باشگاه خبرنگاران جوان - علی الطاهر میتواند پایان یک پیشروی یا آغاز شکل تازهای از اشغال باشد؛ جایی که اسرائیل سربازانش را عقب میکشد، اما آسمان، توپخانه و حق بازگشت را حفظ میکند و دولت لبنان، هنوز برای اعمال حاکمیت واقعی بر جنوب ناتوان است.
اسرائیل عقب میکشد؛ اشغال میماند
علی الطاهر فقط یک ارتفاع نیست؛ نقطهای است که در آن تفاوت میان «عقبنشینی» و «پایان اشغال» آشکار میشود. اسرائیل میگوید در این منطقه کنترل عملیاتی ایجاد کرده و شبکه تونلی دو کیلومتری شامل اتاقهای فرماندهی، انبار سلاح، راکت، موشک، پهپاد و مواد منفجره را منهدم کرده است. اما مسئله اصلی بعد از خروج احتمالی نیروهای زمینی آغاز میشود: آیا اسرائیل واقعاً از جنوب خارج خواهد شد یا فقط شکل حضورش را تغییر میدهد؟
«خط زرد» همین منطق را نمایندگی میکند؛ منطقهای که اسرائیل در داخل خاک لبنان تصرف و از ساکنان خالی کرده و اکنون میخواهد حتی در صورت کاهش حضور زمینی، آن را زیر نظارت و تیررس خود نگه دارد. برآوردها مساحت این منطقه را حدود ۵۵۰ تا ۶۱۰ کیلومتر مربع، معادل نزدیک به ۶ درصد خاک لبنان، تخمین میزنند.
پیشنهاد «خط خاکستری» نیز ظاهراً عقبنشینی است، اما نه خروج. نیروها به کمربندی حدود ۳ تا ۴ کیلومتری منتقل میشوند، مواضع مستحکم در نقاط مرتفع باقی میماند و قلمروی تخلیهشده همچنان زیر نظارت و آتش اسرائیل قرار میگیرد. سرباز کمتر، الزاماً به معنای اشغال کمتر نیست.
جنوب را خالی کن، بعد درباره امنیت حرف بزن
اسرائیل در حالی از «منطقه حائل» و امنیت سخن میگوید که هزینه این امنیت را جنوب لبنان پرداخته است. ارزیابی مورد حمایت سازمان ملل بر اساس تصاویر ماهوارهای ۲۹ آوریل، خسارت مستقیم ساختمانها در دو استان جنوبی را ۱.۳۸ میلیارد دلار و حجم آوار را حدود ۳.۱ میلیون مترمکعب برآورد کرد. ۱۱ هزار و ۹۵ ساختمان ویران شده و بیش از ۴۱ هزار واحد مسکونی آسیب دیدهاند.
در عیترون بهتنهایی ۱۶۵۸ ساختمان از بین رفته است. کشاورزی نیز در امان نمانده؛ ۱۸ هزار و ۵۵۹ هکتار از اراضی کشاورزی جنوب مستقیماً آسیب دیده و بیش از ۱۲ هزار هکتار در جنوب و نبطیه به دلیل غیرممکن شدن دسترسی کشاورزان رها شده است.
این یعنی مسئله فقط خروج تانکها نیست. خانهای که ویران شده، زمینی که کشاورز نمیتواند به آن برسد، شبکه آبی که از کار افتاده و روستایی که بیمارستان و جاده امن ندارد، عملاً امکان بازگشت را از بین میبرد.
تا پایان ژوئیه نیز ۴۳۳۳ نفر کشته و ۱۲۲۳۶ نفر زخمی شده بودند و در اوج جنگ بیش از یک میلیون نفر آواره شدند. در چنین شرایطی، ایجاد یک «منطقه حائل» عملاً میتواند به ایجاد منطقهای خالی از سکنه تبدیل شود؛ منطقهای که ابتدا مردم از آن رانده میشوند و سپس خالی ماندن آن بهعنوان توجیه امنیتی ادامه حضور اسرائیل مورد استفاده قرار میگیرد.
دولت لبنان؛ حاکمیت در بیروت، خلأ قدرت در جنوب
در طرف دیگر، دولت لبنان نیز با آزمونی روبهروست که تاکنون نتوانسته از آن عبور کند: تبدیل حاکمیت رسمی به اقتدار واقعی؛ «ژوزف عون» با سفر به نبطیه و زوتر الغربیه تلاش کرد دولت و ارتش لبنان را در مرکز مرحله پس از جنگ قرار دهد و وعده حفاظت، بازسازی و حق ماندن مردم در سرزمینشان را بدهد. اما روی زمین، واقعیت همچنان با این وعده فاصله دارد.
در زوتر الغربیه، هفتهها مذاکره برای یک عقبنشینی محدود اسرائیل لازم بود. نیروهای اسرائیلی در فاصله چندصد متری باقی ماندند، هنگام استقرار نیروهای لبنانی تیر هشدار شلیک کردند و تخریب مناطق اطراف نیز ادامه یافت. نیمی از روستا ویران شده بود و بسیاری از ساکنان حتی خانهای برای بازگشت نداشتند.
این تصویر، ضعف دولت لبنان را عریانتر میکند. بیروت میتواند وعده بازسازی و بازگشت بدهد، اما وقتی ارتش اسرائیل همچنان میتواند تعیین کند کجا مستقر شود، کجا آتش بگشاید و چه زمانی دوباره وارد خاک لبنان شود، حاکمیت دولت عملاً محدود میماند.
اسرائیل میتواند از خط زرد به خط خاکستری برود؛ اما اگر همچنان حق حمله، نظارت و بازگشت را برای خود حفظ کند، نام خط تغییر کرده است، نه واقعیت اشغال.
علی الطاهر دقیقاً همین نقطه را آشکار میکند؛ مسئله جنوب لبنان دیگر فقط این نیست که اسرائیل چند کیلومتر عقب میرود؛ مسئله این است که آیا لبنان واقعاً زمین خود را پس میگیرد یا اسرائیل فقط شیوه کنترل آن را تغییر میدهد. اگر مردم نتوانند بازگردند، بازسازی ممکن نباشد و ارتش اسرائیل هر زمان که بخواهد دوباره وارد شود، اشغال پایان نیافته است؛ فقط رنگش عوض شده.
منبع: قدس آنلاین