جنگ تحمیلی علیه کشورمان تنگه هرمز را عملاً بسته و حدود ۲۰درصد تجارت جهانی نفت خام، فراورده‌های نفتی و گاز طبیعی مایع را مختل کرده است.

باشگاه خبرنگاران جوان - جنگ تحمیلی علیه کشورمان که از نهم اسفند با اقدام تجاوزکارانه آمریکا و اسرائیل آغاز شد، تنگه هرمز را عملاً بسته و حدود ۲۰درصد تجارت جهانی نفت خام، فراورده‌های نفتی و گاز طبیعی مایع را مختل کرده است. این دومین شوک بزرگ انرژی برای اروپا در کمتر از چهار سال - پس از عملیات ویژه روسیه در اوکراین - محسوب می‌شود. پیام اصلی این رویداد روشن است؛ امنیت انرژی اروپا، حتی با وجود کاهش وابستگی مستقیم، همچنان به ثبات خاورمیانه وابسته است.

محدود، اما مؤثر

هر چند روی کاغذ وابستگی مستقیم اروپا به خاورمیانه نسبتاً محدود است و حدود ۱۱درصد نفت و تنها ۴ تا ۸درصد ال‌ان‌جی را شامل می‌شود که عمدتاً از قطر تأمین می‌شود، اما اثرات جانبی این جنگ بسیار بیشتر از آنچه تصور می‌شد دیده می‌شود. پس از بحران اوکراین، اروپا سهم روسیه را به شدت کاهش داد و به سمت آمریکا، نروژ، الجزایر و نیجریه حرکت کرد. با این حال، این تغییر، وابستگی را از یک مسیر لوله به بازار جهانی ال‌ان‌جی منتقل کرد؛ بازاری که خود تحت تأثیر شوک‌های خاورمیانه قرار دارد. نفت همچنان ۳۷درصد و گاز ۲۰درصد مصرف نهایی انرژی اروپا را تشکیل می‌دهد و سوخت‌های فسیلی در مجموع حدود ۵۹درصد این مصرف را پوشش می‌دهند. اتحادیه اروپا تقریباً ۹۷درصد نفت خام مورد نیاز خود را وارد می‌کند و سوخت جت و دیزل به‌ویژه آسیب‌پذیرند، زیرا بخش قابل توجهی از واردات سوخت جت از خلیج فارس تأمین می‌شود. بسته شدن هرمز موجب جهش قیمت‌ها، افزایش هزینه‌های واردات به میزان میلیارد‌ها یورو و رقابت شدید با آسیا برای محموله‌های باقی مانده شده است. حتی اگر تنگه دوباره باز شود، آسیب به زیرساخت‌هایی مانند مجتمع رأس لفان قطر می‌تواند سال‌ها طول بکشد.

به همین دلیل محافل اندیشگانی اروپا معتقدند وضعیت موجود دیگر قابل قبول نیست، همان طور که کلاید راسل در یادداشتی در رویترز می‌نویسد کشور‌های اروپایی واردکننده انرژی باید وابستگی به سوخت‌های فسیلی را کاهش دهند، اما چگونگی انجام این کار مسئله‌ای پیچیده است که بین تسریع انتقال به انرژی‌های تجدیدپذیر و توسعه تولید سوخت‌های فسیلی خارج از خاورمیانه تقسیم شده است.

مسیر‌های جایگزین؛ محدود، گران و نامطمئن

اروپا پس از بحران اوکراین و اکنون پس از بسته شدن هرمز، مجموعه‌ای از اقدام‌های فوری را به کار گرفته است؛ آزادسازی ذخایر استراتژیک با هماهنگی آژانس بین‌المللی انرژی، افزایش واردات ال‌ان‌جی از آمریکا و آفریقا، پرداخت یارانه‌ها و کمک‌های دولتی موقت و بررسی کریدور‌های جایگزین مانند کریدور اقتصادی هند- خاورمیانه- اروپا از جمله این اقدام‌ها بوده‌اند. این تدابیر تا حدی بازار گاز را از فروپاشی کامل نجات داده‌اند و اروپا توانسته با تنوع‌بخشی، شوک را مدیریت کند. با این حال، محدودیت‌های این رویکرد آشکار است. این اقدام‌ها موقتی‌اند و هزینه بالایی دارند. ساخت پالایشگاه جدید یا افزایش ظرفیت تولید داخلی، وابستگی را از فراورده به نفت خام منتقل می‌کند و امنیت واقعی ایجاد نمی‌کند.

ال‌ان‌جی همچنان کالایی جهانی است و رقابت با آسیا قیمت‌ها را بالا نگه می‌دارد. ذخیره‌سازی گاز برای زمستان دشوارتر می‌شود و سوخت‌های حمل و نقل و هوانوردی به‌راحتی جایگزین نمی‌شوند. انتقال به برق و خودرو‌های برقی نیز زمانبر است.

تجربه کشور‌های آسیایی مانند ویتنام، اندونزی و تایلند در حمایت از خودرو و اسکوتر برقی و همچنین اقدام‌های شرکت‌هایی مثل فورتسکیو در استرالیا نشان می‌دهد برق‌رسانی و انرژی‌های تجدیدپذیر می‌توانند منافع اقتصادی و امنیتی ایجاد کنند. اروپا نیز در استقرار نیروگاه‌های خورشیدی و بادی پیشرفت کرده و بخشی از گاز را جایگزین کرده است، اما سرعت فعلی برای جبران آسیب‌پذیری‌های ساختاری کافی نیست. تنوع‌بخشی واقعی باید دو محور داشته باشد؛ منابع جغرافیایی متنوع و کاهش سهم نفت و گاز در بخش‌های حمل و نقل و گرمایش. بدون این تغییرات ساختاری، هر بحران جدید در خاورمیانه یا جای دیگر، اروپا را دوباره در معرض جهش قیمت و نااطمینانی قرار می‌دهد.

در نهایت آنچه مشخص است اینکه امنیت انرژی اروپا دیگر فقط مسئله تأمین گاز زمستانی نیست؛ مسئله‌ای ژئوپلیتیک است که مستقیماً به ثبات تنگه هرمز و خاورمیانه گره خورده است. راه‌حل‌های کوتاه‌مدت تنها زمان می‌خرند. بدون تسریع ساختاری در انتقال انرژی، اروپا بار‌ها مجبور خواهد شد هزینه وابستگی خود را بپردازد. به همین دلیل بهتر است اروپا هر چه زودتر به تصمیمی جامع برسد و منافع خود را بر دیگر موارد ترجیح دهد.

منبع: روزنامه قدس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار