باشگاه خبرنگاران جوان؛ مریم سادات بهادر _ در فرهنگ ما، چهارشنبهسوری بدرقهی تاریکی است؛ شبی که آتش نماد گذر از سردی، سیاهی و دروغ است.
اما امسال، شعلهها معنای دیگری یافتهاند، این آتش، ترس نمیسوزاند، غرور میسازد. هر جرقه، ندبهی مادری است که فرزندش را در راهِ ایمان بدرقه کرده، و لبخندی است بر لبان کودکی که با خاکستر، تصویر پرچم میکشد. کرمان، این شب را نه جشن که پیمان میگیرد؛ پیمان ادامه.
بذرهای انتقام در دل کویر

دشمن، در خیال سرد خود، گمان برد که با موشک و آتشِ آهنین میتواند آفتاب را هدف بگیرد. اما در سرزمین ما، هر قطره خون، بذر انتقام خداست.

ایران، با چشمان اشکبار و مشتهای گرهخورده، برخاست و زمین را به میدان ایمان بدل کرد.
از سینهی کویر، فریادی برخاست که از دیوار تحریمها گذشت و تا قلب پایگاههایشان رسید.

ایران، زندهتر از همیشه
امشب، ایران در آتش نمیسوزد؛ زندهتر میشود. کرمان، قامت خورشیدیاش را از دل خاک خونخیز برافراشته و شعلهها در چشمانش قامت بیداری گرفتهاند.

پیمان ملت با آتش
دشمن، در شعلهی همین چهارشنبهسوری خواهد فهمید که هیچ آتشی بر ایمان ما نمیچربد. زیرا این ملت، قرنهاست با آتش پیمان بسته، پیمان روشنی، پیمان خون، پیمان انتقام.
دنیا باید بداند، کرمان مرکز زمین نیست، قلب آن است؛ جایی که آتش میتپد و خون میشکفد.
جاودانگی در شعلهها
در شعلههای این چهارشنبهسوری، تاریخ سوگند خورده است: ملت ایران اگر از خاک برخیزد، از آتش عبور میکند و اگر بسوزد، نور میشود.
پسای دشمن، بنگر، این آتش خاموشی ندارد؛ زیرا این، چهارشنبهسوریِ ملتی است که در شعلههای خود جاودانه میشود.