باشگاه خبرنگاران جوان؛ سارا هوشمندی* - یک ماه از آغاز محاصره دریایی ایران توسط آمریکا میگذرد، اما گزارشهای رسمی نشان میدهد صادرات نفت کشور متوقف نشده و ایران همچنان نفت خود را به فروش میرساند.
سالها تحریم اقتصادی، با وجود فشارهایی که بر زندگی مردم وارد کرده، نتوانسته به هدف اصلی طراحان آن یعنی فروپاشی اقتصاد ایران دست یابد. تهاجم نظامی اخیر نیز با وجود خسارتهای سنگین و شهادت رهبر حکیم انقلاب اسلامی، در نهایت بدون تحقق اهداف اعلامی دشمن متوقف شد.
۱) به نظر میرسد پس از ناکامی در میدان جنگ، ایالات متحده بار دیگر به ابزارهای فشار اقتصادی بازگشته است. آتشبسی که ابتدا برای دو هفته اعلام شده بود، همچنان ادامه دارد و همزمان تشدید تحریمها و اعمال محاصره دریایی در دستور کار قرار گرفته است. به بیان دیگر، پس از آزمون «تحریم»، «تهاجم نظامی» و اکنون «محاصره»، دشمن میکوشد از مسیر فشار اقتصادی و فرسایش اجتماعی به هدف خود نزدیک شود.
۲) این سهگانه فشار طبیعی است که بر منابع ارزی، تأمین سرمایه و ثبات اقتصادی کشور اثر بگذارد. در چنین شرایطی، مدیریت دقیق منابع، افزایش بهرهوری و کنترل هزینهها از سوی دولت اهمیت دوچندان مییابد. در عین حال، تجربههای تاریخی نشان میدهد که در شرایط فشار خارجی، صرفاً سیاستهای اقتصادی دولت تعیینکننده نیست؛ بلکه میزان مشارکت و همراهی اجتماعی نیز نقش تعیینکنندهای در عبور از بحران دارد.
در همین چارچوب، «صرفهجویی» را نباید صرفاً یک توصیه اخلاقی یا اقتصادی دانست؛ بلکه میتوان آن را به عنوان یک کنش اجتماعی در نظر گرفت. کنشی که در آن رفتار روزمره شهروندان—از شیوه مصرف انرژی گرفته تا الگوی خرید و استفاده از منابع—به بخشی از مقاومت اقتصادی جامعه تبدیل میشود. در چنین وضعیتی، هر تصمیم کوچک در مصرف، در مجموع به تقویت توان ملی و حفظ پایداری اقتصادی کمک میکند.
۳) صرفهجویی به معنای محرومیت یا کاهش سطح زندگی نیست. مفهوم دقیق آن، مصرف درست، بهموقع و به اندازه است؛ یعنی حذف اسراف و جایگزینی آن با مصرف آگاهانه. این رویکرد هم به تعادل اقتصاد خانوار کمک میکند و هم در سطح کلان، فشار بر منابع ملی را کاهش میدهد. خانوادههایی که خریدهای خود را با برنامهریزی انجام میدهند، نیازهای واقعی را از خواستههای غیرضروری تفکیک میکنند و برخی هزینهها را به زمان مناسبتری موکول میکنند، در عمل به نوعی در مدیریت اقتصادی کشور مشارکت دارند.
از این منظر، صرفهجویی فقط یک رفتار فردی نیست؛ بلکه به تدریج به سرمایه اجتماعی تبدیل میشود. هنگامی که بخش بزرگی از جامعه الگوی مصرف خود را اصلاح میکند، پیام روشنی از همبستگی اجتماعی و پشتیبانی از اراده ملی در برابر فشار خارجی ارسال میشود. چنین پشتوانهای، توان سیاستگذاری و تصمیمگیری در سطح حاکمیت را نیز تقویت میکند.
۴) البته این همراهی اجتماعی زمانی پایدار خواهد ماند که سیاستهای اقتصادی نیز عادلانه و مسئولانه باشد. انتظار عمومی این است که در مدیریت منابع، بیش از همه از طبقات آسیبپذیر حمایت شود و بار اصلی فشارهای اقتصادی بر دوش آنان قرار نگیرد. تجربه نشان داده است که هرگاه عدالت در توزیع منابع تقویت شود، مشارکت اجتماعی نیز افزایش مییابد.
۵) در سطح عملی نیز حوزههای متعددی وجود دارد که میتوان در آنها صرفهجویی را به یک رفتار عمومی تبدیل کرد. ایران همچنان با محدودیتهایی در منابع آب و انرژی روبهرو است. حتی پیش از تنشهای اخیر، مشکلاتی در حوزه برق و مصرف بالای سوخت وجود داشت و حملات به برخی زیرساختها این وضعیت را حساستر کرده است. کاهش مصرف غیرضروری برق، مدیریت مصرف آب و اصلاح الگوی استفاده از سوخت میتواند تأثیر قابل توجهی در کاهش فشار بر زیرساختهای کشور داشته باشد.
همچنین در حوزه مصرف روزمره، کاهش استفاده از محصولات یکبارمصرف و پلاستیکی، مدیریت بهتر مواد غذایی و پرهیز از خریدهای هیجانی یا غیرضروری، نمونههایی ساده، اما مؤثر از صرفهجویی اجتماعی هستند. اگر چنین رفتارهایی به یک فرهنگ عمومی تبدیل شود، جامعه میتواند با هزینهای کمتر از مرحله دشوار کنونی عبور کند.
۶) واقعیت این است که بسیاری از کشورها در شرایط جنگ یا فشار خارجی، با اتکا به همین مشارکت اجتماعی توانستهاند ثبات خود را حفظ کنند. در چنین شرایطی، اقتصاد تنها در سطح دولت اداره نمیشود؛ بلکه رفتار اقتصادی میلیونها شهروند نیز بخشی از معادله ملی را شکل میدهد.
به همین دلیل، امروز صرفهجویی را باید بیش از آنکه یک توصیه فردی بدانیم، نوعی مشارکت اجتماعی در پایداری ملی تلقی کنیم. همانگونه که مردم در میدانهای سخت نظامی از کشور دفاع کردند، در میدان اقتصاد نیز اصلاح الگوی مصرف میتواند به حفظ توان ملی و عبور از فشارهای خارجی کمک کند.
در نهایت، هر شهروند با انتخابهای روزمره خود—از شیوه مصرف انرژی تا نحوه خرید و استفاده از کالاها—میتواند سهمی در کاهش فشار اقتصادی و تقویت تابآوری جامعه داشته باشد. اگر این رویکرد به یک فرهنگ عمومی تبدیل شود، عبور از بحران نه فقط ممکن، بلکه سریعتر و کمهزینهتر خواهد بود.
*کارشناس رسانه