باشگاه خبرنگاران جوان - باز هم همان بغض تکراری، با همان جملاتی که چندین سال است هر کس پایش به یک فستیوال و فرش قرمز میرسد، تکرار میکند؛ از جعفر پناهی و اصغر فرهادی تا لاله مرزبان. اگر کلماتشان را کنار هم بگذاریم، یک مفهوم مشترک بیشتر از همه به چشم میآید: «ما در داخل ایران آزادی نداریم.»
مسئله، اما فقط تکرار این گزاره نیست؛ مسئله این است که این روایت، با وجود تمام تحولات و اتفاقات تازه، همچنان در همان قالب قدیمی باقی مانده است.
از سال ۱۴۰۱ که این جنس سخنان در تریبونهای بینالمللی پررنگتر شد تا امروز، ایران تحولات بسیاری را پشت سر گذاشته است. کشور درگیر ۲ جنگ شده، مردم با بحرانهای تازهای مواجه شدهاند و زنان، دختران، مردان و پسران این سرزمین قربانی جنگ شدهاند؛ از حادثه مدرسه میناب گرفته تا جنایت لامرد. با این حال، وقتی برخی چهرهها به فرش قرمز میرسند، گویی هیچکدام از این اتفاقات در حافظه روایت آنها جایی ندارد.
نه از جنگ سخنی گفته میشود، نه از میناب، نه از دختران و کودکان شهید و نه از مردمی که در میانه بحران ایستادهاند حتی رقص کردی هم میکنند. در عوض، بار دیگر همان عبارت آشنا درباره «آزادی و زنان» تکرار میشود؛ موضوعی که البته همچنان قرار است از همان عینک قدیمی تعریف شود.
تریبون فستیوال، برای این افراد فرصتی است تا تصویری مشخص تکراری و کهنه از ایران ارائه کنند؛ تصویری که در آن برخی واقعیتها پررنگ و برخی دیگر اساساً حذف میشوند. جنگ و خون و شهادت، انگار موضوعاتی نیستند که ارزش اشاره داشته باشند، اما تصویر ساختگی «زن ایرانی تحت فشار» همچنان باید در قاب اصلی باقی بماند؛ حتی اگر جامعه ایران در این سالها با واقعیتهای تازهای روبهرو شده باشد.
این انتخاب را نمیتوان صرفاً یک اتفاق تصادفی دانست. وقتی از میان انبوه واقعیتهای یک جامعه، فقط یک روایت انتخاب و بارها تکرار میشود و بخش بزرگی از رنج و تجربه روزمره مردم نادیده گرفته میشود، باید از نسبت میان این روایت و منافع شخصی، سیاسی و رسانهای پرسید.
مشکل اصلی اینجاست که برخی چهرهها ظاهراً همچنان در ایرانِ چند سال قبل زندگی میکنند؛ ایرانی که روایت آن را خودشان ساختهاند و حاضر نیستند قاب دوربین را کمی عقبتر ببرند تا واقعیتهای دیگری را هم ببینند.
در این قاب، نه جنگ جایگاهی دارد، نه شهادت، نه مقاومت مردم و نه رنج خانوادههایی که فرزندانشان را از دست دادهاند. گویی تاریخ ایران از همان نقطهای که این افراد تعریف کردهاند متوقف شده و هر آنچه پس از آن رخ داده، خارج از قاب مورد علاقهشان است.
فرش قرمز میآید و میرود، جشنوارهها تمام میشوند و دوربینها خاموش میشوند؛ اما یک پرسش باقی میماند: چرا روایت برخی از چهرههای ایرانی از ایران، با وجود این همه تغییر، همچنان همان روایت چند سال قبل است؟ آیا واقعاً جامعه ایران برای آنها هیچ اتفاق تازهای نداشته یا آنچه تغییر کرده، فقط زاویه دوربین آنهاست؟
منبع: فارس