در گفتمان سیاسی ایران، «عدالت» یکی از محوری‌ترین مفاهیم و دال مرکزی انقلاب اسلامی بوده است.

باشگاه خبرنگاران جوان - در گفتمان سیاسی ایران، «عدالت» یکی از محوری‌ترین مفاهیم و دال مرکزی انقلاب اسلامی بوده است. با این حال، این مفهوم در سال‌های اخیر به تدریج به «عدالت توزیعیِ اقتصادی» (تقسیم منابع، فرصت‌ها و امکانات مادی) تقلیل یافته است. این تقلیل‌گرایی، اگرچه برای تأمین نیاز‌های معیشتی ضروری است، اما ریشه بحران سیاستگذاری اجتماعی در ایران است؛ چراکه «عدالت» در نگاه توحیدی، ابعاد معرفتی، فرهنگی، حقوقی و سیاسی را نیز دربرمی‌گیرد و تنها به «توزیع کالاها» محدود نمی‌شود. در واقع، «عدالت توزیعی» صرفاً یکی از شاخه‌های عدالت است و نه همه‌ی آن.

عدالت توحیدی در قرآن؛ از «قسط» تا «حیات طیبه»

در قرآن کریم، عدالت با واژه‌ی «قسط» (به معنای «عدالت اجتماعی») و «عدل» مطرح شده و هدف تمامی انبیاء، «برپایی قسط» معرفی شده است. با این حال، عدالتِ قرآنی ابعادی فراتر از «توزیع عادلانه» دارد. در آیه‌ی شریفه‌ی «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسَانِ...» (نحل/۹۰)، عدالت در کنار «احسان» و «ایثار» قرار گرفته است و به یک نظام ارزشیِ جامع اشاره دارد. همچنین در آیه‌ی «وَ قُومُوا قِوَامًا لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ...» (مائده/۸)، عدالتِ اجتماعی در گروِ «قیام لله» و «شهادت به حق» معنا می‌یابد و به عنوان ملاکِ «شناسایی حق از باطل» مطرح شده است.

نهج‌البلاغه و نقدِ تقلیلِ عدالت به «تقسیمِ منابع»

امام علی (ع) در نهج‌البلاغه، عدالت را نه فقط در «توزیعِ بیت‌المال»، که در «گستره‌ای وسیع» تعریف می‌کنند. ایشان عدالت را «نهادن هر چیزی به جای خود» معنا کرده‌اند. در نامه‌ی ۵۳ به مالک اشتر، عدالتِ اجتماعیِ حضرت، ابعادِ نظارتِ حکومت، برابری در برابر قانون، رسیدگی به محرومان، و نیز «اجتناب از ظلم» را دربرمی‌گیرد. حضرت می‌فرمایند: «عدالت تدبیر عمومی مردم است». این جمله نشان می‌دهد که عدالت، صرفاً یک «سیاستِ اقتصادی»، بلکه «شیوه‌ی اداره‌ی کلانِ جامعه» است. در دیدگاه علوی، عدالت یک «فریضه‌ی الهی» و «ناموس الهی» است، نه صرفاً یک «برنامه‌ی رفاهی».

از «عدالتِ توزیعی» تا «عدالتِ معرفتی»؛ افقِ گمشده

کاهشِ عدالت به «توزیع منابع»، باعث شده است که «عدالتِ معرفتی» (دسترسیِ عادلانه به علم، آموزش، آگاهی و مشارکت در قدرت) نادیده گرفته شود. در گفتمانِ سیاسیِ ایران، «عدالتِ فرهنگی» و «عدالتِ سیاسی» در سایه‌ی «عدالتِ اقتصادی» قرار گرفته‌اند. این در حالی است که در نگاهِ اسلامی، «عدالت» یک «ملکه‌ی نفسانی» و «خصلتی فطری» است که ریشه در «جنود عقل» دارد. امام خمینی (ره) عدالت را «میزان و معیار (ترازوی) خدا در زمین» معرفی کرده‌اند که هرکس آن را دریابد، به سوی بهشت سوق داده می‌شود. در اندیشه‌ی ایشان، عدالت «غایتِ انسان و جامعه» و «عاملِ رشد، توسعه، رفاه و امنیت» است. از دیدگاه امام، «عدالت» نه تنها کیفیتی نفسانی، بلکه دارای «بعد گسترده‌ی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی» است؛ و در نهایت، «با ایجاد عدالت و قسط در جامعه، «انسان» ساخته می‌شود».

نظریه‌ی «عدالتِ توانمندی‌ها»؛ تکمیل‌کننده‌ای برای اندیشه‌ی توحیدی

در اندیشه‌ی غربی، «عدالتِ توزیعی» به شدت تحت تأثیر نظریه‌ی جان راولز (عدالت به عنوان «انصاف») قرار دارد که بر «توزیعِ مجددِ منابع» تأکید می‌کند. اما مارتا نوسبام، فیلسوفِ معاصر، با نقدِ این رویکرد، نظریه‌ی عدالتِ توانمندی‌ها را مطرح کرده است. او معتقد است که عدالتِ واقعی، فراتر از «توزیعِ کالاها» ست و باید به «ظرفیت‌هایِ انسانیِ افراد» (سلامت، آموزش، مشارکتِ سیاسی و ...) توجه کند. این نظریه، اگرچه در چارچوبِ سکولار تعریف شده، با «عدالتِ توحیدی» در اسلام هم‌خوانیِ نسبی دارد؛ چراکه هر دو بر «شکوفاییِ استعدادهایِ الهیِ انسان» و «عدالتِ معرفتی» تأکید دارند. در عین حال، تفاوتِ بنیادین در «غایتِ» این دو نگاه است؛ در اسلام، «عدالت» وسیله‌ای برای «تقرب به خدا» و «حیاتِ طیبه» مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَىٰ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً ۖ وَلَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ (نحل/۹۷) است، اما در نگاهِ سکولارِ غرب، «عدالت» غایتِ خودِ نظامِ اجتماعی است و از «معنویت» تهی است.

عدالت توحیدی پدید‌ه‌ی چند ساحتی

«عدالتِ توحیدی» در قرآن و نهج‌البلاغه، پدیده‌ای چندساحتی و ریشه‌دار در «فطرتِ الهیِ انسان» است و به «عدالتِ توزیعیِ اقتصادی» تقلیل نمی‌یابد. احیایِ این نگاهِ جامع در سیاستگذاریِ ایران، مستلزمِ بازتعریفِ «عدالت» در عرصه‌هایِ سیاسی، حقوقی، فرهنگی و آموزشی است. این بازتعریف، می‌تواند با بهره‌گیری از نظریه‌هایِ تکمیلیِ غربی (مانند «عدالتِ توانمندی‌ها») و در چارچوبِ اندیشه‌ی اسلامی، راهگشایِ «تمدنِ نوینِ اسلامی» باشد؛ تمدنی که در آن، «عدالت» نه یک «شعار»، بلکه «معیارِ سنجشِ حق از باطل» و «مقدمه‌ای برایِ حیاتِ طیبه» است.

منبع: فارس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha