باشگاه خبرنگاران جوان - یکی از مهمترین موضوعاتی که بشریت از دیرباز درگیر آن بوده؛ مسئله شناخت و معرفت است. شناخت خود و البته معنادار کردن آنچه پیرامون ماست. آنچه واضح است این نکته میباشد که همه چیز در وهله نخست در ذهن ما رخ میدهد. با همین عقبه نیز ما با پدیدههای مختلف در جهان رو به رو میشویم.
با این حال؛ وقتی مولفههایی که در ایجاد شناخت در انسانها موثر هستند ماهیتی هدفمند و مغرض پیدا میکنند؛ آگاهی عمومی بسیار ضروری به نظر میرسد و البته که آفات متنوع در مسیر کسب شناخت نیز پیچیدهتر و بیشتر میشوند. از این رو با حجت الاسلام محمد رضا پی سپار استاد حوزه و دانشگاه؛ به واکاوی ابعاد مختلف این موضوع پرداخته است. مشروح گفتوگو را در ادامه مطالعه فرمایید:
جواب سوال شما روشن است، زیرا ارتباط ما با جهان خارج به طرق مختلف از رهگذر شناخت ما رخ میدهد. وقتی ما نگاهی خاص نسبت به خود و جهان داریم؛ رفتارهای خاصی را نیز از خود نشان میدهیم. این مسأله از آن جهت مهم است که اگر جنس شناخت ما و یا بهتر بگوییم راههایی که شناخت خود را کسب میکنیم اشتباه باشد؛ این مسأله صرفا یک نتیجه را به ذهن متبادر میکند و آن هم این است که عمر خود را تلف کردهایم و یا متحمل خسارتهای جدی شدهایم.
باید توجه داشته باشیم که مقوله شناخت صرفا در سطح زندگی اجتماعی و فردی معنا ندارد بلکه در حوزه علم هم به مثابه موضوعی مهم در نظر گرفته میشود. روش شناسی علمی در مطالعات و پژوهشهای علمی به همین دلیل مطرح است که ما با یک شیوه درست شناختی و اتکا به دادههای علمی؛ پژوهش کنیم. از این رو؛ شناخت زیرساخت اصلی هر حرکتی است که انسان در جهان کنونی انجام میدهد. مسأله شناخت یک موضوع کاملا مهم است.
به نظرم باید به ابزارهایی که در جهان مدرن برای بشر ایجاد شناخت میکنند و لزوما هم دقیق نیستند اشاره کرد. مثلاً برخی رسانهها در جهان هستند که جریان غالب و اصلی رسانهای را شکل میدهند و به جای اینکه به روشن شدن واقعیتها کمک کنند؛ عملا حقایق را پنهان و تحریف را به مردم میفروشند.
در مورد فضای مجازی و شبکههای اجتماعی نیز به عینه میبینیم که تلاشهای هدفمندی برای شکل دادن به نظام شناختی افراد شکل میگیرد. مثلاً شبکه اجتماعی ایکس یا اینستاگرام اگر موضوعی را برخلاف باورهای جهان غرب و البته منافع آن در نظر بگیرند؛ آن را هدف حمله قرار میدهند و ایجاد محدودیت میکنند. حال شاید آن چیزی که هدف حمله قرار میگیرد حق و حقیقت باشد، اما آنها آن را محدودی میکنند، چون در قالب نظام ارزشی و منافعشان نیست.
متاسفانه در جهان کنونی؛ طیفهای قابل توجهی از انسانها لزوما برای اینکه به شناخت و آگاهی برسند؛ تلاشی سازمان یافته و عمیق را در دستورکار ندارند و انگار اساسا برای این مسأله وقت ندارند. همینکه میبینیم افراد به دنبال دریافت محتوای مختصر هستند و دیگر حوصله کنکاش و تحقیق ندارند؛ موضوعی است که تأیید میکند کسب شناخت واقعی در جهان کنونی به این راحتی هم اتفاق نمیافتد. مقوله شناخت عرصهای عمیق است. باید عمیق و فارغ از سطحی نگری آن را ادراک کرد.
سوال خوبی است. واقعیت این است که شما با کسب معرفت و شناخت باید به یک جهان بینی برسید، اما مشکل اینجاست که در جهان فعلی؛ بسیاری سعی میکنند از رهگذر جهان بینی مطلوب خود به شناخت دیگران شکل بدهند. اینجاست که مشکل اصلی مطرح میشود. اینجاست که تحریف و رویکردهای مغرضانه معنی و مفهوم پیدا میکند.
به طور خاص در مورد رسانههای غربی و یا سایر رسانههایی که آنها مدیریت میکنند و معطوف به ارتباط اجتماعی هستند مشاهده میکنیم که غرض ورزی وجود دارد. جالب اینکه حتی اگر بعضا به شیوهای متفاوت از آنچه غربیها فکر میکنند بیندیشید؛ انواع برچسبها نیز به شما میخورد. موضوعی که آگاهی عمومی را طلب میکند.
دلیل روشن است، زیرا وقتی خود و جهان را نشناسیم؛ وقتی پدیدهها را آنطور که باید و هست نبینیم؛ دچار انحراف میشویم و از حق و حقیقت به کل دور خواهیم شد. شناخت نقطه پرگار ذهنیت بشری است و وقتی اصل کار اشتباه باشد؛ انسان به انحرافهای بزرگی میافتد. کسی که خود را نشناسد خدای خودش را هم نخواهد شناخت.
اگر بخواهم مختصر جواب بدهم باید بگویم که باید عمیق بود. نباید سطحی نگر باشیم همیشه بدانیم که چیزهای باارزش با زحمت و تلاش به دست میآیند. شناخت بسیار مهم است. از فلان پست اینستاگرامی یا فلان توئیت و یا فلان ویدئوی مجازی نمیتوان به شناخت عمیق رسید. مطالعه و تحقیق و ذهن پرورش یافته و دقیق؛ انسان را به شناخت عمیق میرسانند. این چیزی است که انسان امروز و به ویژه نسلهای جدید باید به آن توجه ویژه داشته باشند.
منبع: مهر