبخش به گوش میرسد که اگر حق را بشناسید و به آن پایدار بمانید، در نهایت به نفع شما رقم میخورد، همانگونه که در گذشته برای مومنان شد.
قرآن نابودی دشمن را در وهله اول، نتیجه عملکرد خود آنها میداند. تعبیر آیه آن است که خداوند بر بندگان ستم نمیکند، این خود آنان هستند که با ظلم و فساد، خویشتن را به هلاکت میکشانند. از نگاه روایی، این نکته بسیار امیدبخش است که دشمنی که بر پایه ظلم حرکت میکند، از درون پوسیده است.
قدرت او سطحی است، هرچند ظاهرش هراسانگیز باشد. وقتی تاریخ را نگاه میکنیم همان چیزی که آیات به آن فرا میخوانند را میبینیم که سقوط فرعونیان، اقوام عاد و ثمود، رومیان ستمگر و دیگران، همه از درون آغاز شده است.
این پیام برای روز سخت جنگ و تهدید حیاتی است. قرآن میگوید: نیروی شما حق و پاکی است؛ نیروی دشمن فساد و تجاوز؛ و در سنت الهی، قدرت حقیقی با پاکی است.
فقط دشمن نیست که ممکن است به سبب قدرت، سرمست شود. مؤمنان نیز باید از سرنوشت ملتهای پیشین عبرت بگیرند. پیروزی، اگر به غرور تبدیل شود، همان مسیری است که امتهای گذشته را به سقوط کشاند. پس قرآن تنها برای ترساندن از دشمن سخن نمیگوید، بلکه برای تربیت روحی مؤمنان است. امید و مقاومت بدون فروتنی، پایدار نمیماند.
در آیات ۴۶ و ۴۷ اشارههایی به باد، باران و نیروهای طبیعی میشود، نشانههایی از قدرت الهی که هم میتواند رحمت باشد و هم هشدار. خداوند با این آیات، تفاوت میان رحمت خود بر مؤمنان و عقوبت خود بر ستمگران را نشان میدهد.
هنگامی که باران رحمت برای گروهی مژده زندگی است، برای گروهی دیگر که در طغیاناند، پیام هشدار پس از هشدار. این دوگانه نشان میدهد که جهان بیروح و خالی از معنا نیست و حتی طبیعت نیز در مسیر هدایت انسان نقش دارد.
آیات انتهایی این بخش با جملهای عمیق فضای امید را تکمیل میکند که «اگر دشمن روی گرداند، وظیفه تو فقط رساندن پیام است.» علامه طباطبایی این جمله را گواه ژرفی از آزادگی و ثبات قدم میداند. مؤمن، حتی اگر همه راهها بسته شود و همه پلها فروبریزد، فقط حقیقت را میگوید و در مسیر حق میایستد. پیروزی حقیقی در همین ایستادگی است، نه در نتیجه ظاهری.
این نگاه، مقاومت را از سطح تاکتیک به سطح اخلاق و باور ارتقا میدهد. مقاومت یعنی باقی ماندن در جایگاه خود، حتی هنگامی که ظاهراً هیچ یاری قابل رؤیت نیست. نتیجه با خداست و وظیفه انسان مقاومت در مقابل دشمن.
آیه ۵۰ صحنهای شاعرانه و امیدبخش میسازد که خداوند زمین مرده را زنده میکند. این تصویر در قرآن، صرفاً بیان یک واقعیت طبیعی نیست، کنایهای است از زنده شدن دلهای خسته، جامعههای فرسوده و امیدهای در آستانه مرگ. همان کسی که زمین خشک را با قطرات باران زنده میکند، قادر است روح انسانهای تحت فشار دشمن را نیز احیا کند.
این تصویر پایانی، پیام اصلی آیات ۴۲ تا ۵۰ است که میفرماید اگر حق با شماست، هرچقدر شرایط سخت شود، روزی میرسد که رویش دوباره آغاز خواهد شد. خداوند چشمه امید را در دل تاریکیها میجوشاند.
منبع: فارس