گاهی سقوط انسان از همان لحظه‌ای آغاز می‌شود که خدا را از متن زندگی خود کنار می‌گذارد.

باشگاه خبرنگاران جوان - گاهی سقوط انسان از همان لحظه‌ای آغاز می‌شود که خدا را از متن زندگی خود کنار می‌گذارد و خواسته‌های نفس را معیار تصمیم‌هایش قرار می‌دهد. سوره جاثیه با ترسیم این حقیقت، نشان می‌دهد که فراموشی خدا، انسان را به انکار قیامت، بی‌اعتنایی به آیات الهی و سرانجام به حسرتی ابدی می‌کشاند.

قرآن کریم در آیات ۲۳ تا ۳۲ سوره جاثیه، یکی از خطرناک‌ترین عوامل سقوط انسان را معرفی می‌کند، عاملی که نه از بیرون، بلکه از درون انسان سرچشمه می‌گیرد. این آیات، مسیر انحراف کسانی را ترسیم می‌کند که به جای اطاعت از خدا، خواسته‌های نفس را معیار حق و باطل قرار می‌دهند. نتیجه چنین انتخابی، انکار قیامت، بی‌اعتنایی به آیات الهی و گرفتار شدن در عذاب جاودانه است. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، این بخش از سوره را تحلیلی عمیق از منشأ انحراف فکری و اخلاقی انسان می‌داند و نشان می‌دهد که انکار معاد، بیش از آنکه ناشی از نبود دلیل باشد، محصول اسارت در برابر هوا‌های نفسانی است.

هواپرستی، خطرناک‌تر از بت‌پرستی است

آیات با جمله تکان‌دهنده «أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ» آغاز می‌شود، آیا دیدی کسی را که هوای نفس خود را معبود خویش قرار داده است؟ مقصود از «اله» در این آیه، چیزی است که انسان در برابر آن تسلیم مطلق باشد. بنابراین، اگر کسی هرچه دلش خواست انجام دهد و خواسته‌های نفسانی را بر فرمان خدا مقدم بدارد، در حقیقت نفس خویش را پرستیده است؛ حتی اگر ظاهراً موحد باشد.

در ادامه آیه می‌فرماید که «وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ»؛ خدا او را با علم و آگاهی گمراه کرد و بر گوش و دلش مهر نهاد. این گمراهی، مجازات انتخاب خود انسان است. خداوند ابتدائاً کسی را منحرف نمی‌کند، بلکه وقتی انسان آگاهانه راه باطل را برمی‌گزیند، نتیجه طبیعی این انتخاب، بسته شدن راه هدایت بر اوست. چنین فردی دیگر حقیقت را نمی‌شنود، نمی‌بیند و نمی‌پذیرد.

انکار قیامت، نتیجه اسارت در دنیا

پس از بیان ریشه انحراف، قرآن به یکی از مهم‌ترین آثار آن اشاره می‌کند. آیه ۲۴ می‌فرماید که «وَقَالُوا مَا هِیَ إِلَّا حَیَاتُنَا الدُّنْیَا نَمُوتُ وَنَحْیَا وَمَا یُهْلِکُنَا إِلَّا الدَّهْرُ»؛ آنان گفتند جز همین زندگی دنیا چیزی نیست؛ می‌میریم و زنده می‌شویم و تنها روزگار ما را نابود می‌کند. این سخن را بازتاب اندیشه مادی‌گرایان است، کسانی که همه واقعیت را در جهان محسوس خلاصه می‌کنند و هیچ جایگاهی برای عالم غیب و حیات اخروی قائل نیستند.

قرآن بلافاصله پاسخ می‌دهد که «وَمَا لَهُمْ بِذَلِکَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا یَظُنُّونَ» آنان هیچ علمی نسبت به این ادعا ندارند و تنها گمان می‌کنند.

از نگاه المیزان، قرآن میان «علم» و «گمان» مرز روشنی ترسیم می‌کند. منکران قیامت، دلیل علمی بر انکار خود ندارند، بلکه صرفاً بر حدس، عادت و تمایلات نفسانی تکیه کرده‌اند.

وقتی دلیل هم کارساز نیست

در ادامه، قرآن به واکنش این گروه در برابر آیات الهی اشاره می‌کند و می‌فرماید که «وَإِذَا تُتْلَى عَلَیْهِمْ آیَاتُنَا بَیِّنَاتٍ...». هرگاه آیات روشن خدا بر آنان خوانده می‌شود، به جای پاسخ منطقی، تنها می‌گویند که «ائْتُوا بِآبَائِنَا إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ»؛ اگر راست می‌گویید، پدران ما را زنده کنید. این درخواست نوعی مغالطه است. آنان به جای بررسی برهان‌های عقلی درباره امکان معاد، مطالبه‌ای خارج از محل بحث مطرح می‌کنند، گویی می‌خواهند اصل حقیقت را با بهانه‌جویی انکار کنند.

قرآن نیز پاسخ می‌دهد که «قُلِ اللَّهُ یُحْیِیکُمْ ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ یَجْمَعُکُمْ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ» همان خدایی که نخستین بار شما را آفرید، بار دیگر نیز شما را زنده خواهد کرد و همه را در روز قیامت گرد می‌آورد. کسی که آفرینش نخست را پذیرفته، دلیلی برای انکار آفرینش دوباره ندارد، زیرا قدرت الهی محدود نیست.

مالک حقیقی جهان، خداوند است

آیات بعدی با بیان عظمت حاکمیت خداوند ادامه می‌یابد «وَلِلَّهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» فرمانروایی آسمان‌ها و زمین تنها از آن خداست. این آیه، دلیل دیگری بر امکان قیامت است. خدایی که مالک مطلق هستی است، بر بازگرداندن همه انسان‌ها نیز کاملاً تواناست. از این منظر، معاد ادامه طبیعی ربوبیت الهی است و بدون آن، نظام عدالت الهی ناقص خواهد بود.

روز آشکار شدن حقیقت

از آیه ۲۷ به بعد، فضای قیامت با تصویر‌هایی کوبنده ترسیم می‌شود. قرآن می‌فرماید که «وَیَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ یَوْمَئِذٍ یَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ» روزی که قیامت برپا شود، اهل باطل زیانکار خواهند بود. سپس صحنه‌ای فراگیر را به تصویر می‌کشد «وَتَرَى کُلَّ أُمَّةٍ جَاثِیَةً» هر امتی را می‌بینی که از شدت هراس به زانو درآمده است. این حالت نشانه نهایت ذلت و اضطراب انسان در برابر دادگاه عدل الهی است، روزی که هیچ قدرت، ثروت یا موقعیتی کارساز نخواهد بود. در ادامه آمده است که «کُلُّ أُمَّةٍ تُدْعَى إِلَى کِتَابِهَا»؛ هر امتی به سوی پرونده اعمال خود فراخوانده می‌شود.

مقصود از کتاب همان ثبت دقیق اعمال انسان‌هاست، هیچ رفتار کوچک یا بزرگی از قلم نمی‌افتد و همه چیز بر اساس عدالت الهی محاسبه خواهد شد.

پرونده‌ای که چیزی را فراموش نمی‌کند

آیات پایانی این بخش می‌فرماید که «هَذَا کِتَابُنَا یَنْطِقُ عَلَیْکُمْ بِالْحَقِّ» این کتاب ماست که به حق علیه شما سخن می‌گوید. در نگاه المیزان، تعبیر «ینطق» کنایه از روشن بودن اسناد الهی است؛ گویی خود پرونده اعمال انسان زبان می‌گشاید و هیچ مجالی برای انکار باقی نمی‌گذارد. در مقابل، کسانی که در دنیا آیات الهی را به استهزا گرفتند، در قیامت با جمله‌ای دردناک روبه‌رو می‌شوند «الْیَوْمَ نَنْسَاکُمْ کَمَا نَسِیتُمْ لِقَاءَ یَوْمِکُمْ هَذَا» امروز شما را وا می‌گذاریم، همان‌گونه که دیدار چنین روزی را فراموش کردید.

علامه طباطبایی تأکید می‌کند که نسبت دادن «فراموشی» به خدا، به معنای غفلت نیست؛ بلکه کنایه از محروم کردن آنان از رحمت و لطف الهی است؛ همان رحمتی که خود در دنیا با بی‌اعتنایی به حق، از آن روی گردان شدند. در مجموع، آیات ۲۳ تا ۳۲ سوره جاثیه، زنجیره‌ای منسجم از عوامل سقوط انسان را ترسیم می‌کند، از هواپرستی آغاز می‌شود، به انکار معاد و بی‌اعتنایی به آیات الهی می‌رسد و سرانجام به حسرت و عذاب قیامت ختم می‌شود.

پیام اصلی این آیات آن است که انحراف، پیش از آنکه یک مشکل علمی باشد، یک بیماری قلبی و اخلاقی است. هرگاه انسان خواسته‌های نفس را جایگزین فرمان خدا کند، حتی روشن‌ترین دلایل نیز او را به حقیقت نخواهد رساند، اما اگر دل در برابر حق خاضع باشد، راه هدایت همیشه گشوده خواهد ماند.

منبع: فارس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار