نسل زد آموخته است شخصیت غمگینی در دنیای مجازی به نمایش بگذارد، حتی دربارۀ سلامت روان حرف بزند، اما نگذارد کسی به دنیای درونی‌اش راه پیدا کند.

باشگاه خبرنگاران جوان - چطور می‌شود به کسی بگوییم دارد غرق می‌شود، اما همه‌چیز هم تحت‌کنترل است؟ پاسخ این سؤال برای نسل‌های قبل روان‌درمانی بود: اتاقی با نور ملایم؛ غریبه‌ای که با مهربانی نگاهتان می‌کند؛ و ۵۰ دقیقه وقت برای اینکه سفرۀ دلتان را باز کنید. اما برای بسیاری از نسل‌زدی‌ها روان‌درمانی پناهگاهی امن نیست، بلکه اتاقی است تاریک و دلگیر با بوی مواد ضدعفونی‌کننده که گران‌تر از آن است که از عهدۀ هزینه‌هایش برآیند. و بدتر از آن، دیگر دارد ... خز می‌شود. یک نظرسنجی جدید نشان می‌دهد که ۳۷ درصدِ نسل‌زدی‌ها مراجعه به روان‌درمانی را نشانۀ ضعف می‌دانند.

در تیک‌تاک ویدئوهای طنز پربازدیدی وجود دارد با عنوان «چه حسی راجع ‌بهش داری؟» در این ویدئوها، تیک‌تاکرهای نسل زدی، با آه‌کشیدن‌های اغراق‌آمیز و نگاه‌های کلافه و خسته، روان‌درمانگران را مسخره می‌کنند.

مسئله فراتر از مسائل مالی یا در دسترس‌بودنِ روان‌درمانی است. مسئله سر شکافِ فرهنگی‌ای است که دربارۀ معنای کمک‌خواستن، آسیب‌پذیربودن و التیام‌پیداکردن ایجاد شده است. نسل زد آموخته است شخصیت غمگینی در دنیای مجازی به نمایش بگذارد، حتی دربارۀ سلامت روان حرف بزند، اما نگذارد کسی به دنیای درونی‌اش راه پیدا کند. از نگاه نسل زد، روان‌درمانیِ سنتی نمایشی بیش نیست و ترجیح می‌دهند سراغش نروند. این در حالی است که در بین همین نسل، بیشترین نرخ اضطراب و افسردگی و افکار خودکشی گزارش می‌شود.

نسل‌ زد ترجیح می‌دهد درد و رنج‌هایش را به‌صورت آنلاین در قالب اعترافات، میم‌ها و ترندهای پربازدید ابراز کند، ولی سراغ روان‌درمانی که برای نسل‌های پیشین حکم پناهگاه را داشت، نرود. اما عاقبت این روی‌گردانی چیست؟

تناقض اینجاست که این نسل، بیش از هر نسل دیگری، بر «زبان روان‌درمانی» مسلط است و از اصطلاحات آن استفاده می‌کند: نسل‌ زدی‌ها «مرز»هایشان را می‌شناسند، «واکنش‌هایشان به تروما» را می‌دانند، نشانه‌های ای‌دی‌اچ‌دی را از حفظ‌اند، اما به روان‌درمانگران اعتماد نمی‌کنند. به‌جایش راه تازه‌ای برای تخلیۀ هیجان پیدا کرده‌اند. چیزی که خودشان نامش را «از پا درآمدن» گذاشته‌اند. منظور از این تعبیر، ویدئو‌هایی است که برای تیک‌تاک یا اینستاگرام ساخته می‌شوند و در آن فرد، لحظۀ فروپاشی روانی‌اش را به تصویر می‌کشد - جلوی آیینه، توی ماشین یا هر جای دیگر.

این نوع تخلیۀ روانیِ نمایشی امن و تحت کنترلِ کامل خود فرد است. بااین‌حال روشن نیست که واقعاً چقدر کمک‌کننده است. چرا که علی‌رغم همۀ این‌ها آمار ناخشنودی‌های روانی دائماً در حال افزایش است.

مت هاسی، تراپیست بریتانیایی، می‌گوید: نسل زد به روان‌درمانی بی‌اعتماد است، همانطور که به همۀ نهادهای اجتماعی دیگر، از جمله دولت بی‌اعتماد است. از طرف دیگر، نحوۀ بیانِ «درد روانی» در میان نسل‌زدی‌ها متفاوت است. آن‌ها استاد روایت درد خود در فضای مجازی‌اند، اما از پاسخ به درخواست‌هایی مثل «از کودکی‌ات بگو» یا «چه احساسی بهش داری» طفره می‌رود. در نهایت، باید وفاداری عمیقی را در نظر گرفت که نسل زد به همسالان خود دارد. آن‌ها همۀ بزرگسالان -از جمله روان‌درمانگران- را غریبه می‌دانند، کسانی که درکی از احوالات آن‌ها ندارند.

منبع: ترجمان علوم انسانی

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار