باشگاه خبرنگاران جوان - خانه، نخستین مدرسه تمرین اطاعت از خداست. ما در خانه، فرزندان را به اطاعت از قواعد عقلانی و اخلاقی عادت میدهیم، اما با نزدیک شدن به سن تکلیف، باید او را برای مرحلهای بالاتر یعنی اطاعت شرعی آماده کنیم. این فرایند نباید به زمان بلوغ موکول شود؛ والدین دیندار و خردمند، انتخاب مرجع را بسیار پیش از تکلیف شرعی آغاز میکنند تا نوجوان، بدون فشار ناگهانی تکالیف و فشارهای تغییرات جسمی بلوغ، با مفاهیم آن مأنوس شود. در این میان، رعایت تفاوتهای رشدی دختران و پسران حیاتی است. انتخاب مرجع تقلید، نخستین تصمیم جدی یک نوجوان برای تعیین نقشه راه بندگی است. والدین در این فرایند، نقش مربی استقلال را دارند، نه مجبورکننده. آنها بستری میسازند تا فرزند، آگاهانه و با اشتیاق، این ریسمان اتصال به فقاهت را در دست بگیرد.
در ادامه برای روشن شدن این مسیر با حجتالاسلام والمسلمین محمدباقر مشکاتی، کارشناس دین و خانواده گفتوگو کردهایم که مشروح آن در ادامه آمده است.
آموزش مبنای عقلی تقلید؛ رجوع به متخصص است
نخستین گام، شکستن نگاه تکلیف اجباری به منطق تخصصی است. همان طور که در امور پزشکی به پزشک مراجعه میکنیم، در امور دین هم به متخصص نیاز داریم. خداوند در قرآن کریم میفرماید: «فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذکْر إنْ کُنْتُمْ لَاتَعْلَمُونَ؛ پس اگر نمیدانید، از اهل ذکر [آگاهان]بپرسید». (سوره نحل، آیه ۴۳) این آیه شریفه، زیربنای اعتماد معرفتی است. «ذکر» در اینجا به معنای قرآن و وحی است و اهل ذکر کسانی هستند که به ژرفای این پیام، احاطه دارند. خداوند با این دستور، نه تنها راه جهل و گمانهزنی را میبندد، بلکه مسیر اطمینان را برای مؤمن باز میکند. پیام عمیق آیه این است که در اموری که حیات ابدی ما به آن وابسته است، حدس و گمان جایز نیست؛ بلکه باید به کارشناسی مراجعه کرد که اهل تذکر و حافظ معارف است. این آیه به فرزند ما میفهماند که تقلید، سلب آزادی نیست؛ بلکه یک امنیت فکری است تا مبادا در مسیر سرنوشتساز بندگی، با حدس و گمان شخصی، ناآگاهی و بدون دانش، راه را به خطا برویم.
والدین بایستی برای کودک، مفهوم تخصص را با مثالهای روزمره تبیین کنند. بگویند اگر خودرو خراب شود، به مکانیک مراجعه میکنیم، چون او نقشه فنی خودرو را میشناسد. خداوند هم برای زندگی، یک نقشه راه (قرآن و احادیث) داده است؛ مرجع تقلید کسی است که سالها عمرش را صرف یادگیری دقیق این نقشه کرده تا ما در مسیر بندگی گم نشویم.
آمادگی مخصوص به دختران
چون دختران در ۹سالگی مکلف میشوند، فرایند ذهنیسازی باید زودتر آغاز شود. با زبان عاطفی و نرم، نیاز به یک راهنمای مهربان را برایشان تصویر کنند که در انجام تکالیف زیبای بندگی (نماز و روزه) به آنها کمک میکند.
برای دختران از حدود ۸سالگی، «سجاده و مهر مخصوص» تهیه کرده و احکام اولیه پوشش و نماز را (با ارجاع به مرجع) برایش شیرین کنید. «جشن تکلیف» برای دختران نباید پایان آموزش باشد؛ باید جشن ورود به مرحله عمل به فتوای مرجع باشد. در این سن، دختر شما نیاز به احساس بزرگ شدن دارد. وقتی به او میگویید: «این حکم خاص را مرجع تقلیدمان فرمودهاند»، در واقع به او شأن اجتماعی و دینی میدهید. این جمله سبب میشود او بداند در حال انجام کاری است که فراتر از خانه، به یک نظام جهانی و الهی فقاهت متصل است.
آمادگی مخصوص به پسران
پسران که تا ۱۵سالگی یا بروز علائم بلوغ فرصت دارند، بیشتر به استدلال منطقی نیاز دارند. برای آنها بر کارآمدی و باهوش بودن مرجع تقلید یعنی کسی که راهنمایی میکند تأکید کنند.
برای پسران از حدود ۱۲سالگی (حدود سه سال پیش از تکلیف نهایی)، او را در تصمیمگیریهای کوچک شرعی (مثل مسافر بودن در سفرها و قصر خواندن نماز) مشارکت دهید تا وقتی به سن بلوغ (۱۵سال) رسید، غریبه نباشد. این مشارکت، نقش تمرین مسئولیتپذیری را دارد. وقتی در سفر به فرزندتان میگویید: «تو امروز مرد کوچک خانوادهای، بیا محاسبه کنیم که آیا نمازمان شکسته است یا خیر»، او نه تنها مهارت شرعی میآموزد، بلکه اعتماد به نفس دینی پیدا میکند. این رویکرد موجب میشود با رسیدن به سن تکلیف، احکام شرعی برای او نه به عنوان باری اضافه، بلکه به عنوان ملاکهای مدیریت زندگی شناخته شوند.
در نهایت، این رویکرد خردمندانه، اضطراب مواجهه با تکالیف سنگین را از فرزند میگیرد و او را با اشتیاقی درونی به سوی پذیرش یک مرجعیت دینی هدایت میکند. مداومت والدین بر این گفتوگوی منطقی، تقلید را از یک واژه بیگانه به یک تکیهگاه قلبی اطمینانبخش در طول سالهای نوجوانی بدل میکند.
معرفی ملاکهای انتخاب؛ صفات مرجع
والدین باید معیارهای فقاهت را به زبان ساده و با تکیه بر روایات برای فرزند تبیین کنند. امام زمان (عج) در توقیع شریف میفرمایند: «…فَأَمَّا الْحَوادثُ الْواقعَةُ فَارْجعُوا فیها إلی رُواة حَدیثنا فَإنَّهُمْ حُجَّتی عَلَیْکُمْ…»؛ اما در رخدادهای نوپدید، به راویان حدیث ما [فقها]رجوع کنید که آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنانم. (کمالالدین، ج۲) این کلام نورانی، ترسیمکننده زنجیره اتصال ولایت است؛ عبارت «حجتی علیکم» به این معناست که مرجع، حلقه واسط میان ما و امام زمان (عج) است. تبیین این جایگاه برای کودک، به او میفهماند که اطاعت از فتوای مرجع، صرفاً یک قانون خشک نیست، بلکه تمرین ولایتپذیری است. وقتی کودک درک کند مرجع، نایب امام غایب است، دیگر به انتخاب او به چشم یک تصمیم ساده نگاه نمیکند؛ آن را پیماننامهای برای نزدیکی به ساحت مقدس امام عصر (عج) میبیند. والدین باید با زبان فطری به کودک بگویند: «مرجع ما کسی است که امام زمان (عج) او را امین خود دانسته، پس ما هم به او اعتماد میکنیم».
والدین، فرزند را در فرایند شناخت شریک کنند. وقتی شما به عنوان والدین میخواهید مسائل شرعی را جستوجو کنید، اجازه دهید فرزندتان ببیند که شما چگونه با احترام از مرجع تقلید خود یاد میکنید. داستانهای کوتاه از تقوا و سادهزیستی مراجع تقلید را در قالب قصههای شب یا دورهمی برایشان بگویید تا مرجع برای او یک شخصیت قدسی و الگو باشد.
برای عملیاتی کردن این راهبرد، از روش مشارکت فعال استفاده کنید: یک رساله عملیه را به صورت مشترک در خانه داشته باشید. هنگام روبهرو شدن با یک مسئله جدید، به جای پاسخ شفاهی، به فرزند بگویید: «بیا ببینیم مرجع ما در این مورد چه دستوری دارند». این کار، مرجع را از دنیای کتابها به قلب مناسبات روزمره میآورد. همچنین برای نهادینه کردن الگوها، از قالب روایت زیسته استفاده کنید؛ یعنی به جای سخنرانی، از کرامات، سیره عملی یا حتی نحوه درس خواندن مراجع در دوران جوانی به گونهای تعریف کنید که انگار از یک شخصیت بزرگ و قابل اعتماد حرف میزنید.
برای دختران، بر ویژگیهای اخلاقی و مهربانی مرجع (به عنوان پدری معنوی) تمرکز کنید. برای پسران، بر ویژگیهای علمی و شجاعت مرجع در بیان حق (به عنوان یک قهرمان فکری) تأکید داشته باشید تا هویت دینیشان تقویت شود.
در تبیین این تفاوت رویکرد، به یاد داشته باشید که دختران در پی کشف عاطفه دینی هستند؛ پس اگر مرجع را شخصیتی مهربان و دلسوز معرفی کنید که حامی رشد معنوی آنهاست، اعتمادشان عمیقتر میشود. اما پسران در پی اقتدار فکری هستند؛ پس اگر شجاعت مرجع در برابر جریانات انحرافی و قدرت او در بیان حقیقت را به تصویر بکشید، او را به عنوان قهرمان ذهنی خود انتخاب میکنند. والدین باید با این روش، مراجع بزرگوار را نه به عنوان تصاویر روی جلد توضیحالمسائل؛ بلکه به مثابه شخصیتهای زنده و راهبر در ذهن فرزند تثبیت کنند.
پیشتمرین بلوغ و احکام
پیش از سن تکلیف، فرزند را در فضای عملی قرار دهید. این مرحله یعنی تغییر رویکرد از تئوریگویی به تجربه زیسته. کودک باید حس کند که دین، مجموعهای از دانستنیها در کتاب نیست؛ دین شیوهای برای بهتر زیستن است.
والدین به جای مطالعه خشک رساله توضیحالمسائل، از «رسالههای تصویری و آموزشی» مخصوص نوجوانان استفاده کنید. هفتهای یک بار جلسه احکام خانوادگی داشته باشید؛ مثلاً: «امروز بیایید ببینیم مرجع ما درباره آداب پوشش یا خوراکیها چه فرمودهاند». این کار مرجع را به یک راهنمای زنده و فعال در زندگی کودک تبدیل میکند. برای اجرای موفق این جلسات، فضای گفتوگو را صمیمانه و بدون فشار نگه دارید. میتوانید این زمان را با یک چای یا خوراکی مورد علاقه فرزند همراه کنید تا این جلسه در ذهن او به عنوان یک «وقت اختصاصی و لذتبخش» با والدین ثبت شود، نه یک کلاس آموزشی خستهکننده.
در نهایت، والدین گرامی؛ هدف از این گامها، عادیسازی فضای شرع در خانه است. وقتی فرزند پیش از بلوغ، بارها و بارها نام مرجع تقلید را در متن زندگی شنیده و به فتوای او عمل کرده باشد، در سن تکلیف، انتخاب مرجع برای او یک فرایند پیچیده و غریبه نخواهد بود، بلکه یک انتخاب آگاهانه و آرامشبخش خواهد بود که از کودکی در عمق جانش ریشه دوانده است.
جمعبندی؛ تربیت نسلی متصل به نور فقاهت
انتخاب مرجع تقلید نباید برای نوجوان یک تکلیف تحمیلی باشد؛ باید یک افتخار سبک زندگی تلقی شود. والدین اگر در خانه فضایی ایجاد کنند که فرزندان ببینند چگونه خودشان نیز به احکام شرعی پایبندند و برای هر مسئله به مرجع خود رجوع میکنند (عملی و نه فقط زبانی)، فرزند به طور طبیعی و بدون فشار، آمادگی انتخاب مرجع را پیدا میکند. حقیقت کلام این است که ما با انتخاب مرجع برای فرزندانمان، در واقع داریم به آنها یاد میدهیم در دنیای پر از فتنهها و شکها، چگونه به نور فقاهت تکیه کنند تا مسیر رسیدن به رضایت امام زمان (عج) را گم نکنند.
هدف نهایی ما این است که فرزندان در دوران نوجوانی و جوانی، وقتی با پرسشی نوپدید یا چالشی فکری روبهرو میشوند، نخستین چیزی که در ذهنشان جرقه میزند، این باشد که «باید ببینم نظر مرجع تقلیدم و راهنمای دینیام چیست؟» این تکیهگاه قلبی، برای کسب احکام شرعی، همان نوری است که او را در توفانهای آخرالزمان، به ساحل اطمینان امام عصر (عج) میرساند. این تربیت دینمدارانه، برترین میراث ماندگار از والدین برای سعادت ابدی فرزندان است.
منبع: روزنامه قدس