باشگاه خبرنگاران جوان - صهیونیستها که در خاورمیانه کاملاً منزوی بودند، با دست گذاشتن روی عقده باستانگرایی پهلوی، نه تنها او را جادهصافکن اشغال فلسطین کردند، بلکه هزینه ایستگاههای اطلاعاتی خود را هم به حساب دربار فاکتور کردند، تا جایی که رئیس هیئت نمایندگی اسرائیل در تهران اعتراف میکند که «وقتی با ایرانیها حرف میزنم، کافی است از داستان استر شروع کنم تا خام شوند».
«من شخصاً کوروش کبیر را اولین صهیونیست در تاریخ میدانم!» این جمله دکتر امنون نتصر، استاد دانشگاه عبری بیتالمقدس در سال ۱۳۵۴ شمسی (۵۱ سال قبل) رونمایی از نقشه راهی بود که صهیونیستها از سالها پیش برای نفوذ به ارکان حکومت پهلوی طراحی کرده بودند. تلآویو که در میان کشورهای اسلامی و عربی کاملاً منزوی بود، روانشناسی شخصیتی و عقده باستانگرایی محمدرضا پهلوی را هدف گرفت.
شاه که دائم در سودای پیوند زدن سلطنت خود به عظمت ایران باستان و برگزاری شوهای تبلیغاتی نظیر جشنهای ۲۵۰۰ساله بود، بهترین طعمه برای یک تقلب بزرگ تاریخی شد.
صهیونیستها با کشف این نقطه ضعف، پروژهای پیچیده برای همسانسازی پهلوی و کوروش آغاز کردند تا از این طریق نفوذ فرهنگی، امنیتی و جاسوسی خود را در تهران تثبیت کنند؛ پیوندی شوم که هدف اصلی آن مشروعیتبخشی به رژیم غاصب صهیونیستی و تبدیل پهلوی به جادهصافکن اهداف تلآویو بود.
دستگاه تبلیغاتی اسرائیل با سوءاستفاده از روایات عهد عتیق، مانور وسیعی را بر نام کوروش آغاز کرد تا نفوذ صهیونیستی را در دستگاه سلطنت تطهیر کند.
دیوید بن گوریون، نخستوزیر وقت اسرائیل، در سال ۱۳۴۰ در بیتالمقدس با استفاده و تکیه بر کتاب تورات (عهد عتیق) نطق مفصلی ایراد کرد و گفت: «اکنون که اولین سال سلطنت کوروش، پادشاه ایران است، کلام خدا که از زبان جرمیاه ادا شده است قرین به انجام است… هیچ فرمانروای بیگانهای مانند کوروش چنین مورد تحسین قرار نگرفته است؛ آن هم توسط یکی از بزرگترین پیامبران اسرائیل.»
هدف از این مانورها، ساختن نسلی از ایرانیان متمایل به صهیونیسم بود؛ چنانکه دکتر دوریل، رئیس هیئت نمایندگی اسرائیل در تهران، صراحتاً اعتراف کرده بود: «وقتی برای افراد تحصیلکرده ایرانی صحبت میکنم کافی است اظهارات خود را از داستان استر (زن زیبای یهودی و عموی وی مردخای که در دربار خشایارشا نفوذ کرده و پادشاه ایران را تحت نفوذ و تلقین خود درآورده) شروع کنم تا از علاقه و توجه آنها برخوردار شوم.»
صهیونیستها تنها به مانورهای شفاهی بسنده نکردند، بلکه تاریخنگاران یهودی را نیز برای ایدئولوژیسازی به میدان آوردند. حبیب لوی، از تاریخنگاران صهیونیست، در کتاب «تاریخ یهود» با صراحت تمام، پهلویها را تداوم پادشاهان باستانی ایران خواند و نوشت: «اگر گفته شود که زمان رضاشاه کبیر برای یهودیان ایران نظیر زمان کوروش کبیر و عصر فرزند او محمدرضا شاه نظیر عصر داریوش اول گردید راه اغراق نپیمودهایم.»
این خط رسانهای و تحریف تاریخی، بستر را برای مانورهای تبلیغاتی روزنامه «الانباء» چاپ تلآویو هموار کرد تا در شماره تیرماه ۱۳۵۵ بنویسد: «رفتار و گفتار شاهنشاه چنان است که گویی معظم له از اسلاف امپراطورهایی هستند که از ۲۵ قرن پیش در ایران حکومت میکردند.»
اسرائیلیها برای تثبیت این نفوذ، باجگیریهای مالی از خزانه ملت ایران را تحت پوشش پروژههای فرهنگی آغاز کردند. سند محرمانه وزارت امور خارجه به شماره ۵۶۰۶/دب مورخ ۲۵۳۵/۱۱/۱۷ (۱۳۵۵ شمسی) به قلم عباسعلی خلعتبری، پرده از استثمار مالی پهلوی برداشت. خلعتبری، وزیر امور خارجه ایران، به امیرعباس هویدا، نخست وزیر وقت، گزارش میدهد که اسرائیل نیمی از هزینه ۱۰ میلیون لیرهای (معادل ۱ میلیون دلار) ساخت «خانه کوروش» در خولول در نزدیکی تلآویو را مشروط به تأمین نصف دیگر آن از سوی ایران کرده است.
سند محرمانه دربار به شماره ۸/م/۱۰۱۸۲ اوامر شاه را فاش میکند که نه تنها پرداخت این مبلغ از جیب مردم ایران را تأیید کرد، بلکه تأکید داشت: «به هنگام اجرای این نظرات کمال دقت و مراقبت به کار رود که به هیچ عنوان و تحت هیچ شکل و شرطی قرینه و نشانهای که دال بر دخالت دولت شاهنشاهی باشد وجود نداشته باشد.»
با افتتاح این مرکز در تلآویو که به صورت یک مرکز تبلیغاتی فرهنگی به فعالیت پرداخت و مسئولان اسرائیلی برای گسترش روابط خود با ایران از آن بهره برداری میکردند، اسحاق رابین، نخستوزیر وقت اسرائیل، در سخنرانی خود محمدرضا پهلوی را «میراثدار راستین کوروش» خواند و گفت: «لقب بنیانگذار اصلی صهیونیسم که به غلط به هرتزل اطلاق میگردد در حقیقت برازنده کوروش است… آن چنان شیفته تمدن و فرهنگ گرانقدر ایران هستم که آرزو میکنم ایرانی زاده شده بودم.»
همزمان در تهران، «کانون فرهنگی کوروش کبیر» تحت نظر عناصر صهیونیست و دیپلماتهای اسرائیلی مانند مئیر عزری فعال شد. بر اساس اسناد بهجامانده، این کانون با سرپوش کلاسهای عبری و ترویج هنر صهیونیستی، وظیفه اعزام نیرو به فلسطین اشغالی با پروازهای شرکت «العال»، جمعآوری اخبار اطلاعاتی برای سرویسهای جاسوسی اسرائیل، و جذب جوانان غیر یهودی را بر عهده داشت.
بازخوانی این اسناد نشان میدهد که پروژه همسانسازی پهلوی و صهیونیسم، نهتنها یک تاکتیک تاریخی، بلکه ابزار تحمیلی تلآویو برای غارت مالی و نفوذ امنیتی در ایران بوده است. خفتی که روزگاری با باجدهی شاه به اسحاق رابین و بنگوریون رقم خورد، امروز نیز در پشتیبانی آشکار باقیماندههای پهلوی از تجاوزات رژیم صهیونیستی ادامه دارد؛ خیانتی آشکار علیه ملت ایران و آرمان فلسطین که تاریخ، قضاوت سختی درباره آن به ثبت رسانده است.
منبع: فارس