در حالی که دونالد ترامپ با اعلام محاصره دریایی در تنگه هرمز بهدنبال نمایش قدرت است، نشانهها از تردیدهای جدی درباره کارآمدی این راهبرد و پیچیدهتر شدن معادلات میدانی حکایت دارد.
روند تحولات نشان میدهد واشنگتن پس از ناکامی در میدان و بنبست در دیپلماسی، اکنون به گزینهای روی آورده که نهتنها پرهزینه، بلکه بالقوه بحرانساز در مقیاس جهانی است: هرمز.
تصمیم ناگهانی دونالد ترامپ برای محاصره تنگه هرمز، بیش از آنکه نشانه کنترل بحران باشد، بازتابی از سیاستی است که هرچه جلوتر میرود، هزینههایش برای اقتصاد جهانی و حتی خود آمریکا آشکارتر میشود.
مسعود پزشکیان در توییتی نوشت: اگر دولت آمریکا دست از تمامیتخواهی بردارد و به حقوق ملت ایران احترام بگذارد حتما راههایی برای دستیابی به توافق پیدا میشود.
ترامپ جنگی را آغاز کرد که قرار بود نمایش قدرت باشد، اما در پایان، بیش از هر چیز تصویری از محدودیتهای آمریکا را به جا گذاشت؛ جایی که نه پیروزی قاطعی حاصل شد و نه اهداف اصلی محقق—و همین، او را به بزرگترین بازنده این میدان تبدیل کرد.
در حالی که واشنگتن از «پیروزی» سخن میگوید، روایت فارن افرز نشان میدهد جنگ با ایران نه به فتح، بلکه به بنبستی پرهزینه ختم شده؛ جایی که نه آمریکا توان تحمیل ارادهاش را داشت و نه ایران حاضر به عقبنشینی شد.