باشگاه خبرنگاران جوان؛ مریم سادات بهادر _ پیش از آنکه خطبهها آغاز شود، نشانهها پیدا بود. شبستانهای مصلی امام علی (ع) کرمان یکی پس از دیگری پر شد. حیاط مصلی لبریز شد و بعد نوبت محوطه اطراف رسید. مردم آمدند؛ آرام، اما مصمم.
سجادهها بر زمین پهن شد؛ آنقدر که صفهای نماز از درهای مصلی گذشت و تا محوطه بیرونی کشیده شد. گویی شهر، یکپارچه سجده شده بود.
در آن لحظه سکوتی سنگین بر جمعیت نشسته بود؛ سکوتی که زیر پوست خود، فریادی بزرگ را پنهان کرده بود.

از سجده تا خروش خیابان
نماز که به پایان رسید، سکوت هم شکست. جمعیت آرام از جا برخاست، اما این برخاستن فقط برخاستن از سجاده نبود؛ برخاستن برای فریاد بود.
سیل مردم از مصلی بیرون آمد و خیابانها را پر کرد. پرچمها بالا رفت، دستها در هوا گره شد و شعارها یکی پس از دیگری در آسمان شهر پیچید.

«اللهاکبر…»
«مرگ بر آمریکا…»
«مرگ بر اسرائیل…»
خیابانها زیر موج جمعیت میلرزید و فریادها هر لحظه بلندتر میشد. فریادهایی که از دل سوگ برخاست، شعارها پیدرپی در میان جمعیت طنین انداخت:
«ارتشی و سپاهی، انتقام انتقام»
«با قدرت الهی، انتقام انتقام»
«اسرائیل بیریشه، ایران غزه نمیشه»

هر شعار، تیری بود که از کمان دلهای سوخته رها میشد و به سوی دشمن میرفت. هر فریاد، سنگی بود که بر پیشانی ظلمت فرود میآمد.
در آن لحظه، کرمان دیگر فقط یک شهر نبود. یک صدا بود. صدایی که میگفت: «خون شهید، بیپاسخ نمیماند.»

کرمان؛ شهری که از سجده برخاست
راهپیمایی آرامآرام به پایان رسید، اما چیزی در دل مردم پایان نیافت. آنچه امروز در خیابانهای کرمان دیده شد، فقط یک راهپیمایی نبود؛ اعلام یک عهد بود.
عهد مردمی که آمده بودند بگویند خون شهید، درس مقاومت میدهد و راه او بر زمین نخواهد ماند؛ و دشمن دانست: شهری که از سجده برخاسته، دیگر سکوت نمیکند. هر قطره خون ریختهشده، شعلهای شد که تا گرفتن انتقام، فروکش نخواهد کرد.

کرمان امروز خیابانها را به سنگر خونخواهی تبدیل کرد و تاریخ شاهد است که این شهر، آماده قیامی است که پایان آن عدالت است.