به مناسبت برگزاری نمایشگاه بین‌المللی کتاب، گزیده‌ای از بیانات رهبر شهید انقلاب درباره انس و ارتباط عمیق ایشان با کتاب را بازخوانی کرده‌ایم.

باشگاه خبرنگاران جوان - به مناسبت برگزاری نمایشگاه بین‌المللی کتاب، گزیده‌ای از بیانات رهبر شهید انقلاب درباره انس و ارتباط عمیق ایشان با کتاب را بازخوانی کرده‌ایم.

من خیلی کتاب می‌خوانم

«بنده که اهل کتاب خواندن و رمان خواندن و قصّه خواندن و همه‌جور گزارش خواندن هستم.» ۱۳۷۲/۰۶/۲۹ «شما‌ها که متأسّفانه کتاب [نمیخوانید]، خیلی اهل کتاب نیستید؛ بنده کتاب‌خوانم، من خیلی کتاب میخوانم، دلم میخواهد شما بچّه‌ها، جوان‌ها واقعاً کتاب بخوانید.» ۱۳۹۷/۰۳/۰۷ «من در دوران جوانى زیاد مطالعه مى‌کردم. غیر از کتابهاى درسى خودمان که مطالعه مى‌کردم و مى‌خواندم، کتاب تاریخ، کتاب ادبیات، کتاب شعر و کتاب قصّه و رمان هم مى‌خواندم. به کتاب قصّه خیلى علاقه داشتم و خیلى از رمانهاى معروف را در دوره نوجوانى خواندم. شعر هم مى‌خواندم. من با بسیارى از دیوانهاى شعر، در دوره نوجوانى و جوانى آشنا شدم. به کتاب تاریخ علاقه داشتم و، چون درس عربى مى‌خواندم و با زبان عربى آشنا شده بودم، به حدیث هم علاقه داشتم.» ۱۳۷۶/۱۱/۱۴

از کتاب‌کرایه‌ای تا کتابخانه آستان قدس

«من خیلى کتاب نگاه مى‌کردم؛ منزل ما هم کتاب زیاد بود. پدرم کتابخانه خوبى داشت و خیلى از کتاب‌ها هم براى من مورد استفاده بود. البته خود ما هم کتاب داشتیم، کرایه هم مى‌کردیم. نزدیک منزل ما کتابفروشى کوچکى بود که کتاب، کرایه مى‌داد. من رمان و اینها که مى‌خواندم، معمولاً از آن‌جا کرایه مى‌کردم. الان یادم افتاد که به کتابخانه آستان قدس هم مراجعه مى‌کردم. آستان قدس هم در مشهد، کتابخانه خیلى خوبى دارد. در دوره اوایل طلبگى - در همان سنین پانزده، شانزده سالگى - به آن‌جا مراجعه مى‌کردم. گاهى روز‌ها آن‌جا مى‌رفتم - نزدیک آستان قدس است - و مشغول مطالعه مى‌شدم؛ صداى اذان با بلندگو پخش مى‌شد، به قدرى غرق مطالعه بودم که صداى اذان را نمى‌شنیدم! خیلى نزدیک بود و صدا خیلى شدید داخل قرائتخانه مى‌آمد و ظهر مى‌گذشت، بعد از مدتى مى‌فهمیدیم که ظهر شده است! با کتاب اُنس داشتم.» ۱۳۷۶/۱۱/۱۴

کتاب‌خوانی در خدمت نهضت فکری

«در دوران مبارزات، کتاب‌هایی را میخواندم به قصد این که ببینیم به درد چه کسی میخورد، یا کجاهایش به درد چه کسانی میخورد و یادداشت میکردم. جوانانی که با من رفت و آمد داشتند - عمدتاً در مشهد، یا در دوره‌ای که مشهد نبودم؛ تبعید بودم - من اسم میدادم که این کتاب‌ها را بخوانید؛ این کتاب‌ها هم متنوّع بود. الان هم میشود این کار را کرد و مجموعه‌ای را در نظر گرفت.» ۱۳۷۷/۱۱/۱۳

ساعاتی که هرگز هدر نمی‌رود

«بنده چند جلد قطور از یک عنوان کتاب را در اتوبوس خواندم! البته قضیه مربوط به قبل از انقلاب است که چند روزى براى انجام کارى از مشهد به تهران آمده بودم. وضعیت و فضاى اتوبوسهاى آن روزگار براى ما خیلى آزار دهنده بود و نمى‌توانستیم تحمّل کنیم. دلم مى‌خواست سرم پایین باشد و خواندن کتاب در چنین وضعیتى بهترین کار بود. ساعتى را که به این حالت مى‌گذراندم احساس نمى‌کردم ضایع مى‌شود. آن وقت‌ها تقریباً یک ساعت طول مى‌کشید تا آدم با اتوبوس از جایى به جاى دیگر مى‌رفت. بعضى وقت‌ها این جابجایى کمتر یا بیشتر هم طول مى‌کشید. به‌هرحال چنین یک ساعتهایى را احساس نمى‌کردم که ضایع مى‌شود؛ چون کتاب مى‌خواندم.» ۱۳۷۵/۰۲/۲۲

کتاب در دل زندگی روزمره

«افرادی که کار روزانه دارند مثلاً کارمند اداری، کارگر، کاسب و یا کشاورز هستند وقتی به خانه میآیند، بخشی از زمان را ولو نیم ساعت برای کتاب خواندن بگذارند. چقدر کتاب‌ها را در همین نیم ساعت‌ها میشود خواند! بنده دوره‌های بیست جلدی و بیست و چند جلدی کتاب را در همین فاصله‌های ده دقیقه، بیست دقیقه و یک ربع ساعته خوانده‌ام. پشت این کتاب‌ها را هم یادداشت میکنم که معلوم باشد. شاید صد‌ها جلد کتاب را همین‌طور در این فاصله‌های کوتاه ده دقیقه‌ای خوانده‌ام. بسیاری از افراد را هم میشناسم که این گونه‌اند. من یک دوره‌ی کتاب هشت جلدی را که یک نویسنده‌ی عرب نوشته است و از کتاب‌های معروف هم هست نمیخواهم اسم بیاورم در سال‌های دور، وقتی به تهران میآمدم و در اتوبوس زیاد معطل میشدم، خواندم. همه‌ی این دوره‌ی هشت جلدی را که راجع به تاریخ ادبیات و علوم و معارف اسلامی است، تقریباً در اتوبوس خواندم. کتابخوانی باید یک سیره و سنّت رایج بین مردم ما بشود. کتاب بخوانند و به فرزندانشان هم یاد بدهند.» ۱۳۷۲/۰۲/۲۱

کتاب، عضو ثابت شب‌های خانه

«در منزل خودِ من، همه افراد، بدون استثنا، هرشب در حال مطالعه خوابشان میبرد. خود من هم همین‌طورم. نه این‌که حالا وسط مطالعه خوابم ببرد. مطالعه میکنم؛ تا خوابم میآید، کتاب را میگذارم و میخوابم. همه افراد خانه ما، وقتی میخواهند بخوابند حتماً یک کتاب کنار دستشان است. من فکر میکنم که همه خانواده‌های ایرانی باید این‌گونه باشند. توقّع من، این است. باید پدر‌ها و مادرها، بچه‌ها را از اوّل با کتاب محشور و مأنوس کنند. حتّی بچه‌های کوچک باید با کتاب اُنس پیدا کنند.» ۱۳۷۴/۰۲/۲۶

کتاب‌خوانی بدون مرز

«من همه جور کتابی را میخوانم. من کتاب زیاد میخوانم؛ کتابِ فنّیِ تخصّصی میخوانم، کتاب علمی میخوانم، کتاب رمان میخوانم، بخصوص کتاب خاطرات. این کتاب‌های خاطرات مربوط به دفاع مقدّس و دفاع از حرم که چاپ میشود، خیلی باارزش است؛ این یک گونه‌ی جدید از کتاب‌سازی و تولید کتاب است که بحمدالله خوب راه افتاده و خانم‌ها هم در این زمینه خیلی فعّالند، نویسنده‌های خانم نوشته‌های بسیار خوبی دارند، از آنها من زیاد میخوانم.» ۱۴۰۲/۰۲/۲۴‌

می‌خوانم و اشک می‌ریزم

«بنده هروقتی که میخوانم یکی از این کتاب‌ها [دفاع مقدس]را -زیاد هم میخوانم- حقیقتاً نسبت به آن عظمتی که در این کار‌ها و در این فداکاری‌ها وجود دارد، احساس کوچکی میکنم در خودم.» ۱۳۹۶/۱۲/۱۹ «من نمیدانم شما‌ها این کتاب‌های شرح حال شهدا را میخوانید یا نه؛ من میخوانم و اشک میریزم و استفاده میکنم؛ برای من حقیقتاً استفاده دارد.» ۱۴۰۲/۰۱/۲۹ «من با اینکه وقت زیادی ندارم، بسیاری از کتابهائی را که در باب مسائل دفاع مقدس هست، نگاه میکنم؛ برای خود من مفید است. این کتاب‌ها را بخوانید، بدانید، ببینید؛ شرح حال این جوان‌های برجسته را بشناسید.» ۱۳۸۷/۰۸/۰۸

منبع: فارس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار