خبرنگار‌ها معمولاً پشت دوربین، میکروفن یا صفحه مانیتور می‌ایستند تا دیگران را روایت کنند؛ اما جنگ گاهی باعث عوض شدن قواعد می‌شود.

باشگاه خبرنگاران جوان - قرار بود خبر جنگ را روایت کنند؛ قرار بود از پشت میز تحریریه، اتاق خبر یا محل مأموریت، مقاومت مردم ایران در مقابل جنایات آمریکا و اسرائیل را ببینند، ثبت کنند و به مردم جهان مخابره کنند. اما در بعضی روزها، فاصله میان «خبرنگار» و «خبر» از چند ثانیه هم کمتر می‌شود. تلفن‌ها زنگ می‌خورند، خبرهای فوری روی خروجی می‌روند و ناگهان نام کسی که تا چند لحظه قبل در حال آماده‌کردن خبر بوده، خودش در صدر اخبار قرار می‌گیرد. در جنگ ۱۲روزه و پس از آن در جنگ رمضان، تعدادی از خبرنگاران، نیروهای رسانه‌ای و روایتگران ایرانی در چنین نقطه‌ای ایستادند؛ جایی که دیگر فرصت بازگشت به تحریریه، دیدن خانواده یا انتشار آخرین خبر باقی نماند.
 
روز خبرنگار، شاید بیش از آنکه فرصتی برای تکرار چند جمله آشنا درباره اهمیت رسانه باشد، زمان مناسبی برای به‌یادآوردن همین آدم‌هاست؛ آدم‌هایی که نامشان در میان تیترها ماند، اما خودشان دیگر برنگشتند.
 
در جنگ ۱۲روزه ، ساختمان‌ها، مراکز نظامی و زیرساخت‌ها تنها هدف حملات نبودند؛ رسانه و آدم‌های رسانه نیز در معرض موشک‌های آمریکایی_صهیونیستی قرار گرفتند. شامگاه ۲۶ خرداد، ساختمان مرکزی صداوسیما هدف حمله قرار گرفت و سیده معصومه عظیمی، از کارکنان رسانه ملی، جان خود را از دست داد. او سال‌ها در صداوسیما فعالیت کرده و در دبیرخانه سازمان، مسئولیت‌های هماهنگی، پشتیبانی و برنامه‌ریزی را برعهده داشت؛ زنی که همکارانش او را به‌دقت، مسئولیت‌پذیری و اخلاق کاری می‌شناختند.
 
در همان حمله، نام نیما رجب‌پور نیز در میان شهدا قرار گرفت؛ سردبیر شبکه خبر و از فعالان باسابقه رسانه‌ای که بیش از ۱۵ سال از عمر حرفه‌ای خود را در رسانه سپری کرده بود. حوزه فعالیت او عمدتاً اخبار دفاعی و امنیتی بود؛ حوزه‌ای که در روزهای جنگ، شاید بیش از هر زمان دیگری به‌دقت و سرعت نیاز دارد. رجب‌پور شب حادثه در محل کار خود حضور داشت و پس از مجروحیت شدید، صبح روز بعد به شهادت رسید.
 
فرشته باقری فرزند سردار سپهبد شهید «محمدباقری» نیز یکی دیگر از چهره‌های رسانه‌ای بود. فارغ‌التحصیل ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی بوده و فعالیت رسانه‌ای خود را از سال ۱۳۹۸ در خبرگزاری دفاع مقدس آغاز کرد. روایتگری درباره ایثار و شهادت بخش مهمی از کار حرفه‌ای او بود؛ کاری که سرانجام خودش نیز به بخشی از همان روایت تبدیل شد.
اما فهرست این نام‌ها فقط به خبرنگارانی که مستقیماً پشت میز خبر می‌نشستند محدود نمی‌شود. در جنگ، روابط‌عمومی نیز بخشی از میدان رسانه است؛ جایی که وظیفه‌اش اطلاع‌رسانی، هماهنگی و رساندن روایت یک سازمان به افکار عمومی است.
 
رمضان علی چوب‌داری، مسئول روابط‌عمومی سپاه امام حسن مجتبی(ع) استان البرز، دوم تیرماه ۱۴۰۴ به شهادت رسید. شاید یکی از تکان‌دهنده‌ترین تصاویر پس از شهادت او، تصویر پسر نوجوانش باشد که بالای خودروی حامل پیکر پدر ایستاده و از تابوتی پوشیده از گل عکاسی می‌کند. دخترش هم که آرزوی دیدنش را داشت پس از شهادت او متولد شد؛ کودکی که هیچ‌گاه فرصت دیدن چهره پدر را در آغوش او پیدا نکرد.
 
علی طهماسبی نیز از نیروهای روابط‌عمومی سازمان بسیج مستضعفین بود. به گفته خواهرش در طول جنگ مرخصی نگرفت و تا آخرین لحظه در محل کار ماند. دوم تیرماه، محل کار او زیر آوار رفت و خانواده چند روز در انتظار ماندند تا سرانجام شهادتش اعلام شد. سه روز، پیکر او زیر آوار بود؛ سه روزی که برای خانواده، احتمال بازگشت هنوز زنده بود.
در میان این روایت‌ها، احسان ذاکری نیز چهره‌ای متفاوت دارد؛ خبرنگار سابق خبرگزاری دفاع مقدس که در کنار فعالیت‌های رسانه‌ای، قاری و حافظ کل قرآن کریم بود و پس از حضور در سپاه نیز فعالیت‌های خود را در حوزه ترویج و تبیین امور قرآنی ادامه داد. او دوم تیرماه در حمله به محل سازمان بسیج مستضعفین به شهادت رسید. قرار بود اولین سالگرد ازدواجش را جشن بگیرد ولی جنگ همه برنامه‌ها را بر هم زد.
 
محمدجواد الوندی نیز در دوم تیرماه، هنگام انجام مأموریت در محوطه اداره رسانه «بیان گستر» در سئول، به شهادت رسید. از او دو دختر به یادگار مانده‌اند؛ پناه که هنگام شهادت پدر ۱۱ماهه بود و پروا که چهار ماه پس از شهادت پدر به دنیا آمد. یکی پدر را از خاطرات کوتاه کودکی خواهد شناخت و دیگری از روایت‌هایی که مادر و خانواده برایش خواهند گفت.
 
در این میان، محمد معین نظری و امیرحسین طاووسی نیز در زمره چهره‌هایی قرار دارند که فعالیتشان با بسیج رسانه، روابط‌عمومی و عرصه فرهنگی گره‌خورده بود.
 
و بعد، جنگ رمضان در ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد؛ جنگی دیگر و مقطعی دیگر که روایت‌های رسانه‌ای آن نیز با فقدان و شهادت گره خورد. اسم سید کمال خرازی جزو شهدای شاخص جنگ رمضان است؛ چهره‌ای باسابقه طولانی در عرصه سیاست خارجی و رسانه که سال‌های فعالیتش در خبرگزاری ایرنا و ریاست ستاد تبلیغات جنگ، بخشی از سابقه او را در میدان اطلاع‌رسانی و روایت جنگ شکل داده بود. روز ۱۲ فروردین ۱۴۰۵ بود که خانه‌اش هدف موشک‌های آمریکایی صهیونی قرار گرفت. همسرش به شهادت رسید و او نیز پس از چند روز بر اثر جراحات به شهادت رسید.
 
سردار سرتیپ پاسدار علی‌محمد نائینی نیز از چهره‌های شناخته‌شده نظامی، دانشگاهی و رسانه‌ای جمهوری اسلامی ایران است که بیش از چهار دهه در حوزه‌های راهبردی، فرهنگی و جنگ نرم فعالیت داشته است. او از سال ۱۴۰۳ به‌عنوان سخنگو و معاون روابط‌عمومی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب شد و در سال‌های فعالیت خود به‌عنوان «سردار رسانه و راوی جبهه مقاومت» شناخته شد. سردار نائینی ۲۹ اسفند ۱۴۰۴ بر اثر اصابت موشک‌های آمریکایی_صهیونی به شهادت رسید.
 
جنگ که تمام می‌شود، صدای انفجارها فروکش می‌کند، ساختمان‌ها دوباره ساخته می‌شوند و میزهای تحریریه پر از خبرهای تازه می‌شود. اما جای بعضی صندلی‌ها خالی می‌ماند. تلفنی که دیگر زنگ نمی‌خورد، نامی که دیگر روی صفحه خبر ظاهر نمی‌شود و خانواده‌ای که هر سال در روز خبرنگار، به‌جای تبریک، یک خاطره را مرور می‌کند.روز خبرنگار برای این آدم‌ها شاید همین باشد: فرصتی برای مکث؛ برای به‌یادآوردن اینکه پشت هر خبر، انسانی ایستاده است. انسانی با خانه، خانواده، فرزند، آرزو و آینده‌ای که ممکن بود ادامه پیدا کند.بعضی از آنها خبر را نوشتند؛ بعضی خبر را رساندند؛ بعضی از خبر محافظت کردند و بعضی‌ها خودشان آخرین خبر شدند.
 
منبع: فارس
اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha