باشگاه خبرنگاران جوان - آیات ۶ تا ۲۵ سوره انسان، از بندگانی میگوید که برای رضای خدا از غذای محبوب خود میگذرند، آیاتی که در روایتی مشهور، ایثار امیرالمؤمنین (ع)، حضرت زهرا (س) و فرزندانشان را روایت میکند، خانوادهای که افطار خود را سه شب به مسکین، یتیم و اسیر بخشیدند.
سوره انسان پس از معرفی «ابرار» و اشاره به نوشیدن آنان از جامی که آمیخته با کافور است، در آیه ۶ تصویری متفاوت از نعمت بهشتی ارائه میدهد «عَیْنًا یَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ یُفَجِّرُونَهَا تَفْجِیرًا». سخن از چشمهای است که بندگان خدا از آن مینوشند و آن را به هر سو که بخواهند جاری میکنند.
علامه طباطبایی در المیزان «تفجیر» را به معنای شکافتن و جاری ساختن چشمه میداند و معتقد است این تعبیر نشان میدهد که جریان این نعمت در اختیار آنان است.
علامه در نکتهای قابل توجه، احتمال میدهد این آیات تنها گزارشی از نعمتهای آینده نباشند، بلکه حقیقت اعمال نیک انسان در آخرت به صورت نعمت آشکار شود، یعنی کاری که در دنیا در قالب وفای به عهد و اطعام نیازمند انجام میشود، در باطن خود حقیقتی دارد که در جهان آخرت به صورت نوشیدن از چشمه و بهرهمندی از نعمت ظهور میکند.
نذر را فراموش نمیکنند، حتی وقتی سخت است
آیه ۷ بلافاصله ویژگیهای این بندگان را معرفی میکند «یُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَیَخَافُونَ یَوْمًا کَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِیرًا». آنان به نذر خود وفا میکنند و از روزی میترسند که شرّ و سختی آن همهجا را فرا میگیرد. مستطیر از ریشه استطار به معنای گسترش یافتن و فراگیر شدن است و درباره قیامت، گستردگی و شدت هول و عذاب آن را نشان میدهد. نکته مهم دیگر این است که علامه، «وفای به نذر» را همان معنای ظاهری و شناختهشده آن میداند و برای توسعه دادن معنای آن به همه واجبات، دلیلی کافی نمیبیند.
غذایی که دوستش دارند، اما برای خودشان نگه نمیدارند
اما شاید یکی از برجستهترین ویژگیهای این بندگان در آیه ۸ دیده شود «وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِ مِسْکِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا». در روایتی مشهور، این آیات در شأن حضرت علی (ع)، حضرت فاطمه (س)، امام حسن (ع) و امام حسین (ع) نازل شده است. ماجرا از آنجا آغاز میشود که این خانواده برای برآورده شدن نذر خود چند روز روزه گرفتند. آنان هنگام افطار، در سه شب پیاپی، غذایی را که خود به آن نیاز داشتند، به ترتیب به یک مسکین، یک یتیم و یک اسیر بخشیدند و خود با آب افطار کردند. در پی این ایثار، آیات سوره انسان نازل شد و رفتار آنان را با تعبیر «وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِ» ستود.
اهمیت این روایت در آن است که معنای «عَلَىٰ حُبِّهِ» را عینیتر نشان میدهد؛ سخن از بخشیدن چیزی است که انسان خودش دوست دارد و به آن نیازمند است، نه چیزی که از زیادی آن صرفنظر کرده باشد. در ادامه نیز جمله «لَا نُرِیدُ مِنکُمْ جَزَاءً وَلَا شُکُورًا» نشان میدهد که این اطعام برای جلب پاداش یا تشکر دیگران نبود، بلکه «لِوَجْهِ اللَّهِ» انجام گرفت؛ همان اخلاصی که در این روایت به عنوان ویژگی برجسته این خاندان معرفی شده است.
آنها غذا را در حالی به مسکین، یتیم و اسیر میدهند که خودشان به آن علاقه دارند و به آن نیازمندند. علامه طباطبایی تأکید میکند که ضمیر «حُبِّهِ» در ظاهر به خود «طعام» بازمیگردد، یعنی ارزش کار آنها دقیقاً در این است که از چیزی میگذرند که خودشان دوستش دارند.
المیزان برای توضیح این معنا به آیه «لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّىٰ تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ» نیز اشاره میکند. در اینجا سه گروه نیز کنار یکدیگر قرار گرفتهاند یعنی مسکین، یتیم و اسیر، یعنی نیکی فقط برای یک گروه خاص نیست و حتی اسیری که ممکن است از جبهه مقابل باشد نیز از این سفره بیبهره نمیماند.
یک کار خیر بدون تشکر و حتی بدون انتظار تشکر
آیه ۹ راز این رفتار را آشکار میکند «إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ، لَا نُرِیدُ مِنکُمْ جَزَاءً وَلَا شُکُورًا». منطق آنان روشن است، برای خدا غذا میدهیم، نه پاداش میخواهیم و نه حتی تشکر. بنابراین، ارزش اصلی عمل در نگاه قرآن فقط به خود کار خیر نیست، نیت انجامدهنده نیز تعیینکننده است.
پس از آن، آیه ۱۰ دوباره به قیامت بازمیگردد «إِنَّا نَخَافُ مِنْ رَبِّنَا یَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِیرًا». آنان از روزی سخت و عبوس میترسند و همین ترس از حساب الهی، رفتارشان را در دنیا شکل میدهد.
خدا پاداش صبر را فقط به یک نعمت محدود نمیکند
نتیجه این رفتار در آیات ۱۱ تا ۱۸ به تفصیل آمده است «فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَٰلِکَ الْیَوْمِ» خدا آنان را از شر آن روز حفظ میکند و به آنان «نَضْرَةً وَسُرُورًا» میبخشد. سپس قرآن پاداش را با تعبیر «وَجَزَاهُم بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِیرًا» توضیح میدهد. آنان به سبب صبری که در مسیر بندگی داشتهاند، بهشت و لباسهای حریر دریافت میکنند.
بعد، تصویر بهشت گستردهتر میشود سایههای آرام، میوههایی که به آسانی در دسترساند، ظرفهای نقرهای، جامهایی، چون بلور، نوشیدنی آمیخته با زنجبیل و چشمهای به نام «سَلْسَبِیل». متن آیات این توصیفها را پیوسته در کنار هم قرار میدهد.
بزرگترین نعمت، «شراب طهور» است
در اوج این توصیف، آیه ۲۱ میگوید «وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا». این بار سخن از نوشیدنیای است که خودِ پروردگار به آنان مینوشاند؛ تعبیری که در میان مجموعه نعمتهای مادی و معنوی بهشت، جایگاهی ویژه دارد؛ و سرانجام آیه ۲۲ میگوید «إِنَّ هَٰذَا کَانَ لَکُمْ جَزَاءً وَکَانَ سَعْیُکُمْ مَشْکُورًا»؛ اینها پاداش شماست و تلاش شما مورد قدردانی قرار گرفته است. یعنی هیچکدام از آن رفتارهای خالصانه، از وفای به نذر گرفته تا بخشیدن غذایی که خود انسان دوست دارد، در نظام الهی گم نمیشود.
بعد از توصیف بهشت، نوبت صبر پیامبر میرسد
از آیه ۲۳ فضای سوره تغییر میکند «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ تَنْزِیلًا». پس از بیان سرنوشت نیکوکاران، خطاب به پیامبر (ص) میرسد و مأموریت او را یادآوری میکند «فَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ»؛ در برابر حکم پروردگارت صبر کن.
آیه ۲۴ نیز هشدار میدهد که از گناهکار و کافر اطاعت نکند و آیه ۲۵ نسخه استمرار این مسیر را ارائه میدهد «وَاذْکُرِ اسْمَ رَبِّکَ بُکْرَةً وَأَصِیلًا». بنابراین، صفحه ۵۷۹ تنها تصویری از بهشت نیست، از یک سو الگوی بندگی و ایثار را نشان میدهد و از سوی دیگر به پیامبر یادآوری میکند که پیمودن این مسیر، بدون صبر و یاد دائمی خدا ممکن نیست.
منبع: فارس