باشگاه خبرنگاران جوان؛ اعظم پورکند - در ۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، در شهر تفریحی بورگناستوک سوئیس، نمایندگان ایالات متحده و ایران برای اولین بار پس از امضای یادداشت تفاهم، پای میز مذاکره نشستند. جیدی ونس، استیو ویتکاف و جرد کوشنر در یک طرف و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در طرف دیگر؛ و قطر و پاکستان در میان آنها به عنوان میانجیگرانی که بدون آنها دو طرف ظاهراً نمیتوانند حتی یک گفتگوی فنی را مدیریت کنند. همین جزئیات به تنهایی وضعیت اعتماد بین واشنگتن و تهران را نشان میدهد.
یادداشت تفاهم، نه یک معاهده صلح
یادداشت تفاهم امضا شده در ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶، یک معاهده صلح یا حتی یک توافق چارچوبی به معنای واقعی نیست. این یک بیانیه موقت و غیرالزامآور از قصد است که کارکرد اصلی آن پایان دادن به درگیری نیست، بلکه به تعویق انداختن مرحله بعدی آن است. هر موضوع - برنامه هستهای ایران، تحریمها، آزادی دریانوردی در تنگه هرمز، وضعیت لبنان، مکانیسمهای جلوگیری از تشدید نظامی - به یک دوره مذاکره ۶۰ روزه موکول شده است.
واشنگتن سعی کرده این را به عنوان یک پیروزی دیپلماتیک معرفی کند، اما واقعیت این است که ایالات متحده در وادار کردن ایران به تسلیم ناکام ماند. ایران حملات، تحریمها و تهدیدها را تحمل کرد و همچنان به عنوان طرفی با خواستههای خود پای میز مذاکره آمد.
در مورد هستهای، ایران موافقت کرده است که فعالیتهای غنیسازی را در طول پنجره ۶۰ روزه به حالت تعلیق درآورد، اما هیچ محدودیت دائمی ایجاد نشده است. زیرساختهای اصلی دست نخورده باقی مانده است و در صورت شکست مذاکرات، تعلیق ظرف چند روز قابل بازگشت است. در مورد تحریمها نیز، هیچ تحریمی لغو نشده و داراییهای مسدودشده ایران به طور کامل بازگردانده نشده است. مفاد مربوط به تنگه هرمز نیز شکنندهترین بخشها هستند و هیچ مکانیسم اجرایی، نهاد نظارتی یا پروتکل پاسخگویی مشخصی ندارند.
اسرائیل به عنوان تهدیدی ساختاری برای توافق
عامل اسرائیل، این یادداشت را از شکننده به تقریباً غیرقابل اجرا تبدیل میکند. توافق ایران و آمریکا، آزادی عمل اسرائیل را محدود میکند. نتانیاهو به صراحت اعلام کرده که تا زمانی که در دفتر کار است، ایران به سلاح هستهای دست نخواهد یافت. این پیام مستقیمی به واشنگتن است که اسرائیل حق اقدام را برای خود محفوظ میدارد. وزیر جنگ اسرائیل نیز تأیید کرده که نیروهای اسرائیلی در لبنان در مواجهه با تهدید، آزادی عمل کامل دارند. هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، نیز تأکید کرد که اسرائیل همیشه در کمین فرصت برای تضعیف اوضاع است.
ترامپ یک دلیل سیاسی داخلی برای این توافق دارد. بر اساس دادههای سیبیاس، ۷۸ درصد آمریکاییها خواستار توقف فوری جنگ با ایران هستند. کاهش قیمت سوخت و کاهش فشار بر زنجیرههای تأمین پس از امضای یادداشت، برای دولتی که با اعداد محبوبیت تاریخی دشوار روبروست، ضروری است. ترامپ میتواند این را به عنوان پیروزی خود نشان دهد، اما واقعیت این است که دولت با اهداف حداکثری وارد درگیری شد و با یک سند غیرالزامآور ۶۰ روزه خارج شد که هیچیک از آنها را حل نکرده است.
چه چیزی در پس نمایش نهفته است؟
دولت ترامپ یک توقف تاکتیکی عمدی ایجاد کرده است، نه یک عقبنشینی یا تغییر جهت به سمت دیپلماسی. ایران نیز از این موضوع آگاه است و از این ۶۰ روز برای بازسازی زیرساختهای تخریبشده و تحکیم روابط با نیابتیهای منطقهای خود استفاده خواهد کرد. دیدگاه خوشبینانه - که هر دو طرف به سمت یک توافق پایدار حرکت کنند - نیاز به شرایطی دارد که در حال حاضر وجود ندارد.
بنابراین، نشست ۲۱ ژوئن یک توافق صلح نبود و حتی پایهای برای آن نبود. این یک توقف بود؛ لحظهای که هر دو طرف تشخیص دادند که هیچیک نمیتواند دیگری را به سرعت از پای درآورد. اختلافات ساختاری که منجر به درگیری شد - عزم آمریکا برای محدود کردن قدرت ایران، عزم ایران برای حفظ آن، و اصرار اسرائیل - هیچیک تغییر نکرده است. یادداشت تفاهم فقط زمان خرید؛ و زمان خنثی است. فقط به هر دو طرف فضایی میدهد تا تصمیم بگیرند واقعاً برای چه چیزی آماده میشوند.
منبع: آر تی