باشگاه خبرنگاران جوان - ماجرای منطقه راهبردی «علی الطاهر» در جنوب لبنان طی روزهای اخیر به یکی از موضوعات مورد توجه در روایتهای مربوط به تحولات میدانی منطقه تبدیل شده است؛ موضوعی که روایتهای متفاوتی درباره اهمیت این ارتفاع، میزان حضور نیروهای حزبالله در آن، نحوه تخلیه مواضع و همچنین تلفات این گروه مطرح شده است.
احمد زارعان، کارشناس مسائل بینالملل در همین زمینه میگوید: برخلاف تصویری که از اهمیت فوقالعاده این نقطه و حضور گسترده نیروهای حزبالله در آن ارائه شده، «علی الطاهر» محل استقرار مرکز فرماندهی و اتاق عملیات اصلی حزبالله نبوده است؛ در عین حال، این ارتفاع از موقعیت جغرافیایی و عملیاتی قابل توجهی برخوردار بوده و در ساختار دفاعی حزبالله مورد استفاده قرار میگرفته است.
تفکیک میان اهمیت نظامی ارتفاع «علی الطاهر» و ادعای استقرار مراکز اصلی فرماندهی حزبالله در این منطقه بسیار مهم است. تپه علی الطاهر موقعیت مهمی برای حزبالله محسوب میشد، اما مراکز اصلی فرماندهی و ذخایر راهبردی حزبالله در این نقطه قرار نداشت.

این تفکیک از آن جهت اهمیت دارد که در روایتهای منتشرشده پیرامون عملیات، گاه این تصور ایجاد شده که این ارتفاع یکی از مهمترین مراکز فرماندهی حزبالله بوده و از دست رفتن آن به معنای از بین رفتن بخش قابل توجهی از ساختار عملیاتی رزمندگان است.
دو تونل اصلی در این منطقه وجود داشت که برای استقرار رزمندگان و اجرای عملیات دفاعی و تهاجمی مورد استفاده قرار میگرفت. وجود شبکههای زیرزمینی یکی از عناصر مهم در الگوی دفاعی حزبالله در جنوب لبنان محسوب میشود. چنین ساختاری امکان جابهجایی نیرو، تجهیزات و مهمات و همچنین حفظ بخشی از توان عملیاتی در برابر حملات هوایی و توپخانهای را فراهم میکند.
در این چارچوب، اهمیت تونلها صرفاً به عنوان محل استقرار نیرو محدود نمیشود؛ بلکه شبکه زیرزمینی میتواند بخشی از سازوکار پدافندی و عملیاتی یک نیروی نامتقارن باشد؛ بهویژه در شرایطی که طرف مقابل از برتری هوایی و تسلیحات دورایستا برخوردار است.
باید به یاد داشته باشیم حتی در صورت هدف قرار گرفتن یا سقوط یک موقعیت سطحی، نباید آن را به معنای نابودی فوری ساختار عملیاتی زیرزمینی یا فرماندهی تلقی کرد.

تخلیه بخش عمده تونلها پیش از آغاز عملیات اسرائیل
طبق اطلاعات منابع خبری هنگام آغاز عملیات رژیم اسرائیل، تونلها عمدتاً تخلیه شده بودند و کمتر از ۵۰ نیروی حزبالله در آنها حضور داشتند. این ادعا در واقع بخش مهمی از روایت مربوط به میزان تلفات و خسارات واردشده به حزبالله در جریان عملیات را شکل میدهد.
اگر این روایت را مبنا قرار دهیم، عملیات رژیم اسرائیل علیه این ارتفاع در شرایطی انجام شده که بخش قابل توجهی از نیروهای مستقر در تونلها پیش از آغاز حمله از منطقه خارج شده بودند. در نتیجه، میزان نیروهایی که در زمان آغاز عملیات در معرض مستقیم حملات قرار داشتند، بسیار کمتر از اعدادی بوده که ممکن است در برخی روایتها درباره حضور گسترده نیروهای حزبالله مطرح شده باشد.
این موضوع همچنین با مسئله جنگ اطلاعاتی و روایتسازی پیرامون دستاوردهای میدانی ارتباط پیدا میکند؛ چرا که میزان واقعی نیروهای حاضر، نوع هدف و میزان خسارات واردشده، از جمله عواملی هستند که میتوانند ارزیابی افکار عمومی از یک عملیات نظامی را تغییر دهند؛ در عین حال باید این موضوع را هم درنظر گرفت که خروج نیروها به معنای پایان درگیری نبوده است.

بر اساس روایت ارائهشده، نیروهای حزبالله در جریان تخلیه منطقه، همزمان با حمله و مقاومت در برابر نیروهای اسرائیلی، با تشدید آتش اسرائیل نیز مواجه بودند که نیروهای حزبالله در برابر حمله مقاومت کرده و همزمان با تشدید آتش اسرائیل، بهتدریج منطقه را تخلیه کردهاند.
این بخش از روایت، ماجرای علی الطاهر را نه به شکل یک «سقوط ناگهانی و بدون مقاومت»، بلکه به عنوان یک روند عملیاتی چندمرحلهای توصیف میکند؛ روندی که در آن نیروها ابتدا تلاش کردهاند در برابر حمله مقاومت کنند و سپس با افزایش فشار و شدت آتش، از موقعیت خارج شدهاند.
در چنین شرایطی، تخلیه یک موقعیت نظامی لزوماً به معنای شکست کامل ساختار عملیاتی یک طرف نیست. نیروهای نظامی ممکن است در شرایط برتری آتش دشمن، با هدف حفظ نیروی انسانی و جلوگیری از وارد شدن تلفات بیشتر، یک موقعیت مشخص را ترک کنند و به مواضع دیگر منتقل شوند.

بنا بر گفته این کارشناس مسائل بینالملل روایت احمد زارعی، در جریان نبرد و تخلیه علی الطاهر، مجموع شهدای حزبالله ۸ نفر اعلام شده است. این عدد در مقابل برخی روایتهایی قرار میگیرد که درباره تلفات سنگین و گسترده نیروهای حزبالله در این منطقه منتشر شدهاند.
البته برای ارزیابی دقیق این اختلاف، باید میان آمارهای رسمی، ادعاهای طرفهای درگیر و گزارشهای مستقل تفاوت قائل شد. آمار تلفات در جنگها از جمله اطلاعاتی است که معمولاً بهسرعت تحت تأثیر فضای تبلیغاتی و محدودیت دسترسی رسانهها به میدان قرار میگیرد و ممکن است روایتهای متفاوتی درباره آن منتشر شود.
چرا سقوط علی الطاهر برجسته شد؟
رژیم کودک کش اسرائیل سقوط علی الطاهر را بهعنوان یک دستاورد مهم برجسته کرد؛ چرا که این موضوع بیش از همه کارکرد تبلیغاتی و انتخاباتی داشت.
این ادعا باید در چارچوب فضای سیاسی و رسانهای اسرائیل بررسی شود. در جنگها، تصرف یا کنترل یک موقعیت جغرافیایی میتواند علاوه بر ارزش نظامی، دارای اهمیت نمادین نیز باشد. نمایش یک عملیات به عنوان دستاورد نظامی میتواند بر برداشت افکار عمومی از عملکرد ارتش و دولت اثر بگذارد.
در این چارچوب، ارتفاع علی الطاهر به دلیل موقعیت جغرافیایی و قرار گرفتن آن در جنوب لبنان، ظرفیت تبدیل شدن به یک نماد رسانهای را نیز داشته است. بنابراین، مسئله فقط کنترل یک ارتفاع نیست؛ بلکه چگونگی روایت این رخداد برای افکار عمومی نیز بخشی از ماجرا محسوب میشود.
نکته مسلم این است این ارتفاع برای حزبالله دارای اهمیت بوده، اما مرکز اصلی فرماندهی یا محل نگهداری ذخایر راهبردی این گروه محسوب نمیشده است. در این منطقه دو تونل اصلی برای استقرار نیرو و اجرای عملیات دفاعی و تهاجمی وجود داشته که پیش از آغاز عملیات اسرائیل، بخش عمده تونلها تخلیه شده بود و کمتر از ۵۰ نیروی حزبالله در آنها حضور داشتند.