«تنها نخواهم ماند» از دل جست‌وجوی پنج‌ساله یک پدر برای یافتن گیرنده قلب فرزندش شکل گرفت؛ مستندی که اکنون مهم‌ترین جایزه جشنواره پاسینتی ایتالیا را از آن خود کرده است.

باشگاه خبرنگاران جوان؛ دل‌آرا ودودی - مستند «تنها نخواهم ماند» به کارگردانی یاسر طالبی موفق شد جایزه فرانچسکو پاسینتی ۲۰۲۶، بالاترین نشان بیست‌وسومین دوره جشنواره فیلم پاسینتی ایتالیا را از میان بیش از دو هزار فیلم ارسالی از سراسر جهان به دست آورد. این فیلم داستان زوج سالمندی را روایت می‌کند که پس از مرگ مغزی فرزندشان، با تصمیمی دشوار اعضای بدن او را به بیماران نیازمند اهدا می‌کنند.

یاسر طالبی درباره دلیل ارتباط گسترده مخاطبان خارجی با این اثر می‌گوید: «من اصولاً هنگام ساخت فیلم به دنبال انتقال یک پیام مشخص نیستم. آنچه برای من اهمیت دارد، کشف یک زندگی، یک موقعیت انسانی و یک درگیری واقعی است. اگر شخصیت‌ها، تردیدها، ترس‌ها و انتخاب‌هایشان بتوانند مرا به عنوان فیلمساز درگیر کنند، احتمالاً مخاطب هم با آن‌ها همراه خواهد شد.»

او معتقد است جهان‌شمول بودن موضوع فیلم مهم‌ترین دلیل ارتباط مخاطبان بین‌المللی با آن است و توضیح می‌دهد: «فیلم درباره مرگ، فقدان، عشق خانوادگی و تصمیمی بسیار دشوار در بحرانی‌ترین لحظه زندگی یک خانواده است؛ مسائلی که محدود به ایران، یک فرهنگ یا یک زبان خاص نیستند.»

طالبی با اشاره به لایه‌های عمیق‌تر اثر می‌افزاید: «در ظاهر با زندگی یک زوج سالمند در روستایی دورافتاده در شمال ایران روبه‌رو هستیم، اما در لایه‌های عمیق‌تر، فیلم درباره مواجهه انسان با سوگ و تلاش برای یافتن معنایی برای ادامه زندگی است. تصمیم این خانواده برای اهدای اعضای بدن فرزندشان، در دل یک تراژدی شخصی، به روایتی از بخشش و تداوم حیات تبدیل می‌شود.»

از یک تراژدی شخصی تا روایتی جهانی

او همچنین به تأثیر اجتماعی این تصمیم اشاره می‌کند و می‌گوید: «در بسیاری از جوامع سنتی، از جمله روستایی که فیلم در آن ساخته شده، فرهنگ اهدای عضو چندان شناخته‌شده نبود و شخصیت‌های فیلم نیز در تصمیم‌گیری خود با تردیدها و فشارهای اجتماعی مواجه بودند. امروز اگر به روستای تلوکلا بروید، تابلویی در ورودی روستا نصب شده که یاد و اقدام انسان‌دوستانه حسن رضایی را گرامی می‌دارد؛ این نشان می‌دهد که یک تصمیم فردی چگونه می‌تواند بر یک جامعه اثر بگذارد.»

به گفته این مستندساز، «مخاطبان خارجی بیش از هر چیز با صداقت شخصیت‌ها ارتباط برقرار می‌کنند. در سینمای مستند، واقعیت اغلب از هر فیلمنامه‌ای تأثیرگذارتر است و این خانواده زندگی واقعی خود را مقابل دوربین زیسته‌اند.»

اعتماد؛ مهم‌ترین سرمایه یک مستندساز

طالبی درباره شکل‌گیری اعتماد میان خود و شخصیت‌های فیلم نیز می‌گوید: «اعتماد مهم‌ترین سرمایه یک مستندساز است؛ چیزی که نه با قرارداد به دست می‌آید و نه با چند جلسه گفت‌وگو.»

او ادامه می‌دهد: «روش کاری من بر مشاهده و همراهی طولانی‌مدت استوار است. من معمولاً از پیش یک داستان طراحی نمی‌کنم که بعد بخواهم شخصیت‌ها را در آن جای دهم. برعکس، اجازه می‌دهم داستان از دل زندگی واقعی آدم‌ها شکل بگیرد و این فرایند زمان می‌خواهد.»

به گفته او، «شخصیت‌ها باید مطمئن شوند که دوربین قرار نیست از رنج یا ضعف آن‌ها بهره‌برداری کند، بلکه قرار است حافظ بخشی از حافظه و تجربه زیسته آن‌ها باشد.»

کارگردان «تنها نخواهم ماند» درباره رابطه‌ای که در طول سال‌های فیلمبرداری با شخصیت‌های اصلی شکل گرفت، می‌گوید: «در طول سال‌های فیلمبرداری، رابطه ما از یک همکاری حرفه‌ای فراتر رفت. سیدجلال و بی‌بی ثریا مرا به عنوان بخشی از زندگی خود پذیرفتند. همین اعتماد و همراهی بود که امکان ثبت لحظاتی را فراهم کرد که شاید در شرایط دیگر هرگز قابل دسترسی نبود.»

از اهدای عضو تا روایت سوگواری و امید

او همچنین به تأثیر این پروژه بر نگاه شخصی خود اشاره می‌کند و می‌گوید: «وقتی فیلم را آغاز کردم، تصور می‌کردم قرار است فیلمی درباره اهدای عضو بسازم. اما به مرور فهمیدم که در واقع با فیلمی درباره سوگواری، پیری، تنهایی و امید سروکار دارم.»

طالبی توضیح می‌دهد: «در ابتدا به پیشنهاد دوست عزیزم، دکتر علی رمضانی پاچی، وارد این پروژه شدم تا ادای دینی به خانواده رضایی داشته باشم. قرار بود فیلمی کوتاه ساخته شود و تمام. اما خود سیدجلال باعث شد مسیر پروژه تغییر کند. او تنها یک آرزو داشت؛ پیدا کردن گیرنده قلب فرزندش.»

او می‌افزاید: «از آنجا که هویت اهداکنندگان و گیرندگان اعضا محرمانه است، این جست‌وجو بسیار پیچیده و زمان‌بر شد و همین مسئله باعث شد فیلم طی پنج سال شکل بگیرد. در این مدت، نه تنها شخصیت‌ها تغییر کردند، بلکه نگاه من نیز تغییر کرد. اگر در ابتدا مرگ حسن محور روایت بود، به تدریج آخرین آرزوی پدر و تلاش او برای یافتن نشانه‌ای از ادامه حیات فرزندش به هسته اصلی فیلم تبدیل شد.»

شکل‌گیری روایت از دل زندگی

طالبی درباره ساختار روایی فیلم نیز معتقد است: «در سینمای مستند مشاهده‌گر، ساختار از پیش نوشته نمی‌شود. ما با زندگی واقعی سر و کار داریم و زندگی معمولاً از قواعد کلاسیک درام پیروی نمی‌کند.»

او ادامه می‌دهد: «مهم‌ترین وظیفه ما در طول این سال‌ها، تشخیص لحظاتی بود که بتوانند ستون‌های اصلی روایت را شکل دهند.»

به گفته وی، «خوشبختانه زندگی شخصیت‌ها خود دارای یک مسیر دراماتیک طبیعی بود؛ از فقدان و سوگ، تا سال‌های پس از آن و در نهایت تلاش برای تحقق آخرین آرزوی پدر. در مرحله تدوین، تلاش کردیم به جای تأکید بر اطلاعات و توضیح، بر تجربه زیسته شخصیت‌ها تمرکز کنیم.»

طالبی درباره رویکرد خود در روایت این داستان نیز می‌گوید: «برای من مهم بود که مخاطب فقط درباره این خانواده چیزی نداند، بلکه بخشی از احساسات و زیست آن‌ها را تجربه کند. به همین دلیل فیلم بیشتر بر مشاهده، زمان و حضور استوار است تا بر گفتار و توضیح.»

روایت یک تصمیم در دل بزرگ‌ترین رنج زندگی

او در پایان با تأکید بر تأثیر این تجربه بر مسیر حرفه‌ای خود می‌گوید: «هر فیلم برای من بیش از آنکه یک موفقیت باشد، یک تجربه یادگیری است. "تنها نخواهم ماند" بار دیگر به من یادآوری کرد که عمیق‌ترین داستان‌ها معمولاً در زندگی انسان‌های عادی پنهان شده‌اند؛ آدم‌هایی که شاید هرگز خودشان را قهرمان ندانند، اما زندگی‌شان سرشار از لحظات بزرگ انسانی است.»

طالبی می‌افزاید: «این تجربه باعث شده بیش از گذشته به سینمای مشاهده‌گر و روایت‌های بلندمدت علاقه‌مند شوم؛ فیلم‌هایی که به شخصیت‌ها فرصت می‌دهند مقابل دوربین زندگی کنند، نه اینکه صرفاً درباره زندگی‌شان صحبت کنند.»

او با اشاره به پروژه‌های جدید خود می‌گوید: «پروژه‌های اخیر من از جمله هیچ دوستی جز کوهستان و دو خواهر نیز ادامه همین مسیر هستند؛ روایت‌هایی درباره حافظه، مهاجرت، از دست رفتن شیوه‌های زندگی و تلاش انسان برای حفظ کرامت و هویت خود در جهانی که مدام در حال تغییر است.»

کارگردان «تنها نخواهم ماند» در پایان تأکید می‌کند: «مایلم بگویم این جایزه را بیش از آنکه موفقیت یک فیلم بدانم، موفقیت شخصیت‌های آن می‌دانم. سیدجلال رضایی و بی‌بی ثریا نشاطی در دل یکی از بزرگ‌ترین رنج‌های زندگی‌شان، تصمیمی گرفتند که به تولد دوباره ۱۶ انسان انجامید. آن‌ها نه سیاستمدار بودند، نه چهره‌ای شناخته‌شده؛ فقط پدر و مادری بودند که در اوج اندوه، راهی برای بخشیدن زندگی به دیگران پیدا کردند.»

او در پایان می‌گوید: «اگر تنها نخواهم ماند توانسته مخاطبان را تحت تأثیر قرار دهد، دلیلش پیش از هر چیز قدرت، صداقت و بزرگواری این خانواده است. من فقط تلاش کردم شاهدی صادق برای روایت زندگی آن‌ها باشم. شاید ارزشمندترین دستاورد فیلم هم همین باشد که امروز در روستای تلوکلا، جایی که روزگاری کسی درباره اهدای عضو سخن نمی‌گفت، نام حسن رضایی به نمادی از بخشش و زندگی تبدیل شده است.»

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار