جنگ رمضان فقط رویارویی نظامی نبود؛ لحظه‌ای تاریخی در بازتعریف جایگاه تمدن ایران بود.

باشگاه خبرنگاران جوان - جنگ رمضان فقط رویارویی نظامی نبود؛ لحظه‌ای تاریخی در بازتعریف جایگاه تمدن ایران بود. حمله ناجوانمردانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، کشور را در برابر آزمونی قرار داد که جنس آن صرفاً دفاع سرزمینی محدود نمی‌شد. آزمون حکمرانی، روایت، دیپلماسی، حقوق بین‌الملل، اقتصاد انرژی و قدرت اقناع داخلی در تشکیل سنگرهای غلبه اجتماعی نیز بود. در چنین وضعیتی، تنگه هرمز از آبراه راهبردی به میدان پیچیده تصمیم‌سازی تبدیل شد؛ میدانی که در آن هر تصمیم، هم پیام امنیتی داشت، هم پیام اقتصادی، هم پیام حقوقی و هم پیام تمدنی.

ایران در چنین شرایطی از حقی استفاده کرد که ریشه در موقعیت ژئوپلیتیک، حقوق بین‌الملل و ضرورت صیانت از امنیت ملی داشت؛ مدیریت عبور از تنگه هرمز به عنوان قاعده‌گذاری مسئولانه در نقطه‌ای که شریان انرژی جهان از آن عبور می‌کند بود که اساسا رفتار هیجانی و تلافی جویانه محسوب نمی‌شد و نشد. در این چارچوب، بحث اصلی صرفاً «بستن» یا «باز گذاشتن» تنگه نبود؛ مسئله مهم‌تر آن بود که ایران می‌تواند میان عبور مشروع و نامشروع، کشور دوست و کشور متخاصم، شریک راهبردی و بازیگر مخرب، تفاوت قائل شود. این تمایزگذاری اگر درست، حقوقی، شفاف و قابل پیش‌بینی طراحی شود، نه فقط تهدید نیست، بلکه آغاز رژیم نوین حکمرانی دریایی است.

در واقع، ایران در جنگ رمضان در موقعیتی قرار گرفت که توانست مفهوم تازه‌ای از قدرت را به نمایش بگذارد؛ قدرتی که فقط در موشک، ناو، پدافند یا میدان نظامی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در توان قاعده‌گذاری، تنظیم روابط، اعمال هزینه بر دشمن، حفظ مسیر همکاری با دوستان، اقناع افکار عمومی داخلی و جلوگیری از اجماع‌سازی خارجی علیه کشور معنا پیدا می‌کند. این همان نقطه‌ای است که دروازه‌های نوین حکمرانی به روی ایران گشوده می‌شود.

امروز ایرانیان بیش از گذشته به روایتی واحد نزدیک شده‌اند. آنان دیده‌اند که امنیت، اقتصاد، انرژی، دیپلماسی و رسانه از هم جدا نیستند. دیده‌اند که تصمیم در یک آبراه می‌تواند قیمت انرژی، رفتار کشورها، موضع رسانه‌ها، امنیت منطقه و حتی احساس عزت ملی را جابه‌جا کند. این فهم عمومی، سرمایه‌ای بی‌بدیل است. اما هر سرمایه تاریخی، اگر به نهاد، آموزش، روایت و نسل‌سازی تبدیل نشود، در حافظه هیجانی جامعه می‌ماند و به قدرت پایدار تبدیل نمی‌شود.

عدم انتقال تجربه به نسل جوان، مساویست با افزایش هزینه‌ها

اینجاست که مسئله تربیت نسل فردای تصمیم‌گیران و مدیران کشور اهمیت پیدا می‌کند. ما نمی‌توانیم تجربه‌ای را که حاصل سال‌ها مطالعه، مذاکره، بحران، تصمیم سخت و آزمون میدانی بوده، فقط در سینه چند مدیر یا در بایگانی چند گزارش نگه داریم. تجربه اگر منتقل نشود، دوباره از ابتدا و با هزینه بیشتر تکرار می‌شود. هر نسلی که بدون فهم عمق پرونده‌ها وارد موقعیت تصمیم‌سازی شود، ناگزیر بخشی از اشتباهات گذشته را بازتولید خواهد کرد؛ آن هم در جهانی که خطا در حکمرانی می‌تواند به بحران امنیتی، فشار اقتصادی یا شکست روایی تبدیل شود.

در سال‌های گذشته، نمونه‌هایی از تلاش برای جوان‌گرایی و ورود نیروهای تازه به ساختارها تجربه شد؛ اما همه این تجربه‌ها موفق نبود. گاهی آزمون‌ها دقیق طراحی نشدند، گاهی پروتکل‌های گزینش رعایت نشد، گاهی عنوان‌هایی مانند «دستیار جوان» بیش از آنکه بر شایستگی استوار باشد، به روابط و سلیقه‌ها وابسته شد. نتیجه آن بود که در برخی موارد، ضعف افراد در همان مواجهه‌های ابتدایی آشکار شد و به جای آنکه جوان‌گرایی به سرمایه حکمرانی تبدیل شود، به بدبینی نسبت به حضور نسل جدید دامن زد. مسئله اصلی این است که کشور به جای تجربه‌های موردی، نیازمند یک بستر عادلانه، علمی، دقیق و محتوایی برای کشف و تربیت نسل آینده حکمرانی است.

این بستر نمی‌تواند فقط کلاس درس باشد. زمانه آموزش‌های صرفاً محفوظاتی و سخنرانی‌محور گذشته است. حکمرانی امروز با مسئله‌های زنده سروکار دارد؛ با بحران، تعارض منافع، بازیگران متعدد، فشار رسانه‌ای، افکار عمومی، مذاکرات هم‌زمان، زمان محدود، داده‌های ناقص و پیامدهای پیش‌بینی‌نشده. بنابراین آموزش حکمرانی نیز باید به همین واقعیت نزدیک شود. دانشجوی سیاست‌گذاری، حقوق بین‌الملل، روابط بین‌الملل، اقتصاد، مدیریت، امنیت و رسانه باید پیش از ورود به میدان واقعی، در یک میدان شبیه‌سازی‌شده قرار گیرد؛ جایی که تصمیم بگیرد، هزینه تصمیم خود را ببیند، مذاکره کند، شکست بخورد، اقناع کند، ائتلاف بسازد و بفهمد حکمرانی فقط دانستن نیست، بلکه توان عمل در شرایط پیچیده است.

دنیا سال‌هاست به این سمت حرکت کرده است. در ایالات متحده، وزارت امور خارجه برنامه‌های گسترده شبیه‌سازی دیپلماتیک را برای دانشجویان و مدیران جوان برگزار می‌کند. در این برنامه‌ها شرکت‌کنندگان در نقش سفیر، مذاکره‌کننده، نماینده سازمان‌های بین‌المللی یا اعضای دولت‌ها قرار می‌گیرند و باید در شرایط بحران تصمیم بگیرند. دانشگاه هاروارد نیز در مدرسه کندی از شبیه‌سازی‌های سیاست عمومی و مذاکرات پیچیده استفاده می‌کند تا دانشجویان پیش از ورود به عرصه واقعی، تجربه تصمیم‌گیری در شرایط فشار را کسب کنند.

در اتحادیه اروپا، برنامه‌های مدل اتحادیه اروپاModel EU و شبیه‌سازی جلسات شورای اروپا و پارلمان اروپا سال‌هاست برگزار می‌شود. دانشجویان در نقش دولت‌های عضو، کمیسیون اروپا، پارلمان و گروه‌های ذی‌نفع قرار می‌گیرند و باید درباره موضوعاتی مانند انرژی، مهاجرت، امنیت یا محیط زیست به توافق برسند. بسیاری از شرکت‌کنندگان این برنامه‌ها بعدها وارد ساختارهای رسمی حکمرانی اروپا شده‌اند و تجربه اولیه خود را از همین شبیه‌سازی‌ها به دست آورده‌اند.

در سنگاپور، مدرسه سیاست عمومی لی‌کوان‌یو از سناریوپردازی و بازی‌های سیاستی برای آموزش مدیران دولتی استفاده می‌کند. در این کشور، تمرین مواجهه با بحران‌های اقتصادی، اختلال در زنجیره تأمین، تهدیدات سایبری و تنش‌های منطقه‌ای بخشی از فرآیند تربیت مدیران است. در بریتانیا نیز کالج سلطنتی دفاعی و برخی اندیشکده‌های سیاستی از وارگیم‌ها و شبیه‌سازی‌های راهبردی برای آموزش مدیران و سیاست‌گذاران بهره می‌برند.

ایران، مصرف‌کننده دیگر الگوهای جهان

اما شاید مهم‌ترین نکته این باشد که در بسیاری از این کشورها، شبیه‌سازی صرفاً ابزار آموزشی صرف دیده‌نمی‌شود بلکه ابزار تولید ایده و سیاست نیز هست. در آمریکا، بسیاری از سناریوهای امنیت ملی ابتدا در قالب وارگیم‌ها و بازی‌های سیاستی آزمایش می‌شوند. در اتحادیه اروپا، برخی پیشنهادهای اصلاحی پیش از ورود به فرآیند رسمی قانون‌گذاری در محیط‌های شبیه‌سازی‌شده مورد بررسی قرار می‌گیرند. در ژاپن و کره جنوبی نیز سناریوهای بحران انرژی و اختلال در تجارت دریایی بارها در قالب تمرین‌های مشترک میان دانشگاه، دولت و بخش خصوصی آزموده شده‌اند.

این تجربه‌ها برای ایران نیز ضروری است؛ اما ایران نباید صرفاً مصرف‌کننده الگوهای دیگران باشد. ما باید بر اساس پرونده‌های واقعی خودمان، آزمایشگاه‌های سیاستی ایرانی طراحی کنیم. تنگه هرمز یکی از بهترین موضوعات برای چنین کاری است؛ زیرا در آن همه ابعاد حکمرانی جمع شده است؛ حقوق بین‌الملل، امنیت دریایی، انرژی، اقتصاد جهانی، رسانه، دیپلماسی منطقه‌ای، روابط با کشورهای دوست، مهار کشورهای متخاصم، اقناع داخلی، همکاری بین‌دستگاهی، نقش مجلس، دولت، نیروهای مسلح، وزارت خارجه، وزارت اقتصاد، نهادهای بندری، بیمه، گمرک، دانشگاه و افکار عمومی.

البته طراحی بازی جدی یا شبیه‌سازی موفق، صرفاً با تقسیم نقش‌ها محقق نمی‌شود. مهم‌ترین بخش چنین رویدادهایی، پژوهش عمیق پیشینی است. هر سناریو باید بر پایه داده‌های واقعی، اسناد حقوقی، تجربه‌های تاریخی، تحلیل بازیگران، شناخت منافع کشورها و مدل‌سازی پیامدها طراحی شود. اگر سناریو سطحی باشد، خروجی نیز سطحی خواهد بود. در کشورهای پیشرو، گاهی ماه‌ها زمان صرف طراحی یک سناریوی چندروزه می‌شود. تیم‌های پژوهشی ابتدا بازیگران را شناسایی می‌کنند، رفتارهای محتمل را مدل‌سازی می‌کنند، نقاط تصمیم را استخراج می‌کنند و سپس محیط شبیه‌سازی را می‌سازند.

برای مثال، اگر موضوع تنگه هرمز باشد، باید ده‌ها پرسش از پیش پاسخ داده شود: واکنش چین به محدودیت‌های جدید چیست؟ هند چه موضعی خواهد گرفت؟ کشورهای عربی منطقه چگونه رفتار خواهند کرد؟ بازار انرژی چه واکنشی نشان می‌دهد؟ شرکت‌های بیمه چه تصمیمی می‌گیرند؟ کمیسیون امنیت ملی مجلس و شورای عالی امنیت چه گزینه‌هایی روی میز خواهند داشت؟ رسانه‌های ما چه باید انجام دهند و رسانه‌های بین‌المللی چگونه روایت خواهند ساخت؟ بدون پاسخ به این پرسش‌ها، شبیه‌سازی به نمایشی ساده تبدیل می‌شود و ارزش آموزشی خود را از دست می‌دهد.

در رویداد شبیه‌سازی‌شده مدنظر درباره تنگه هرمز، جوان مستعد فقط شنونده نیست؛ او در موقعیت تصمیم‌ساز قرار می‌گیرد. گروهی نقش شورای عالی امنیت ملی را بازی می‌کنند، گروهی وزارت خارجه، گروهی مجلس، گروهی نیروهای مسلح، گروهی وزارت نفت، گروهی رسانه‌های داخلی، گروهی کشورهای دوست، گروهی کشورهای خنثی، گروهی کشورهای متخاصم و گروهی سازمان‌های بین‌المللی و شرکت‌های کشتیرانی و بیمه‌ای. هر گروه باید منافع خود را تعریف کند، اسناد حقوقی بخواند، موضع بنویسد، مذاکره کند، سناریو بسازد، هزینه تصمیم را بسنجد و در نهایت به راه‌حلی برسد که هم منافع ملی را حفظ کند، هم امکان اجماع‌سازی دشمن را کاهش دهد و هم برای افکار عمومی داخلی قابل توضیح باشد.

محیط‌های آزمایشی بستر شکل‌گیری اولیه نوآوری‌های سیاستی

یکی از جذاب‌ترین بخش‌های چنین رویدادهایی می‌تواند تشکیل کمیسیون‌های تخصصی شبیه‌سازی‌شده باشد. تصور کنید در قالب یک «مجلس شبیه‌سازی‌شده»، کمیسیون امنیت ملی، کمیسیون انرژی، کمیسیون اقتصادی، کمیسیون حقوقی و کمیسیون اصل نود تشکیل شوند. هر کمیسیون گزارش کارشناسی خود را تهیه کند، جلسات استماع برگزار کند، از نمایندگان دستگاه‌ها توضیح بخواهد و در نهایت پیشنهادهای سیاستی ارائه دهد. سپس این پیشنهادها در صحن علنی شبیه‌سازی‌شده به رأی گذاشته شود.

چنین فرآیندی فقط تمرین آموزشی، تشریفاتی و فانتزی نیست. گاهی در خلال همین مباحث، ایده‌هایی متولد می‌شود که حتی برای حکمرانی واقعی نیز ارزشمند است. بسیاری از نوآوری‌های سیاستی در جهان ابتدا در محیط‌های آزمایشی و شبیه‌سازی‌شده شکل گرفته‌اند. وقتی ده‌ها دانشجوی مستعد، پژوهشگر جوان، استاد دانشگاه و متخصص حوزه‌های مختلف روی یک مسئله متمرکز می‌شوند، احتمال ظهور راه‌حل‌هایی افزایش می‌یابد که شاید در ساختارهای رسمی و روزمره کمتر دیده شوند.

بازی جدی، اگر درست طراحی شود، از بسیاری کلاس‌ها اثرگذارتر است، زیرا دانشجو را با رنج تصمیم روبه‌رو می‌کند. در کلاس می‌توان درباره «هزینه تصمیم» حرف زد؛ اما در شبیه‌سازی، فرد می‌فهمد اگر یک عبارت در بیانیه نهایی جابه‌جا شود، ممکن است یک کشور خنثی به اردوگاه دشمن نزدیک شود. در کلاس می‌توان درباره «اقناع داخلی» سخن گفت؛ اما در شبیه‌سازی، گروه رسانه‌ای می‌فهمد که اگر روایت داخلی دیر برسد، روایت خارجی ذهن جامعه را اشغال می‌کند. در کلاس می‌توان از «حقوق بین‌الملل» گفت؛ اما در شبیه‌سازی، دانشجو درمی‌یابد که یک قاعده حقوقی زمانی قدرت دارد که با ابزار اجرایی، دیپلماسی، رسانه و اجماع داخلی پشتیبانی شود.

از این منظر، تنگه هرمز فقط موضوع یک رویداد نیست؛ سکوی تربیت حکمرانان آینده است. اگر نسل جوان تحصیل‌کرده امروز قرار است فردا در جایگاه مدیر، دیپلمات، قانون‌گذار، پژوهشگر، تحلیلگر، مذاکره‌کننده یا مسئول رسانه‌ای قرار گیرد، باید از اکنون با مسئله‌های واقعی کشور درگیر شود. اما این درگیری باید عادلانه، علمی و شفاف باشد. نباید ورود به چنین دوره‌هایی محصول رابطه شخصی یا دسترسی‌های خاص باشد. باید فراخوان عمومی، آزمون محتوایی، ارزیابی تحلیلی، مصاحبه تخصصی و سنجش توان مذاکره و کار تیمی وجود داشته باشد.

کشور در موقعیتی تازه از اقتدار است

پنجره فرصت امروز ایران از آن جهت مهم است که کشور در موقعیتی تازه از روایت و اقتدار قرار گرفته است. اما پنجره فرصت همیشه باز نمی‌ماند. اگر آن را به نهاد، سازوکار، برنامه آموزشی، شبکه نخبگانی و تجربه تکرارپذیر تبدیل نکنیم، فرصت به خاطره تبدیل می‌شود. آنچه لازم داریم، طراحی نظام ملی تربیت تصمیم‌سازان جوان بر محور پرونده‌های واقعی ایران است؛ از تنگه هرمز تا کریدورهای منطقه‌ای، از حکمرانی انرژی تا جنگ شناختی، از سیاست همسایگی تا حقوق دریاها، از اقتصاد تحریم تا دیپلماسی عمومی.

شاید زمان آن رسیده باشد که دانشگاه‌ها، اندیشکده‌ها، مجلس، مرکزنوآوری قوه‌مقننه و دستگاه‌های اجرایی و نهادهای حاکمیتی به صورت مشترک «آزمایشگاه حکمرانی ایران» را شکل دهند؛ فضایی که در آن پرونده‌های واقعی کشور به سناریوهای آموزشی تبدیل شوند، کمیسیون‌های تخصصی تشکیل شوند، مذاکرات شبیه‌سازی شوند و خروجی‌ها علاوه بر ارزش آموزشی، به عنوان بانک ایده برای سیاست‌گذاران نیز مورد استفاده قرار گیرند.

حکمرانی آینده ایران فقط با مدیران منصوب‌شده ساخته نمی‌شود؛ با نسل تربیت‌شده ساخته می‌شود. نسلی که بداند ایران چگونه فکر می‌کند، چگونه تصمیم می‌گیرد، چگونه هزینه می‌سنجد، چگونه دوست و دشمن را تفکیک می‌کند، چگونه از ابزار حقوقی، اقتصادی و رسانه‌ای استفاده می‌کند و چگونه در جهان پرآشوب امروز، هم از حق خود دفاع می‌کند و هم نظم نوینی را پیشنهاد می‌دهد.

جنگ رمضان به ما نشان داد که ایران می‌تواند در میدان سخت بایستد. اکنون نوبت آن است که در میدان نرم، در میدان تربیت، در میدان روایت و در میدان شبیه‌سازی نیز بایستیم. آینده حکمرانی ایران را باید از همین امروز تمرین داد؛ نه در کلاس‌های بی‌جان، بلکه در آزمایشگاه‌های زنده تصمیم، در بازی‌های جدی، در کمیسیون‌های شبیه‌سازی‌شده، در سناریوهای مبتنی بر پژوهش عمیق و در مواجهه شجاعانه نسل جوان با واقعی‌ترین مسئله‌های کشور.

منبع: مهر

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار