بسیاری از چالش‌های زندگی مشترک از جایی آغاز می‌شود که محبت‌ها و تلاش‌ها برچسب وظیفه می‌خورند.

باشگاه خبرنگاران جوان - تعبیر شما از تلاش‌های همسرتان برای خانه و خانواده چطور است؟ طلبکارانه آن را وظیفه می‌دانید یا قدرشناسانه آن را ابراز عشق می‌خوانید؟ مرز باریک میان این دو نگاه، همان خط قرمزی است که بسیاری از رابطه‌ها را به سردی می‌کشاند و قدردانی را به فراموشی می‌سپارد. اما یادگیری چند تکنیک ساده کلامی می‌تواند این معادله را به نفع صمیمیت تغییر دهد و هنر درخواست محترمانه را به شما بیاموزد.

جادوی کلام قدرشناسانه را به یخچال خانه‌تان سنجاق کنید

اولین گام برای نهادینه کردن احترام و قدردانی در خانه، تمرین دیدن خوبی‌هاست؛ اما قدم مهم‌تر، جاری کردن این قدردانی بر زبان است تا همسر ما متوجه ارزش زحماتش بشود. قنبری مسیر تبدیل این نگرش مثبت به کلمات را این‌گونه توضیح می‌دهد: «در قسمت قبل توصیه کردیم که حتما ویژگی‌های مثبت همسرتان را برای خودتان گوشه‌ی کاغذی هر چند وقت یک‌بار بنویسید و ثبت کنید، اما وقتی برای خودم بنویسم که همسر من چه خوبی‌هایی دارد، در گام دوم باید عادت کنم به گفتن. اول می‌توانم این ویژگی‌ها را به صورت برچسبی بنویسم و به در یخچال یا در اتاق بزنم؛ اما کم‌کم باید عادت کنم به گفتن، چون کلام خیلی اثر دارد.»

زوجین، یک تمرین ساده و مستمر را پیشنهاد می‌کند: «خانم یا آقا می‌تواند یکی دو هفته با خودش تمرین کند. مثلاً با خود بگوید: همسر من این خوبی را دارد؛ وقتی از در خانه وارد می‌شوم، خانه مرتب است. خانم من از صبح تا ظهر مرتب کردن کار خانه و آرامش‌بخشی و تربیت بچه‌ها را به عهده داشته و این خیلی ارزش دارد. یا برعکس بگوید: همسرم از صبح تا شب کار می‌کند و این تلاش برای من و بچه‌هاست. اول برای خودش بگوید، بعد از یکی دو هفته می‌بیند که زبانش باز می‌شود و به راحتی این قدردانی را به همسرش هم ابراز می‌کند.»

عشق وظیفه نیست؛ با این نگاه ریشه احترام را نخشکانید

یکی از بزرگ‌ترین آفت‌هایی که ریشه قدردانی را می‌خشکاند و احترام متقابل را در خانه کمرنگ می‌کند، نگاه وظیفه‌محور به زحمات همسر است. این روانشناس اسلامی با تأکید بر اینکه ندیدن محبت‌ها زمینه‌ساز دلسردی و فرسایش رابطه است، یادآور می‌شود: «خیلی وقت‌ها ما نمی‌توانیم تشکر کنیم، به خاطر اینکه می‌گوییم وظیفه‌اش است؛ باید وسایل زندگی را می‌خرید، یا خانم باید کار‌های خانه را می‌کرد. نه، اینها وظیفه نیست؛ اینها محبت است. اگر من نگاه وظیفه داشته باشم و قدردانی نکنم، بعد از چند سال همین آقا در را باز می‌کند، وارد می‌شود و با یک خانه به‌هم‌ریخته و یک خانم افسرده مواجه می‌شود. آنجاست که می‌فهمد آن کار‌ها لزوماً وظیفه نبود و از سر محبت بود.»

سراب صمیمیت به قیمت عبور از مرز‌های احترام

گاهی زوجین به بهانه صمیمیت بیشتر، مرز‌های احترام را می‌شکنند و فراموش می‌کنند که زبان قدردان و محترمانه، مهم‌ترین سپر محافظتی زندگی مشترک است. قنبری با اشاره به اینکه شناخت مصادیق بی‌احترامی گام مهمی در حفظ حریم خانواده است، می‌گوید: «از شاخصه‌های احترام این است که بدانیم اصلاً بی‌احترامی یعنی چه؟ بی‌احترامی یعنی سرزنش کردن، یعنی مقایسه کردن، دستوری حرف زدن، یا شوخی‌هایی که اندازه را به‌درستی نگه نداشتند؛ که به تعبیر جناب سعدی: اندازه نگه دار که اندازه نکوست.»

او با ذکر خاطره‌ای از یک مراجع، خطر تعریف اشتباه از راحتی در رابطه را یادآور می‌شود: «خانمی برای مشاوره ازدواج مراجعه کرده بود و درباره خواستگار مؤدب و متشخص خود می‌گفت: وای، نه! دعوا نمک زندگی است. این‌طور که او صحبت می‌کند، من اصلاً سختم می‌شود. به ایشان گفتم همه آدم‌ها در زندگی‌شان راحتند و صمیمیت را دارند، اما ادب خیلی مهم است. متأسفانه ایشان انتخابی کردند که به تعبیر خودشان راحت باشند و صمیمیت باشد. حدود ۶ ماه بعد آمدند و گفتند سه ماه است که همسرم با من قهر است. سر چه چیزی؟ سر همین راحت صحبت کردن و بی‌ادبی. اینکه خیلی راحت سرزنش می‌کنم، گلایه توی سرش می‌زنم، مچش را می‌گیرم تا حرف خودم را به کرسی بنشانم. در حالی که راحت صحبت کردن باید این‌طور باشد: من به تو افتخار می‌کنم، من تو را دوست دارم. اتفاقاً صمیمیت پایدار نتیجه احترام گذاشتن مداوم است.»

فرمول درخواست محترمانه؛ نه التماس کن و نه دستور بده

حفظ احترام متقابل و روحیه قدردانی، حتی در زمان طرح خواسته‌های روزمره نیز خود را نشان می‌دهد. هنر یک همسر قدردان این است که نیازهایش را در بستری از احترام و بدون خدشه به عزت نفس دو طرف بیان کند. قنبری در این باره می‌گوید: «من در شیوه درست درخواست، باید هم احترام و کرامت خودم را حفظ کنم، هم احترام طرف مقابل را. یعنی درخواستم نباید خواهشی و التماس‌گونه باشد: تو رو خدا یه وقتی باز کن دیگه، خواهش می‌کنم. دلیل ندارد التماس بکنی که سطح احترام خودت را بیاوری پایین. از طرفی نباید دستوری صحبت کنم: وسیله را بخر، آخر هفته می‌خواهیم برویم پارک. همین جمله‌های دستوریِ ساده آثار بدی در ذهن مخاطب می‌گذارد و در طولانی‌مدت با خود می‌گوید:برده و کلفت تو که نیستم!»

پس راه درست و محترمانه برای بیان خواسته‌ها چیست؟ این پژوهشگر خانواده یک مثال کاربردی می‌زند: «شیوه درست کلامی این است که بگویید: سری قبلی که با هم رفته بودیم پارک خیلی خوش گذشت. امروز می‌خواستم با بچه‌ها بروم، ولی با شما یک صفای دیگری داشت. کی برنامه‌ریزی کنیم با همدیگر یک پارک سر کوچه برویم؟ ببینید این جمله چقدر قشنگ است. من هم احترام خودم را حفظ کردم، هم احترام همسر را و به او حق انتخاب دادم. نتیجه‌اش این است که حتماً با اشتیاق حضور پیدا می‌کند، چون حضور مؤثر خودش را در این فضا می‌بیند.»

منبع: فارس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار