باشگاه خبرنگاران جوان - در جنگ اخیر علیه ایران، هدف تنها تأسیسات نظامی نبود؛ بخشی از حافظه تاریخی یک ملت نیز زیر موج انفجار قرار گرفت. از نقش جهان و چهلستون تا کاخ گلستان، بناهایی که قرنها جنگ و آشوب را پشت سر گذاشته بودند، این بار از آتش جنگی تازه زخم برداشتند.
در جنگها معمولاً شمار کشتهها، خسارتهای نظامی و تغییر موازنههای سیاسی در صدر اخبار قرار میگیرد، اما قربانی دیگری نیز وجود دارد که کمتر دیده میشود؛ حافظه تاریخی ملتها. حملات اخیر آمریکا و اسرائیل به ایران، فراتر از اهداف نظامی، به برخی از مهمترین نمادهای فرهنگی و تاریخی کشور نیز آسیب رسانده است؛ بناهایی که نه فقط بخشی از میراث جهانی، بلکه بخشی از هویت جمعی ایرانیان به شمار میروند.
وقتی موج انفجار به گنبدهای اصفهان و آینههای کاخ گلستان رسید، جنگ از مرز اهداف نظامی فراتر رفت و به قلب تاریخ ایران قدم گذاشت؛ جایی که هر ترک بر دیوارها، تنها خسارت به یک بنا نیست، بلکه زخمی بر حافظه جمعی یک ملت است.
آخرین آمار وزارت میراث فرهنگی ایران نشان میدهد که در جریان این جنگ ۴۰ روزه، ۱۳۲ بنای تاریخی و فرهنگی در ۱۸ استان ایران تخریب یا آسیب دیدهاند. استان تهران با بیش از ۶۰ اثر، بیشترین ضربه را متحمل شده و پس از آن اصفهان با ۲۳ اثر و گلستان و کردستان هرکدام با ۱۲ اثر در رتبههای بعدی قرار دارند.
موج انفجار در قلب اصفهان تاریخی
صبح هفتم مارس، میدان نقش جهان اصفهان، یکی از مهمترین میراثهای معماری دوره صفوی، لرزش موج انفجار را احساس کرد. دو روز بعد، حمله دیگری ساختمان استانداری اصفهان را هدف قرار داد؛ ساختمانی که بنا بر گزارشها هنگام حمله خالی از سکنه بود، اما نزدیکی آن به بافت تاریخی شهر موجب شد آثار موج انفجار به مجموعهای از بناهای چند صد ساله برسد. نتیجه، شیشههای خرد شده، کاشیهای فرو ریخته، دیوارهای ترکخورده و لرزش در گنبدها و منارههایی بود که قرنها بر فراز اصفهان ایستادهاند. در کاخ چهلستون بخشی از تزئینات و دیوارنگارهها آسیب دید و در کاخ عالیقاپو، ارزیابیهای اولیه از شکسته شدن بیش از ۷۰ درصد شیشههای درها و پنجرهها حکایت داشت.
مسجد شاه، یا همان مسجد امام کنونی، نیز از این آسیبها در امان نماند و دو مناره مشهور آن تحت تأثیر موج انفجار قرار گرفتند. علی بردبار، یکی از کسبه بازار اصفهان، این نگرانی را در جملهای کوتاه بیان کرد: «چیزی که ساختنش قرنها زمان برده، ممکن است در یک لحظه از بین برود.»
میراث فرهنگی؛ قربانی خاموش جنگ
بر اساس گزارشها، دستکم ۱۱ بنای تاریخی در نقاط مختلف ایران آسیب دیدهاند؛ از میدان نقش جهان و چهلستون گرفته تا کاخ گلستان در تهران، مسجد جامع اصفهان، ایستگاه راهآهن اندیمشک و قلعه تاریخی فلکالافلاک در خرمآباد. سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) با استفاده از تصاویر ماهوارهای آسیب به هفت مکان تاریخی را تأیید کرده است؛ از جمله دو اثر ثبتشده در فهرست میراث جهانی. این سازمان اعلام کرده بود که مختصات اماکن دارای اهمیت فرهنگی را پیش از آغاز درگیری در اختیار همه طرفهای درگیر قرار داده و خواستار رعایت تعهدات بینالمللی در حفاظت از میراث فرهنگی شده بود.
بر اساس کنوانسیون لاهه مصوب ۱۹۵۴، هدف قرار دادن عمدی آثار فرهنگی غیرنظامی میتواند مصداق جنایت جنگی باشد و حتی در صورت وجود اهداف نظامی در مجاورت این بناها، عملیات باید به گونهای طراحی شود که خسارت به آثار تاریخی به حداقل برسد.
کارشناسان میراث فرهنگی معتقدند در بسیاری از جنگهای گذشته، اماکن تاریخی در فهرست اهداف ممنوعه قرار میگرفتند و هرگونه عملیات در نزدیکی آنها مستلزم دریافت مجوزهای سطح بالای نظامی بود؛ معیاری که به اعتقاد برخی متخصصان، در جنگ اخیر کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
تهران؛ آینههایی که شکستند
در تهران نیز آسیبها به کاخ گلستان رسید؛ مجموعهای که بخشی از تاریخ سیاسی و معماری ایران در دوره قاجار را در خود جای داده است. حمله اول مارس به ساختمانهای قضایی مجاور این مجموعه، به شکسته شدن شیشهها، آینهها و بخشی از آثار هنری داخل کاخ انجامید. تالار آینه و تالار تخت از جمله بخشهایی بودند که از موج انفجار آسیب دیدند.
یکی از کارکنان کاخ که نزدیک به ۳۰ سال در این مجموعه فعالیت کرده است، صبح آن روز را با ناباوری به یاد میآورد؛ زمانی که در میان خردهشیشهها و آوار قدم میزد و نگران آسیبهایی بود که شاید هنوز در ظاهر ساختمان دیده نمیشدند. او بیش از هر چیز از خطر آسیبهای پنهان سازهای سخن میگفت؛ از سقفهایی که ممکن بود در آینده فرو بریزند و از ترکهایی که شاید ماهها بعد خود را نشان دهند.
جنگ علیه اقتصاد و حافظه جمعی
خسارتهای جنگ تنها به بناهای تاریخی محدود نمیشود. کاهش گردشگران، رکود بازار و توقف فعالیتهای فرهنگی نیز بخشی از پیامدهای این درگیریها بوده است. در بازار تاریخی اصفهان، بسیاری از مغازهها روزهای خلوتی را پشت سر گذاشتهاند. یکی از هنرمندان بازار به خبرگزاری رویترز گفته بود که خسارت اقتصادی ناشی از کاهش گردشگری، به اندازه آسیب فیزیکی به بناها جدی است. در همان روزها، هنرمندان و موسیقیدانان اصفهانی تلاش میکردند فعالیتهای فرهنگی را زنده نگه دارند، هرچند سایه جنگ بر فضای شهر سنگینی میکرد.
سعید، صاحب یک شیرینیفروشی در تهران، میگفت تمام شیشههای مغازهاش شکسته است، اما تمایلی به صحبت درباره جنگ نداشت. او تنها یک جمله گفت: «منتظر یک پایان خوش هستیم.» شاید این جمله، حال و هوای بسیاری از ایرانیانی را توصیف کند که این روزها نگران آینده و اندوهگین گذشتهاند؛ مردمی که برای آنها میدان نقش جهان، کاخ گلستان و چهلستون تنها مجموعهای از آجر و کاشی نیستند، بلکه بخشی از حافظه تاریخی و هویت ملی کشورشان محسوب میشوند.
در جنگها، بازسازی دیوارها، پنجرهها و گنبدها شاید ممکن باشد، اما ترمیم زخمی که بر حافظه تاریخی یک ملت وارد میشود، معمولاً به مراتب دشوارتر و زمانبرتر است.
منبع: قدس آنلاین