باشگاه خبرنگاران جوان - سرزنش در روانشناسی خانواده به عنوان یکی از «چهار سوار سرنوشت» (تعبیر دکتر جان گاتمن) شناخته میشود که میتواند پایههای مستحکمترین ازدواجها را سست کند. سرزنش کردن، تلاشی ناخودآگاه برای تخلیه خشم و فرار از مسئولیت است، اما بهایی که برای آن پرداخت میشود، از دست رفتن صمیمیت و ایجاد شکافی است که گاهی سالها پر نمیشود.
علم روانشناسی درباره سرزنش چه میگوید؟
روانشناسان معاصر معتقدند سرزنشگری بیش از آنکه درباره خطای طرف مقابل باشد، درباره ناتوانی فرد سرزنشگر در مدیریت احساسات خودش است.
وقتی فردی تحت فشار است، به جای مواجهه با اضطراب خود، آن را به شکل اتهام به همسرش منتقل میکند. در واقع سرزنش، یک «سپر دفاعی» است تا فرد مجبور نشود با سهم خود در مشکلات روبهرو شود.
دکتر جان گاتمن، برجستهترین پژوهشگر خانواده در جهان، معتقد است «شکایت» بر یک رفتار خاص تمرکز دارد (مثلاً: ناراحتم که ظرفها شسته نشدن)، اما «سرزنش/انتقاد» به شخصیت حمله میکند (مثلاً: تو کلاً آدم بیمسئولیتی هستی). سرزنش، شخصیت همسر را ترور میکند و او را در وضعیت تدافعی قرار میدهد.
افرادی که در کودکی مدام سرزنش شدهاند در بزرگسالی یا به شدت سرزنشگر میشوند (برای کنترل اوضاع) یا به شدت در برابر کوچکترین تذکری فرو میریزند.
اسلام به عنوان دینی که بر پایه «مودت و رحمت» بنا شده، زبان را ابزاری برای پیوند دلها میداند، نه سلاحی برای درهم شکستن شخصیت دیگران.
در متون اسلامی، شکستن دل مؤمن و تحقیر او گناهی بزرگ شمرده شده است. پیامبر اکرم (ص) میفرمایند: «هر کس مؤمنی را برای گناهی (یا خطایی) سرزنش کند، نمیرد تا خود به آن مبتلا شود.» این نشاندهنده اثر وضعی و بازگشت انرژی منفی سرزنش به خود فرد است.
خداوند «ستارالعیوب» است و از همسران میخواهد که «لباس» یکدیگر باشند (هنّ لباسٌ لکم و انتم لباسٌ لهنّ). لباس دو کارکرد دارد: هم پوشاندن عیوب و هم محافظت. سرزنشگری، دقیقاً نقطه مقابل این دستور قرآنی است؛ یعنی عریان کردن ضعفهای همسر و ضربه زدن به او.
در سیره معصومین، «رفق» (نرمخویی) کلید مدیریت خانه است. امام علی (ع) میفرمایند: «زیادهروی در ملامت و سرزنش، آتش لجاجت را شعلهور میکند.» این دقیقاً همان چیزی است که روانشناسی مدرن به آن «واکنش تدافعی» میگوید.
بیایید به چند سناریوی رایج در زندگیهای ایرانی نگاه کنیم که سرزنش چگونه عشق را به حاشیه میبرد:
مالی: مرد در یک سرمایهگذاری شکست خورده است. زن به جای همدلی میگوید: «صد بار گفتم با برادرت شریک نشو، تو همیشه میخوای ادای آدمای پولدارو دربیاری!» (نتیجه: مرد احساس بیکفایتی کرده و از خانه گریزان میشود).
خانوادگی: زن از رفتار مادرشوهرش رنجیده است. مرد میگوید: «حتماً خودت یه حرفی زدی که اونم جوابتو داده، کلاً تو با هیچکس نمیتونی بسازی!» (نتیجه: زن احساس تنهایی مطلق کرده و خشمش نسبت به خانواده همسر دوچندان میشود).
تربیت فرزند: فرزند نمره پایینی گرفته است. یکی از والدین به دیگری میگوید: «این نتیجه تربیت توئه، از بس که لوسش کردی!» (نتیجه: تبدیل شدن فرزند به ابزاری برای تسویهحساب زوجین).
برای عبور از فضای سمی سرزنش، باید از تکنیکهای «ارتباط بدون خشونت» (NVC) و تمرینات خودآگاهی استفاده کرد:
تکنیک «پیام من» به جای «پیام تو»
به جای اینکه انگشت اتهام را سمت همسرتان بگیرید («تو» همیشه دیر میآیی)، از احساس خودتان بگویید:
اشتباه: «تو خیلی بیفکری که نگران من نمیشی.»
درست: «وقتی دیر میای و به من خبر نمیدی، من احساس نگرانی و بیارزشی میکنم. نیاز دارم که با یه پیام بهم خبر بدی.»
تحقیقات گاتمن نشان میدهد در رابطههای پایدار، به ازای هر ۱ تعامل منفی (مثل تذکر یا انتقاد)، باید حداقل ۵ تعامل مثبت (تحسین، تشکر، لمس فیزیکی، لبخند) وجود داشته باشد. اگر مخزن عاطفی همسر شما پر باشد، یک تذکر کوچک را سرزنش تلقی نمیکند.
مشکل را در همان لحظه اول با فریاد یا اتهام مطرح نکنید. با یک جمله مثبت یا توصیف موقعیت شروع کنید.
«میدونم خستهای و خیلی کار داری، اما ممنون میشم اگه کمکم کنی این ظرفها رو جمع کنیم تا شب بتونیم با هم فیلم ببینیم.»
پشت هر سرزنشی یک «نیاز برآورده نشده» وجود دارد. وقتی میگویید «تو اصلاً به من اهمیت نمیدی»، نیاز واقعی شما «دیده شدن و توجه» است. یاد بگیرید به جای حمله به همسر، نیاز خود را شفاف و محترمانه بیان کنید.
قبل از پرتاب کردن کلامی که بوی سرزنش میدهد، ۳ ثانیه مکث کنید و از خود بپرسید: «آیا این حرف من به حل مشکل کمک میکند یا فقط دلم را خنک میکند؟» اگر دومی بود، سکوت کنید.
در ذهن خود بازنگری کنید. همسر شما دشمن شما نیست، بلکه شریک شماست. مشکل (مثلاً بیپولی یا بینظمی) دشمن مشترک است. به جای جنگیدن با هم، در کنار هم بایستید و به مشکل شلیک کنید.
اگر همسری سرزنشگر دارید، به جای مقابلهبهمثل (که بنزین روی آتش است):
حصار دفاعی را پایین بیاورید: اگر بخشی از حرف او درست است، بپذیرید (مثلاً: حق داری، واقعاً یادم رفت نون بگیرم). این کار خشم او را تخلیه میکند.
مرزگذاری محترمانه: بگویید: «من حاضرم درباره این مشکل باهات حرف بزنم، اما وقتی با لحن تند منو متهم میکنی، شنیدنم برام سخت میشه. لطفاً با آرامش بگو چی میخوای.»
سرزنش کردن، شاید در کوتاهمدت باعث شود همسرتان از ترس یا خجالت کاری را انجام دهد، اما در بلندمدت بذر «انزجار» را در دل او میکارد. طبق آموزههای اسلامی و روانشناسی، رابطهای پایدار است که در آن افراد به جای قاضی بودن، برای هم «پناهگاه» باشند.
فراموش نکنیم که کلمات ما، معماران دنیای همسرمان هستند. با کلماتمان برای او خانهای سرشار از اعتماد بسازیم، نه زندانی لبریز از شرم. تغییر را از همین امروز و با حذف اولین «تو چرا...؟» آغاز کنید.
منابع پیشنهادی
کتاب «هفت اصل موفقیت در ازدواج» نوشته جان گاتمن
کتاب «ارتباط بدون خشونت» نوشته مارشال روزنبرگ
مبحث «اخلاق در خانواده» از دیدگاه علامه طباطبایی
منبع: فارس