در قرار شانزدهمین شب داغ میهن، آتشفشان کرمانیان از کوره راه‌های ایمان فوران کرد. از میدان کوثر تا هزار و یک شب، قلب‌ها لرزید؛ در سوگ رهبر شهید، ستایش رهبر نو و عهدی که اشک و حماسه را در هم آمیخت؛ حکایت عشقی که از کربلا برخاسته و به افق ظهور می‌رسد.

باشگاه خبرنگاران جوان؛ مریم سادات بهادر _ شانزده روز از آن لحظه شوم می‌گذرد؛ آن روز که ناجوانمردانه، آفتاب هدایت این سرزمین را به تیر کین، نشانه رفتند. پرده‌ی غروب، بر چهره‌ی آن پدر مهربان کشیدند و صد‌ها غنچه‌ی نشکفته را، پرپر کردند. اما غافل بودند از غیرتی که در رگ‌های این ملت می‌جوشد؛ از ایمانی که، چون کوهی استوار، در برابر هر طوفان ایستاده است.

امروز، کرمان، نه در سکوت اندوه، که در خروش حماسه، در شانزدهمین شب مقاومت، نبض عشق را در دست گرفته و جهانی را به تماشا فراخوانده است.

آتشفشان غیرت؛ فوران خونخواهی، زلزله در کاخ دشمن

قرار شانزدهم؛ آتشفشان کرمان در خشم خونخواهی و بیعت با ولایت

آری، شب شانزدهم، شب سرود خون و ایمان بود. خیابان‌ها، دیگر آسفالت نبودند؛ دریایی مواج از عاشقان بودند که موج وار، به سوی افق مقاومت می‌رفتند. 

از میدان کوثر، که بذر پیمان در دلِ خاکش کاشته شد، تا بلوار حمزه، که صدای "حیدر حیدر" در آن طنین انداز شد و خیابان هزار و یک شب، که شاهد تجدید بیعت هزاران جان عاشق بود. صدای جمعیت، نه فریاد، که نغمه‌ی عاشقانه‌ای بود؛ نغمه‌ای که در آن، اشک یتیمان شهدا، با غیرت مردان مبارز، در هم می‌آمیخت.

قرار شانزدهم؛ آتشفشان کرمان در خشم خونخواهی و بیعت با ولایت

هر گام، پژواک "ما آمده‌ایم... " بود؛ آمده بودیم تا بگوییم، اگر رهبرمان را از ما گرفتند، عشق ما به ولایت، چونان آتشفشانی است که هرگز خاموش نخواهد شد.

اشک حسرت دشمن؛ اراده‌ی ایران، فروپاشی فریب

آمده بودیم تا در چشمان ترامپ، آن یاوه‌گوی دوران، ببینیم که چگونه اراده‌ی ملتی که "به عشق خامنه‌ای" به خیابان آمده، او را به زانو در می‌آورد. 

قرار شانزدهم؛ آتشفشان کرمان در خشم خونخواهی و بیعت با ولایت

این، رژه‌ی اقتدار بود با سلاح ایمان. این، فریاد "ما خون‌خواه توایم،‌ای علمدر بصیرت! " بود؛ فریادی که از عمق جان برمی‌خاست و به گوش آسمان می‌رسید. 

"قسم به خون علی"، این سوگند، نه بر زبان، که بر دل هر ایرانی جاری بود؛ تا بدانند، پرچم حمایت از ولایت، حتی اگر قامت صد‌ها نفر دیگر هم فدا شود، هرگز بر زمین نخواهد افتاد. این شب، نه از جنس شب، که از جنس حماسه بود؛ حماسه‌ای که از دل اندوه، شکوفا شد و در قلب عاشقان، جاودانه گشت.

وعده‌ی خونخواهی؛ رستاخیز ایران، نابودی دشمن

قرار شانزدهم؛ آتشفشان کرمان در خشم خونخواهی و بیعت با ولایت

و اکنون‌ای دشمنان، در پایان این شب شورانگیز، بدانید، این شانزده شب، تنها آغاز راه است. هر قطره اشکی که امروز بر گونه‌ها جاری شد، نه از سر ضعف، که از عمق عشق بود؛ عشقی که در رستاخیز ظهور، به یاری حضرت قائم (عج) خواهد شتافت.

آن روز که پرچم عدل الهی بر فراز جهان به اهتزاز درآید، رزمندگان ما، با همین غیرت و همین ایمان، در صف اول یاران مهدی (عج) خواهند ایستاد.

قرار شانزدهم؛ آتشفشان کرمان در خشم خونخواهی و بیعت با ولایت

اینک تجاوز شما، شکوفایی مقاومت ما بود و خون شهدای ما، بذری که در زمین انتظار کاشته شد.

طلوعِ عدالت؛ رستاخیز ایمان، نابودی دشمنان

بدانید که این ملت، چون کوهی استوار، تا پای جان، بر عهد خویش با ولایت و انتظار ظهور، ایستاده است. طلوع خورشید عدالت، نزدیک است و شکست شما، حتمی.

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha