تهدید جدید ترامپ مبنی بر تصرف زیرساخت‌های نفتی ایران و کنترل بازار انرژی، یک رونوشت ناشیانه از سرنگونی مادورو در ونزوئلا و سقوط مصدق در ایران است.

باشگاه خبرنگاران جوان - غرش موشک‌ها در پایگاه‌های منطقه‌ای آمریکا، تنگه هرمزی که مسدود شده و قیمت‌ نفت نشان می‌دهد که این بار، چرخ تاریخ قرار نیست به عقب برگردد.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، بار دیگر زبان به تهدید نظامی علیه ایران گشود؛ او عصر دیروز با انتشار پستی در شبکه اجتماعی با مقایسه ایران و ونزوئلا مدعی شد: «خارک و سایر نقاط زیرساخت نفتی را تصرف خواهیم کرد و کنترل کامل بازارهای نفت و گاز آن‌ها را به دست خواهیم گرفت، دقیقاً مانند کاری که با ونزوئلا انجام دادیم.» 

ترامپ پیش از این نیز در ایام جنگ ۳۹ روزه در قالب ادعای فرستادن کماندوهای آمریکایی مطرح شده بود و هرگز جرئت اجرای آن وجود نداشت. 

جمهوری اسلامی ایران در شب‌های گذشته بارها پاسخ نقض آتش‌بس آمریکا را با حمله به پایگاه‌هایش در منطقه داده و تنگه هرمز نیز همچنان مسدود است؛ مسئله‌ای که بازارهای جهانی انرژی را به نوسان انداخته و قیمت‌ها هر روز رکوردهای بالاتری را تجربه می‌کنند. 

اشتباه محاسباتی بزرگ ترامپ در این است که تصور می‌کند جغرافیای سیاسی امروز، همان آمریکای لاتین یا ایرانِ بی‌دفاع سال ۱۳۳۲ است. 

طمع غرب برای کنترل منابع انرژی این مرز و بوم، داستانی کهنه است. در هشتاد سال گذشته، اسناد مکتوب بارها ثابت کرده‌اند که چطور دخالت بیگانگان، سرنوشت ملت‌ها را دستخوش تغییر کرد.

دوایت آیزنهاور، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، دقیقاً ۷ هفته پس از کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲، در صفحه ۱۰ روزنوشت شخصی خود به تاریخ ۸ اکتبر ۱۹۵۳ [۱۶ مهر ۱۳۳۲]، پس از دریافت گزارش کرمیت روزولت، مأمور سیا، با شگفتی از این عملیات مخفی یاد می‌کند و می‌نویسد: «تحول دیگری که ما به انجام آن کمک کردیم، بازگرداندن شاه به قدرت در ایران و برکناری مصدق بود. کاری که ما کردیم عملیاتی مخفی بود. 

اگر به اطلاع عموم می‌رسید، ما نه‌تنها در آن منطقه شرمنده می‌شدیم، بلکه شانس ما برای انجام هر کاری مشابه در آینده تقریباً به طور کامل از بین می‌رفت.» 

آیزنهاور در این روزنوشت‌ها فاش می‌کند که گزارش مأمور سیا «بیشتر شبیه یک ملودرام بود تا شرح یک واقعه تاریخی» و تحسین می‌کند که چطور با وجود فرار محمدرضا پهلوی به بغداد، مأمور آن‌ها توانست وضعیت را تماماً معکوس کند.

این دخالت عریان، در منابع تاریخی متعدد دیگری نیز ثبت شده است؛ آنجا که اندریو توالی (Andrew Tully)، مفسر آمریکایی، در کتاب خود می‌نویسد: «احمقانه است که بعضی‌ها نوشته‌اند مصدق را ایرانی‌ها برانداختند؛ این عملیات از اول تا آخر یک یورش آمریکایی بود.» 

اسناد تاریخی نشان می‌دهند که در روز کودتا، از پتو و ژنراتور گرفته تا تفنگ‌ها، ارابه‌های جنگی و زره‌پوش‌های خیابان‌های تهران، همگی از طریق کمک‌های نظامی آمریکا تهیه شده بود تا به تعبیر کتاب عربستان بدون سلاطین فرد هالیدی، «حکومت ضد آمریکایی ایران ساقط شود.» 

حتی کار به جایی رسید که به دلیل کافی نبودن ریال‌های بانک ملی، دلار به پول رسمی تهران در روز کودتا تبدیل شد تا بتوانند هزینه کودتاچیان را پرداخت کنند، چنان که عده‌ای از کودتاچیان حتی پول تاکسی را هم به دلار می‌پرداختند.

مطبوعات جهان طی سالهای بعد از کودتا حقایقی را افشا کردند و کودتای ۲۸ مرداد و سقوط مصدق، در مطبوعاتی چون ساتردی ایوینینگ پست (۱۹۵۴)، نیویورک تایمز (۱۹۶۱) و روزنامه آلمانی دی چایت (۱۹۶۶) علناً به عنوان پیروزی و نقش اصلی سازمان «سیا» تایید شد؛ جریانی که حتی آنتونی ایدن، وزیر خارجه وقت انگلیس را چنان سرشار از ابراز رضایت کرد که در خاطراتش نوشت با شنیدن خبر سقوط مصدق، «آن شب به خوشحالی وصول این خبر خواب راحتی کردم.» 

اما امروز، ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ نیست که آمریکایی‌ها فرمان نخست وزیری سرلشگر فضل‌الله زاهدی را با دستخط‌های سفید امضای محمدرضا پهلوی و به دستور سفارت آمریکا بر سر کار بیاورند و نه ایران ونزوئلاست که ترامپ بتواند برای نفت و سرنوشت ملتش تصمیم بگیرد.

امروز کاخ سفید با ایرانی مواجه است که معادلات قدرت در منطقه را با تکیه بر توان بومی خود رقم می‌زند. 

منبع: فارس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha