با عبدالحسین روح‌الامینی نماینده مجلس شورای اسلامی درباره مسائل روز کشور به گفت‌و‌گو نشستیم.

باشگاه خبرنگاران جوان؛ محمد امیرحسینی - عبدالحسین روح‌الامینی که در کارنامه خود سابقه مبارزه با رژیم پهلوی را دارد بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در مسئولیت‌های مختلفی ازجمله ریاست انستیتو پاستور، مشاور وزیر بهداشت، ریاست کمیته علمی، تحقیقاتی و فناوری دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام و ریاست خانه احزاب حضور داشته و هم‌اکنون به‌عنوان نماینده مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه تهران، ری، اسلامشهر، شمیرانات و پردیس مشغول به فعالیت است و در کمیسیون برنامه‌، بودجه و محاسبات مجلس ریاست کمیته فرهنگی و اجتماعی را برعهده دارد.

برای بررسی مسائل روز کشور میزبان عبدالحسین روح‌الامینی بودیم که متن این گفت‌وگو به شرح ذیل است:

باشگاه خبرنگاران جوان: در روز ۹ اسفند ۱۴۰۴ کجا بودید؟

این خاطره تلخی است که تا در قید حیات هستیم، فراموش نخواهد شد. به‌مناسبت مأموریتی که در مجلس دارم دروس بنده در دانشگاه‌ها کم شده است، اما اوایل ترم بود و در شنبه ۹ اسفند، از ۸ تا ۰۹:۳۰ دقیقه کلاس مجازی داشتم. مشغول آن کلاس بودم که با بچه‌ها خداحافظی کردم صدای انفجار آمد. آن محلی که بودیم، رفتم پشت بام و سمت پاستور آن انفجارها را دیدم؛ هم صدا را و هم گرد و غبار غلیظی را که به هوا برخاسته بود.

به هر حال چون آن منطقه، پردیس حکومتی بود، احتمال دادیم مثلاً ریاست‌جمهوری، پاستور و یا شورای عالی امنیت ملی را زدند و اصلاً باورمان نمی‌شد که بیت رهبری و رهبر معظم انقلاب هدف قرار گرفته باشد. تا شب یک مقدار دل‌نگران بودیم. شب، یکی از دوستان با اشاره نوشت: «امروز مهمان پدر شهیدی بودیم و نماز به اقامت او بود» که بعد فهمیدیم منظورشان آقای دکتر حدادعادل بوده است. 

تا یکشنبه صبح که خبر منتشر شد و همه سراسیمه و با حزن و اندوه و بغضی که پایان نپذیرفته و نخواهد پذیرفت، سمت میدان انقلاب رفتیم.

باشگاه خبرنگاران جوان: خاص‌ترین خاطره‌ای که از رهبر انقلاب دارید که برای شما واقعاً مایهٔ دلگرمی بوده، چه خاطره‌ای هست؟

من توفیق داشته‌ام از دورهٔ جوانی و دانشجویی، همراه بعضی دوستان‌مان در دانشگاه تهران و امیرکبیر، دو تا جمع دانشجویی بودیم که در دوران ریاست‌جمهوری حضرت آقا، به‌طور منظم با ایشان جلساتی داشتیم. دو هستهٔ دانشجویی در دانشگاه‌های تهران بود و خاطرات خوب زیادی داریم. 

بعدها، در زمان رهبری ایشان بعضی از ملاقات‌ها که عمومی بوده و بسیاری‌اش دیدارهای رمضانی، دیدارهای با اساتید و بعضی افطاری‌های مسئولین نظام در سال‌های اخیر که بعضی آن دیدارهای دوشنبه‌های معروف که دیدارهای محدودی بود و چند گروه چندنفره به مناسبت‌های مختلف حضور داشتند، اما مفصل‌ترین دیدار که شاید بیش از یک ساعت‌ونیم بود، دیدار ما با رهبر انقلاب در پاییز ۱۳۸۸ بود بعد از آن حادثه‌ای که برای فرزندمان در کهریزک پیش آمد.

 یک هفته قبلش آقا مسعود فرزند بزرگوار ایشان، ما را صدا زده بود و حدود دو ساعتی گفت‌وگو کردیم و ایشان مسائل را یادداشت می‌کردند و نمی‌دانستیم احتمالاً برای حضرت آقا آن را آماده می‌کنند. در پایان آن دیدار گفتند شما ظاهراً هفتهٔ دیگر ملاقات دارید که نماز رفتیم خدمت آقا و بعد از نماز طبق معمول ایستاده با همه احوالپرسی داشتند ما را دعوت کردند به اتاق خصوصی ملاقات که همین چند نفر بودیم، بدون محافظ یا شخص دیگری و در آنجا کاتب جلسه آقای حسین محمدی معاون دفتر بود و در این جلسه حضرت آقا من، خانمم، دامادم حضور داشتیم و در آنجا به ما تسلی دادند و تجلیلی که داشتند و گفت‌وگوهایی که داشتیم، خیلی مفصل بود. به نظرم شاید یک ۱۰ صفحه یادداشت از آن جلسه هست که حالا نکات مختلفی دارد.

برجسته‌ترین نکته‌اش این بود که حضرت آقا خیلی تحت‌تأثیر قرار گرفتند. در سال ۱۳۸۸ در آن فضا اگر کسی در ذهنش باشد، خانم من که داغ‌دیده بود و چند ماهی از داغ فرزندش نمی‌گذشت، اصلاً شکایتی در این رابطه نداشتند؛ اعلام نگرانی و ناراحتی کردند ابتدای ملاقات با حضرت آقای شهیدمان که چرا علیه ایشان برروی بعضی دیوارها شعار می‌نویسند و ابراز ناراحتی کردند، اما نسبت به بحث‌های دیگر خودمان چیزی نداشتیم. خیلی آقا تحت‌تأثیر واقع شدند و آنجا جمله‌ای فرمودند که حالا این‌ها چیزی نیست که مثلاً بر روی دیوار «مرگ بر فلانی» بنویسند. ناراحتی ما از اینجاست که چرا اوضاع به گونه‌ای پیش برود که این حوادث به‌وجود بیاید، یعنی یک مادر داغدار از آن داغ شکایت نداشت و از اینکه چرا به آقا اهانت می‌کنند و آقا از اینکه چرا اوضاع به گونه‌ای پیش می‌رود که این حوادث پیش می‌آید. بعد، تجلیل کردند و فرمودند شما درجه دارید؛ درجه یعنی پلکان برای رشد، طراحی و تعالی و یک تجلیل فرمودند.

جالب اینجا بود، آن مسیر قانونی ما در قوهٔ قضائیه بود. از آن سال تا ۱۰ـ۱۲ سال پیگیری کردیم. این بود که بسیاری ما را می‌دیدند آن سال‌ها می‌گفتند شما بی‌خودی تقلا نکنید برای پیگیری مطلبتان، به جایی نمی‌رسید. من آنجا خدمت حضرت آقا عرض کردم و یک موردی بود، یک بخش خاصی از پرونده که من با صراحت خدمت ایشان عرض کردم که بعضی‌ها به ما می‌گویند به جایی نمی‌رسد، احتمالاً آن موردی که ما داریم پیگیری می‌کنیم مورد حمایت است؛ دیگر حرفم را قورت دادم، گفتم: «می‌گویند از ناحیهٔ دفتر حمایت می‌شود.» هنوز حرف من تمام نشده بود که آقا فرمودند: «تکذیب کنیم.»

بعد من عرض کردم خدمت آقا که من داروسازم و مسائل حقوقی را نمی‌دانم، اما قضاتی وجود دارند که من اسم یکی از مسئولین قوه  قضائیه در یک بخشی را بردم که تا فلانی هست، این پرونده به جایی نمی‌رسد، مثلاً چند ماه در کشویش مانده. آقا فرمودند: «مهم صدق عنوان مجرمانه است.» من عرض کردم که من داروسازم، اما قضاتی وجود دارند که می‌گویند انجام نمی‌شود. ایشان خیلی قاطع فرمودند: «عنوان مجرمانه اگر صدق کند، حاشیهٔ امنی برای هیچ‌کس نیست».

حالا بحث‌های دیگری هم در آن جلسه بود که مفصل است. در انتها، من از ایشان اجازه خواستم که یک کاری را شروع کنم و می‌خواستم ببینم نظر ایشان در آن زمینه چیست که یک مقدار هم احتیاط می‌کردم چون نمی‌خواستم آن بحث‌های ما حاشیه‌سازی شود. در بحث اجتماعی و خدمات حقوقی و کسانی که بهشان آسیبی می‌رسد به‌جای اینکه به بیرون از کشور یا ضدحقوق بشرهایی که داعیهٔ حقوق بشر دارند، به جای اینکه آنها حمایت‌شان کنند، ما مثلاً یک کار خیر و یا یک کار اجتماعی را شروع کنیم. ایشان بزرگواری کردند و ابراز لطف فرمودند و گفتند شما از مدیران رده‌بالای انقلاب هستید  و خودتان بهتر می‌دانید، تصمیم‌گیری را به عهدهٔ خود ما گذاشتند که حالا برداشت من این بود که باید یک مقدار صبر کنیم، که حالا خیلی هم طولانی شد. حالا در رابطهٔ بنیادی با یک نهاد خیریه و یا NGO پیگیری کنیم، اما ابراز لطف داشتند.

عبدالحسین روح‌الامینی

 این‌قدر حفظ انسجام و اتحاد و بعدها الفاظی مثل «اتحاد مقدس» برایشان مهم و زیربنایی بود که در آن شرایط اگر یادتان باشد در آن ایام به خاطر عدم ابلاغ قانون حجاب، چند ماه عده‌ای در روبروی مجلس بست نشسته بودند، بعضی‌ها طومار جمع می‌کردند و متأسفانه حتی قبل از جنگ رمضان، بعضی‌ها داشتند ادامه می‌دادند البته سؤال و استیضاح حق نماینده است، اما ما در بین جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، در حالت نه جنگ و نه صلح بودیم که بعدش هم آن جنگ به این شدت تحمیل شد.

دوباره عده‌ای برای سؤال از رئیس‌جمهور را داشتند امضا جمع می‌کردند. ما از همان شش‑هفت ماه پیش، همان موقعی که شروع کردند، گفتیم «آقا، این شرایط، شرایط این‌جوری نیست؛ می‌شود رفت نصیحت کرد، می‌شود رفت نظارت کرد، می‌شود رفت تذکر داد، می‌شود انواع و اقسام پیگیری‌ها را انجام داد، اما جمع‌آوری سؤال از رئیس قوهٔ مجریه در این شرایط را انجام ندهید و کاری نکنید که تذکر بگیریم.» که دوستانه به بعضی دوستان‌مان که آنها هم شاید از سر دلسوزی و ادای وظیفهٔ نمایندگی‌شان به این تشخیص رسیده بودند این را گفتیم.

قبل از جنگ حضرت ایشان در همان آخرین صحبت‌هایشان که از تریبون فرمودند اسم مجلس را هم بردند، حتی یکی دو نفر از نمایندگان توسط دفتر آقا پیغام دریافت کردند که به هر حال در این شرایط، انسجام کشور چیست. این آخرین خاطره از رهبر انقلاب بود و مفصل‌ترینش در سال ۸۸ بود.   

باشگاه خبرنگاران جوان: شما اشاره کردید که داروساز هستید. در مجلس یازدهم در کمیسیون بهداشت و درمان حضور داشتید، اما در مجلس دوازدهم به کمیسیون برنامه و بودجه رفتید. دلیل این جابه‌جایی چیست؟

دلیل، تجربه است. در سابقه‌ای که در علم و فناوری و کمیتهٔ علم و فناوری مجمع تشخیص، سیاست‌های کلی سلامت، سیاست‌های علم و فناوری داشتم؛ شاید ۴۰ سال در کمیسیون مشورتی شورای انقلاب بودم، پیشینه من دانشگاهی‌ بود و علم، آموزش، فناوری، پاستور و پژوهش بود که در مجلس یازدهم به کمیسیون بهداشت رفتم، اما سرجمع نشان داده شد که حتی در همین حوزه‌ها، یک مسئلهٔ مهم که وجود دارد، بحث برنامه و بودجه است و اعتبارات و سیاست‌هایی که گره می‌خورد به این حوزه لذا تغییر کمیسیون دادم به برنامه و بودجه، اما در همان برنامه و بودجه همان حوزه را، بلکه یک‌مقدار وسیع‌تر، دارم دنبال می‌کنم. 

الان دو سال است مسئول کمیتهٔ فرهنگی، اجتماعی برنامه و بودجه هستم که یکی از حوزه‌هایش بهداشت و درمان است، حوزهٔ اجتماعی یا کار و رفاه و تأمین اجتماعی است، حوزهٔ ارشاد، میراث فرهنگی، ورزش و جوانان، خانواده و صداوسیما، فرهنگ و عنصر آموزش است یعنی همان حوزهٔ قبلی است و در یک سطح درواقع بالاتری کل حوزهٔ فرهنگی، اجتماعی بودجه که تقریباً هفت‑هشت دستگاه یا هفت‑هشت فصل برنامهٔ هفتم را شامل می‌شود که این جلسات نظارتی یا پیگیری سیاست‌های برنامهٔ هفتم، منعکس هم شده است.

یک کاری که من، چه در کمیتهٔ دارو در مجلس یازدهم بودم، چه الان در کمیتهٔ فرهنگی، اجتماعی مجلس دوازدهم انجام دادم، جلسات نظارتی یا پیگیری‌هایی است که داریم و تمام آن، نه گزارش خبری بلکه گزارش تفصیلی محتوای جلسات که بعضی موقع‌ها ۱۰ـ۲۰ صفحه می‌شود، همزمان خبرنگار در جلسه است و منتشر می‌شود. الان اگر به خبرگزاری خانه ملت مراجعه کنید و «کمیتهٔ دارو مجلس یازدهم» یا «کمیتهٔ فرهنگی و اجتماعی» را جستجو کنید مشروح این جلسات هست و مستنداتی که قابل پیگیری است و یک کار نظارتی مستمر از جهت قانون‌گذاری و از جهت تقنینی و تخصیص اعتبارات لازم در حوزه‌هاست که با یک دست بازتری همکاران کمیسیون برنامه و بودجه به بنده به‌عنوان فردی که در این حوزه سابقه و تجربه دارد و کارشناسی‌اش را قبول می‌کنند لطف دارند چون در سرِ بزنگاه‌ها مؤثر بوده یعنی همان وضعیت قبلی به اضافهٔ چند تا به‌علاوه، داریم در حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی، علمی کشور خدمت می‌کنیم.

باشگاه خبرنگاران جوان: درخصوص دارو توانستید کار مثبتی انجام دهید، چون الان شاهد هستیم که قیمت بسیار افزایش پیدا کرده است؟

یک هفته قبل از جنگ، آقای دکتر پزشکیان ما را به جلسه‌ای دعوت کرده بود از وزرای دست‌اندرکار، برنامه و بودجه، بانک مرکزی، فرهنگستان علوم پزشکی، کمیسیون بهداشت و تمام دست‌اندرکاران حوزهٔ دارو و ارز دارو، دو ساعت بحث داشتیم. تنها فردی که به‌عنوان خبره بودن و کارشناس معتمد ایشان دعوت شده بود به‌غیر از مقامات مسئول، من بودم. 

آنجا در هفتهٔ اول اسفند همین بحث‌ها مطرح شد، که ارز دارو، آزادسازی نرخ، بحث واردات، مشکلات زنجیرهٔ تأمین دارو که اعم از تولید یا واردات تا مصرف، پرداخت از جیب مردم چه می‌شود و بحث‌های متعددی در گزارش‌های دستگاه‌های حاضر بود.

من آنجا اشاره کردم به آقای دکتر پزشکیان که شبیه همین جلسه را ما چند سال قبل‌ در زمان شهید رئیسی در همان اتاق داشتیم و بارها بعضی این جلسات در کمیسیون بهداشت و درمان مجلس قبل و الان هم بوده؛ برای مثال در شوراهای کلان کشور مثل کمیته‌هایی که در مجمع تشخیص و فرهنگستان علوم پزشکی و در وزارت بهداشت و درمان هست این بحث‌ها تکرار می‌شود.

در واقع می‌خواهم اینجا پاسخ شما را بدهم چه زمان آقای دکتر عین‌اللهی و وزیر قبلی‌اش و چه بعدش تا الان، ما سال‌هاست دچار یک کلافی از مشکلات هستیم که راه‌های علاج ریشه‌ای آن را ما در بخش سلامت برنامهٔ هفتم دیدیم. آنجا مسئول تدوین بخش سلامت برنامهٔ هفتم در مجلس یازدهم آقای دکتر پزشکیان بود و بنده هم در خدمتشان بودم و تصمیمات خوبی در برنامهٔ هفتم پایه‌گذاری و ریل‌گذاری شده است البته اگر به آنها عمل شود و درصد تحقق‌اش بالا برود، آرام‌آرام این مشکلات مزمن به این صورت‌ حاد درنمی‌آید و این کلافِ سردرگم باز می‌شود.

مثلاً یک نکته‌ای که سال‌ها رنج می‌داده، این است که من سال ۱۳۸۴، یعنی ۲۰ سال قبل، در کابینهٔ دکتر لنکرانی در دورهٔ اول دکتر احمدی‌نژاد، مسئول پاستور بودم و بعضی حرف‌ها و مشکلاتی که الان داریم آن موقع هم بوده، مثلاً انباشت بدهی سیستم دولتی به شرکت‌های پخش، تولیدکننده‌ها، داروخانه‌هارا داشتیم یعنی همیشه یک عقب‌افتادگی تاریخی داریم که شما باید جنس را نقد بخرید، بیاورید یا بخرید تولید کنید، یا بخرید از توزیع برود داروخانه، تحویل بیمارستان یا مردم بدهید تا ۶ ماه ویا یک سال بعدبخشی از پولتان را را بگیرید. این یک مشکل مزمن است چون دخل و خرج نمی‌خواند؟، یعنی اعتبارات بیمه یا اعتبارات سیستم بهداشت و درمان پاسخگوی آنچه مصرف می‌شود نیست که این یک مشکل است.

مشکل دیگر بحث کمبود اقلام است که همیشه بوده است. من در دورهٔ دکتر مرندی در سال ۷۲ یعنی ۳۳ سال پیش معاونش بودم،  همین بحث‌های کمبود بوده و همان موقع داروخانه‌ای به نام داروخانه هلال احمر وظیفه‌اش بود کمبودها را کمتر کند و و اگر به آرشیو مراجعه کنید بعضی مواقع در سال ۷۲ در خیابان طالقانی، مقابل داروخانهٔ هلال‌احمر تجمع می‌شد. در سال ۱۳۸۴ در زمان آقای دکتر لنکرانی و بعد دکتر عین‌اللهی، اقلام کم می‌شده مثلاً ۳۰ قلم، ۴۰ قلم، ۱۰۰ قلم، بعضی جاها به ۴۰۰ قلم می‌رسید.

یک راه علاجی داشت این کار که در برنامهٔ هفتم دیده شد و الان به کمک ما آمده البته نمی‌خواهم بگویم الان کمبود نیست، اما بسیار پیشگیری کرد و آن مورد این است که کشور همیشه باید برای شش ماه ذخیرهٔ استراتژیک داشته باشد. چطور شما در غلات، گندم، نهادهای دامی ذخیره دارید، در دارو هم همیشه باید شش ماه جلوتر باشیم و قبل از اینکه این ذخیره تمام شود، یک شش ماه دیگر باید برای ذخیره دیده شود یعنی چرخهٔ ذخیرهٔ شش‌ماهه را باید داشته باشیم تا مصرف و جایگزین بشود. 

این مصوبهٔ بسیار خوبی است که مجلس در برنامهٔ هفتم گذاشت. سال گذشته، قبل از جنگ، ۲۴ یا ۲۵ همت برای این امر اعتبار گذاشته شد و ما یک ذخیرهٔ شش ماهه داشتیم. این کجا به کار آمد؟، چون این برای شرایط عادی بود؛ در شرایط جنگ نگاه کنید، مشکل ارزی داشتیم، مشکل نقدینگی، مشکل تحریم، محاصره و خیلی این ذخایر به کار آمد؛ یعنی اگر این ذخایر نبود، الان اوضاع چه‌طور بود.

یا در بحث تهاتر بدهی‌ها اگر دقت کنید، دستگاه تأمین اجتماعی هم طلبکار از دولت است، هم بسیار بدهی دارد که ازجمله بدهی‌هایش به بیمارستان‌ها و داروخانه‌ها و کارخانه‌جات است، چون سازمان تأمین اجتماعی پنجاه میلیون عائله دارد و بخشی از پول داروی این‌ها را خودش تولید می‌کند و در چرخه‌اش است، اما بدهکار است و همیشه بدهی دارد، از آن‌طرف هم طلب‌های بسیار بزرگی دارد لذا یک تصمیم مدیریتی و سیستمی است که این بدهی با آن طلب تهاتر شود. مثلاً حاصل این‌ها می‌شود کمبود نقدینگی چون جنس فروخته شده، پولش را نگرفته، الان جنس جدید می‌خواهد، پول ندارد و در همین اوضاع، تورم و افزایش قیمت وجود دارد.

عبدالحسین روح‌الامینی

مثلاً در لبنیات و اقلام خوراکی ساده که در بازار کنترلی از ناحیهٔ حکومت نیست، این‌ها خودشان را تطبیق می‌دهند، یا به قولی یعنی ماده اولیه را گران‌تر می‌خرد، کارگر، آب، برق، دستمزد، تورم نرخش بالا می‌رود و نرخ جدید ایجاد می‌َشود. در بعضی از این اقلام شما مشاهده می‌کنید نه‌تنها چند ماه یک‌بار بلکه ماهانه مثلاً درخصوص لبنیات اگر یادتان باشد با فاصله‌های کوتاه چند هفته‌ای قیمت‌ها چقدر تغییر می‌کرد، اما در دارو این مسئله نیست و سالی یک‌بار تغییر قیمت می‌دادند و این توازن به هم می‌خورد. 

از آن‌طرف اگر قیمت مناسب به تولیدکننده ندهید، تولیدکننده برایش صرف نمی‌کند و می‌رود آن چیزی که صرف می‌کند می‌سازد لذا سبدی که برای تولیدکننده ۲۵ تاست، تمرکزش را برای پنج‌ تا از آن که قیمتش مناسب است، می‌گذارد و آن بیست تا می‌شود کمبود. حالا دوباره این چرخهٔ معیوب چه می‌گوید؟ می‌گوید اگر کمبود است، بروید وارد کنید، اما آیا وارد می‌کنیم، ارزان‌تر از داخل است چون باید عرض مصرف شود، اما آیا ارز ثابت است، چون یک زمان ۴۲۰۰ تومان است و یک زمانی ۲۸ هزار تومان است، تا الان که عرض بین ۱۵۰ تا ۱۶۰ هزار تومان است لذا این‌ها یک کلافی را ایجاد کرده است.

مشکلات مزمن واردات، اعم از ماده نهایی یا ماده اولیه‌ که ما بیشتر ماده اولیه را وارد می‌کنیم. داروهایی که کاملاً ساخته شده از خارج می‌آوریم خیلی کم است، اما وزن ریالی‌اش حدود ۳۰‑۴۰ درصد است. که این‌ها تابع ارز، تابع شرایط و تخصیص ارز است. 

برای واردات، برای تولید، مواد جانبی شما، دارو را ثابت نگه دارید، اما آن کاغذ، کارتن‌، برچسب‌، پلاستیک‌، شیشه‌، گاز، برق‌، نرخ کارگر، این‌ها که ثابت نمی‌ماند. در نتیجه به‌روزرسانی‌هایی باید شود. حالا این به‌روزرسانی را چه کسی پرداخت کند؟؛ برای اینکه کمبود ایجاد نشود، به‌روزرسانی کنید تا به صرفه بیاید. قطعاً وقتی شوک قیمتی این‌جوری وارد می‌شود بیمار نباید بدهد. کجا باید بدهد؟ بیمه. بیمه را چه کسی باید شارژ کند؟ دولت. پس یک مجموعه‌ای از تأمین ارز به موقع، تأمین نقدینگی برای اینکه بتواند این چرخهٔ زنجیرهٔ تأمین و تولید را دنبال کند. 

در این موارد معاونت اقتصادی شورای عالی امنیت ملی سال‌هاست وارد شده و سران قوا و مجلس مصوبه داشتند.

یا مثلاً بحث پزشک خانواده که به‌طور جدی ۱۰‑۲۰ سال است می‌خواهیم اجرا کنیم، هنوز نشده. تازه آقای پزشکیان همت کردند، خدا خیرشان بدهد، یکی دو سال است که روی آن کار می‌کنند که مصرف را کنترل و مدیریت کنیم. اینجا بحث صرفه‌جویی نیست، بحث تجویز بی‌رویه است. بسیاری از آزمایشات، عکس‌ها، ام‌آرآی، با یک معاینهٔ فیزیکی ساده انجا می‌شود و اصلاً احتیاجی به آنها نیست، اما این فرد با یک دفترچه از این رادیولوژی به آن آزمایشگاه می‌رود و این هم تمامی ندارد. تازه سرانه‌ ما نسبت به خیلی از کشورهای دیگر چندبرابر شده و سرانه ما نسبت به جی‌دی‌پی کم است. این اگر اصلاح شود، مصلحت بیمار نیست که هر خانه یک انبار داروخانه داشته باشد و فرد بدون اینکه نتیجه‌گیری از یک مسیر مطمئن داشته باشد، هر دفعه مسیرش را عوض کند. این‌ها اتلاف سرمایه‌هاست و باعث می‌شود این کلاف پیچیده‌تر و سردرگم ‌شود و نهایتاً پرداخت از عجیب بیمار که نباید افزایش پیدا کند، افزایش پیدا می‌کند و وقتی ارز از ۴۲۰۰ به ۲۸ هزار تومان و به ۷۰ و ۱۵۰ هزار تومان می‌رود، این‌ها پنج برابر می‌شود

بسیاری از این‌ها حرف‌های جدیدی نیست. راه‌حل‌های سیاست‌گذاری شده در سیاست‌های کلی سلامت که «تولیت واحد نظام سلامت» است و بندهای دیگرش در برنامه هفتم پیش‌بینی شد. یا مثلاً این سیستم قیمت‌گذاری باشد یا نباشد و اگر قیمت‌گذاری هست، انواع و اقسام مدل‌های قیمت‌گذاری کدامش باشد، کاست‌پلاس باشد یا رقابت باشد یا نباشد که بحث‌های جدی دارد. این‌ها تصمیم‌هایش در مجلس، در برنامه هفتم گرفته شده؛ در اجرا و در شرایط کشور، هر دفعه در این چند سال که من دیدم، چه آن موقع کمیسیون بهداشت بودم در مجلس یازدهم، چه در مجلس دوازدهم، دائم به شرایط حساس کنونی می‌خورد. 

یعنی ۱۴۰۱ ما یک شرایط حساس کنونی داشتیم، بعد دوباره سال گذشته جنگ ۱۲ روزه، دوباره این جنگ ۴۰ روزه. حالا محاصره، تحریم، کمبودهای ارزی داریم که بعضی از این‌ها منشأ مواد اولیه‌مان از اروپا بوده، ارزی که اروپا باید استفاده کند، یورو است که در اصطلاح تولیدکننده به آن ارز مرغوب می‌گفتند. ما یوان داریم چون نفت می‌فروشیم آنجا، یا مثلاً بعضی مواقع روپیه هم داشتیم، اما باید به یورو تبدیل می‌شد تازه اگر در محاصره نبودیم و در نقل و انتقالات بانکی و هزار مسئله دیگر مشکل نداشتیم.

در نتیجه، جمع‌بندی بحث من این است که تقریباً تابلوی بیماری در نظام بهداشت و درمان و اقتصاد سلامت روشن است. درمان‌ حادش یک سمت است، درمان‌های مزمنش یک سمت دیگر که یک پیوستگی و یک تداومی می‌خواهد در تصمیمات اجرایی و ثباتش و نقطهٔ اصلی‌اش این است که همه با هم دست به دست هم بدهید که کمترین فشار بر مردم و بیمار بیاید و به تعبیر قائد شهیدمان بیمار جز درد بیماری مشکل دیگری نداشته باشد و کاسه‌چه‌کنم به دست نیاید. اینجا با بیمه‌هاست که بیمه‌ها یک مقداری تقویت شدند البته در این تفاوت قیمت‌ها و تورم  بیمه‌ها عقب‌افتاده‌اند و این عقب‌افتادگی‌اش باید جبران شود.

باشگاه خبرنگاران جوان: شما به ریاست خودتان بر انستیتو پاستور اشاره کردید ما شاهد بودیم یکی از جاهایی که در روز ۹ اسفند تخریب شد، همین انستیتو پاستور بود. به نظرتان، با این تخریبی که صورت گرفت، کشور چه لطمه‌ای خورد؟ دوماً، دشمن با زدن مراکز تولید دارو مثل انستیتو پاستور و یا توفیق دارو، چه هدفی را دنبال می‌کرد؟

ترامپ ملعون رئیس‌جمهوری آمریکا و نتانیاهوی ملعون‌تر از او، به صراحت اعلام کردند که می‌خواهند ما نباشیم، یا ما را به عصر حجر برگردانند و یا جورج بوش که سال‌ها قبل‌ گفته بود می‌خواهد ریشه‌مان را بکنند و به صراحت اعلام کردند و اقدام هم کردند و در این زمینه هیچ رحم و مروتی هم نداشتند. یعنی وقتی مدرسه ابتدایی را می‌زنند و رئیس‌جمهور آمریکا گفت این مسئله در جنگ‌ها پیش می‌آید و به همین راحتی جنایت جنگی توجیه می‌کنند لذا زدن مراکز علمی ما در علم و صنعت، شریف، شهید بهشتی، انستیتو پاستور و بعضی از کارخانه‌جات دارویی ما به نظرم هیچ دلیلی ندارد. خوشبختانه ما به لحاظ استحکام و ریل‌گذاری، این‌قدر قوی هستیم که به سرعت می‌توانیم این‌ها را جبران کنیم. 

ساختمان‌ها ممکن است آسیب ببینند، اما علم، دانش، فناوری و سرمایهٔ انسانی، نابودشدنی نیست و همهٔ این‌ها قابل بازسازی است. محوطه آنجا خسارت‌هایی خورده و آسیب‌هایی دیده که ان‌شاءالله به سرعت جبران می‌شود و خللی در ادامه خدمات‌شان نخواهد بود.

موسسه‌ای که عمرش از رژیم صهیونیستی بیشتر است یعنی از ۱۲۹۹ تا الان ۱۰۵ سال می‌شود و عمرش از رژیم صهیونیستی بیشتر است، آن هم به برکت سابقه، تجربه، انباشت علم، پژوهش و فناوری که آنجا، درخصوص بیماری‌های واگیر، در حوزهٔ بیوتکنولوژی، در حوزه واکسن و کارهای بسیار خوبی در آنجا توسط دانشمندان انجام می‌شود لذا بهتر از قبل، آزمایشگاه‌ها و پژوهشکده‌ها ساخته می‌شود.  

باشگاه خبرنگاران جوان: مدیریت دولت در دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

شما می‌توانید بسته به عینکی که می‌زنید، انصاف و جوانمردی در این ارزیابی‌تان باشد یا نباشد. یک موقع هست ما در شرایط عادی صحبت می‌کنیم، می‌گوییم وزارت‌خانهٔ الف نسبت به وزارت‌خانهٔ ب ضعیف‌تر است یا قوی‌تر. ارزیابی‌ای که ما در حوزهٔ کمیتهٔ اجتماعی، فرهنگی‌مان در کمیسیون بودجه انجام دادیم، نمره دادیم در انجام تکالیف برنامهٔ هفتم درسال اول ارزیابی کردیم، دستگاه‌ها را نمره‌گذاری کردیم و یک برآورد اجمالی داشتیم و ارائه هم کردیم، و در گزارش‌هایی که در مجلس داده شد ثبت و ضبط است که این امر برای شرایط عادی است، اما یک موقع هست که انصاف نیست؛ در شرایط جنگ، در شرایط تحریم، در شرایط محاصره، در شرایط التهاباتی که نمی‌دانید کجا مورد اصابت قرار می‌گیرد و از هم‌گسیختگی‌ای که دشمن دنبال‌اش است ایجاد شده و بسیاری از جلسات، شوراها، ساختارهای حکومتی مورد اصابت قرار می‌گیرد و به لحاظ امنیتی تجمعات محدودیت پیدا می‌کند، انصافاً دولت کارنامه بسیار درخشانی دارد. 

ممکن است من بگویم آقای وزیر الف یا ب، شانه‌اش برای این بار مسئولیت ضعیف است یا نه؛ که آن موقع در مجلس به سمت تذکر و سؤال و استیضاح‌ می‌رویم، اما الان همان حق طبیعی‌مان و همان ارزیابی برای شرایط عادی انصاف و جوانمردی نیست که ما اگر دستاوردی داشتیم که داریم، اگر پیروزی میدان الان حاصل شده و آمریکایی که جز به نابودی ما و تسلیمِ بی‌قید و شرط ما راهی جلوی ما نگذاشته بود، الان این عقب‌نشینی‌های گسترده را دارد می‌کند، مثل رفع محاصره، مثل رها کردن بحث موشکی و منطقه‌ای و حتی به یک تعبیری غنی‌سازی و فقط می‌گوید تنگه هرمز باز شود؛ یعنی از بسیاری از خواسته‌های ناحق‌اش عقب‌نشینی کرده است. 

این به برکت همبستگی، اتحاد مقدس، همدلی، همزبانی و پشتیبانی و دستگیری و نه مچ‌گیری قوای سه‌گانه و مسئولین بوده است. یعنی اگر صف اول ما میدان مبارزه بوده، دست به ماشه بودن رزمندگان ما، مردم پشتیبان آنها در میادین و خیابان‌ها بودند، میز دیپلماسی را رزمندگان ما دارند مدیریتش می‌کنند، میز خدمت را هم دستگاه با همهٔ فراز و فرود و ضعف‌هایی که ممکن است به طور طبیعی بوده یا مزمن اداره کردند. مثلا در بحث‌هایی که الان کردیم، بحث ادارهٔ بهداشت و درمان یکی از بحث‌های موفق است

جنگ رمضان بیش از حدود ۴۰ هزار مجروح داشت. الان انگشت‌شمار است که بیماری مانده باشد یعنی به سرعت درمان شدند و بازتوانی شدند و برگشتند. ما که به‌عنوان نماینده در میادین با مردم هستیم و قاعدتاً شکایتشان را به ما می‌کنند من تا الان به‌عنوان یکی از دسترس‌ترین نماینده‌هایی که در بین مردم است شکایتی دریافت نکردم که پیگیری کنم. چون معمولاً باید به ما بگویند و ما هم دنبال کنیم. 

این بار اضافه بوده به بار عادی. بوه است یعنی بار سیستم بهداشتی درمانی کشور در شرایط عادی بار سنگینی است، که یک بار اضافه‌ای هم داشتید که چند هزار شهید و ۴۰ هزار مجروح دارید. به نظرم اگر با عینک انصاف و منصفانه بخواهیم نگاه کنیم، نمرهٔ قابل قبولی می‌گیرد. حالا ممکن است در بعضی دستگاه‌ها شما نمرهٔ ۲۰، ۱۹، ۱۸ هم نبینید، اما بی‌انصافی است که رد کنید.

یا مثلاً در رابطه با حوزهٔ انرژی، ما در شرایط طبیعی در سال‌های قبل کمبود گاز و برق داشتیم و برق صنایع قطع می‌شد که به خانه‌ها برق‌رسانی شود، اما در این شرایط که ما نزدیک به پیک تابستان می‌شویم، خیلی تغییر محسوسی احساس نمی‌کنید لذا این تلاش و زحمت بوده است. یا بسیاری از جاهایی که اصابت می‌شده که همهٔ دستگاه‌های کشور مورد اصابت قرار گرفته، ببینید که مردانه پای کار ایستادند. 

یک تصویری را آقای علی‌آبادی وزیر نیرو در جلسه‌ای که ما داشتیم خدمتشان نشان دادند و تلویزیون هم اخیراً فکر کنم نشان داد که حین اصابت و بمباران، آن برادر نیروی برق ما برروی کابل‌های بزرگ مشغول کار است، یعنی هر لحظه ممکن است بین زمین و آسمان برروی آن دکل‌های خیلی بزرگ، در حال رفع عیوب است و از این‌ها مثال‌ها در حوزه پتروشیمی، در حوزهٔ نفت، گاز، انرژی زیاد می‌شود، زد. این پل‌هایی که زده شد در حوزه راه و ترابری، راه‌آهن و چند نقطه ریلی ما، اصلاً به فاصلهٔ چند روز نشد که رفت و آمد برقرار شد و این نکته مهم است که همین دست‌فرمان، روحیه جهادی، مدیریت جهادی با همه قوا، که ممکن است برای حل مشکلات مردم سر از پا نشناسند.

یک تعبیری که من دارم، این است که دوران پساجنگ چگونه تعریف می‌شود، چگونه می‌بینیم، چه باید کنیم؟ به هر حال دیر یا زود ما وارد این دوران می‌شویم. الان مثلاً تفاهم‌نامه پایان جنگ است، حالا مذاکرات به هر نتیجه‌ای برسد یا نرسد، ما در دوران پساجنگ می‌خواهیم چه کار کنیم؟ آیا باید علاج‌جویی و گره‌گشایی کنیم و آثار این تلاش‌ها سر سفره مردم، اقتصاد و معیشت و زندگی مردم بیاید؟، این وظیفهٔ اصلی حاکمان است، مهم نیست که ما در دستگاه‌ها به همدیگر پاسکاری کنیم و مجلس بگوید دولت قانون می‌خواست چون درواقع همه با هم هستیم.

این روزها سالگرد جهاد سازندگی به فرمان حضرت امام خمینی (ره) در سال ۵۸ است. من در آن موقع یک نو دانشجویی بودم و در نوشتن اساسنامهٔ جهاد سازندگی کمک کردیم. در همین میدان انقلاب ساختمانی که الان محل پرده‌های بزرگ آیینی شده، ساختمان اولیهٔ جهاد سازندگی آنجا بود و اساس‌نامه‌شان آن روزها نوشته شده است. عنوانی که نهایی شد و حضرت امام در آن ابلاغشان داشتند: «همه با هم، جهاد سازندگی» بود. این هشتگ «همه با هم»، مکتب «همه با هم»، ریل‌گذاری «همه با هم»، در شرایط جنگ و صلح و در شرایط پساجنگ هم باید ادامه پیدا کند.

چگونه است که بسیاری از این کسانی که رزمندهٔ پای لانچرها بودند و در این تونل‌ها پای موشک‌ها بودند، ممکن است چندهفته به خانه‌هایشان سر نزده‌اند؛ بسیاری از این مسئولان ما ده‌ها، ۲۰، ۳۰ روز و بعضی‌ها ۶۰ روز به خانه‌هایشان سر نزده‌اند و شبانه‌روز تلاش و کوشش کرده‌اند. همین جدیت و همین تلاش را ما باید در دوران پساجنگ برای علاج‌ویی، گره‌گشایی داشته باشیم. 

عبدالحسین روح‌الامینی

تعبیر مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، به مجلس در ۷ خرداد، تعابیر سنگینی است که این وظیفه ما را دوچندان می‌کند به عنوان مجلس و مسئولین، هم سه‌چندان. ما به‌عنوان قانون‌گذار و ناظر و آنها به‌عنوان مجری و استقلال قوا سر جایش است. در مسیر نوسازی شایسته کشور، ما یک امر نوسازی و بازسازی داریم، گره‌گشایی از دغدغه‌های مردم، خصوصاً مسائل اقتصادی و معیشتی، رونق تولید و اشتغال، رشد تراز علم و صنعت، اعتلای فرهنگ و اخلاق، مبارزه با فساد مالی، مهار تورم، گرانی، محرومیت‌زدایی همه‌جانبه. مصروف کنند.

 انتظاری که مردم و در رأسش رهبری از ما می‌خواهند این است. اصلاً فلسفهٔ حکمرانی را بجوییم که یک قوهٔ مقننهٔ امیدآفرین داشته باشیم، قوهٔ مقننهٔ جهادی و رو به جلو داشته باشیم و ما برای تحول به نفع مردم، تحول برای مردم، «همه با هم» باشیم. این اکسیری است که ما را در دوران جنگ تحمیلی سوم به این نقطه افتخارآفرین رساند که دشمن در مقابل ما تسلیم شد و از بسیاری از خواسته‌هایش عقب‌نشینی کرد.

ما اعتمادی به دشمن نداریم، دشمن سراسر خدعه است، اما کجا تسلیم شد؟ به‌خاطر این قدرت. این قدرت از کجا آمد؟ از این همبستگی، اتحاد، اتحاد مقدس، از اینکه همه با هم دست به دست هم دادند و همدیگر را تقویت کردند. یعنی میز خدمت، میز دیپلماسی، میدان و خط مقدم، جبهه، همه دست به دست هم دادند و بر ایستادگی در مقابل این تجاوز و حفظ این وطن، حفظ ایران و قدرت دادن به ایران و شکل دادن به «ایران قوی» را تجسّم عینی کردند.

به نظرم برای این ترازِ ملتِ مبعوث‌شده ما باید بیایم یک بازنگری جدی در حکمرانی‌مان در قوای مختلف داشته باشیم. در همین صداوسیمای شما، در همین دستگاه فرهنگی، در حتی بسیج‌مان. این جهاد سازندگی که در سال ۵۸ درست شد برای جبران عقب‌افتادگی مناطق روستایی بود نسبت به شهری که در دوران رژیم پهلوی فاصله بسیار زیاد بود. آب آشامیدنی، برق، جاده، ارتباط، هیچی نبود، اما این جهادی که به این منظور ایجاد شده بود، در دوران دفاع مقدس هشت ساله دید که یک کمی باید در حوزهٔ فناوری به کشور کمک کند لذا یک گوشه‌ای از جهاد سازندگی وارد بحث موشکی و توسعهٔ علم موشکی شد. پس جهاد بود، جهاد سازندگی هم بود، هدفش هم توسعهٔ آبادانی روستاها بود، اما آنجایی که ضرورت اقتضا کرد، یک مقدار به این سمت رفت.

بسیج در دورانی که ما مسائل داخلی داشتیم، سال‌های اول انقلاب بحران‌های داخلی داشتیم، یک‌مقدار در انسجام و انتظام مسائل در رابطه با مسائل شهری بیشتر پررنگ بود. بعد که جنگ شد، بیشتر به سمت دفاع مقدس رفت. بعد در برهه‌ای بیشتر آمد بحث فرهنگی و محلات و در برهه‌ای دوباره نظامی‌تر شد، بعد رها شد. الان ما یک بسیج جدید می‌خواهیم. یعنی بسیج مستضعفین که چه شود؟، پایهٔ محله باشد، پایه اداره محلات و شهرها باشد، پایه کمک به مردم باشد، دستگیری از مردم باشد. حالا یک گروه‌های جهادی ترکیبی از بسیج و آن روحیه جهاد سازندگی درست شد که در حوادث، سیل زلزله، نقاط محروم به کمک مردم آمدند. اما این کافی است؟ نه، اصلاً کافی نیست. حتماً در بازسازی و نوسازی، در بازآفرینی اجتماعی ما این قدرت مردم را باید به صحنه بیاوریم و بعد یواش‌یواش در تولید، چه صنعت، چه کشاورزی. ما ۱۵ کشور همسایه داریم، مسیر کریدورهای ارتباطی و حمل‌ونقل هستیم که تنگه هرمز یک گوشه‌اش بود که از بالقوه به بالفعل درآمد و دیدید چه قدرتی ایجاد کرد که این دشمن بدسیرت ما، همه آنها را کنار گذاشت تا ما تنگه را باز کنیم لذا اثرش معادل خیلی از چیزهاست.

ما مسیر پروازی شمال به جنوب و شرق به غرب، آسمان این منطقه را داریم، چهارراه تبادلات شرق و غرب، شمال و جنوب دنیا هستیم. حتماً رفت‌وآمد در این مسیر ارزان‌تر و به‌صرفه است پس چرا نباید رونق بگیریم؟ این وضع حمل‌ونقل هوایی ماست که خود در واقع نیازهای داخلی‌مان را هم نمی‌تواند پاسخ بدهد. یا بحث ریلی است، یا بحث مرز و تبادلات مرزی است، بحث بسیاری از فناوری‌های جدید که این‌ها باید از اقتصاد دولتی ما که هفتاد‑هشتاد درصدش است جدا شود و مردم‌پایه بشود که تعبیر اقتصاد مردمی یا اقتصاد مقاومتی باید محقق شود. نمونه‌ها وجود دارد، اما نمونه‌ها کافی نیست. این‌ها باید به مقیاس بزرگ، و کشوری بیاید.

در رابطه با بنزین حتماً ما نباید وابسته به چند تا پالایشگاه بزرگ مثل تهران، اصفهان، تبریز، آبادان و خلیج‌فارس باشیم. می‌شود ۵۰ تا ۱۰۰ تا پالایشگاه کوچک در سراسر کشور داشته باشیم؛ هم پدافند غیرعامل است و هم حمل‌ونقل کمتر می‌شود. یا مثلاً در بحث برق انرژی ما در برنامه هفتم برای سبد تأمین انرژی کشور ۳۰۰۰ مگاوات برق هسته‌ای دیدیم. آیا این ۳۰۰۰ مگاوات همه‌اش باید برود سمت یک جای بزرگ، عظیم و کنار دریا مثل بوشهر؟ نه؛ الان تمام کشورهای اروپایی، چین، بسیاری از کشورهای اطراف ما دنبال نیروگاه‌های کوچک‌مقیاس هسته‌ای هستند؛ نه آب دریا می‌خواهد، نه سیستم خنک‌کننده می‌خواهد و بازدهی بسیار زیادی هم دارد، در شش ماه الی یک سال هم راه می‌افتد و پروژه‌های ۱۰ الی ۲۰ ساله هم نیست. مثلا برای یک شهر ۱۰۰ هزار نفری، چند مگاوات نیروگاه کوچک رآکتور هسته‌ای جواب می‌دهد و این حق مسلم ماست ما که غنی‌سازی را داریم، موادمان هم که داریم، حالا بر فرض فرض رقیقش کنیم، همین‌طور که رادیوداروهایمان را تأمین می‌کنیم در فلان استان، چرا این همه مازوت، بنزین، گازوئیل و گاز سوزانده می‌شود درحالی‌که این‌ها می‌تواند به پایین‌دستی پتروشیمی برود و ارزش افزوده‌اش ده‌ها و صدها برابر شود و برای تولید برق مصرف کند و خداوند آن نعمت انرژی پاک هسته‌ای را به ما داده است یا بحث انرژی خورشیدی که الان یک توسعهٔ خوبی پیدا کرده است.

آیا در توسعهٔ این‌ها، دوباره همچنان باید معطل اعتبارات دولتی باشیم که محدوده پروژه‌های دولتی که کند، طولانی، دیربازده است؟ نه، می‌تواند نیروهای مردمی، نیروهای اقتصاد مردمی و مقاومتی شکل بگیرد. پس در حوزه فناوری‌های نو، در حوزه توسعه کسب‌وکار خرد و متوسط، در حوزه‌های مورد نیاز کشور مردم یک آسایش و یک زندگی بهتر خواهند داشت. این با کیست؟ با مسئول دولتی و مجلس است لذا ما باید در شیوه‌ حکمرانی تجدیدنظر کنیم.  

دوران پساجنگ حتماً دوران جدیدی باید باشد. نمی‌خواهیم زیر و رو کنیم، اما مدل‌های کارآمدتر، چابک‌تر، مردمی‌تر، متکی به آحاد استعدادهای علمی و توانمندی و فناوری جوانان این کشور که سرریز و لبریز از آن هستیم،. در حوزه‌های علوم پایه، نانو، بیو، رشدهای خوبی داریم و این‌ها باید توسعه پیدا کند. در انرژی‌های جدید، در برق هسته‌ای، در کشاورزی شما الان نگاه کنید، در اطراف کشور، در جنوب، شمال و شمال‌غرب، مزارع چند صد هکتاری دارد کشت مکانیزه می‌شود که بازدهی‌اش ده‌ها برابر این‌هاست و مختص صادرات است یعنی خرمایی که آنجاست، همانجا بسته‌بندی بشود و صادر شود، کیلویی ۱۰‑۲۰ الی ۳۰ دلار ممکن است فروش برود، برای منطقه‌ای که فرض کنید مثلاً جنوب سیستان باشد، منطقه‌ای در کرمان، طرف سرخس، طبس، طرف شمال‌غرب کشور باشد که الان دارد انجام می‌دهد. همه اسم ماهان را شنیدند که یک شرکت هوایی است که کارآمد بوده؛ الان در حوزه کشاورزی دارد کارهای بسیار خوبی انجام می‌دهد. 

این الگوها نشان می‌دهد که ما یک ظرفیتی داریم. این ظرفیت‌ها باید آزاد شود. دوران پساجنگ، دوران آزادسازی ظرفیت‌های نهفته جوانان و جغرافیای این کشور است و یا در حوزه معادن و در حوزه فناوری‌های نوین که ارزش افزوده‌اش ده‌ها، صدها برابر خام‌فروشی نفت، انرژی و معدن و چیزهای دیگر است لذا جمع‌بندی عرضم در این قسمت این است که دوران پساجنگ، دوران «همه با هم» و دوران سازندگی و دوران رونق و احیا و تحقق «ایران قوی» است.

باشگاه خبرنگاران جوان: آقای دکتر، به نظرتان در این یک سالی که کشور درگیر جنگ بود، مجلس چه اقدامات موثری را انجام داد؟

این جفا و بی‌انصافی که در حق مجلس بعضی از تریبون‌دارها یا تریبون‌بازان، انجام دادند و اتهام تعطیلی به مجلس زدند، اصلاً این نبود. ما در کمیسیون برنامه و بودجه حدود ۱۵ جلسه سنگین با دستگاه‌های نظارتی داشتیم. در آن ایام ۴۰ روز جنگ که اجتماع ممنوع بود، به‌علت اینکه هر لحظه بحث اصابت بود و دشمن هم به‌دنبال این بود که بزند که زد و بسیاری از دستگاه‌ها و مدیرانشان را در همان جلسات رسمی‌شان زد که حالا وزارت اطلاعات یک نمونه‌اش بود، شورای عالی امنیت ملی یک نمونه‌اش بود، شورای دفاع یک نمونه‌اش بود؛ هر جایی که دستش می‌رسید، در ترور و کشتار کوتاهی نکرد. طبیعتاً دستگاه‌های امنیتی، برای تجمع فیزیکی محدودیت‌هایی قائل شدند، اما مجلس حتی در آن شرایط هم تعطیل نبود. 

کمیسیون‌ها به صورت مجازی، نیمه‌حضوری و اخیراً حضوری، گزارش‌هایش هم هر روز در رسانه ملی پخش می‌شود و جلسات سنگینی داریم در بُعد نظارتی؛ پس بُعد نظارتی مجلس و بُعد کارشناسی‌اش، هیچ‌وقت در این ایام تعطیل نبوده، بلکه بیشتر از ایام قبل بوده است.

مهمترین ایرادی که ما داشتیم، طبق ماده یک‌ آیین‌نامه داخلی مجلس، محل تشکیل جلسات مجلس، بهارستان است یعنی صحن علنی فیزیکی را ما نداشتیم، اما الان که شرایط عوض شده، احتمالاً برطرف می‌شود البته همچنان این ممنوعیت وجود دارد. برای این هم تدبیر شد که به سمت جلسات صحن مجازی برویم منتها نکته‌ای که هست اینکه در صحن مجازی می‌تواند گفت‌وگوی کارشناسی شکل بگیرد، کمااینکه این چند جلسه‌ای که بوده، الان همین‌جوری هست، اما رأی‌گیری به مجوز احتیاج دارد؛ یا مجلس باید به‌صورت حضوری بیاید، این ماده آیین‌نامه را اصلاح کند که تا الان فرصت و امکانش وجو نداشته، یا از رهبری و یا دستگاه‌های مسئول کشور این اجازه گرفته شود که برای رأی‌گیری مجازی استیذان شود.

این ایرادی که ما داشتیم در آیین‌نامه‌مان، به هر صورت به یکی از این طرق باید برطرف شود؛ یا تصحیح آیین‌نامه، به‌صورت شبیه رای‌گیری که برای هیئت‌رئیسه داشتیم، در یک زمان معین همه جمع نشدیم و جدا جدا صندوق‌های رأی‌گیری گذاشته شده بود و در ساعت‌های مختلف افراد آمدند رأی دادند و رفتند لذا می‌شود پیشنهاد تغییر آیین‌نامه را ما داشته باشیم که بیاییم این را غیرحضوری، اما نه یک‌جا، برروی آن رای‌گیری کنیم. امیدواریم با این تغییراتی که هست، بعد از توافقنامه پایان جنگ، بتوانیم شرایط جلسه فراهم و این تغییر انجام بشود.

به نظر من قانون‌گذاری به‌صورت الکترونیک، بازده‌اش از صحن علنی بیشتر است. در صحن علنی بیشتر نطق‌ها، تذکرات و گفت‌وگوهاست که شاید آن موقعی که خالصش را در بحث تقنین نگاه کنید، مقدار خیلی کمی دارد. البته آن هم جزئی از مجموعه خانه ملت و زبان ملت است چون ما سخن‌گوی ملت و نماینده ملت هستیم و باید این تریبون‌ها باز باشد تا صحبت شود، اما اگر فیزیکی نشد، مجازی هم بوده و نماینده می‌تواند ابراز نظر کند، خصوصاً در این فضاهای مجازی، در فضاهای رسانه‌ای، و الحمدلله دریغ هم ندارند؛ هر کسی از هر سمت‌وسویی بوده، موافق و مخالف در بحث‌های مختلف، این آزادی عمل در کشور بوده است لذا شرایط عوض شود، حتماً آن احیا می‌شود تا آن هم نشده، راه‌های اینکه مجلس و همه اجزای مجلس مثل مرکز پژوهش‌ها، دیوان محاسبات، ادارهٔ کمیتهٔ تطبیق قوانین، کمیسیون‌ها، فراکسیون‌ها، مجامع استانی فعالیت کنند. الان بسیاری از کارهای ما در مجمع نمایندگان استان تهران بوده و بیش از سی و چند جلسه در همین ایام داشتیم و مسائل خاص مردم شهر تهران و شهرستان‌های استان تهران پیگیری شده و برای مباحث آب، مسکن، نیرو، انرژی و بحث‌های مختلفی که داشتیم دنبال و پیگیری شده است بنابراین به نظر من این جفاست که بگوییم مجلس در این ایام تعطیل بوده است.

باشگاه خبرنگاران جوان: با توجه به اینکه الان روابط‌مان با آمریکا وارد یک مرحله جدیدی شده و یک تفاهم‌نامه‌ای امضا شده، اما عده‌ای با این تفاهم‌نامه سر به مخالفت گذاشتند و حالا این‌طور به نظر می‌رسد که این عده می‌گویند این تفاهم‌نامه مشکلات زیادی دارد و نمی‌تواند منافع ملی را تامین کند و به نوعی خودشان را از تبعات یا آثار آن مبرا می‌کنند. حالا به نظر شما این افراد از سر دلسوزی دارند این صحبت‌ها را می‌کنند، یا درواقع رقابت‌های سیاسی است که این وسط مطرح است؟

یک قضاوت یکسان نسبت به همه نمی‌شود داشت. بعضی‌ها کمبود اطلاعات دارند. طبیعتاً در فرایند مذاکرات و گفت‌وگو که به تعبیر آقای قالیباف برادر مجاهدمان و عزیزمان که به ایشان هم در این ایام خیلی جفا شد، یک نوع رزم و مبارزه است و مذاکره یک نوع جنگ است. کمااینکه در آن لحظات آخر دیدیم، بچرخ تا بچرخیم، مطرح شد و آماده شلیک شدند و ترامپ عقب‌نشینی کرد.

وقتی که یک مبارزه است و یک نوع جنگ است، قاعدتاً لحظه به لحظه آن تحولات را نمی‌شده دنبال کرد و محرمانگی در بخشی‌ از آن وجود داشت. این یک نقصی بود که آرام‌آرام دارد جبران می‌شود و باید هم جبران شود. یعنی در گفت‌وگو با مردم و با نخبگان ضعیف بودیم و خوب کار نکردیم البته بخشی‌ از آن به‌دلیل محرمانگی قابل توجیه است، اما الان که دیگر تمام شده، کمااینکه با گفت‌وگوی خوبی که آقای قالیباف و آقای بقایی و بقیه تحلیلگران داشتند قبل از اینکه به این نقطه برسیم، چون در تحول بود این رفت‌وبرگشت‌ها و به تعبیر یکی از دوستان که گفتند ۲۵ بار بین رهبری و تیم مذاکره‌کننده که برروی این مسائل اشراف داشتند، رفت‌وبرگشت شده و هر کسی یک گوشه‌ای از این اطلاعات را قاعدتاً داشته که قضاوتش بماند.

مثلاً یک موردش را مثال می‌زنم، البته در جای‌های دیگر هم هست. از ابتدا یک تصور بزرگنمایی‌شده شد که تصور خطایی هم بود، اما در فضای هیجانی مطرح شد «گرفتن عوارض بوده از کشتی‌هایی که از تنگه هرمز عبور می‌کنند»؛ کلمه عوارض یا tolls، معادل انگلیسی‌اش یک تعبیر حقوقی و آثار و تبعاتی دارد که اولاً آیا ما می‌توانستیم بگیریم یا نه و یا اگر می‌خواستیم بگیریم چگونه و چرا و تبعاتش چه بوده است. فرض کنید اگر ما می‌خواستیم عوارض بگیریم، آیا از کشتی‌های ما که از تنگهٔ مالاگا می‌رفتند چین یا تنگه‌های دیگر، ممکن نبود چند برابر عوارض بگیرند؟ آیا در یک آبراهی که درست است آب‌راه ساحلی ما و عمان است، اما اطرافش بین‌المللی است، آیا می‌شود مثلاً محدودیت ایجاد کرد؟ آیا این محدودیت به صرفه و صلاح است و یا آیا چنین درآمدی وجود دارد؟؛ رقم‌های عجیب و غریبی بعضی گفتند که از پول نفت بیشتر خواهد شد و ده‌ها میلیارد دلا مطرح کردند. این اشتباهی بود که زودهنگام، عده‌ای عجولانه مطرح کردند، درحالی‌که در همه رفت‌وبرگشت‌ها، الان کلمه services و یا عبارت «خدمات» آمده است. به هر حال، به لحاظ بیمه، به لحاظ امنیت، به لحاظ مسئلهٔ محیط‌زیستی، هزینه‌هایی که ما باید صرف کنیم تا مدیریت تنگه را اعمال کنیم، آیا این هزینه خدمات یا آن عوارض که الان مطرح نیست یا هر چیز دیگری، چقدر می‌ارزد؟ مدیریت این تنگه و اینکه این اختیارش و قدرتش در اختیار ماست، این‌ها با هم در یک حدی هست.

در این خصوص دچار افراط و تفریط شدیم که یک‌مقدارش به‌دلیل کمبود اطلاع بوده و یک مقدارش مال کم‌صبری بوده، اما بعضی‌هایش هم را بپذیریم که ادامه دعواهای بی‌حاصل سیاسی انتخاباتی قبل و الان است که موقعش نیست و انتخابات آتی است. 

عبدالحسین روح‌الامینی

یک زمانی می‌گفتیم کاسبان تحریم البته کاسبی شغل خوبی است و اصناف محترم می‌گویند به ما توهین نکنید؛ این‌ها غارتگرند. حالا فرض کنید یک زمانی غارتگران تحریم بودند و حالا یکسری غارتگر جنگ یا غارتگر پساجنگ داریم که می‌خواهند از این نمد برای خودشان کلاهی بدوزند با دعواهای بی‌حاصل انتخاباتی یا استقبال زودهنگام از کمپین‌های انتخاباتی و دعوای دیو و دلبری و دوقطبی‌های کاذب راه بیندازند، سودش را کجا ببرند؟ چند وقت دیگر در انتخابات شورای شهر، دو سال دیگر که هنوز معلوم نیست ما باشیم یا نباشیم، در انتخابات مجلس و یا ریاست‌جمهوری. یعنی هنوز انتخابات گذشته، برای آنها تمام نشده؛ دنبال بهانه‌ای می‌گردند موافق این، مخالف آن و دودستگی‌ها و بگومگوهای بی‌حاصل که عموم مردم از آن بیزارند.

تعبیر رهبر شهید ما در بحث‌های سیاسی این بود که بعضی از این احزاب یا گروه‌های سیاسی رفتارشان قبیله‌ای است. یعنی یک حزب و گروه می‌شود یک قبیله، و آن تعصبات قبیله‌ای باعث می‌شود که همان فعلی را که او خوب می‌داند، اگر کسی دیگر از قبیله مقابل انجام داد، بد جلوه کند و برعکس‌. درحالی‌که رفتارِ ما به‌عنوان سیاستمدار، به‌عنوان نخبهٔ دلسوز مردم، باید رفتار ملی باشد؛ امنیت ملی، وحدت ملی، هر آنچه با این خط‌‌کش تطبیق می‌شود، آن را دنبال کنیم، نه اینکه ببینم با این حرف، با این موضع، رقیب من چه‌جوری منکوب می‌شود یا رفیق من بالا می‌آید و جلوه می‌کند.

به نظرم این‌ها را مردم خوب می‌فهمند و فاصله هم می‌گیرند. بسیاری از این‌ها را من نمی‌بینم نه، همه‌اش را؛ افراد دلسوزی هستند. حق مسلم نخبگان و آحاد مردم، پرسشگری است. ما هم باید در این زمینه همه دست‌اندرکاران، سعه صدر بیشتری داشته باشند؛ رسانهٔ ملی مجال بروز و گفت‌وگو بدهد منتها گفت‌وگوی بر مبنای صدق و بر مبنای امنیت ملی و بر مبنای کارشناسی، نه اینکه کوبیدن و یا در دفاع بی‌جا البته آنها اشکالی ندارد، اصلاً ضروری هم هست. حالا چه در میادین، چه در مطبوعات، چه در رسانه‌ها، چه در مجلس و یا هر جایی دیگر؛ اصلاً به تعبیر امام راحل‌مان خمینی کبیر، «تخطئه هدیهٔ الهی است»؛ اگر نباشد رشدی حاصل نمی‌شود و همه یک چیزی بگویند، اما دم خروس بعضی جاها می‌زند بیرون که این‌ها رفتارهای انتخاباتیِ نازل است. حالا من تعبیر بدتری به کار نمی‌برم؛ سطح پایینِ زودهنگامِ انتخابات است.

ما در جنگیم. هنوز که هنوز است آقای حسین محمدی کرمانشاهی که پای لانچر، دو دست و پا داده جلوی چشم‌مان است؛ ما کوله‌پشتی‌های بچه‌های میناب جلوی چشم‌مان است؛ ما مراسم‌ سالگرد شهدای جنگ ۱۲ روزه‌مان را در این روزها داریم و برخی هنوز سال‌شان تمام نشده، هنوز آقای شهیدمان و خانواده‌اش را تشییع نکردیم. یک کسی که یک عزیزش را از دست می‌دهد، یک هفته، ۴۰ روز، یک سال همه با او همدردی می‌کنند، خودش در حال و وضع دیگری است. چه‌جور ما بعضی از قبایل سیاسی‌مان ناجوانمردانه، با نامروتی در حق این ملت، در حق این کشور، این دعواهای سطحیِ نازلِ سیاسی را می‌آورند روی بستر ملی؟.

الان تمام دنیا می‌گوید شما پیروز این میدان بودید. مگر نبودیم؟، مگر نیامده بود اول قدرت اقتصادی، نظامی دنیا با آن هیمنه ما را نابود کند و به عصر حجر برگرداند، اما الان تسلیم شده؟، همین که ما هستیم، بزرگترین کار است. آن وقت شما الان بیایید بگویید این خسارت محض است. سطح توقعات را به گونه‌ای تعریف کنید که اگر یک وجب، دو وجب پایین‌تر از آن بود، همهٔ مردم احساس خسران و شکست و پژمردگی کنند. این بی‌انصافی و ناجوانمردی در حق این ملت، در حق این رزمندگان، در حق همین ملتِ مبعوث در خیابان‌ها، در حق دولت، مجلس، مذاکره‌کنندگانی که عین رزمنده در صحنه دیپلماسی جنگیدند تا حق این ملت تثبیت شود، است.

همه دارند اذعان می‌کنند، بعد در داخل عده‌ای خودزنی می‌کنند و بگوییم که مثلاً «کاپیتولاسیون» نعوذبالله، یا بگوییم که «خسارت محض» است و چهره پژمرده‌ای از وضعیت درست کنیم، عکسِ چیزی که در جبههٔ دشمن هویداست و به جان هم افتادند.

حزب‌الله لبنان، حتی دولت نااهل لبنان، رئیس‌جمهور نااهل‌اش که با رژیم صهیونیستی همدستی کردند و جلوی آنها نایستادند دارند از ایران تشکر می‌کنند که غیرت، همت و شجاعتی که پای ملت لبنان و پای حزب‌الله ما ایستادیم. شیخ نعیم قاسم پیام می‌دهد، آقای نبیه ‌بری و حتی رئیس‌جمهورش پیام می‌دهد و یا آن سیاستمدارش که خبرنگار از او می‌پرسد قضیه چیست که می‌گوید بروید از سفارت ایران بپرسید. یعنی ما شدیم مدافع مردم مظلوم لبنان و شیعیان آواره آنجا. این پیروزی نیست؟

کسانی که «نیل تا فرات» را می‌خواستند رقم بزنند، اما تهدیدات نظام ما معتبر شده است. یک زمانی می‌گفتند «حالا یک چیزی می‌گویند یا بلوف می‌زنند»، اما الان می‌گوییم اگر به ضاحیه وارد شوید، می‌زنیم؛ اگر از مرزهای لبنان نروید حتماً می‌زنیم؛ اگر این تعهدات گام به گام انجام نشود، حتماً ما تنگه هرمز را می‌بندیم. اختیار ایران، قدرت ایران، اقتدار ایران و این ملت و تهدید ما معتبر شده. این پیروزی نیست؟ که حالا یک عده بیایند کام مردم را تلخ کنند.

هنوز که هنوز است بعضی‌ها درس نگرفتند. این جفا و ظلم در حق این ملت است. درحالی‌که به صراحت رهبر شهید ما منع کردند و رهبر رشید ما، رهبر حی ما، با این تعابیر در ۷ خرداد، قبل از نمایان شدن این پیروزی است می‌گویند «ازجمله مصادیق تقوا، رعایت نعمت عظیم وحدت ملی و انسجام بی‌بدیلی است که حول پرچم ایران اسلامی به ملتِ بعثت‌یافته ارزانی شده؛ مهمترین عوامل ظفر در مقابل شیطان بزرگ.» حالا وقتی وحدت را خدشه‌دار کنند، اهتمام آحاد ملت، خصوصاً نخبگان فکری، سیاسی، ازجمله نمایندگان مجلس، به صیانت از این وحدت، ما مأمور به صیانت از وحدت ملی هستیم، پرهیز از اختلافات پوچ سیاسی، برجسته کردن تفاوت‌های اجتماعی و این طرح و نقشهٔ کور دشمن می‌دانند؛ آیا ما در آن پازل بازی کنیم؟. فشار محاصره، تبلیغات سیاسی، ایجاد تفرقه و تجزیهٔ اجتماعی، برای جبران شکست میدان نظامی است. یعنی ما برویم سمت در واقع بزک کردنِ پیروزی برای دشمن؟ که خودش اذعان دارد شکست خورده؟ یعنی او دارد می‌گوید ما شکست خوردیم، اهدافمان این بوده، حالا موشک همه دارند، این را هم داشته باشد، یا هسته‌ای هم بقیه دارند. اصلاً منطقه را دیگر رها کرده است. 

رهبر انقلاب می‌فرمایند اختلافات غیرموجه و حتی موجه که به نظر من بسیاری‌ ازآنها غیرموجه است و حتی به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند. الان بعضی‌ها متأسفانه پیامک‌های سازماندهی‌شده به بعضی از دوستان در مجلس یا نخبگان دیگر می‌دهند، تهدید به ترور می‌کنند. یعنی افرادی که این دستاوردها را به‌دست آوردند، در حد خائن به ملت معرفی می‌کنند. منبع این پیامک‌ها مشخص است، من نمی‌دانم چرا دستگاه‌هایی که مسئول هستند، در رسیدگی اهمال می‌کنند و یک عده که با پررویی تمام، با تلفن مشخص، پیامک‌های سازماندهی‌شده، ارسال انبوه می‌شود و می‌نویسند که نواب‌ها زنده‌اند؛ مگر؟ اینجا دورانِ خدای‌نکرده رژیم ستم‌شاهی پهلوی است که نواب‌ها دست‌به‌کار شوند؟؛ حکومت، عدل ولایت فقیه، ایران قوی و ملت همیشه در صحنه است که  قولاً و عملاً مظهر انسجام و یکپارچگی است، اما ما این را در بعضی‌ها نمی‌بینیم و ظن و گمان به همین می‌رود که آنها را باید نصیحت کرد و بهترین نصیحت را مردم در پای صندوق‌های انتخابات در آتیه خواهند کرد.

کسانی که در رونق کسب‌وکار دشمنان و گرمابخشی به آشِ شور دشمن برای نقشه‌های شوم دشمن برای این جامعه کمک می‌کنند، مردم آنهارا سرِ بزنگاه تشخیص می‌دهند و خادمانشان از خائنان را به راحتی متوجه می‌شوند. 

برای همین، عرضم این است: دوران پساجنگ، دوران جدیدی است. در عرصه رقابت سیاسی هم باید یک بازتعریفی داشته باشیم، در عرصه رسانه، گفت‌وگوی ملی، در عرصه کرسی‌های آزاداندیشی که خیلی موفق نبودیم. ما می‌توانیم همهٔ این‌ها را داشته باشیم با هدف امیدآفرینی، آینده بهتر و بهروزی این کشور و ملت.

باشگاه خبرنگاران جوان: یکی از مسائلی که خیلی مردم را در ایام جنگ رمضان آزار می‌داد، قطعی اینترنت بود. الان ما شاهد هستیم هر بحرانی که در کشور ایجاد می‌شود، یکی از اولین اقداماتی که صورت می‌گیرد قطعی اینترنت است. این قطعی اینترنت، آیا سیاستی بوده که توانسته باشد جلوی بحران‌ها را بگیرد؟ اگر نتواسته، پس چرا دائماً این سیاست دارد تکرار می‌شود؟

ما متأسفانه در خیلی از مسائل کشور، به‌جای اینکه ریشه را دریابیم، به حواشی‌اش می‌پردازیم. ریشه، مدیریت فضای مجازی است؛ نه بستن‌ آن. 

مدیریت فضای مجازی هم این است که ما سامانه‌های ملی‌مان قوی شوند، مثل شبکه‌های اجتماعی داخلی که باید سرورهای بزرگی داشته باشند، توان بازپروری و گردش کار ده‌ها میلیون جمعیت کشور را داشته باشند و با رسانه‌های خارجی که مدعی هستند، رقابت کنند لذا این شبکهٔ ملی اطلاع‌رسانی ما باید تقویت می‌شد، اما در این خصوص در سال‌های قبل کم‌کاری شده و مدیریت فقط قطع‌ اینترنت نیست. مدیریت این است که ما زیرساخت‌های داخلی‌مان را تقویت کنیم.  

این خیلی بد است که ما با یک حملهٔ نرم‌افزاری، برای چند روز چهار بانک ‌ما تعطیل شود؛ این ضعف است دیگر. این ضعف‌ها باید برطرف شود.

پس بحث امنیت و مدیریت اینترنت در فضای کشور است وگرنه باز و بسته بودنش که هنر نیست که یک سیم را شما بکشید همه را مختل کنید البته در شرایطی، در زمان محدودی یا جغرافیای خاصی، دستگاه امنیتی تصمیم می‌گیرند، آن مشکل ندارد، اما این می‌تواند نسخه دائمی باشد؟ حتما نه.

پس راه علاج در وطن است، راه علاج در زیرساخت است، راه علاج در حداکثرسازی توان ملی در شبکه است. وقتی آن باشد، دیگر باز و بسته شدنِ اینترنت بین‌المللی خیلی خطرزا نیست.  

باشگاه خبرنگاران جوان: قبل از جنگ، در مجمع نمایندگان استان تهران یک جلسه‌ای را با نمایندگان اصناف و بازاریان داشتید که در آنجا مشکلاتشان را مطرح کردند و اسم این مافیای نهاده‌های دامی و بقیه کالاهای اساسی هم در این جلسه مطرح شد، اما مسئله‌ای که الان وجود دارد این است که چرا توان مقابله با این مافیا وجود ندارد، به‌خصوص در بحث نهاده‌های دامی که خیلی کشور را تحت تأثیر خودش قرار داده و گرانی‌های زیادی را از این جهت متحمل هستیم؟ چرا آن برخورد لازم با این‌ها صورت نمی‌گیرد؟

ما در نظام دیوان‌سالاری‌مان یک دشمنی داریم با مردم، از قبل از انقلاب و بعد از انقلاب تا الان و در نظام دیوان‌سالاری کشور ریشه‌دار است و آن بروکراسی است. این بروکراسی‌ مجال می‌دهد عده‌ای منافذی را پیدا کنند و منافعشان را دنبال کنند و عده‌ای که می‌خواهند کار و کسب و خدمتی را ارائه بدهند، راه‌هایشان بسته شود که بحث ایجاد رانت، بحث ایستگاه‌های مشکل‌آفرین، گره زدن برای مسیرهای عده‌ای و اتوبان‌گشایی برای عده‌ای دیگر باشد.

متأسفانه در نهادهای دامی، سال‌هاست بازیگران محدودی هستند که دولت‌های مختلف که آمدند، هیچ‌کدام حریف این نشدند. که حالا بازنگری در نظام‌های مجوز باید انجام شود و انحصارزدایی شود. الان در بعضی از این حوزه‌ها ممکن است اسما بگویند انحصار نیست، هر کسی می‌تواند برود بیاید، اما توان مالی، لجستیک و عقبه‌های توانمندی برای همه یکسان نیست.

به نظرم اقتصاد مردمی، رفع انحصارات و کوتاه کردن دست بعضی از این‌هایی که سال‌هاست انحصار این چیزها را داشتند، با میدان دادن به کسب‌وکارهای خرد یا متوسط که در این حوزه‌ها می‌توانند عرصه‌های جدید را باز کنند، کار را انجام می‌دهد وگرنه در این شرایط حساس، همیشه عده‌ای مانع می‌شوند، می‌گویند حالا بالاخره کار کشور را رفع و رجوع می‌کنیم تا بعد و دائم عقب می‌اندازیم. ما اصلاحات اقتصادی یا رفع انحصار را دائم عقب می‌اندازیم به‌دلیل شرایط حساس و می‌گوییم این بلد است، این عادت کرده، این داره تجربه دارد، انبار دارد، اعتبار دارد و این مثلاً هزار تا کامیون می‌تواند بیاورد و آن مثلاً می‌تواند یک کشتی چند هزار تنی بیاورد.

به نظرم این موضوع قابل اصلاح است البته عزم جهادی می‌خواهد و قلم کشیدن روی رانت‌ها و امضاهای طلایی که زمینه‌هایش در دولت الکترونیک فراهم است؛ در الان، در نهاده‌ها کارهای بسیار خوبی در همین ایام جنگ انجام شد و نشان داد که دست کشور زیر ساطور و زیر مجوز بعضی‌ها که به‌دنبال محدودیت‌ها و انحصارات خودشان بودند، نمی‌ماند و نماند لذا تجربهٔ خوبی است که باید گسترش پیدا کند. 

باشگاه خبرنگاران جوان: درخصوص تبدیل وضعیت نیروهای شرکتی و حذف شرکت‌های واسطه و طرف‌قرارداد شدن کارکنان با آن نهادهای اصلی، یکسری مشکلاتی وجود دارد چون برخی از این شرکت‌ها می‌گویند ما شرکت تامین‌کننده نیرو نیستیم، بلکه شرکتی برای تامین بودجه هستیم و به این شکل دارند این قانون را دور می‌زنند که این قضیه در نهادهایی که زیرمجموعه وزارت کار نیستند، بیشتر مشهود است. برای جلوگیری از این اقدامات، آیا راهکاری دیده شده؟ و یا این یک باگ قانونی است که در این مصوبه وجود دارد و یا اقدامات خلاف قانونی است که این شرکت‌ها دارند انجام می‌دهند؟ 

نظامات حقوق و دستمزد‌مان در کشور، هفت‑هشت مدل است و این مناسب نیست. آموزش و پرورش، قضات، دانشگاهیان، شرکتی، قراردادی، رسمی، شهرداری‌ها، نهادها...، نمی‌شود یک کشور، دو نفر با یک بک‌گراند یا پیشینهٔ مشخص تخصصی یا سابقه، دو مدل حقوق و دستمزد بگیرند. مثلاً یک رئیس دفتر در دانشگاه تا آنجا هست یک مدل است، وقتی می‌رود به دستگاه ملی، حتی بین دستگاه‌های ملی و استانی، الان یک مهاجرتی هست از نیروهای کارآمد از یک دستگاه به دستگاه دیگر. چرا چون مزایا و رفاهیات‌اش این‌ها متفاوت است.

این طبق برنامه هفتم پشتوانه‌های سیاستی‌اش دیده شده و باید شورای حقوق و دستمزد، سازمان امور اداری و استخدامی و هیئت دولت، تصمیمات جدی بگیرند و به آن سیاست‌ها عمل کنند که فاصله حداقل و حداکثر حقوق و دستمزد از آن هفت برابری که بوده، بیشتر نشود.

الان در نظام کارگری، شما به حق ۶۰ درصد اضافه می‌کنید، بعد در نظام کارمندی‌ می‌شود ۲۰، ۳۰، ۴۰ درصد، و دو نفر که دو تا پیشینه از لحاظ اداری و استخدامی دارند فاصله بیفتند و از یک طرف انگیزه‌ها، مثلاً بحث کارشناسی، سوابق، باید حساب بشود، اما فاصله‌ها هم نباید این‌قدر باشد.

به نظرم عقب‌افتادگی بدی داریم در کشور و دوران پساجنگ، باید یک دوران عادلانه‌تر در حقوق و دستمزد باشد و بازنگری جدی صورت گیرد.  

عبدالحسین روح‌الامینی

باشگاه خبرنگاران جوان: شما در فوتبال طرفدار چه تیمی هستید؟ 

من طرفدار تیم ملی هستیم.

باشگاه خبرنگاران جوان: طرفدار چه تیم باشگاهی هستید؟ 

باشگاه تیم ملی ایران.

باشگاه خبرنگاران جوان: به نظرتان ایران می‌تواند در جام جهانی موفق شود؟ 

فوتبال یک توپ گرد است دیگر. درست است، تاکتیک و مدیریت و سابقه و آنالیز می‌کنند و الان هم که هوش مصنوعی آمده کمک می‌کند، رقبا همدیگر را خوب برانداز می‌کنند، اما بالاخره آخرش این توپ گرد است.

همین که مردم ما حالا غمگین نشدند، خیلی هم شاد نشدند اما غمگین نشدند، ما مساوی کردیم، خودش خیلی در آن فضا خوب است. هر چی که مردم را شاد کند و این عرق ملی و هویت ملی و این وطن را سرِ دست بگیرد، ما برایش کف و سوت و شادی هم می‌کنیم.

فضا که اصلاً خلاف فضای ضد انقلاب بود. نوشته‌هایی که پشت پیراهن بعضی‌ها بود و آمد بیرون؛ میدان با تو، سکو با ما؛ بزن که خوب می‌زنی. در آن فضای فرهنگی، اجتماعی که در انجاست، اما عشق به کشور، به وطن و تیمش را بروز می‌دهد، آن هم در آن سمپاشی‌هایی که یک عده بی‌خرد وقتی که ما گل می‌خوریم شادی می‌کنند. این دیگر واقعاً اوج حضیض است. در همه فارسی‌زبان‌ها نباید عرق ایرانی را دید چون پشت وطن کردند و روسیاه هستند.

باشگاه خبرنگاران جوان: ما در این ایام شاهد بودیم که یکی از خواننده‌های لس‌آنجلسی که از اول جنگ طرف ایران را می‌گرفت، به کشور برگشت و در میدان امام حسین (ع) برنامه اجرا کرد. نظرتان درباره این رویکرد چیست؟ 

من اخباری دارم بسیاری که حالا سنی هم ازشان گذشته، واسطه می‌تراشند، التماس می‌کنند حتی آن‌هایی که تریبون داشتند علیه نظام که بالاتر از خواننده‌ها هستند، از نخبگانی که مدعی بودند، سیاسیون، رسانه‌ها هستند. اخیراً شنیدم خانواده یا بستگانش را واسطه کرده که من سال‌های آخر عمرم ر می‌خواهم به ایران بیایم و از آنجایی که متعلق به آن هستند، منزجرند. این‌ها برکت این پیروزی‌هاست. که بالاخره ما یک ملتی بودیم که ایستادیم؛ می‌خواستند ما را سر ببرند، نتوانستند؛ به عصر حجر برگردانند، نتوانستند؛ می‌خواستند ریشه‌ ما را بکنند، نتوانستند. ما علی‌رغم همه صدماتی که خوردیم که صدمات سنگینی هم خوردیم، هستیم. هزاران ساله بودیم و هستیم.

حالا می‌خواهند برگردند به مام میهن، ما باید استقبال بکنیم. مگر کسی خودش دیگر نخواهد بیاید؟ وگرنه درها باز است. حتی مجرمینی هم که فرار کرده‌اند، ما استقبال می‌کنیم، بیایند همین‌جا محاکمه شوند. آنها هم دلشان می‌خواهد در همین کشور آخر عمرشان باشد. کارنامهٔ عمر یک نفر که به سر بیاید، هر جای دنیا باشد، خب به سر آمده. اما چه خوش در وطن، سر بر بالین آخر عمرشان بگذارند و خیلی‌ها دنبال این هستند.  

در ادامه فیلم کامل این مصاحبه را مشاهده می‌کنید. 

 

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار