«کمال‌گرایی»، این کلمه دوپهلو همیشه در فرهنگ ایرانی جای خودش را داشته، برخی به آن افتخار می‌کنند و برخی از آن می‌نالند.

باشگاه خبرنگاران جوان - یکی از چالش‌های رایج در روابط، سوءتفاهم میان «داشتن استاندارد‌های شخصی» و «کمال‌گرایی» است. بار‌ها پیش می‌آید که فرد، انتظارات یا معیار‌های خود را مطرح می‌کند و با برچسب کمال‌گرایی از سوی طرف مقابل یا اطرافیان مواجه می‌شود؛ موضوعی که باعث سردرگمی فرد می‌شود که آیا واقعاً بیش از حد سخت‌گیر است یا حق دارد چنین خواسته‌هایی داشته باشد؟

فاطمه امانی، روان‌شناس و درمانگر بزرگسال در این گزارش مرز بین کمال‌گرایی و داشتن استاندار درست را در رابطه‌های روزمره ما نشان می‌دهد.

شاید وقتش رسیده است به‌جای افتخار به کمال‌گرایی در فرهنگ ایرانی، به دنبال واقع‌بینی در روابطمان باشیم.

این رابطه اشتباه است؟!

امانی اول از تفاوت‌ها شروع می‌کند: «برای شفاف‌سازی، باید میان این دو مفهوم تمایز قائل شویم. داشتن معیار‌های ارزشمند، مانند اهمیت به صداقت یا تعهد، به‌هیچ‌عنوان کمال‌گرایی نیست. این‌که فرد بداند در زندگی مشترک به چه اصولی اهمیت می‌دهد، کاملاً طبیعی و نشانهٔ خودشناسی است.

اما کمال‌گرایی زمانی آغاز می‌شود که ما حتی در جزئیات کوچک نیز، هیچ‌گونه خطایی را نمی‌پذیریم. برای مثال، اگر شریک عاطفی‌مان یک‌بار تماس‌گرفتن را فراموش کند، در موقعیتی طبق انتظار ما رفتار نکند یا یک روز دچار بی‌حوصلگی شود، این اتفاقات کوچک برای فرد کمال‌گرا به‌مثابه یک فاجعه جلوه می‌کند. در چنین شرایطی، فرد بلافاصله نتیجه می‌گیرد که «این آدم مناسب من نیست» یا «این رابطه اشتباه است». این دقیقاً مرز کمال‌گرایی است.»

نقص‌های بزرگ در چشم کمال‌گرا‌ها

تفاوت ساده در این است: در یک خواستهٔ سالم، ما برای خطا‌های انسانیِ طرف مقابل جایگاهی قائل هستیم. می‌پذیریم که او نیز انسان است؛ ممکن است گاهی خسته شود، فراموش‌کار باشد یا ضعف نشان دهد، حتی در مسائلی که برای ما اهمیت زیادی دارند. در چنین حالتی، ما ظرفیت بخشش داریم و می‌گوییم «اشکالی ندارد، او هم انسان است».

در مقابل، کمال‌گرایی هیچ مجالی برای اشتباه باقی نمی‌گذارد. فرد کمال‌گرا هر خطای جزئی را نشانه‌ای از یک نقص بزرگ می‌بیند و هر کوتاهیِ قابل‌چشم‌پوشی را فاجعه‌ای جبران‌ناپذیر می‌انگارد.»

خط قرمز‌ها کجا هستند؟!

بنابراین، برای تشخیص این مرز، می‌توانیم یک پرسش ساده از خود بپرسیم: «آیا مسئله‌ای که اکنون مرا ناراحت کرده، خطایی انسانی است که هر کسی ممکن است مرتکب شود، یا حقیقتاً یکی از خط‌قرمز‌های غیرقابل‌گذشت من است؟»

چند مثال ملموس و عینی

حالا بیایید برای روشن‌تر شدن بحث چند مثال رایج در زندگی روزمره را بخوانیم، این مثال‌ها نشان می‌دهد هر کدام از ما چقدر روی طناب باریک کمال‌گرایی راه می‌رویم:

در زمینه نظم و مسئولیت‌پذیری خانگی:

استاندارد سالم: «من انتظار دارم هر دو در کار‌های خانه مشارکت کنیم و فضای زندگی مشترکمان تا حد معقولی مرتب باشد.»

کمال‌گرایی: «وسایل باید دقیقاً با زاویه و در جای مشخصی که من تعیین کرده‌ام قرار گیرند؛ اگر یک روز همسرم خسته بود و ظرف‌ها را تا صبح نشست، یعنی او بی‌مسئولیت است و احترامی برای من قائل نیست.»

در زمینه توجه عاطفی و ارتباطی:

استاندارد سالم: «برای من مهم است که همسرم در طول روز جویای احوالم باشد و حضور عاطفی داشته باشد.»

کمال‌گرایی: «همسرم باید همیشه با لحنی پرانرژی و مشتاق پاسخ دهد و اگر در اوج مشغله کاری پاسخی کوتاه داد، به این معناست که دیگر مرا دوست ندارد.»

در زمینه حل تعارض و گفت‌و‌گو:

استاندارد سالم: «هنگام اختلاف‌نظر، باید با احترام صحبت کنیم و از توهین پرهیز نماییم.»

کمال‌گرایی: «ما در هیچ شرایطی نباید حتی اختلاف‌نظر داشته باشیم و همسرم باید بلافاصله پس از صحبت، تمام دیدگاه‌های مرا بپذیرد و بدون هیچ ناراحتی رفتار کند.»

منبع: فارس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha