از نیمکت‌های مدرسه تا میادین بزرگ آینده، نسل تازه‌ای در حال شکل‌گرفتن است؛ نسلی که میراث ۱۶۸ شهید دانش‌آموز شجره طیبه و راه حاج‌قاسم را در کلاس‌های امروز دنبال می‌کند تا فردای خود را بسازد.

باشگاه خبرنگاران جوان؛ مریم سادات بهادر _ اول مهر که می‌رسد، انگار شهر دوباره جوانه می‌زند؛ کوچه‌ها پر می‌شوند از قدم‌های کوچک، پیراهن‌های اتوکشیده، کیف‌هایی که هنوز بوی نو می‌دهند و چشم‌هایی که میان شوق و دلتنگی، به صبح تازه نگاه می‌کنند.

برای ما دهه‌شصتی‌ها، اما اول مهر فقط یک تاریخ روی تقویم نیست؛ بوی کاغذ و جلد نو، صدای تراشیده‌شدن مدادها، روپوش‌های تازه و صف‌های صبحگاهی، تکه‌ای از کودکی است که هنوز در گوشه‌ای از حافظه نفس می‌کشد. صبح‌هایی که مادر‌ها با وسواس یقه لباس را مرتب می‌کردند و بچه‌ها با کیف‌هایی که گاهی از خودشان بزرگ‌تر بود، راهی مدرسه می‌شدند؛ بی‌خبر از اینکه سال‌ها بعد، همین تصویر ساده، تبدیل به یکی از شیرین‌ترین خاطرات زندگی‌شان خواهد شد.

زنگ که به صدا درمی‌آمد، حیاط مدرسه جان می‌گرفت؛ خنده‌ها در راهرو‌ها می‌دوید، رفاقت‌ها دوباره جوانه می‌زد و نیمکت‌هایی که ماه‌ها خاموش مانده بودند، میزبان رؤیا‌های تازه می‌شدند.

مأموریت نسل جدید؛ از نیمکت‌های مهر تا پرچم ظهور

امروز در مدرسه پسرانه امام رضا(ع) شهر کرمان، همان قصه دوباره آغاز شده است؛ کودکانی که ماه‌ها از هم دور بوده‌اند، دوباره کنار هم جمع شده‌اند و حیاط مدرسه با صدای خنده‌هایشان جان گرفته است.

شاید این بچه‌ها سال‌ها بعد، وقتی به اول مهر فکر می‌کنند، همین صبح را به یاد بیاورند؛ یک حیاط شلوغ، یک زنگ مدرسه و روزی که دوباره کنار رفیق‌هایشان ایستادند.

اما در کرمان، بعضی مدرسه‌ها فقط خاطره اول مهر را در خود نگه نداشته‌اند؛ بخشی از تاریخ این سرزمین در دیوارهایشان نفس می‌کشد.

مأموریت نسل جدید؛ از نیمکت‌های مهر تا پرچم ظهور

وقتی نیمکت‌ها سنگر شدند

در مدرسه شجره طیبه، نام ۱۶۸ شهید دانش‌آموز با تاریخ این مدرسه گره خورده است؛ ۱۶۸ کودک که روزی با کیف و کتاب وارد کلاس شدند، زنگ تفریح را شمردند، خندیدند و برای فردایی که هنوز نرسیده بود، رؤیا ساختند.

آنها هم اول مهر را دیده بودند؛ بوی دفتر‌های نو را، صدای زنگ را و هیاهوی حیاط را. اما روزی رسید که مسیرشان از نیمکت به سنگر کشیده شد. دفتر زندگی‌شان، میان مشق و میدان ورق خورد و نوجوانی‌شان در راه دفاع از سرزمین و باورهایشان به حماسه پیوند خورد.

مأموریت نسل جدید؛ از نیمکت‌های مهر تا پرچم ظهور

۱۶۸ نام، فقط یک عدد در تاریخ نیست؛ ۱۶۸ زندگی است، ۱۶۸ رؤیای ناتمام و ۱۶۸ قصه‌ای که پایانشان در مدرسه نوشته نشد.

جنگ، شکلش را عوض کرد

سال‌ها گذشته و دوباره زنگ مدرسه به صدا درآمده است؛ اما میدان نبرد دیگر همان شکل گذشته را ندارد. همیشه خبری از خاکریز و سیم‌خاردار نیست؛ گاهی میدان، ذهن انسان‌هاست. روایت‌ها، باور‌ها و هویت نسل جوان، در معرض هجمه‌هایی قرار می‌گیرد که می‌تواند آرام و بی‌صدا راه خود را باز کند.

اینجاست که مدرسه، معنایی فراتر از کلاس و کتاب پیدا می‌کند؛ جایی که کودک یاد می‌گیرد جهان را بفهمد، سؤال بپرسد، حقیقت را از دروغ تشخیص دهد و ریشه‌هایش را بشناسد.

مأموریت نسل جدید؛ از نیمکت‌های مهر تا پرچم ظهور

در چنین میدانی، دانستن فقط یک امتیاز نیست؛ بخشی از مسئولیت است؛ و قصه ۱۶۸ شهید شجره طیبه، درست همین‌جا دوباره زنده می‌شود؛ در پرسشی که از گذشته به امروز رسیده است: با آینده‌ای که آنان برایش جان دادند، چه خواهیم کرد؟

۱۶۸ نام، یک راه

شهدا رفته‌اند، اما راهشان در قاب عکس‌ها متوقف نشده است. آنچه از آنان باقی مانده، فقط نامی بر دیوار مدرسه نیست؛ میراثی است که هر نسل باید آن را بفهمد و سهم خودش را در ادامه‌دادنش پیدا کند.

مأموریت نسل جدید؛ از نیمکت‌های مهر تا پرچم ظهور

دانش‌آموز امروز شاید هنوز معنای بسیاری از این واژه‌ها را نداند؛ اما قرار است سال‌به‌سال بزرگ‌تر شود، جهان را بشناسد، انتخاب کند و بخشی از آینده این سرزمین را بسازد. آینده‌ای که از همین نیمکت‌ها شروع می‌شود.

حاج‌قاسم؛ مردی از جنس همین خاک

در کرمان، وقتی از ایستادگی و ساختن آینده حرف می‌زنیم، نام حاج‌قاسم نمی‌تواند از این روایت جدا باشد. مردی که از همین خاک برخاست و زندگیش نشان داد مسئولیت، از دل انتخاب‌های کوچک آغاز می‌شود و می‌تواند انسان را به بزرگ‌ترین میادین خدمت و فداکاری برساند.

مأموریت نسل جدید؛ از نیمکت‌های مهر تا پرچم ظهور

حاج‌قاسم برای نسل امروز، تنها یک نام در کتاب تاریخ نیست؛ روایتی از مردی است که مهربانی را با اقتدار، ایمان را با عمل و آرزو را با مسئولیت پیوند زد.

نسلی که امروز پشت نیمکت نشسته، قرار نیست فقط درباره او بخواند؛ باید بداند چرا نام او و نام شهیدان، هنوز در حافظه یک شهر زنده است.

مشق امروز، فردای ظهور

امروز نوبت نسلی دیگر است؛ کودکانی که با کوله‌های کوچک وارد مدرسه می‌شوند، اما آینده‌ای بزرگ بر دوششان قرار دارد. آنها باید گذشته را بشناسند، هویت خود را فراموش نکنند، در میان انبوه روایت‌ها حقیقت را جست‌و‌جو کنند و برای ساختن فردا آماده شوند.

مأموریت نسل جدید؛ از نیمکت‌های مهر تا پرچم ظهور

شاید مأموریت نسل جدید از همین‌جا آغاز شود؛ از یک کلاس، یک کتاب، یک سؤال و یک تصمیم. از همین نیمکت‌هایی که روزی شاهد آغاز راه ۱۶۸ شهید دانش‌آموز بودند و امروز میزبان نسلی تازه‌اند.

زنگ اول مهر دوباره به صدا درآمده است. دیروز، برای نسلی که از مدرسه به میدان رفت. امروز، برای نسلی که باید از مدرسه، آینده را بسازد؛ و فردا، برای نسلی که در باور خود، چشم به روزی دارد که پرچم حق به دست صاحب اصلیش، حضرت مهدی (عج)، برسد.

شاید اول مهر فقط آغاز یک سال تحصیلی نباشد. شاید هر زنگ مدرسه، تحویل یک امانت باشد. امانتی از ۱۶۸ شهید دانش‌آموز. از حاج‌قاسم و از نسلی که رفت تا این نسل بماند و فردا را بسازد.

از نیمکت‌های امروز تا افق ظهور. مشق آینده، از همین‌جا آغاز می‌شود. «اللهم عجل لولیک الفرج»

مأموریت نسل جدید؛ از نیمکت‌های مهر تا پرچم ظهور

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha