رسانه‌های غربی برای به حاشیه راندن اصل بحران آتش‌سوزی در جنگل‌های اروپا، دست به ابتکارات جالب توجهی نیز می‌زنند.

باشگاه خبرنگاران جوان - این روز‌ها وقتی آدم، نحوه پوشش اخبار موج آتش‌سوزی‌ها در اروپا را در رسانه‌های خودشان دنبال می‌کند، ناخودآگاه تیتر‌ها و عناوینی که همین رسانه‌ها برای صورت‌بندی بحرانی از همین جنس در ایران کار کرده‌اند، در ذهنش تداعی می‌شود. در کنار انبوه تیتر‌ها و گزارش‌هایی که این آتش‌سوزی‌ها را معلول یک پدیده طبیعی برای مخاطب تصویر می‌کند، رسانه‌های غربی برای به حاشیه راندن اصل این بحران دست به ابتکارات جالب توجهی نیز می‌زنند. یک نمونه جالب از این دست، مانور دادن روی پیدا شدن مهماتی از جنگ جهانی اول و دوم به‌واسطه این آتش‌سوزی‌هاست. برای مثال حسی که مخاطب از خواندن گزارش یورونیوز انگلیسی از این ماجرا در همین خصوص می‌گیرد این است که گویی این آتش‌سوزی چندان هم برای اروپا بد تمام نشده، چرا که یک تهدید «بالقوه» را نمایان کرده که چه بسا می‌توانست جان افرادی را بگیرد.

دقیق‌تر شدن در جزئیات آنچه پدیدار شده، اما نشان می‌دهد این تکنیک برجسته‌سازی در تیتر‌ها و لید اخبار، صرفاً برای پرت کردن حواس افکار عمومی از کم‌کاری‌ها و کاستی‌ها در مهار این پدیده خانمان‌سوز است. این تکنیک برجسته‌سازی به موضوع آتش‌سوزی هم محدود نمانده و این رسانه‌ها، پایین رفتن سطح آب رود‌های اروپا را نیز با همین تکنیک پوشش دادند. آنها به جای اینکه بحران خشکسالی شدید اروپا و پایین آمدن سطح رودخانه‌های حیاتی مثل دانوب و راین را طوری تصویر کنند که مخاطب بفهمد صرفاً با یک بحران زیست محیطی روبه‌رو نیست و ممکن است این شاهراه‌های اقتصادی اروپا را به‌زودی از دست بدهند یا نیروگاه‌های هسته‌ای‌شان با کمبود آب خنک‌کننده روبه‌رو شوند، از آن هم یک دستاورد همچون امکان سفر در زمان درست می‌کنند.

در گزارش دیگری از یورونیوز، پیدا شدن یک موتورسیکلت آلمانی متعلق به دوران جنگ جهانی دوم در رود دانوب، بهانه‌ای برای بازخوانی محاصره بوداپست و سرگذشت نیرو‌های آلمانی و مجارستانی در واپسین ماه‌های جنگ شده است؛ گویی بحران امروز، فرصتی برای ورق زدن آلبوم تاریخ اروپاست. حتی در گزارش مربوط به این موتورسیکلت، جزئیات جنگ، واحد‌های نظامی و سرنوشت سربازانی که ۸۱ سال پیش کشته شده‌اند، بخش قابل‌توجهی از روایت را به خود اختصاص می‌دهد. گزارش در نهایت، موتورسیکلت را به «کپسول زمان» تشبیه می‌کند که گذشته اروپا را دوباره پیش چشم مخاطب می‌آورد.

اینجاست که استاندارد دوگانه رسانه‌های غربی در روایت بحران آشکار می‌شود. در اروپا، بحران اقلیمی با لفافه‌ای از تاریخ و هیجان، به یک روایت جذاب تبدیل می‌شود که مخاطب را از اصل ماجرا که افزایش بی‌سابقه دما، خشکسالی و بی‌تدبیری در مهار آتش است، غافل می‌کند. این ساختار خبری، وقتی لنز خود را به سمت جغرافیایی مانند ایران می‌گیرد، لحن و زاویه دید متفاوتی پیدا می‌کند. کافی است گزارش‌های همین رسانه‌ها از حریق در جنگل‌های کهنسال هیرکانی را ورق بزنید؛ آنجا دیگر خبری از طبیعی جلوه دادن بحران یا ساختن روایت‌های جذاب حاشیه‌ای نیست. در روایت مربوط به ایران، حریق نه یک پدیده اقلیمی، بلکه مستقیماً حاصل ناکارآمدی، غفلت ساختاری و بی‌توجهی تعمدی تصویر می‌شود. تمام تمرکز خبری بر کمبود امکانات، تأخیر در اعزام بالگرد‌ها و ابعاد فاجعه‌بار خسارات قرار می‌گیرد تا تصویری کاملاً سیاه و بن‌بست‌زده به افکار عمومی منتقل شود.

پایان‌بندی این گزارش می‌تواند مرور چند تیتر از همین رسانه‌ها در خصوص آتش‌سوزی جنگل‌های اروپا و پایین آمدن آب رودخانه‌هایشان باشد، تیتر‌هایی مثل «آتش‌سوزی‌های ویرانگر اروپا، تهدید مرگبار جدیدی را آشکار کرد؛ بمب‌های مدفون از جنگ جهانی اول و دوم»، «موتورسیکلت ارتش آلمان از دانوب محاصره بوداپست را زنده می‌کند» و «آتش‌سوزی‌های اروپا بمب‌های مدفون جنگ‌های جهانی را آشکار کردند».

منبع: روزنامه قدس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha