شاید مهم‌ترین تصویری که از این روزها باقی می‌ماند، تصویر کنار هم ایستادن آدم‌هایی است که در شرایط عادی شاید هیچ‌وقت همدیگر را پیدا نمی‌کردند.

باشگاه خبرنگاران جوان - کوچه هنوز پر از شیشه‌های خرد شده است. چند نفر با تلفن‌هایشان از ساختمان آسیب‌دیده فیلم می‌گیرند و پیرزنی گوشه پیاده‌رو نشسته و زیر لب چیزی می‌گوید. در همین شلوغی، دو موتور وارد کوچه می‌شوند. جوان‌هایی با کوله‌های امدادی پیاده می‌شوند؛ یکی سراغ پیرزن می‌رود، یکی جمعیت را عقب می‌برد و نفر سوم به سمت ورودی ساختمان می‌دود. آن‌ها نیروهای امدادی رسمی نیستند. دانشجوهایی‌اند که در قالب گروه‌های جهادی از همان ساعت‌های نخست حملات، خودشان را به محل اصابت‌ها می‌رسانند.

گاهی خط مقدم از همان کوچه‌هایی شروع می‌شود که مردم هنوز نمی‌دانند دقیقاً چه اتفاقی افتاده است. در تهران، شبکه‌ای از گروه‌های جهادی دانشجویی تشکیل شده‌اند؛ گروه‌هایی که با شروع حملات آمریکا و اسراییل خیلی زود در شهر فعال شدند. فراخوان‌ها در همان روزهای اول منتشر شد و در مدت کوتاهی ۲۰ گروه جهادی دانشجویی اعلام آمادگی کردند. اما این بار فعالیت‌ها پراکنده نبود. برای شهر سه عملیات مشخص طراحی شد؛ تیم‌های واکنش سریع، موکب‌های شهری و حضور در محله‌های آسیب‌دیده. سیدجواد سعادت، معاون عملیات جهادی ناحیه بسیج تهران بزرگ که خودش یک جهادگر است، می‌گوید تجربه جنگ ۱۲ روزه باعث شده بود این بار آمادگی بیشتری وجود داشته باشد. به گفته او، همین آمادگی باعث شد شبکه دانشجویی تقریباً بلافاصله وارد میدان شود.

موتورهایی که زودتر از آژیر امبولانس ها می‌رسند

یکی از اولین تصاویری که بعد از حملات در خیابان‌های تهران دیده شد، موتورهایی بود که با سرعت از میان ترافیک عبور می‌کردند. این‌ها تیم‌های واکنش سریع دانشجویی بودند؛ گروه‌هایی ده نفره که با موتور در شهر حرکت می‌کنند و مجوزهای لازم را از هلال احمر، شهرداری و نهادهای امدادی گرفته‌اند. روی موتورهایشان کوله امدادی قرار دارد و در هر تیم هم یک نیروی آموزش‌دیده امدادی حضور دارد. سعادت می‌گوید: «بچه‌ها معمولاً جزو اولین کسانی هستند که به محل می‌رسند؛ حتی قبل از برخی نیروهای امدادی.» وقتی می‌رسند، فقط دنبال مجروحان نمی‌گردند. گاهی پیرمردی که شوکه شده وسط کوچه ایستاده، گاهی خانواده‌ای نمی‌داند باید خانه را ترک کند یا نه، و گاهی جمعیتی که از سر کنجکاوی نزدیک محل حادثه شده‌اند. در همان دقایق پرتنش، چند جوان که بتوانند فضا را آرام کنند، گاهی از هر تجهیزات امدادی مهم‌تر می‌شوند.

وقتی موکب‌ها شهر را زنده نگه می‌دارند

چند روز از جنگ که گذشت، تصویر دیگری هم در شهر شکل گرفت. موکب‌هایی که در نقاط مختلف تهران برپا شدند؛ بعضی توسط شهرداری و بعضی توسط دانشگاه‌ها. دانشگاه تهران، امیرکبیر، شریف، خواجه نصیر و علوم قضایی از جمله دانشگاه‌هایی بودند که در ورودی یا اطراف خودشان موکب برپا کردند. در مجموع ۲۰ موکب در شهر فعال شد. در این موکب‌ها افطاری ساده توزیع می‌شود؛ نان، پنیر، خرما یا لقمه‌های ساده‌ای که دست‌به‌دست بین مردم می‌چرخد. و بعد از افطار ماجرا شکل دیگری می‌گیرد. موکب‌ها تبدیل می‌شوند به نقطه تجمع مردم. پرچم‌ها بالا می‌رود، پوسترها پخش می‌شود و هیئت‌های شبانه شکل می‌گیرد. بعضی شب‌ها حتی رزمایش‌های موتوری برگزار می‌شود؛ کاروان‌هایی که از کنار موکب‌ها حرکت می‌کنند و فضای شهر را از سکوت و نگرانی بیرون می‌آورند.

یک روز بعد از هر حمله

اما شاید مهم‌ترین بخش فعالیت‌ها، جایی است که کمتر دیده می‌شود. تقریباً یک روز بعد از هر حمله، گروه‌های دانشجویی به محله‌های آسیب‌دیده می‌روند. تا امروز در ۳۷ نقطه از تهران چنین حضوری داشته‌اند. کارهایی که انجام می‌دهند گاهی ساده به نظر می‌رسد، اما برای خانواده‌هایی که خانه‌شان آسیب دیده حیاتی است. دانشجوها شیشه‌های شکسته را جمع می‌کنند، روی پنجره‌ها پلاستیک می‌کشند، نخاله‌ها را جابه‌جا می‌کنند و گاهی وارد خانه‌ها می‌شوند تا وسایل را مرتب کنند. اعتماد مردم هم کم‌کم شکل گرفته است. سعادت می‌گوید: «خیلی وقت‌ها مردم خودشان بچه‌ها را صدا می‌زنند و می‌گویند بیایید کمک کنید.» در کوچه‌ها کار دیگری هم انجام می‌شود؛ کاری که شاید بیشتر نمادین باشد. دانشجوها روی دیوارها شابلون‌های مقاومت می‌زنند، پرچم نصب می‌کنند و فضای محله را از حالت شوک خارج می‌کنند. به تعبیر سعادت، هدف این است که محل حادثه جای ترس نباشد؛ بلکه تبدیل شود به نقطه‌ای حماسی در شهر.

زن‌هایی که با کالابرگشان کمک می‌کنند

پشت صحنه این فعالیت‌ها، شبکه دیگری هم در حال کار است؛ شبکه خواهران دانشجو. آن‌ها مسئول بخش بزرگی از تدارکات غذایی هستند. روزانه بین ۱۲ تا ۱۶ هزار لقمه در موکب‌ها توزیع می‌شود. برای همین حتی یک نانوایی راه‌اندازی شده که روزانه ۱۲ هزار نان تولید می‌کند. نان‌ها به شبکه‌ای از داوطلبان می‌رسد و آن‌ها در خانه‌ها یا پایگاه‌ها لقمه آماده می‌کنند. بخش زیادی از مواد اولیه هم توسط مردم تأمین می‌شود. سعادت یکی از روایت‌های این کمک‌ها را این‌طور تعریف می‌کند: «یک خانمی آمد و گفت من با کالابرگم خرید کردم و برای موکب غذا درست کردم.» کمک‌ها اغلب از همین جنس است؛ ساده، بی‌ادعا و کاملاً مردمی.

وقتی یک شهر تصمیم می‌گیرد تماشاگر نباشد

امروز در قالب قرارگاهی به نام «فاطمه‌الزهرا» حدود ۱۲۸۰ نفر در این فعالیت‌ها حضور دارند؛ دانشجوها، گروه‌های جهادی، نیروهای مردمی و حتی داوطلبانی از استان‌های اطراف. نهادهای مختلف هم کنار آن‌ها هستند؛ از شهرداری گرفته تا بنیاد برکت و هلال احمر. اما به گفته سعادت، تفاوت اصلی در چیز دیگری است. «هیچ‌کس اینجا به خاطر وظیفه اداری نیامده. وقتی جنگ مردمی اداره شود، شکلش فرق می‌کند.» شاید همین است که در یکی از موکب‌ها مردم در کمتر از یک روز پول جمع کردند تا برای مناطق دیگر گوسفند قربانی بخرند. یا خانواده‌ای که خانه‌اش آسیب دیده بود، وقتی دید دانشجوها خانه را تمیز می‌کنند، تصور کرد باید به آن‌ها پول بدهد؛ و وقتی فهمید کارشان داوطلبانه است، اشک در چشمانش حلقه زد.

شهری که کنار هم ایستاده است

شاید مهم‌ترین تصویری که از این روزها باقی می‌ماند، تصویر کنار هم ایستادن آدم‌هایی است که در شرایط عادی شاید هیچ‌وقت همدیگر را پیدا نمی‌کردند. سعادت می‌گوید: «آدم‌های مختلف با عقاید مختلف آمده‌اند. چیزی که همه را کنار هم آورده، حس وطن‌دوستی است.» جنگ هنوز ادامه دارد. اما در کوچه‌های شهر، روایت دیگری هم در حال نوشته شدن است؛ روایت مردمی که تصمیم گرفته‌اند در این روزها، فقط تماشاگر نباشند.

منبع: فارس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
نظرات کاربران
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۱۳:۴۷ ۲۶ اسفند ۱۴۰۴
مردم همیشه کنار هم هستند
Iran (Islamic Republic of)
ناتانائیل
۰۸:۳۴ ۲۵ اسفند ۱۴۰۴
به عنوان یه جوان مسیحی اینو مینویسم این روزها همه با هر عقاید دین و باور پای وطن و رهبر ایستاده ایم اجازه نمیدیم این خاک مقدس دست اهریمن بیفته یا تکه تکه بشه🇮🇷اول از همه ما همه ایرانی هستیم و عاشق ایرانیم من خودم عاشق ایران و رهبرم حتی تو خونه ام پرچم ایران رو دارم از شنیدن خبر شهادت رهبر عزیزم ناراحت اما از انتخاب رهبر جدید بسیار خوشحال شدم مرهمی بر زخم دلمان شد زنده باد ایران🇮🇷