باشگاه خبرنگاران جوان - گاهی انسان چنان درگیر حیرت، آشفتگی یا شیفتگی میشود که برای لحظهای سادهترین امور را نیز از یاد میبرد؛ نگاهش یکجا میماند و دستش کاری میکند که خود نیز انتظارش را ندارد. در زبان فارسی برای توصیف چنین حالتی، تعبیر «دست از ترنج نشناختن» به کار میرود؛ اصطلاحی که کنایه از شدت بهت، حیرت و از خود بیخود شدن است.
این ضربالمثل بیش از آنکه صرفاً یک تعبیر زبانی باشد، یادآور حکایتی مشهور از داستان حضرت یوسف (ع) است؛ روایتی که در فرهنگ عامه و ادبیات فارسی طی قرنها بازگو شده و یکی از مشهورترین صحنههای آن، ماجرای زنان مصر و بریدن دست آنان هنگام دیدن یوسف است.
داستان حضرت یوسف (ع)، جدایی او از پدر و برادرانش، رفتنش به مصر و دلدادگی زلیخا به او، برای بسیاری از مخاطبان آشناست. اما یکی از بخشهای مشهور این داستان، به زمانی بازمیگردد که خبر عشق زلیخا به یوسف در میان زنان مصر میپیچد.
زنان مصر، زلیخا را سرزنش میکردند که چگونه دل به جوانی بسته است که در خانه عزیز مصر به سر میبرد. زلیخا که از این سرزنشها به ستوه آمده بود، تصمیم گرفت زنان را به مجلسی دعوت کند تا آنان را با زیبایی یوسف روبهرو کند؛ شاید آنچه را خود دیده بود، آنان نیز ببینند و دلیل دلدادگیاش را دریابند.
در روایت مشهور آمده است که زلیخا زنان مصر را به مجلس خود دعوت کرد و برای هر یک از آنان ترنجی قرار داد تا با کارد آن را پوست بکنند. زنان سرگرم بریدن ترنجها بودند که زلیخا یوسف را به مجلس فراخواند.
با ورود یوسف، نگاه زنان به سوی او برگشت. زیبایی خیرهکننده او چنان آنان را مبهوت کرد که برای لحظهای از خود بیخود شدند. هر یک، به جای آنکه حواسش به ترنج و کاردی باشد که در دست داشت، محو تماشای یوسف شد و بیاختیار دست خود را برید.
اینجاست که تصویر ماندگار این حکایت شکل میگیرد؛ زنانی که ترنج در دست داشتند، اما چنان غرق حیرت شده بودند که دست از ترنج نشناختند.
زلیخا نیز با دیدن این صحنه، به زنان نشان داد که اگر آنان تنها با دیدن یوسف چنین مبهوت شدهاند، سرزنش او برای دلدادگی به این جوان چندان منصفانه نیست.
از همین تصویر، تعبیری به یادگار مانده که قرنهاست در زبان فارسی برای بیان نهایت حیرت و مبهوت شدن به کار میرود. وقتی میگوییم کسی «دست از ترنج نمیشناسد»، یعنی چنان تحت تأثیر یک اتفاق، صحنه یا شخص قرار گرفته که برای لحظهای اختیار و تمرکز معمول خود را از دست داده و حتی متوجه کاری که انجام میدهد نیست.
البته این حکایت در منابع مختلف با جزئیات متفاوتی نقل شده است و بخشی از روایت زلیخا و زنان مصر در ادبیات، تفاسیر و فرهنگ عامه شکل و روایتهای گوناگونی پیدا کرده است.
منبع: فارس