قرآن در آیات ۴ تا ۱۱ سوره حدید، با یادآوری مالکیت مطلق خداوند، انسان را متوجه حقیقتی می‌کند که معمولاً فراموش می‌شود، آنچه در اختیار ماست، لزوماً متعلق به ما نیست.

باشگاه خبرنگاران جوان - آیات ۴ تا ۱۱ سوره حدید، تصویری روشن از نسبت انسان با خداوند ارائه می‌کند؛ خدایی که نه فقط خالق جهان، بلکه بر همه هستی احاطه دارد، اعمال انسان را می‌بیند و در نهایت، انسان را در برابر انتخاب‌هایش مسئول می‌داند. در نگاه علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، این آیات از یک سو بر توحید، احاطه علمی و قدرت مطلق خداوند تأکید دارند و از سوی دیگر، نتیجه عملی این ایمان را در رفتار انسان، به‌ویژه در مسئله انفاق و دل‌کندن از دنیا نشان می‌دهند.

خدایی که پیش و پس از ماست

آیه چهارم با بیان یکی از جامع‌ترین توصیف‌های قرآن از حضور و احاطه خدا آغاز می‌شود، «هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ...»

خداوند آسمان‌ها و زمین را آفرید و بر عرش استیلا یافت. سپس قرآن می‌گوید: «یَعْلَمُ مَا یَلِجُ فِی الْأَرْضِ وَمَا یَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا یَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا یَعْرُجُ فِیهَا»؛ آنچه در زمین فرو می‌رود و از آن خارج می‌شود، آنچه از آسمان فرود می‌آید و آنچه به سوی آسمان بالا می‌رود، همه در علم خداست.

علامه طباطبایی در المیزان، این توصیف را نشانه احاطه کامل خداوند بر عالم می‌داند. هیچ حرکت و تغییری در جهان از قلمرو علم او خارج نیست. اما آیه در ادامه به نکته‌ای مهم‌تر می‌رسد: «وَهُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنتُمْ»؛ او با شماست، هر کجا که باشید. این «با شما بودن» به معنای حضور جسمانی نیست؛ بلکه بیانگر احاطه وجودی و علمی خدا بر انسان و جهان است. انسان هر جا باشد، از قلمرو خدا بیرون نیست.

وقتی خدا نزدیک‌تر از تصور ماست

آیه پنجم می‌گوید که «لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ»؛ فرمانروایی آسمان‌ها و زمین از آن خداست. همه امور در نهایت به سوی او بازمی‌گردد. در ادامه نیز آمده است «وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ» خداوند نسبت به آنچه انجام می‌دهید بیناست.

این تعبیر، یک پیام اخلاقی جدی دارد، انسان در جهانی زندگی نمی‌کند که اعمالش بی‌حساب و بی‌ناظر باشد. رفتار انسان در محضر خدایی انجام می‌شود که هم بر ظاهر عمل و هم بر حقیقت و آثار آن احاطه دارد؛ بنابراین ایمان به خدا تنها یک باور ذهنی نیست؛ اگر انسان واقعاً بداند که دائماً در محضر خداست، نگاهش به تصمیم‌ها، رفتار‌ها و حتی انتخاب‌های پنهانی‌اش تغییر می‌کند.

دنیا برای ماست، اما مالکیت نهایی از آن ما نیست

آیات ششم و هفتم، از علم و قدرت خدا به مسئولیت انسان منتقل می‌شوند. قرآن پس از یادآوری مالکیت مطلق خداوند، خطاب به مؤمنان می‌فرماید «آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَأَنفِقُوا مِمَّا جَعَلَکُم مُّسْتَخْلَفِینَ فِیهِ» ایمان بیاورید و از آنچه خدا شما را در آن جانشین قرار داده، انفاق کنید.

در نگاه المیزان، تعبیر «مُسْتَخْلَفِینَ فِیهِ» بسیار قابل توجه است. مال در اختیار انسان قرار گرفته، اما انسان مالک مستقل و مطلق آن نیست؛ او در حقیقت در اموال، جانشین و امانت‌دار خداست. همین نگاه می‌تواند بسیاری از دلبستگی‌های افراطی به دنیا را تغییر دهد. اگر مال، قدرت و امکاناتی که در اختیار ماست امانتی الهی باشد، دیگر نمی‌توان آن را صرفاً وسیله‌ای برای انباشتن، فخرفروشی یا برتری‌جویی دانست.

ایمان واقعی، خودش را در جیب و دست انسان نشان می‌دهد

آیه هشتم با یک پرسش تکان‌دهنده ادامه می‌یابد «وَمَا لَکُمْ لَا تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ...» چرا به خدا ایمان نمی‌آورید، در حالی که پیامبر شما را دعوت می‌کند تا به پروردگارتان ایمان بیاورید؟

سپس آیه نهم از نزول آیات برای خارج کردن انسان از تاریکی‌ها سخن می‌گوید «هُوَ الَّذِی یُنَزِّلُ عَلَىٰ عَبْدِهِ آیَاتٍ بَیِّنَاتٍ لِّیُخْرِجَکُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ». در منطق قرآن، ایمان تنها افزودن یک عقیده به ذهن نیست؛ ایمان باید انسان را از «ظلمات» به «نور» منتقل کند. اگر این تحول در رفتار انسان دیده نشود، هنوز فاصله زیادی میان باور و عمل وجود دارد.

روزی که فرصت‌ها تمام می‌شوند

آیه دهم به یکی از مهم‌ترین موانع ایمان و انفاق اشاره می‌کند: دلبستگی به موقعیت فعلی. قرآن می‌فرماید کسانی که پیش از فتح و پیروزی انفاق و جهاد کردند، با کسانی که بعداً چنین کردند یکسان نیستند. آنان که پیش از فرا رسیدن گشایش، هزینه کردند، جایگاه بالاتری دارند.

این آیه در واقع ارزش عمل در لحظه دشواری و نیاز را نشان می‌دهد. زمانی که نتیجه روشن است و همه می‌دانند پیروزی نزدیک است، همراهی آسان‌تر است؛ ارزش حقیقی آنجاست که انسان در شرایط سخت، از دارایی و توان خود برای حق هزینه کند. در ادامه، قرآن می‌فرماید «وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ»؛ خداوند به آنچه انجام می‌دهید آگاه است.

معامله‌ای که هیچ‌وقت زیان ندارد

سرانجام آیه یازدهم سؤال بسیار زیبایی مطرح می‌کند «مَّن ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا...» چه کسی است که به خدا قرض نیکو دهد؟

این تعبیر، در حقیقت دعوت انسان به انفاق است نه اینکه خداوند نیازمند مال انسان باشد، بلکه برای بزرگداشت عمل انسان، انفاق را به «قرض دادن به خدا» تعبیر کرده است. نتیجه نیز روشن است: «فَیُضَاعِفَهُ لَهُ وَلَهُ أَجْرٌ کَرِیمٌ»؛ خداوند آن را برای او چند برابر می‌کند و برایش پاداشی کریمانه خواهد بود.

پیام مجموعه این آیات روشن است: اگر انسان بداند خدا بر تمام هستی احاطه دارد، همواره با اوست، اعمالش را می‌بیند و مالک حقیقی همه چیز است، دیگر نمی‌تواند دنیا را ملک مطلق خود بداند. در چنین نگاهی، انفاق از دست دادن نیست؛ بازگرداندن بخشی از امانتی است که خدا در اختیار انسان گذاشته است.

منبع: فارس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار